![]() |
|
ضرب المثل های فارسی |
ضربالمثلهای فارسیاز ویکیگفتاورد
آ· «آب از دستش نمیچکه.» · «آب از سرچشمه گلآلوده.» · «آب از آب تکان نمیخوره.» · «آب از سرش گذشته.» · «آب از آب تکان نخورد.» · «آب پاکی روی دستش ریخت.» · «آب در کوزه و ما تشنهلبان میگردیم.» · «آب را گلآلود میکنه که ماهی بگیره.» · «آب را باید از سرچشمه بست.» · «آب زیر پوستش افتاده.» · «آب که یه جا بمونه، میگنده.» · «آبکش رو نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری.» · «آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه صد نی.» · «آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه.» · «آب گرونتر از بنزین شد.» · «آب نمیبینه و گرنه شناگر قابلیه.» · «آبی از او گرم نمیشه.» · «آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد.» · «آخر شاه منشی، کاهکشی است.» · «آخوندنباتی یعنی کشک» · «آخوند نباشد درد و غم» · «آدم، آ هست و دم.» · «آدم از کوچکی بزرگ میشود.» · «آدم با کسی که علی گفت، عمر نمیگه.» · «آدم بد حساب، دوبار میده.» · «آدم بهکیسهاش نگاه میکند.» · «آدم پول پیدا میکند، پول، آدم را پیدا نمیکند.» · «آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره.» · «آدم خودش بمیرد هوادارش نمیرد.» · «آدم خوش معامله، شریک مال مردمه.» · «آدم دانا به نیشتر نزند مشت» · «آدم دست پاچه، کار را دوبار میکنه.» · «آدم دست پاچه دوبار میشاشه.» · «آدم زنده، زندگی میخواد.» · «آدم زنده وکیل وصی نمیخواد.» · «آدم گدا، اینهمه ادا؟» · «آدم گرسنه، خواب نان سنگک میبینه.» · «آدم گرسنه، یاد پلوی عروسیش میافته.» · «آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه.» · «آردها مونو بیختیم، الکها مونو آویختیم.» (آرد خود را بیختیم، آردبیز را آویختیم.) · «آرزو بر جوانان عیب نیست.» · «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است// با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» حافظ · «آستین نو، پلو بخور» · «آسوده کسی که خر نداره// از کاه و جوش خبر نداره.» · «آسیا به نوبت.» · «آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه.» · «آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بینمک.» (آشپز که دوتا شد ،آش یا شور میشه یا بینمک ) · «آش با جاش.» · «آش نخورده و دهن سوخته.» · «آش اینجا لواش اینجا کجا برم به از اینجا.» · «آفتابه خرج لحیمه.» · «آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی.» · «آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار میکنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه.» · «آمدم ثواب کنم، کباب شدم.» · «آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد.» · «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» شهریار · «آنان که غنیترند، محتاجترند.» ~ سعدی · «آنچه دلم خواست نه آن شد// آنچه خدا خواست همان شد.» · «آنرا که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟» · «آنقدر بارکن که بکِشد، نه آنقدر که بکُشد» · «آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه.» · «آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه.» · «آنقدر مار خورده که افعی شده.» · «آن ممه را لولو برد.» · «آنوقت که جیکجیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود؟» · «آن یکی میگفت اشتر را که هی// از کجا میآیی ای فرخندهپی// گفت: از حمام گرم کوی تو// گفت: خود پیداست از زانوی تو» · «آواز دهل شنیدن از دور خوشه.» [ویرایش] الف· «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار اند// تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری» سعدی · «اجاره نشین خوش نشینه.» · «ارزان خری، انبان خری.» · «از آب کره میگیره.» · «از آب گذشتهاست.» · «از آب گل آلود ماهی میگیره.» · «از اسب افتادهایم، اما از اصل نیفتادهایم.» · «از اونجا مونده، از اینجا رونده.» · «از اون نترس کههای و هوی داره، از اون بترس که سر به تو داره.» · «از این امامزاده کسی معجزه نمیبینه.» یا «این امامزاده کور میکنه ولی شفا نمیده.» · «از این دم بریده هر چی بگی برمیاد.» · «از این ستون به آن ستون فرجه.» · «از بیکفنی زندهایم.» · «از تنگی چشم پیل معلومم شد * کآنان که غنیترند محتاجترند.» ~ سعدی · «از تو حرکت، از خدا برکت.» · «از حق تا ناحق چهار انگشت فاصلهاست.» · «از خر افتاده، خرما پیدا کرده.» · «از خرس موئی، غنیمته.» · «از خر میپرسی چهارشنبه کیه؟» · «از خودت گذشته، خدا عقلی به بچههات بده.» · «از درد لاعلاجی به خر میگه خانمباجی.» · «از دور دل و میبره، از جلو زهره رو.» · «از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه.» · «از شما عباسی، از ما رقاصی.» · «از کوزه همان برون تراود که در اوست.» ((گر دایره کوزه ز گوهر سازند)) · «از کیسه خلیفه میبخشه.» · «از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند.» · «از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد.» · «از ماست که بر ماست.» · «از مال پس است و از جان عاصی.» · «از مردی تا نامردی یک قدم است.» · «از من بدر، به جوال کاه.» · «از نخورده بگیر، بده به خورده.» · «از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن.» · «از هر چه بدم اومد، سرم اومد.» · «از هول هلیم افتاد توی دیگ.» · «از یک گل بهار نمیشه.» · «از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه.» · «اسباب خونه به صاحبخونه میره.» · «اسب پیشکشیرو، دندوناشو نمیشمرند.» · «اسب تازی در طویله گر ببندی پیش خر// رنگشان همگون نگردد، طبعشان همگون شود» میرزا حبیب روحی (اسب و خر را که یک جا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند.) · «اسب تازی شده مجروح بهزیر پالان// طوق زرین همه در گردن خر میبینم» حافظ · «اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور.» · «اسب دونده جو خود را زیاد میکنه.» · «اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده.» · «اسب لاغر میان به کار آید// روز میدان نه گاو پرواری» سعدی · «اسبها را نعل میکردند، کک هم پایش را بلند کرد.» · «استاد علم!- این رنگ بهعلم نبود.» (اوسا علم! این یکی رو بکش قلم!) · «استخری که آب نداره، این همه قورباغه میخواد چهکار؟» · «استخوان لای زخم گذاشتن.» · «اصل کار بر و روست، کچلی زیر موست.» · «افادهها طبق طبق سگها به دورش وق وق.» · «افتادگی آموز اگر طالب فیضی// هرگز نخورد آب زمینی که بلند است» پوریای ولی · «اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد.» · «اگر بیلزنی، باغچه خودت را بیل بزن.» · «اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره.» · «اگر چاه آب ندارد، برای مقنی نان دارد.» · «اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد.» · «اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه میبینمت بچشم آن وختی.» · «اگر برکهای پر کنند از گلاب// سگی در وی افتاد کند منجلاب» سعدی · «اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش به آسمان میرسید.» · «اگر تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم.» · «اگر جراحی، پیزی خودتو جا بنداز.» · «اگر خدا بخواهد، از نر هم میدهد.» · «اگه خالهام ریش داشت، آقا دائیم بود.» · «اگه خیر داشت، اسمشو میگذاشتند خیرالله.» · «اگر دانی که نان دادن ثواب است// تو خود میخور که بغدادت خرابست.» · «اگه دعای بچهها اثر داشت، یک معلم زنده نمیموند.» · «اگه زاغی کنی، زیقی کنی، میخورمت.» · «اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی.» · «اگر علی ساربان است، میداند شتر را کجا بخواباند.» · «اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد.» · «اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره.» · «اگه لر به بازار نره بازار میگنده.» · «اگه مردی، سر این دسته هونگ (هاون) و بشکن.» · «اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه.» · «اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو میکشه.» · «اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم.» · «اگه نشاشیدی، شب درازه.» · «اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد.» · «اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یکساعته شوهر میده.» · «اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر.» · «امان از خانهداری، یکی میخری دو تا نداری.» · «امان از دوغ لیلی، ماستش کم بود آبش خیلی.» · «اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد» سعدی · «انگور خوب، نصیب شغال میشه.» · «اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام.» · «اول بچش، بعد بگو بینمکه.» · «اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن.» · «اول بقالی و ماست ترشفروشی.» · «اول جلو خونه خودت جارو کن بعد خونه همسایه.» · «اول پیاله و بد مستی.» · «اول، چاه را بکن، بعد منار را بدزد.» · «ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک.» · «این بو که میاید بوی کباب نیست بلکه خر داغ میکنند.» (اینجا گوشت کباب نمیکنند بلکه خر داغ میکنند.) (از دور بوی کباب میاد، از نزدیک خر داغ میکنند.) · «این تو بمیری، از آن تو بمیریها نیست.» · «اینجا کاشان نیست که کپه با فعله باشد.» · «این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه.» · «این دغل دوستان که میبینی// مگسانند گرد شیرینی.» · «این قافله تا به حشر لنگ است.» · «اینکه برای من آوردی، ببر برای خالهات.» · «اینو که زائیدی بزرگ کن.» · «این هفتصد دینار، غیر از آن چاردهشاهی است.» · «اینهمه چریدی دنبهات کو؟» · «اینهمه خر هست و ما پیاده میریم.» [ویرایش] ب· «با آل علی هرکه در افتاد، ور افتاد.» · «با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت.» · |