شماره 101- بروزرسانی: شنبه 24/6/1386  

بازگشت به صفحه اصلی

ردي دوزخ


احمد زاهدي لنگرودي


به‌خاطره‌ي يازدهم سپتامبر كه باور نمي‌كنم

اين روزها
گه‌گاه،
روزنامه را كه باز مي‌كني
يك ساختمان مي‌ريزد بيرون.

من،
هذيان‌هاي يك سطل آبم
كه خالي مي‌شود
پشت راه تو كه برنمي‌گردي.

ما در هوا جامانده‌ايم
كه ساختمان ريخته.

كسي كه يعني، من است
ومن يعني كسي كه
پشت سر تو سرريز مي‌شود؛ اشك

اين‌روزها، اين برج
در روزنامه‌ها اگر نباشد
خاطره مي‌شود و فراموش
فراموش ِ تو كه رفته‌اي
و
من در هوا جامانده
با سطل خالي آبي در دستم.

سطل زباله زبانه مي‌كشد و جهنم!

اين
‌روزها
روزهاي خوبي كه نيست؟
هست.


11 سپتامبر
ناكجاويران
 

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید