![]() |
|
شماره 114- بروزرسانی: پنجشنبه 19/7/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
کاوه عظيمی انسانی زحمتکش؛ مبارزی مردمی، ميهندوستی دلير، و
انترناسيوناليستی پر شور
المیرا مرادی – انوشه کیوان پناه
بياد رفيق کاوه عظيمی انسانی زحمتکش؛ مبارزی مردمی، ميهندوستی دلير، و انترناسيوناليستی پرشور. درگذشت نابهنگام همکار و همرزم مهربان و پرکارمان، کاوه عظيمی، را به خانواده، ياران، همرزمان و دوستان او تسليت می گوييم. کاوه ساده زيست، راه خود را از ميان غبارهای تيره بدرستی برگزيد، و با همه توان زندگی، کار و پيکار خود را وقف گام زدن در آن راه و کمک به همراهان نمود. کاوه انسانی منضبط و به معنی واقعی کلمه اجتماعی بود. در شرايطی که ويروس اتميزه شدن و اتميزه کردن در محيط سياسی مهاجرت شيوع پيدا کرده بود، و برخی از فعالين يا در گوشه انفعال خزيده و يا فعاليت با احزاب حاکم در کشورهای سرمايه داری را در پيش گرفته بودند؛ در شرايطی که طرد «سوسياليسم اردوگاهی» اسم رمز فرار از اردوی کار و زحمت شده بود؛ در زمانی که شيپور پايان تاريخ را نواخته بودند و گروه گروه از ميدان مبارزه طبقاتی می گريختند؛ در زمانی که حداکثر طلبی و بی صبری مانند موريانه به پيکر برخی از تنومندترين درخت های جنگل کار افتاده بود؛ رفيق کاوه نه فقط به بيراهه نيافتاد، بلکه با يک تصميم ساده ولی پر معنا در کلی ترين زمينه ها اعلام موضع کرد: او در صفوف حزب کمونيست آمريکا به مبارزه ادامه داد.
چه موضع گيری استوار و همه جانبه ای! کاوه با اين تصميم ساده برای گوش های شنوا ، يک دنيا حرف داشت، و با زندگی و مرگ نابهنگام خود درستی اين تصميم را به نمايش گذاشت. کاوه مبارز زحمتکشی بود که با رانندگی برای يکی از شرکت های بزرگ و فرامليتی آمريکا امرار معاش می کرد. در سال های اخير، فعاليت های سياسی و مبارزاتی او به صفحات «دنيای ما»، يا کنفرانس های ملی و محلی حزب محدود نمی شد. کاوه در محل کار ، در ميان همکاران، در سنديکايی که برای بقای آن و تأمين حقوق اعضايش دست به همه نوع فداکاری می زد، و با پخش نشريات حزبی در مسير کار خود در سرتاسر آمريکا، در مبارزه دائم برای بهتر کردن جهان بود. کاوه بعلت عضویت در حزب کمونیست آمریکا و فعاليت های صنفی - سياسی خود در محل کار مورد غضب مديريت قرار گرفت و پس از شانزده سال کار، بدون گرفتن مزايا و بدون بيمه درمانی از کار اخراج شد. کاوه يکبار ديگر به دليل باورها و نظراتش مورد بی مهری «روسای سنديکايی» قرار گرفت- رهبران اتحاديه ای که آنهمه برای آن مايه گذاشته بود از حضور در دادگاه حکميت و ادای شهادت در دفاع از او سر باز زدند- اما اين بار هم در باور او به کار و پيکار خللی وارد نشد. از دست دادن کار و بيمه درمانی، امر درمان فوری بيماری قلبی او را به تعويق انداخت. بايد اول کار ديگری پيدا می کرد و منتظر بکار افتادن بيمه جديد می شد. آخرين بار در ماه آگوست او را در تورنتو ديديم. برای خداحافظی آمده بود. می دانست جراحی عمده و پر خطری در پيش دارد. انجمن دوستی کانادا- کوبا بیست و ششمین سالگرد تاسیس اش را همزمان با سالگرد «مونکادا» در "سیتی هال" تورتنو جشن گرفته بود و به اين مناسبت مراسم باشکوهی برگزار می شد. هيجان و شادی شرکت در آن مراسم را در وجود او می شد ديد، بخصوص وقتی در گفتگو با سفير ونزوئلا و سرکنسول کوبا و دبيرکل حزب کمونيست کانادا از همبستگی مردم ايران با مردم کوبا و ونزوئلا و انقلاب و رهبران آن کشورها سخن گفت. همانجا سفیر از او برای سفر به کوبا دعوت کرد، که ما بلافاصله با خنده گفتیم که رفیقمان کاوه در آمریکا زندگی می کند و همانطور که می دانید در آمریکا برای افراد عضو حزب کمونیست که به کوبا سفر کنند، در بازگشت مجازات زندان در نظر می گیرند. اما او آرزو داشت به کوبا سفر کند و اظهار داشت : «وضع قلبم که درست بشه حاضرم سه ماه مجازات زندان برای سفر به کوبا را بخرم.» در تورنتو ، غروبی با هم به تماشای فيلم «سيکو» ساخته مایکل مور رفتیم. کاوه در سالن نمايش، آن روی شلوغ خودش را به نمایش گذاشت. با دیدن صحنه های مختلف فیلم به هیجان می آمد و با صدای بلند می گفت «همينطوره! زندگی و وضع ما در آمريکا دقيقا همينطوره»، و تماشاچيان در سالن با خنده های خود او را تاييد می کردند. ماه گذشته تصميم خود را گرفت. بيماری قلبی او به مرحله ای رسيده بود که عدم درمان آن به معنی خودکشی بود. وضعيت اسفبار بيمه و درمان برای زحمتکشان در قلب جهان سرمايه داری طوری است که کاوه بعد از عمل جراحی ( پیوند دریچه و شاهرگ آئورت و عمل ریه) بسيار پپچيده ای- که حداقل چند ماه مراقبت نزديک از بيمار را می طلبيد- بعد از مدتی کوتاه از بيمارستان مرخص (اخراج) و بدون همراه کردن پرستاری با او ، روانه خانه شد. در آخرين صحبت تلفنی با او، استفاده از پرستار خصوصی در خانه را پيشنهاد کرديم. با همان صدای گرم و مهربان گفت «آخه رفقا روزی 90 دلار را از کجا بياريم؟» گفتيم نگران نباش يه کاری می کنيم، جور می شه. پاسخ داد «نه، وضع شما را هم که می دونم.» ماه گذشته تصميم خود را گرفت. دو هفته بعد از عمل که وضع او رو به وخامت نهاد، در مراجعه به بيمارستان محل جواب نه شنيد، همراه با معطلی در ترافيک تا رسيدن به بيمارستان بعدی، در واقع زمان لازم برای کمک فوری به بيمار هدر رفته بود و يار ما ساعاتی بعد در بيمارستان درگذشت. کاوه رويای جنگيدن در کوه های کردستان يا رفت و آمد در تالارهای مجلل پارلمان های آمريکايی و اروپايی را نداشت. او عرصه های مبارزه را بروشنی برای خود تعريف کرده بود، و صبورانه و فروتنانه در آن عرصه ها حضور فعال داشت. يکی از عرصه های فعاليت های او، مبارزه برای حقوق نزديک به 100 ميليون شهروند آمريکايی بود که بطور دائم يا موقت، از حداقل بيمه درمانی محرومند. او بدرستی پی برده بود که مبارزه برای بهبود زندگی زحمتکشان، حتا در آخرين و خاراترين دژ سرمايه داری جهانی، بخشی از مبارزه استراتژيک اردوی کار است. مرگ نابهنگام او که عواملی مانند عدم دسترسی به خدمات درمانی لازم- تا حد استفاده از آمبولانس برای رفتن به بيمارستان- در آن موثر بود، درستی راهی که کاوه تا آخرين نفس ها در آن گام زد را نشان می دهد. يادش گرامی و راهش پر رهرو باد!
گرفته از دنیای ما http://www.donyayema.info/articles_detail.php?aid=805
|
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |