![]() |
|
شماره 116- بروزرسانی: سه شنبه 24/7/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
دولتمردی نابغه، سیاستمداری بی همتا و رهبری توانا
بمناسبت ١٢۵ سال تولد یوسف استالین
تجارب حکومتی
(قسمت پنجم)
گنادی زیوگانوف ا.م. شیزلی
بررسی و پیگیری تجارب استالین، پیش از همه، به معنی درک دوران حاضر، نیروهای مؤثر اجتماعی – سیاسی آن و ماهیت حاکمیت می باشد.
ما، کمونیستهای روسیه امروزی هم، بطور واضح به مردم می گوئیم که، نهادها و ارگانهای حاکمیت بورژواــ دموکراسی شکل گرفته در طول دههی اخیر، فقط یک صحنه آرائی است برای پوشاندن رژیم خشن وخودکامهی برقرار شده در کشور، یعنی، دقـیقـا به همین ترتیب عمل میکـنیم. روسیه در تقسیم جهانی قدرت منبع تأمین مواد خام، تأمین کـننده شکوفائی آن بخش کوچکی از مردم روی زمین است که، در کشورهای «میلیاردر طلائی» به رهبری آمریکا و متحدان ناتوئی آن، متمرکز شده اند.
ما فکر می کـنیم، ماهیت حاکمیت امروزی روسیه مثل همه حاکمیتهای بورژوازی که، استالین تعریف می کـند، روشن است: «... ترکیب دولت تعیین می شود و کنسرنهای عظیم مالی بر کار آنها نظارت می کـنند. درهیچ یک از «حاکمیتهای» سرمایه داری، حتی یک دولت برخلاف ارادهی سرکردگان کنسرنهای بزرگ مالی، نمی تواند تشکیل شود: همچنان که، گفته شد، فقط یک فشار اقتصادی برای پراندن وزرا از مقام خود کافی است. و این نشانهی اعمال کـنترل بانکها بر دولتها، علیرغم کـنترل ظاهری پارلمانهاست». آیا این عملا تصویر واقعی همه هیئت وزیران دوره های یلتسین و پوتین نبوده است؟
ما می توانیم مجلس «دوما»ی فعلی روسیه را که، جفت ارگانیک کابینه کاسیانوف و فرادکوف می باشد با چنین کابینهی وزیرانی در یک ردیف قرار دهیم. در این صورت ما باید با این نوشتی استالین موافق باشیم: «دوما، پارلمان نیم بندی است. این پارلمان... در حرف حق تصمیم گیری دارد ولی، عملاً از حق رأی مشورتی برخوردار است...». و حاکمیت روسیه در طول تمام دورهی پس از شوروی سعی کرده است چنین پارلمانی را سرهم بندی کـند. بدرستی کمونیستها هم در مقابل چنین پارلمانتاریسمی در روسیه، ایستادگی می کـنند.
ما، وظیفهی خود می دانیم که، تمام سعی خویش را در جهت تبدیل پارلمان به ارگان سازمانده مقاومت در مقابل رژیم ضدمردمی به کار گیریم. این، هدف اصلی ما درمبارزهی انتخاباتی، بعنوان مهمترین مرحله در راه بدست گرفتن حاکمیت می باشد.
در همین رابطه، گزینش نامزدهای انتخاباتی و تعیین مسئولیت واقعی نمایندگان در مقابل انتخاب کـنندگان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مردم باید حق بازپس گیری رأی خود از نمایندگانی داشته باشند که، وعده های برنامه انتخاباتی خود و توصیه های انتخاب کـنندگان را اجرا نمی کـنند.
ما، ضرورت مبارزه با آن مجلس قانونگزاری را که، از استالین خصمانه انتقاد می کـند و امروز، خلق ما را تحقیر می کـند، درک می کـنیم. استالین می گوید: «پیش از برگزاری انتخابات، در دورهی مبارزات انتخاباتی، کاندیداها برای مردم چرب زبانی می کـنند، تملق میگویند، به اعتقاداتشان قسم می خورند، کلی وعده و وعید می دهند... در پایان انتخابات، وقتی که، کاندیداها حکم نمایندگی می گیرند، رابطه ها از بیخ وبن عوض می شود... نماینده تا انتخابات بعدی خود را مطلقا آزاد ، بدون وابستگی به مردم، به انتخاب کـنندگان، حس میکـند. می تواند از جبهه ای به جبهه دیگر برود، می تواند از راه درست به راه نادرست روی آورد، می تواند، در یک سری بند وبست های کاملا خطرناک شرکت کـند، می تواند به هر شکل که، می خواهد، پشتک وارو بزند، ــ نمایندهی آزاد... آیا می توان این رفتارها را طبیعی نامید؟ اصلا و ابداً، رفقا!». ما، مخالفان مقاوم حزب کمپرادورهای حاکم روسیه نیز، با اینها آشنا هستیم.
متاسفانه، بعضی از رفقای ما نیز به چنین بیماریهای پارلمانی، مبتلا می شوند. برخی از آنها، نتوانستند در زیر فشارهای حاکمان ثروت دوام بیاورند. در مقابل اغواهای زندگی سیر و آرام، در کشوری ویران و میرنده، به جبهه ویرانگران پیوستند.
نباید واقع بینی را از دست داد، همانطور که، استالین گـفت: چنین کمونیستهای «آراسته»ای همیشه در صفوف ما یافت خواهند شد. او بحق تأکید میکرد: «در روسیه، تأثیر مرگ پیشروان ادبیات و «رهبران» را نباید فراموش کرد. حضور کمونیستهای «آراسته» در دورههای بحران انقلابی شدت و در دوره های تجدید قوا تخـفـیف می یابد، ولی، همیشه، حضور خواهد داشت». امروز، روسیه به مرحله جدید پس از تشدید بحران وارد شده است. ما باید برای مقابله با سختی ها و تلفات، با چرخش تند در زندگی روسیه، آماده باشیم.
استالین هشدار داد، چنین افرادی، بارها و بارها با «زیاده گوئی و گریز از انتقاد از خود، خواهند گـفـت: باز هم این انتقاد از خود لعنتی، بازهم غلبه بر نارسائی های ما، ــ مگر ما نباید زندگی آرامی داشته باشیم؟» نه، هم آنها و هم ما، زندگی آرامی نخواهیم داشت. استالین می گـفت: برای غلبه بر خائنان، حزب، باید بخاطر هر یک از اعضای خود، بخاطر هرنمایندهی پارلمان مبارزه کـند.
کمونیستها و تروتسکیسم جدید
امروز، زمانی که، کمونیستهای روسیه با حملات و تلاشهای مذبوحانه برای متلاشی کردن حزب ما از درون مواجه می شوند، از نظر ما، بهره گیری از تجربهی مبارزه استالین با دشمنان داخلی جنبش کمونیستی که، در نقش ستون پنجم، برای اجرای سیاستهای ضد خلقی حاکمیت فعالیت می کـنند، اهمیت بسزائی کسب می کـند. تشخیص واقعیت مشی و اقدامات سیاسی این نیروها، افشای خطرات این تهدیدات جدید، بویژه تروتسکـیسم، از ارزش والائی برخوردار است. «... تروتسکیستهای امروزی، از نشان دادن سیمای واقعی خویش به طبقه کارگر در هراسند، از بیان آشکار و علنی اهداف و وظایف خود به آن، می ترسند، مجدانه چهرهی سیاسی خود را از این طبقه پنهان می کـنند و نگران از این هستند که، اگر طبقهی کارگر به اهداف واقعی آنها پی ببرد، آنها را مثل رانده شدگان و بیگانگان از خود دور خواهد ساخت. اینها، بویژه، نشاندهندهی آن است که، متد اصلی کار تروتسکیستها، عبارت از این است که، فعلا، از تبلیغ آشکار و شفاف دیدگاههای خود در میان طبقۀ کارگر خودداری نموده و در ورای پردهی تملق و چاپلوسی در مقابل نظریات مخالف، دیدگاههای خود را مزورانه و ریاکارانه لجن مال کـنند».
این تعریف، عملکرد گروه تیخونوف ــ سمیگین ــ پاتاپوف را، بعنوان ضربه ناگهانی از پشت به حزب در لحظات تعیین کـنندهی مبارزهی سیاسی، ترسیم می کـند.
تقلیدهای ناهنجار سیاسی، تلاش برای پذیرش دقیقا نام اختصاری دورهی استالینی به خود در حزب ما ــ حزب کمونیست سراسری روسیه (بلشویک)، کاربرد مکانیکی اصطلاحات مارکسیستی و اختفای آگاهانه در ورای محتوای غیر مارکسیستی آنها، نشان دادن توان چرخش ١٨٠ درجه ای از مواضع خود در اصولی ترین مسائل، چاپلوسی طمعکارانه به کسانی که، امروز به آنها نیاز دارند و بدنام کردن آنها، در صورت «عدم برآوردن خواستهایشان» ــ همهی اینها بخشی از فعالیتهای تروتسکیستهای جدید «تیخونوف ها» است، برای تسلط بر حزب کمونیست جمهوری فدراتیو روسیه.
استالین به تأکید می گـفت: «با این همه، خطر آنها کاهش نیافت... آنها از عضویت در حزب نیرو می گیرند. کارت عضویت حزب توان بخش آنهاست. نیروی آنها بدان جهت است که، همین کارت عضویت حزب، اعتماد سیاسی به آنها می بخشد و درب همهی سازمانها و تشکیلات حزبی را به روی آنها باز می گذارد. ماهیت واقعی کار آنها عبارت از این است که، با در دست داشتن کارت عضویت حزب، خود و دوستانشان را به حاکمیت شوروی چسباندند، دوستان ما را گول زدند و با سوء استفاده از اعتمادها، مخفیانه ضربات خود را وارد آوردند و اسرار دولتی ما را به دشمنان اتحاد شوروی فاش ساختند.»
حزب، به مبارزه با تروتسکیستهای معاصر برخاست. مبارزه با «سیمیگـینیسم» که، به کاتالیزاتوری در پروسه تجدید قوا تبدیل شده بود، صفوف حزب کمونیست جمهوری فدراتیو روسیه را تصفیه و تـقـویت کرد. به کمونیستها آموخت که، به شایستگی حزب خود و به نفوذ و اعتبار آن در عرصهی میهنی و جهانی ارج گذارند.
مبارزه با تروتسکـیسم جدید سبب شد تا ما از سهل انگاری و آسوده دلی خلاص شده و به سوی رهائی از هر کسی که، بطور مستقیم و یا غیر مستقیم، با تنبلی، ول انگاری و بخاطر منافع شخصی خود، در راه انجام وظایف عمومی حزب موانعی ایجاد می کند، روی آوریم.
ما همه توان خویش برای انجام آن کاری صرف می کـنیم که، از نفوذ تروتسکیسم به صفوف خود، یعنی، از تلاش هر فردی در داخل حزب که، خود را «فوق بشر، بالاتر از کمیتهی مرکزی و بالاتر از قوانین و مصوبات آن تصور نموده و تمام سعی و کوشش خود را صرف شکستن اعتمادها به این کمیتۀ مرکزی می نماید، ممانعـت کـنیم.»
و البته، چنین کارهائی، با دعای خیر سران کرملین، فعالانه پیش برده می شود. حاکمیت همهی سعی و کوشش خود را، به قول استالین، بکار می گیرد تا، شرایطی را بوجود آورد که، «گروهی از اعضای حزب برای زدن سازمان مرکزی آن، فعلا، تا آماده کردن شرایط ، در مخفی گاه به کمین بنشینند و بموقع خود، ضربه کاری بر سر آن وارد آورند». یوسف ویساریونویچ استالین، هدف مخالفین را با تمام رنگها و ابعاد آن چنین ترسیم نمود و توصیف کرد.
کمونیستهای روسیه مجدانه تلاش می کـنند تا، کار به چنین جاهائی منتهی نشود. ما دیگر آموخته ایم که، علائم چنین «بیماری» را در مراحل آغازین تشخیص داده و تدابیر لازم برای جلوگیری از شیوع آن را اتخاذ نمائیم.
دولتمردی نابغه، سیاستمداری بی همتا و رهبری توانا - قسمت اول دولتمردی نابغه، سیاستمداری بی همتا و رهبری توانا،آفریننده ابرقدرت. قسمت دوم دولتمردی نابغه، سیاستمداری بی همتا و رهبری توانا- چرخش ژئوپولیتیکی استالین(قسمت سوّم) دولتمردی نابغه، سیاستمداری بی همتا و رهبری توانا- خانواده ملل(قسمت چهارم) |
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |