![]() |
|
شماره 118- بروزرسانی: دوشنبه 30/7/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
دولتمردی نابغه، سیاستمداری بی همتا و رهبری توانا
بمناسبت ١٢۵ سال تولد یوسف استالین
اقـتصاد خود کـفـا (قسمت ششم)
گنادی زیوگانوف ا.م. شیزلی
استالین در عرصهی اقتصادی، قطعا یک مارکسیست بود. پایه و اساس مکانیزم اقتصاد ملی اتحاد شوروی و همهی کشورهای سوسیالیستی بر مالکیت اجتماعی بر وسایل تولید، اقتصاد برنامه ریزی شده، تعاونیهای دهقانی، مبتنی بود.
اما، لازم است مدل خاص استالینی مورد توجه و دقـت کافی قرار داده شود. عمدهترین ویژگی این مدل روسی، تکیه بر توان خود و تلاش برای تشکیل اقتصاد خودکـفا، می باشد.
طبیعی و ارگانیکی بودن این شیوهی خود ویژه و برتری آشکار آن، بخصوص زمانی مورد تائید واقع میشود که اوضاع، هم ازمنظر سوسیالیسم و هم از دیدگاه ژئوپولیتیکی، تحلیل و بررسی شود.
بی شک از نظر ژئوپولیتیک، اقتصاد خودکـفا، در وهلهی اوّل، مبتنی است بر ثروتهای عظیم طبیعی اروپا ــ آسیا. تنها بر پایهی چنین اقتصادی است که روسیه و متحدان آن، می توانند در مقابل تعرض و تجاوزات تمدن آتلانتیکی که، ثروت آنها اساسا با حقه بازی ماهرانه در جریان پول و کالائی "بازار آزاد" بدست آمده است، ایستادگی و مقاومت کـنند. کمونیستها برای سازندگی اقتصادی، منطقا از اصول تـز لنینی "ساختن سوسیالیسم در یک کشور" و در حلقهی کشورهای سرمایه داری دشمن روسیه پیروی می کـنند.
فرصت طلبان زیادی، که همواره کشور و اموال دولتی را به دیدهی «طعمهی» قابل تقسیم بین خود نگاه می کـنند، به حزب حاکم می چسبند و آن را «همراهی» میکـنند. در سالهای ٢٠، آنها اهداف خود را با تعبیر تروتسکـیستی، که روسیه شوروی باید فقط «آتش جهانی» را روشن نگهدارد، میپوشانیدند. امروزه این آرزوها را در لفافهی دیگری، تحت شعار« بازگشت به تمدن جهانی» لاپوشانی میکـنند.
در داخل حزب کمونیست اتحاد شوروی، از همان ابتدا، دو شاخهی مجزا، در واقع، دو حزب ــ حزب زحمتکشان، میهن پرستان و حـزب بوروکـراتها، برای تحقیر میهـن ما،«این کشور» تشکـیل شد.
مسالهی محوری تاریخ، که بحث و جدلهای پرهیاهو پیرامون آن در گرفت، انتخاب راه رشد اتحاد شوروی، بعد از پیروزی انقلاب و پایان جنگ داخلی بود. مهمترین مسئله، ساختن سوسیالیسم در یک کشور مجزا بود. نظریهی «انقلاب مداوم» تروتسکی ساختن سوسیالیسم در «روسیهی عقب مانده» را بدون انقلاب در غرب، ممکن نمیدانست و نجات انقلاب روسیه را تنها در تحریک و شعلهورتر ساختن آتـش «انقلاب دائمی» می دید.
استالین بسیار دقیق ماهیت چنین تئوری را که، ناشی از نگرش تحـقیر آمیز به خلق روس، «ناباوری به نیرو و توانائی پرولتاریای روسیه» بود، تشخیص داد. وی گفت، پرولتاریای پیروز روس نمیتواند در جای خود، «زیرپا له شود»، نمیتواند در انتظار پیروزی و کمک پرولتاریای غرب بنشیند که این، آب در هاون کوبیدن است. استالین هدف روشن و مشخص مردم و حزب را به این ترتیب تعیین کرد: « ما ۵٠–١٠٠ سال از کشورهای پیشرو عقب مانده ایم. ما باید این فاصله را با شتاب، در عرض ده سال طی کـنیم. در غیر این صورت، ما را لگد مال می کـنند.»
این دیدگاه روشن و پیروزی کامل سوسیالیسم در میهـن ما، الهام بخش مردم شوروی بود. مقیاس عظیم سازندگی در اولین برنامهی پنج ساله ــ تنها ساختن سادهی کارخانه ها و شهرهای تازه، الکتریکی کردن و ایجاد راه های آهن نبود، بلکه، در عین حال، انگیزه یک جهش معنوی بی نظیر هم بود. این همه، بر پایهی نیروی معنوی، عدالت خواهی و حقیقت جوئی عظیمی بدست آمد که بر قدرت پیروزی استوار بود.
امروز، عملا جائی برای تماشای فیلمهای مستند سالهای دهه ٣٠ و سالهای دههی ٤٠بعد از جنگ وجود ندارد. نسلهای کاملی با آنها رشد کردند. در تمام کلوبهای روستائی میهن ما، در آغاز نمایش هر فیلمی، فیلمهای مستند نشان داده میشدند. نمیتوان فراموش کرد که چگونه، و با چه شور و حرارتی، مثلا، نیرو گاه برق دنیپر ساخته و راه اندازی شد. مگر پدران و پدر بزرگان ما فقط یک نیروگاه برق ساده ساختند؟ آنها، مهد تمدن سرخ را ساختند! و هنگام ساختن آن برای «گردن کلفتان» و «سرکردگان باندها» دزدانه پول جمع نمیکردند. خلق، سازندگی «سوسیالیسم در یک کشور» را وظیفهی همگانی خویش قبول میکردند. بخصوص این که، به علت تهدید روزافزون فاشیسم متجاوز این وظیفه، در واقعیت خود با مسالهی ملی ــ میهنی حفظ موجودیت اتحاد شوروی یکسان بود.
از همین رو، جای تعجب نیست که استالین، ضمن سخنرانی خود در کنگرهی چهاردهم حزب کمونیست سراسری (بلشویک) در ماه دسامبر سال ١٩٢۵، سیاست اقتصادی حزب را به این ترتیب تنظیم کرده بود: «ما اقتصاد خود را باید طوری سازماندهی کـنیم که، کشور ما به ضمیمهی سیستم جهانی سرمایهداری تبدیل نشود، نباید به عنوان موسسهی کمکی به مدارکلی رشد سرمایهداری بـپیوندد، نباید در حکم موسسهی متمم سرمایهداری جهانی رشد کند. اقتصاد ما باید اقتصاد مستقـل واحد، عمدتا، متکی به بازار داخلی و با اتکا به همپیوندی صنایع ما با اقتصاد دهقانی کشور باشد".
مبارزهی حزبی گواه آن است که، در داخل حزب کمونیست اتحاد شوروی از همان ابتدا دو گرایش رو در رو وجود داشت، گرایش پرولتری و گرایشات خرده بورژوائی، دموکراتیک و بوروکراتیک که، تقابل آنها، بویژه پس از انقلاب اکتبر، زمانی که تعیین سیاست دولتی در زمینه مسائل ایدئولوژیک و اقتصادی، در رابطه با دیگر کشورها ضرورت یافت، آشکار شد.
درگیر شدن در جنگ داخلی، روسیه نیمه بیسواد را، «با خیش» (به گفته دقیقا درست چرچیل) به تنهائی در مقابل نیروی دنیای غرب قرار داد. در سال ١٩٢٩، در کشور ما هنوز تراکتور، هواپیما و تانک در حد مورد نیاز وجود نداشت. اما اتحاد شوروی با تانک «تی ــ٣٤»، بهترین تانک جهان، با موشک فانتاستیک «کاتیوشا» و با «ایل ــ ٢» بهترین هواپیمای شکاری، به استقبال سال ١٩٤١ رفـت.
ما در آستانه شروع جنگ، دیگر آنقدر پایه مادی ــ تکنیکی قدرتمندی با رشد دینامیکی داشتیم، که در سالهای٤٠ توانستیم بر اروپا پیشی بگیریم. و مهمتر از همه، نسل کاملی پرورش یافته بود که، بدون چشمداشت و بدور از خودپرستی، آماده بود از عـزت، آزادی و استقلال میهن دفاع کـند و پیروزی بر فاشیسم، وحشیترین و سیاهترین قدرت در تاریخ جهان را تامین نماید.
البته، اشتباه خواهد بود اگر، امروز در شرایط نوین، در آستانه هزارهی سوم، برای تکرار دقیق تجارب پیشین اتحاد شوروی تلاش کـنیم.
ازجمله، هیچ تردیدی نیست، که شرایط ضروری رشد موثر کشورــ با احیای هستهی اجتماعی اقتصاد، هم شامل ثروتهای طبیعی، بخشهای کلیدی تولید و هم شامل بخش انحصاری دولت، همبستگی تام دارد.
مدل تجهیز توده ای برای بازسازی اقتصاد ملی، ضروری ترین شرط بقاء روسیه، پیش شرط مطلق حفظ تمامیت ارضی، استقلال ملی و دولتی میهن ما میباشد.
دولتمردی نابغه، سیاستمداری بی همتا و رهبری توانا - قسمت اول دولتمردی نابغه، سیاستمداری بی همتا و رهبری توانا،آفریننده ابرقدرت. قسمت دوم دولتمردی نابغه، سیاستمداری بی همتا و رهبری توانا- چرخش ژئوپولیتیکی استالین(قسمت سوّم) دولتمردی نابغه، سیاستمداری بی همتا و رهبری توانا- خانواده ملل(قسمت چهارم) دولتمردی نابغه، سیاستمداری بی همتا و رهبری توانا - تجارب حکومتی (5)
|
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |