![]() |
|
شماره 122- بروزرسانی: سه شنبه 8/8/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
درباره ی نقد و بیان دیدگاه
احمد سپیداری
در پلیمیک سیاسی چپ، بسیاری از دیدگاه ها در قالب نقد دیگر نظرات بیان شده و می شود. این سنت سیاسی در ادبیات تاریخی بویژه لنینی اش شکل و محتوای طبقاتی مشخصی یافته و مضامین و دیدگاه های سیاسی منتسب به طبقه ی کارگر در برابر اپورتونیسم چپ و راست منحرف از آن بیان شده است که در نهایت و خواسته و نا خواسته در خدمت طبقه ی بورژوازی، یعنی دشمن طبقاتی کارگران و زحمتکشان، قدم بر می دارند. امروز نیز بسیاری از چپ نویسان ما در همین غالب و الگو مطالبشان را می نویسند و خود را مقید می دانند قبل از هر گام چپ و راست خود را تشخیص دهند و معرفی نمایند و از این سنت ارزنده پاسداری کنند. باید متوجه بود که این شیوه در حین توانمندی عظیم روشنگرانه اش، محدودیت هایی هم دارد و بکارگیری نامناسب و نابجا، آن را به یک برچسب زنی بیمسمی تبدیل می کند. سخن از دیدگاه های طبقه ی کارگر بوسیله افراد منفرد گردآمده حول یک سایت اجتماعی – سیاسی نیز سخن گزافه ای ست. در دیدگاه های لنینی، حزب سیاسی طبقه ی کارگر است که راهبری طبقه ی کارگر را به عهده می گیرد و رهبران آن حزب طبقه ی کارگر اند که وجاهت سخنگویی از طرف آن طبقه را دارند. شاید بهتر باشد بحث های روشفکرانه ی چپ را از چنین غالب های نابجایی نجات داد و.به وظیفه ی اصلی اش برگرداند که نه با هدف چنین نمایندگی های کاذب طبقاتی، بلکه با هدف اطلاع رسانی و طرح مطالب، یا گرهگشایی ها و روشنگری ها صورت می گیرد. هدف از هرگونه نقدی همیشه و در درجه اول، بیان روشن نظراتی است که نویسنده ی متن خود را متعهد به روشن کردنش برای مخاطبان دانسته است. به عبارت دیگر مهم تر از آنکه چه کسی اپورتونیست راست است و چه کسی اپورتونیست چپ، این است که نظر نقد کننده چیست و چرا نظر ارائه شده صحیح است. نمی توان و نباید متصور بود که خوانندگان تمام نظرات نویسنده را در هر موردی دقیقا می دانند و به آن ایمان دارند و تنها منتظرند بدانند چه کسانی با آن مخالفت کرده اند و مخالفان از کدام دسته اند، اپورتونیسم راست یا چپ. گاه دیده می شود نظر نقد نویس در حاشیه قرار می گیرد و به همین دلیل نقد های ارائه شده حاوی دیدگاه مشخصی نیست. در نقد دیگر نظرات نکات زیر نیز بسیار مهم است:
1- 1- در هنگام نقد یک دیدگاه، چارچوب دیدگاه مورد نظر از محدوده ای که در آن طرح شده، گسترده تر یا جابجا نشود. 2- 2- درست های نقطه نظر ارائه شده به خاطر اینکه بهتر کوبیده شود، دور ریخته نشود. 3- 3- مطالب مورد استناد به شکلی از بدنه ی متن کنده و بکار گرفته نشود که معنی دیگری به خود بگیرد. 4- 4- "آنتی تز" ارائه شده بعنوان نقد، به کمک "تز" مورد نقد، "سنتز" ی مشخص در ذهن مخاطبان بیافریند. 5- 5- از نکات ناروشن و مبهم مطلب مورد نقد، تفسیر به رای صورت نگیرد و به جای آن خواسته شود که نویسنده آن ها روشن تر بیان کند. 6- 6- استنادات خودخواسته و یا غیر مربوط به مطلب که هیچ جای پایی در مقاله ی مورد نظر ندارد، بنا به لزوم و یا شیرین تر کردن نقد به آن چسبانده نشود. اگر چند مقاله ی نویسنده همزمان مورد نقد قرار می گیرد، باید در نقد ارائه شده به آن ها استناد و به صراحت اشاره شود. 7- 7- نقد هیچگاه یکبار برای همیشه نبوده و نیست و لزومی ندارد به همه چیز در چند پاراگراف پایان داد.
و در نهایت این که نقد کننده ی مطلب، خود نظری روشن نسبت به بحث داشته باشد و آن را از قبل بیان کرده یا در حین نوشتن نقد ارائه دهد (استناد به چنین ارائه نظری، نقد را بسیار روشن تر و قابل درک خواهد کرد). گاه نوشتن نظر به جای نقد، روشنگرانه تر است و گاه نیز نویسنده ی نقد را متوجه می کند که نظرش بی پایه تر از آن چیزی ست که مورد نقد قرار داده است.
|
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |