![]() |
|
شماره 105- بروزرسانی: دوشنبه 2/7/1386 |
|
حاشيه يي بر حوادث هنگام کار
تلفاتي بيش از جنگ
طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی، سالانه یکصدو بیست میلیون حادثه شغلی در جهان اتفاق میافتد/ عکس: رویترز
آنچه در اذهان ما به عنوان مظاهر اصلي کشتار در تاريخ بشر نقش بسته محدود است به دو جنگ جهاني، کوره هاي آدم سوزي، ناکازاکي و هيروشيما، جنگ ويتنام، جنگ عراق عليه ايران، جنگ امريکا عليه عراق و... در اين ميان هم جانيان مشخصند و هم قربانيان شان. اما جنگي اعلام نشده در متن جامعه در جريان است که قربانيانش از نظر کمي بسيار بيشتر از نمونه هاي برجسته جنايات در تاريخ هستند. اين نبرد همان قدر آدم روانه گورستان مي کند که هرکدام از اين جنگ هاي تاريخ بشر کرده اند، بي آنکه نشاني از جنايتکار باشد. طبق گزارش سازمان بهداشت جهاني، سالانه يکصدوبيست ميليون حادثه شغلي در جهان اتفاق مي افتد که در نتيجه آن سه ميليون و پانصد هزار نفر از کارگران جان خود را از دست مي دهند. يعني روزانه حدود نه هزار و ششصد نفر... مثلاً همين چند هفته پيش بود که کارگران معدني در امريکا زير ميليون ها تن خاک مدفون شدند و... در ايران هيچ منبعي وجود ندارد تا آمار واقعي حوادث ناشي از ناامني محيط کار را بازگو کند و ما تنها با کنار هم قرار دادن آمارهاي متناقضي که ارائه مي شود مي توانيم به گوشه يي از حقيقت دست يابيم. طبق اين آمارها تنها 5 درصد از کارگران که در صنايع بزرگ کار مي کنند مورد معاينه ادواري قرار مي گيرند. اما با توجه به منابعي چون سازمان تامين اجتماعي يا پزشکي قانوني مي توان به طور تخميني به عمق فجايع ناشي از ناامني محيط هاي کارگري در ايران پي برد. بنابر گزارش سازمان تامين اجتماعي، سالانه شمار حوادث ناشي از ناامني کار رو به افزايش بوده و از شانزده هزار و سيصد و هشتاد و سه مورد در سال 82، به بيست وپنج هزار مورد در سال 85 رسيده است.
سعي مي کنم کارگراني را که از دور يا نزديک شاهد مرگ شان در محيط هاي کاري بوده ام به خاطر بياورم و ثبت کنم. اين تنها راهي است که براي فراموش نکردن بلدم. شکست بزرگ در اين جور مواقع هميشه فراموشي است.
يکم- سال 84، دقيقاً در همين روزها افق شماره دو معدن باب نيزو منفجر شد و 9 نفر از کارگران معدن در عمق 240 متري زمين کشته شدند. چند ساعت بعد از اين حادثه در پزشکي قانوني کرمان جنازه کارگران را کف زمين خوابانده بودند اما چيزي به هيبت انسان روي زمين نبود. جنازه ها چنان متلاشي شده بودند که حتي خانواده هايشان هم به راحتي نمي توانستند آنها را بشناسند.
کارگران معدن به دليل تنفس مداوم پنج درصد گاز متان حين کار، ريه هايشان پر از مواد انفجاري شده بود و اين چنين وقتي جرقه يي زده شد نه تنها تمام هواي تونل، بلکه آن مقدار گاز متاني که در ريه آنها انباشته شده بود هم منفجر شد. حاصل جنازه هايي بودند از هيبت انساني خارج شده. با سينه هاي شکافته و... کارگراني که آمده بودند چند ساعتي کار کنند.
دوم- ارديبهشت ماه سال 82، کارگران يک کارخانه توليد کود شيميايي در ساوه به آخرين ساعات کار روزانه نزديک مي شدند که ناگهان دو نفر از آنها دچار ضعف شديد شده و به بيمارستان منتقل شدند. در بيمارستان علائم مسموميت در آنها آشکار شد و به شدت گسترش يافت؛ اسهال و استفراغ خوني، سردرد، درد شکم، تب و لرز و خونريزي شديد داخلي از علائمي بود که در اين کارگران مشاهده مي شد. با گذشت چند ساعت، تعداد کارگراني که دچار علائم مسموميت شده بودند به 15 نفر رسيد.
در آزمايش هايي که روي اين 15 کارگر انجام گرفت مشخص شد مسموميت به دليل يک ماده شيميايي است که احتمال دارد «آرسنيک» باشد. به دليل شدت عارضه چهار نفر از اين کارگران به بيمارستاني ديگر منتقل و در آنجا بستري شدند که يکي از اين کارگران به خاطر مسموميت شديد و از کار افتادن کبد و کليه ها کشته شد.
سوم- مهر ماه سال 83، لباس کارگر کارخانه «سيمان سفيد دماوند» به دستگاه تراش گير کرد. دستگاه او را مکيد و بدنش را مثله کرد. کارگران تنها توانسته بودند دستگاه را خاموش کنند و کسي حاضر نبود جنازه را بيرون بکشد.
کارگري که کشته شد صبح همان روز هم دچار حادثه يي جزيي حين کار شده بود اما اجازه خروج از کارگاه را پيدا نکرد. او که 27 سال سابقه کار داشت طبق قانون مشاغل سخت و زيان آور مي بايست دو سال قبل از کشته شدنش بازنشسته مي شد.
عجيب آنکه طي سال 83 دو مورد ديگر حادثه منجر به مرگ در اين کارخانه گزارش شد.
چهارم- خردادماه امسال زن قاليبافي را در يکي از بيمارستان هاي مشهد بستري کردند. علائم بيماري او تب و تعريق و ضعف و سرفه هاي مزمن بود که پيش از اين پزشکان گمان مي کردند به خاطر ذات الريه است. پس از انجام معاينات دقيق تر و با گذشت پانزده سال از زمان ابتلا بالاخره مشخص شد که بيماري اين زن «سل» است. يکي از پزشکان اين کارگر معتقد بود که سقف کوتاه کارگاه قاليبافي و عدم تهويه مناسب و کافي فضاي مورد تنفس حين کار و احتمالاً مجاورت با بيماران مسلول ديگر موجب بيماري اين زن شده است.
پنجم- روز پنجشنبه 15 شهريور1386 يکي از کارگران يک کارخانه خودرو سازي در اثر سقوط پالت از روي ليفتراک جان خود را از دست داد. علي اکبر شورگشتي کارگر انبار ريخته گري در اثر يک حادثه جلوي چشم همکاران خود به طرز فجيعي کشته شد. چند روز بعد از اين حادثه؛ يعني روز دوشنبه بيست وششم شهريورماه 1386، ساعت چهار بعدازظهر يکي ديگر از کارگران جوان همين شرکت در سالن پرس در اثر برخورد با قالب دردم کشته مي شود. علي امامي کارگر 26 ساله سالن پرس که در شيفت دوم کار مي کرد در اثر حمل نادرست قالب با جرثقيل بين دو قالب گير مي کند و کشته مي شود. چهار سال پيش هم پيمان رضي لو کارگر همين کارخانه به دليل سرعت خط توليد در سن 28 سالگي سکته و هنگام اعزام به بيمارستان فوت کرد.
ششم- يکشنبه 25 شهريور 1386 دريک کارخانه فولاد يک کارگر بر اثر حادثه يي کشته شد. عليار علايي 45 ساله که از کارگران قراردادي بود؛ هنگام نظافت ريل هاي حمل گندله، بين ريل ها گير کرد و خفه شد.
کارگران نظافت صنعتي پارچه يي ضخيم و شبيه به مقنعه به سر مي کنند تا از نشستن گرد و خاک و غبار فلزات بر موهايشان جلوگيري کنند و نکته مهم اينکه کارگران نظافت صنعتي مجبورند حين گردش نقاله، کار نظافت را انجام دهند. در اين حادثه قسمتي از مقنعه حفاظتي کارگر بين نوار نقاله گير کرد و او را داخل دستگاه کشيد. همکاران عليار علايي او را از بين نوار نقاله بيرون کشيدند ولي او قبل از رسيدن آمبولانس جان خود را از دست داد. گرفته از: روزنامه اعتماد31 شهریور 86 |
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |