شماره 123- بروزرسانی: پنجشنبه 10/8/1386                             بازگشت به صفحه اصلی

 

حمید محوی، احمد سپیداری، انوشه‌ کیوان‌پناه

و

مجادله‌های بدون مانیفست

 

بابک پاکزاد

 

 

 

قبل از ورود به بحث باید روشن کنم که به نظر من ما اکنون در جامعه چیزی به نام جنبش صلح نداریم و حد اکثر با برخی تمایلات صلح‌خواهانه مواجهیم. از این‌رو بحث‌ها و مجادلات پیرامون صلح و احتراز از جنگ فعلا حالت محفلی دارند و در بین روشنفکران در جریان بوده و به هیچ‌وجه حالت فراگیر و توده‌ای به خود نگرفته‌اند.

از آن‌جا که هنوز جنبش صلح شکلی واقعی در جامعه‌ی ما پیدا نکرده است و مردم در موضع‌گیری پیرامون این موضوع حیاتی (جنگ و صلح) دچار نوعی سردرگمی و فلج فکری شده‌اند، بحث پیرامون این موضوع از واجبات است به شرط آن که خود روشنفکران نیز سردرگم نباشند و براساس مواضع مشخص به بحث و گفتگو بپردازند. البته می‌توان مواضع را از میان نوشته‌ها بیرون کشید اما بیرون کشیدن مواضع از لابه‌لای نوشته‌ها یک چیز است و اعلام مواضع چیز دیگر.

برخی بحث‌ها نظیر آن‌چه میان حمید محوی، احمد سپیداری و انوشه کیوان پناه درگرفت بیانگر مواضع مشخصی است اما هیچ یک از این مواضع تاکنون در قالب یک مانیفست مطرح نشده و بنابراین در هر بحث، بخش‌هایی از طرح‌واره ای کلی که در ذهن هر یک از آن‌ها موجود است رخ نموده و سپس رنگ می‌بازد بدون این که خواننده قادر باشد رابطه‌ی اظهار نظرهای مطرح شده را با آن طرح‌واره‌ها مورد کنکاش و بررسی قرار دهد. بنابراین طبیعی است که این دوستان در جایی مدافع محافظه‌کاران آمریکایی برداشت شوند ودر جایی مدافع اتحاد با بنیادگرایان اسلامی، در جایی مدافع جنبش دموکراتیک و در جایی دیگر مخالف آن جلوه کنند. جالب این‌جاست که نوشته‌های هر سه نفر دارای بن‌مایه‌های نظری است؛ حمید محوی نظرات خود را با استناد به نقدهای صورت گرفته بر دیدگاه‌های شرق شناسانه توسعه می‌دهد، احمد سپیداری تحلیل‌های خود را با استناد به تحلیل‌های صورت گرفته بر پدیده جهانی سازی شرکتی شکل می‌دهد و مکررا به نقش شرکت‌های اسلحه‌سازی و منافع آن‌ها در جنگ اشاره می‌کند و انوشه کیوان پناه نیز تحلیل امپریالیسم را محور بررسی‌های خود قرار می‌دهد و ائتلاف‌ها و انشقاق‌ها را عمده می‌کند. با این حال هیچ‌کدام از این سه نفر تا کنون مواضع خویش پیرامون جنبش صلح را در قالب یک مانیفست اعلام نکرده‌اند. ما باید بدانیم که در سپهر فکری آن‌ها، معیار و خط قرمز برای ائتلاف‌ها و انشقاق‌ها چیست؟ آمریکا و متحدانش در کجا جای می‌گیرند و ایران و متحدانش در کجا؟ حد نهایی صلح‌طلبی تا کجاست؟ جنبش‌های دموکراتیک در معادلات آن‌ها چه جایگاهی را اشغال می‌کنند؟ اساسا تعریف آن‌ها از جنبش‌های دموکراتیک چیست؟ اصلا روند آتی حرکت جامعه را چگونه ارزیابی می‌کنند؟ جایگاه جنگ و صلح در این میان چیست؟ در برقراری موازنه‌ی قدرت برای احتراز از جنگ چه چیز را عمده می‌کنند؟ به چه دلیل؟ آیا هیچ‌گونه سیاست و امکان تغییر بنیادی در مواضع را بر اثر تحولات ممکن می‌دانند؟ چه اقدامات و راه‌کارهایی برای درنغلطیدن به مواضع آمریکایی یا بنیادگرایان اسلامی درنظر گرفته‌اند؟

به نظر من تا در مانیفست‌های مشخص به این پرسش‌های عمده پاسخ صریح و روشن داده نشود، نمی‌توان در بحث‌ها به نتیجه‌ای مشخص رسید. ضرورت مانیفست به شدت احساس می‌شود.

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید