شماره 117- بروزرسانی: پنجشنبه 26/7/1386                             بازگشت به صفحه اصلی

 

تاريخ انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسيه

 

 

    انقلاب اکتبر تحت نظارت حزب بلشويک و به رهبري لنين به پيش مي‌رفت، قدرت را طي يک يورش نظامي همه جانبه به کاخ زمستاني سن پترزبورگ و ساير اماکن مهم از دولت موقت گرفت. در اين انقلاب افراد بسيار کمي کشته شدند. در طول اين انقلاب در شهرهاي اصلي روسيه همانند مسکو و سن پترزبورگ رويدادهاي تاريخي برجسته‌اي رخ دادند. انقلاب در مناطق روستايي و رعيتي نيز پابه‌پاي مناطق شهري در حال پيشروي بود و دهقانان زمين‌ها را تصرف کرده و در حال توزيع مجدد آن در ميان خود بودند

  

تزاريسم و نهضت انقلابي روسيه

 

صدای مردم: انقلاب صنعتي که آغاز شد تاثير به سزايي بر روسيه گذاشت، و نيروهاي اجتماعي را پديد آورد که بعدها به براندازي تزاريسم منجر گرديد.

عناصر آزاديخواه در ميان سرمايه داران صنعتي و اشراف، به اصلاحات اجتماعي صلح آميز و سلطنت مشروطه مايل بودند که دموکراتهاي مشروطه خواه يا )کادت‌ها( را تشکيل مي‌داد.

 

انقلابيون جامعه گرا (سوسيال رولوسيونرها) سنت ناردونيک را باهم ادغام کرده بودند و از توزيع زمين بين افرادي که واقعاً بر روي آن کار مي‌کردند- رعايا- حمايت مي‌کردند.

 

گروه راديکال ديگر سوسيال دموکراتها بودند که در واقع نمايندگان مارکسيسم در روسيه محسوب مي‌شدند. با جمع کردن پشتيباني از سوي روشنفکران راديکال و طبقه کارگر شهرنشين، آنها از انقلاب اجتماعي، اقتصادي و سياسي حمايت مي‌نمودند.

در سال ۱۹۰۳ حزب سوسيال دموکرات کارگري روسيه به دو جناح تقسيم شد: بلشويک ها ي راديکال به رهبري لنين، و منشويک هاي ميانه رو به رياست يولي مارتف، دوست سابق لنين. منشويکها براين عقيده بودند که سوسياليسم روسيه تدريجاً و با آرامش رشد خواهد نمود. بلشويکهاي تحت رياست ولاديمير لنين، از تشکيل يک گروه منتخب از انقلابيون حرفه‌اي حمايت مي‌نمودند که مقيد به يک نظام حزبي قوي بود تا به عنوان گروه پيشگامان طبقه کارگر براي کسب قدرت عمل کند و يک جمهوري دموکراتيک کارگري جايگزين رژيم تزاريسم شود.

 

انقلاب ۱۹۰۵ روسيه

 

عملکرد فاجعه بار نيروهاي مسلح روسي در جنگ روسيه- ژاپن در سالهاي (۱۹۰۵-۱۹۰۴) ضربه‌اي عمده به رژيم تزاري وارد نمود و ناآرامي را در آن کشور افزايش داد. در ژانويه ۱۹۰۵، واقعه‌اي تحت عنوان يکشنبه خونين زماني رخ داد که کشيشي )پدر گاپون( جمعيت کثيري را به سوي کاخ زمستاني در سن پترزبورگ هدايت نمود تا عريضه‌اي را به تزار نيکولاي روما نف دوم ارائه نمايد.

زماني که جمعيت به قصر رسيدند، سربازان به سوي انها آتش گشودند و صدها نفر را به قتل رساندند. توده‌هاي مردم چنان از اين کشتار به خشم آمدند که با برقرار کردن اعتصابي عمومي خواستار جمهوري شدند. اين نشانگر آغاز )انقلاب روسيه سال ۱۹۰۵( بود. شوراهاي کارگران در بيشتر شهرها به وجود آمدند تا فعاليتهاي انقلابي را هدايت نمايند.

روسيه فلج شد و حکومت نيز ناکام ماند. در اکتبر ۱۹۰۵، تزار نيکولاي روما نف با بي ميلي )بيانيه اکتبر( معروف را صادر نمود که ايجاد دوماي ملي (مجلس قانونگذاري) را بدون هيچگونه تغييري تاييد مي‌نمود. حق راي درآن توسعه مي‌يافت، و هيچ قانوني بدون تصويب از سوي دوما نمي‌توانست به مرحله اجرا درآيد. ميانه روها راضي شدند، اما سوسيال دموکراتها اين امتيازات را ناکافي مي‌دانستند و به همين دليل اعتصابات جديدي را سازماندهي نمودند. تاسال ۱۹۰۵، بين اصلاح طلبان تفرقه وجود داشت، و تنها براي مدتي کوتاه موقعيت تزار نيکولاي رومانف تقويت شد.

 

روسيه در جنگ جهاني اول

 

در اوت ۱۹۱۴ روسيه وارد جنگ جهاني اول مي‌شود. نخست فقط بلشويکها مخالف جنگ هستند اما شکستهاي روسيه حاميان سلطنت تزار را به حداقل ميرساند. تزار نيکولاي روما نف دوم و هوادارانش با اشتياق و „حس ميهن پرستي“ وارد جنگ جهاني اول شدند، تا به دفاع از رفقاي اسلاوي ارتودوکس روسيه ،“ صربها“، در ميدان اصلي مبارزه بپردازند. در اوت ۱۹۱۴، ارتش روسيه وارد آلمان شد تااز نيروهاي فرانسوي پشتيباني کند. اما ضعف در اقتصاد روسيه و بي کفايتي و فساد دولت آن تنها براي مدت زمان کوتاهي در زير پوستين ملي گرايي دوآتشه پنهان ماند. اما عقب نشيني‌هاي نظامي و بي کفايتي حکومت، به زودي بيشتر مردم را در روسيه ناراحت نمود و کنترل آلمان بر درياي بالتيک و نظارت آلمان- عثماني بر درياي سياه دست روسيه را از بيشتر منابع خارجي و بازارهاي بالقوه قطع نمود.

 

از اواسط سال ۱۹۱۵، تاثير جنگ و „حس ميهن پرستي “ در حال تحليل رفتن بود. کمبود منبع غذا و سوخت وجود داشت، تعداد مجروحان سرسام آور بود و تورم در حال فزوني بود. اعتصابات در ميان کارگران کم درآمد کارخانه‌ها و رعايا افزايش يافته بود که بي وقفه خواستار اصلاحات ارضي بودند. ضمناً، بي اعتمادي عامه به رژيم از طريق يک منبع کم سواد پنهاني، )گريگوري راسپوتين( منتشر مي‌شد که نفوذ سياسي فراواني درميان حکومت (وقت) داشت. ترور او در اواخر سال ۱۹۱۶ به اين رسوائي پايان داد اما نتوانست وجهه از دست رفته حکومت استبدادي را حفظ کند.

 

انقلاب ۱۹۱۷ روسيه

 

انقلاب ۱۹۱۷ روسيه، جنبشي سياسي در روسيه بود که در سال ۱۹۱۷ با سرنگوني دولت موقت که بعد از حکومت تزارها به روي کار آمده بود به اوج خود رسيد و به برپايي اتحاد شوروي که تا سال ۱۹۹۱ برقرار بود انجاميد. اين انقلاب در دو مرحله صورت گرفت: ابتدا انقلاب فوريه ۱۹۱۷ بود که تزار نيکولاي دوم، آخرين تزار روسيه، را از سلطنت خلع کرد.اين انقلاب پس از کمي کش و قوس دولت موقت، به رهبري الکساندر کرنسکي، را به قدرت رساند. دومين مرحله، انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ است.

 

در سوم مارس۱۹۱۷ اعتصابي در يک کارخانه در پتروگراد (نام سابق سن پترزبورگ) رخ داد. تقريباً طي يک هفته تمام کارگران در خيايبانها سرگردان شدند و جنگ خياباني درگرفت. زماني که تزار دوما را منحل نمود و به اعتصابگران دستور داد که به کار خود بازگردند، دستورات وي موجب انقلاب فوريه ۱۹۱۷شد.

 

انقلاب فوريه۱۹۱۷ روسيه

 

دوما دستور انحلال را نپذيرفت، و اعتصابگران بدون اعتنا به رژيم جلسات دسته جمعي خود را برگذارکردند، و ارتش نيز علناً در کنار کارگران قرار گرفت. چند روز بعد )دولت موقت( به رياست شاهزاده لفوف ) لووف( و با تاييد دوما تشکيل شد. روز بعد تزار از حکومت کناره گيري نمود. ضمناً، سوسياليستها در پتروگراد يک شوراي کارگران و نمايندگان از سربازان تشکيل دادند تا قدرتي را که از دوما سلب شده بود به آن بازگردانند.

درماه جولاي رئيس دولت موقت استعفاء داد و )الکساندر کرنسکي( جايگزين وي گرديد که از او پيشروتر بود اما به حد کافي راديکال نبود. در زمان حکومت کرنسکي، شوراها، سازمان خود را از طريق تاسيس شوراهاي محلي در سراسر کشور گسترش دادند.

کرنسکي مرتکب اشتباه مهلک ادامه درگيري روسيه در جنگ جهاني شد که براي توده‌هاي مردمي خوشايند و مطلوب نبود.

لنين، از تبعيد سوئيس وارد روسيه شد و اميدوار بود با تلاش بتواند روسيه را از گردونه جنگ خارج سازد. ترن لنين که وارد ايستگاه شد، مورد استقبال توسط هزاران رعيت، کارگر و سرباز صورت گرفت.

 

 

انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسيه

 

دومين مرحله، انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ است. پس از وقايعي تاريخي، شوراهاي کارگران و سربازان کنترل دولت را در اکتبر ۱۹۱۷ به دست گرفتند و کرنسکي و دولت موقت او را به تبعيد فرستادند، اين وقايع به عنوان“ انقلاب اکتبر۱۹۱۷ روسيه “ مشهور گرديد.

انقلاب اکتبر تحت نظارت حزب بلشويک و به رهبري لنين به پيش مي‌رفت، قدرت را طي يک يورش نظامي همه جانبه به کاخ زمستاني سن پترزبورگ و ساير اماکن مهم از دولت موقت گرفت. در اين انقلاب افراد بسيار کمي کشته شدند. در طول اين انقلاب در شهرهاي اصلي روسيه همانند مسکو و سن پترزبورگ رويدادهاي تاريخي برجسته‌اي رخ دادند. انقلاب در مناطق روستايي و رعيتي نيز پابه‌پاي مناطق شهري در حال پيشروي بود و دهقانان زمين‌ها را تصرف کرده و در حال توزيع مجدد آن در ميان خود بودند.

 

بلشويکها شوراي کميسرهاي خلق را بوجود مي‌آورند و لنين صدر شورا و تروتسکي کميسر امور خارجه مي‌شود. مسکو به تصرف بلشويکها در مي‌آيد و دومين کنگره شوراها برگزار مي‌شود. مالکيت خصوصي لغو و کليه امور به شوراهاي روستايي واگذار مي‌شود. تمام زمينها ميان مردم تقسيم مي‌شود. در ۱۹۱۸ بلشويکها رسما نامشان را به حزب کمونيست اتحاد شوروي تغيير مي‌دهند.

لنين توانست دولت بلشويکها را از مشکل جنگ جهاني با انعقاد „پيمان (نا منصفانه) ۱۹۱۸برست – ليتوفسک“ با آلمان، برهاند که در آن بلشويکها از هرگونه ادعايي نسبت به اراضي فنلاند، سرزمينهاي بالتيک، لهستان، بلاروس، اوکراين، و نيزقلمرو امپراطوري عثماني چشم پوشي مي‌نمودند.

 

جنگ داخلي روسيه

 

از اواخر ۱۹۱۸ تا اواخر ۱۹۲۰ شوروي درگير جنگ داخلي است. ارتش سرخ به رهبري تروتسکي با گاردهاي سفيد ضد انقلابي مي‌جنگند. گروه قدرتمند ضدانقلابيون تحت عنوان جنبش سفيدها، شروع به سازماندهي جهت براندازي شوراهاي نمودند. درعين حال کشورهاي متحدين و متفقين ) ۲۲ کشور( لشکرهاي اعزامي متعددي را به روسيه فرستادند تا از نيروهاي ضد بلشويک حمايت نمايند. متفقين مي‌ترسيدند که روسها با آلمان به خاطر پيمان برست- ليتوفسک ساخت و پاخت نمايند؛ آنها همچنين اميدوار بودند که روسهاي سفيد بتوانند سلسله مبارزات خود را عليه آلمان تداوم بخشند.

در پائيز ۱۹۱۸ رژيم بلشويکها در موقعيت خطرناکي قرار گرفت، و از سوي متحدين سابق روسيه و دشمنان داخلي مورد دشمني قرار گرفت، و وارد درگيري پراکنده با جمهوريخواهان ملي گرا در بلاروس و اوکراين و نيروهاي هرج و مرج طلب گرديد.

در مقابله با اين وضعيت اضطراري، دوره ارعاب در روسيه از طريق ارتش سرخ و )چکا( آغاز شد که همه دشمنان انقلاب را نابود ساخت. اما به دليل اهداف متعالي، بلشويکها نمي‌توانستند رضايت تمامي عناصر اجتماعي را کسب نمايند. آنها در کنار ديگر موسسات تزاري، پليس مخفي تزارها را نابود کردند، چراکه مورد نفرت تمامي دسته‌هاي سياسي بود، و براي تضمين بقاي حکومت خود آن را با يک پليس سياسي ديگر جايگزين نمودند.

تا سال ۱۹۲۰ هرگونه مقاومت گاردهاي سفيد سرکوب گرديد، سربازان خارجي اين کشور را تخليه نمودند، و دولتهاي بلشويک در بلاروس، اوکراين و قفقاز تاسيس شد .در ۱۹۲۰ شوروي عملا مسلط مي‌شود.

 

انقلاب اکتبر و ايران

 

سه سال قبل از آنکه جنبش مشروطيت در ايران پا گيرد وزارت خارجه بريتانيا به سر آرتور هاردينگ وزيرمختارش در تهران دستور عمل داده بود که امتياز نفت جنوب را که در دست ويليام ناکس دارسي بود براي بريتانيا محفوظ کند. آزاديخواهان زمان، از ماجراي نفت بي خبر بودند .در صدمين سال امضا و افشاي قرارداد نفت حوادث و رويدادهاي منطقه اي که ايران در ميان آن است نشان مي دهد که با گذشت يک قرن هنوز نفت مهمترين عامل تعيين شده در جغرافياي سياسي و هم در مبادلات با اروپا و انگليس است.

 

به‌طوري که معلوم است دخالت مستقيم حکومت تزاري با اعزام نيرو به تبريز انقلاب مشروطيت ‌را در آستانه پيروزي قطعي سرکوب نمود. جنگ بين المللي و ورود قواي متخاصم امپرياليسم به‌ايران تکان تازه‌اي به مردم داد و در هر گوشه‌اي از کشورمخصوصا در شمال و بين ايلات جنوب مقاومت هاي مسلحانه‌اغاز گرديد طليعه ‌انقلاب اکتبر که در ايران به صورت تشکيل شوراهاي سربازان روس در شمال ايران پديد گرديد، تکان تازه‌اي به نيروهاي انقلابي داد و حزب دموکرات به خصوص در تبريز نيروي تازه‌اي گرفت. در آستانه وقايع ژوئيه ۱۹۱۷ در روسيه، همکاري دموکرات ها با شوراهاي سربازان روس بدانجا رسيد که سربازان روس با آزاديخواهان تبريز و دمکرات ها ميتينگ مشترکي بر مزار شهداي راه‌ آزادي تشکيل دادند و نطق هاي آتشيني ايراد کردند. از جمله ناطقان يکي شيخ محمد خياباني بود که بنام حزب دموکرات سخن راند.

 

شمال ايران با انقلاب اکتبر يکباره‌ از زير فشار امپرياليسم آزاد شد و شعله‌هاي انقلاب اکتبر سرتاسر اين منطقه را به جنبش تازه‌اي که در سطح عالي تري از جنبش مشروطيت قرارداشت، درآورد. در جنوب انگليس ها با تمام قوا کوشش کردند که‌ از تاثير انقلاب اکتبر در مردم بکاهند و نفوذ خود را مستحکم کنند و سپس آتش انقلاب را در شمال خاموش نمايند، اما در سرتاسر ايران مقاومت با سر سختي تمام عليه‌ انگليس جريان يافت. جمعيت هاي گوناگون که ‌هدف آن‌ها اخراج انگليس ها و تسليم پليس جنوب به دولت ايران و الغاي قراردادهاي تحميلي بود، تشکيل گرديد.

 

روسيه تزاري هرگز از موقعيتي که به دست آورده بود دل نکند تا زماني که انقلاب سوسياليستي اکتبر به رهبري لنين کاري کرد که مخبرالسلطنه دولتمرد و اديب در کتاب شيرينش، خاطرات و خطرات از آن چنين تعبير کرده است: "طناب از دو سو به گردن ايران افتاده بود انقلاب اکتبر باعث شد يک طرف طناب رها شد".

 

 گرفته از: صداي مردم _ 1386-07-24

www.sedayemardom.net

 

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید