شماره 105- بروزرسانی: دوشنبه 2/7/1386  

بازگشت به صفحه اصلی

از بازخورد نظر خوانندگان...

 

احمد جواهریان

 

انقلاب دیجیتال به ایجاد امکان ارسال سریع مطالب و مقالات از طریق شبکهی اینترنت، چه در سایت ها و چه ایمیل برای خوانندگان و دریافت نظرات آنان انجامیده است. در روزگاران قدیم از نوشتن تا نشر زمان در خور تاملی وجود داشت و دیگر افرادی غیر از نویسنده را که ممکن بود متن را بارها بخواند و مشورت کند، درگیر کار می کرد. ما امروز می نویسیم و با یک کلید آن را بر روی شبکه می گذاریم و گاه ممکن است فرصت نباشد حتی به بازخوانی کافی آنچه نوشته ایم نیز بپردازیم. به نظر می رسد برای آن که مطلب مورد نظرمان موثر واقع شود، برای زمان های طولانی تر و مخاطبین وسیع تری قابل استفاده شود، و سوء برداشت هایی را باعث نگردد، بکار بستن نکاتی چند مفید فایده باشد.

بزرگان علوم رسانه ای معتقدند "پیام (یعنی آن چه رسانه به مخاطب می رساند) خود حاوی معنایی نیست، بلکه معنایی را در ذهن مخاطب برمی انگیزد". این معنای برخاسته در ذهن مخاطب ممکن است برخلاف انتظار نویسنده ی - برای مثال - یک مطلب، تاثیری متفاوت و حتی برعکس داشته باشد، چرا که مخاطبان یک‌دست نیستند و از پیشینه‌ی ذهنی و موقعیت اجتماعی یکسانی برخوردار نمی باشند. به همین دلیل استفاده ی بهینه از بازخورد نظرات برای بالا بردن تاثیر مطالب به امر مهمی بدل می شود که باید مورد توجه قرار بگیرد.

در فرهنگ استبدادی ما خیلی مرسوم نیست که کسی نظرات خودش را پیرامون مطالب ما به ما باز گرداند و معمولا تعداد خوانندگانی که نظری را به ما بازخورد می‌دهند، نسبت به کل خوانندگان آن مطلب بسیار اندک است. همین امر در بحث های شفاهی نیز صادق است. برای مثال وقتی در جمعی مباحثه ای در می گیرد، تعداد فعالان در بحث، اقلیت آن جمع را تشکیل می دهد و نه اکثریت آن و آن شرکت کنندگان فعال نیز بیشتر در پی بازگویی مطالب خود هستند تا ارائه نظراتشان پیرامون دیگر مطالب عنوان شده. به‌همین دلیل برای یک نویسنده ی جدی دیجیتال لازم است طیفی از این خوانندگان نظردهنده را گرد خود جمع کند، بازخورد لازم را باتشویق از آن ها دریافت دارد، با کمال دقت و وسواس آن ها را موشکافی کند و راه های بهبود اثرگذاری کار خود را از آن میان بیابد.

معمولا نظر دهنده با دقت نویسنده ی یک مطلب که مدتی را برای جمع آوری مطالب و تنظیم نظراتش صرف کرده، نظر نمی دهد، و ممکن است در بیان نظراتش حتی بسیار ناموفق تر باشد. به همین دلیل نباید دید انتقادی و پلیمیکی به نظرات او داشت و او را به نقد کشید. بلکه برخورد بهینه تر آن است که با وسواس در نظرات او دقیق شد. علت سوء برداشت های او را پیدا کرد، ارجاع آن را در مطلب نگاشته شده پی گرفت و به راهکار هایی اندیشید که با رعایت آن ها راه بر سوء برداشت ها بسته شود و نوشته های نویسنده ی مورد نظر موثر تر و قوی تر شوند.

گاه دیده می شود کسانی با نظر دهندگان پیرامون مطالب خود چنان برخورد می کنند که آن ها را از ارائه ی نظر پشیمان می کند. آن ها شروع به دفاع از آنچه نوشته اند می‌کنند و توضیحاتی را می دهند که تصور دارند خواننده باید از مطلب می فهمید. آن ها از میان نقطه نظراتی که خواننده ارائه می دهد، چیز هایی را درست و غلط بیرون می‌کشند و حول آن بحث پلیمیک راه می اندازند و خواننده را محکوم می کنند و با کنایه هایی به ریشه های "طبقاتی" عدم درک مخاطب، کار را پایان می دهند. نتیجه این شیوه‌ی برخورد تنها یک چیز است. کسی برایمان نظری ننویسد.

شاید بهتر باشد در مقابل مخاطب، شنونده باشیم تا گوینده، سئوال کنیم تا به ارائه جواب بپردازیم و به بهبود کارهای آتی مان بیندیشیم تا مجاب کردن او. شاید بهتر باشد قبل از نشر یک مطلب، کسانی را داشته باشیم که آن را بازخوانی کنند و نظراتشان را با اشتیاق و بی پرده به ما بگویند. انتخاب درست این افراد در توانمند نمودن قلم یک نویسنده بسیار موثر است. مهم نیست که نظر دهنده چند پاراگراف حرف بزند. ممکن است با جابجایی یک کلمه، اضافه کردن یک جمله و یا حذف آن و یا تغییر کوچکی در کار به انسجامی قوی تر دست یافت و رضایت مخاطبان را در درک صحیح تر نظرات  حاصل نمود.

اگر مخاطب نه در جایگاه نظر دهنده، بلکه منتقد مطلب قرار دارد، می توان از او خواست که بجای ارائه نظر خود، نقدی بر مطلب بنویسد و نقطه نظرات دیگرش را عنوان کند. تقابل نظرات قطعا به روشن تر شدن مطلب کمک خواهد کرد. ارائه نظر پیرامون بهبود یک مطلب را نباید با نقد سیستماتیک آن اشتباه گرفت. این ها دو مطلب متفاوت اند.

 

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید