![]() |
|
شماره 124- بروزرسانی: جمعه 11/8/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
چپروها و ليبرالها: شباهتها و تفاوتها انوشه کيوان پناه
پس از يک فروکش نسبی و مقطعی در تبليغات جنجالی ليبرال ها و چپ روها پيرامون گسترش روابط ديپلوماتيک و همکاری های اقتصادی ايران با شماری از کشورهای جهان، شاهد انتشار مطلب «تازه ای» تحت عنوان «دولت احمدینژاد و دولتهای چپگرای آمریکای لاتین: شباهت ها و تفاوت ها» به قلم آقای احمد سپيداری در سايت «فرهنگ توسعه» هستيم، که نويسنده محترم آن مطلب در عمل و به وضوح، شباهت ها و تفاوت های برخورد چپ روها و ليبرال ها به موضوع مهم سياست خارجی کشور را به نمايش گذاشته است.
● بر خلاف ليبرال ها که از رهبرانی مانند چاوز، کاسترو، ارتگا، مورالس و غيره و برنامه های اقتصادی- اجتماعی- سياسی آنها در عرصه داخلی، و از سياست خارجی مستقل آنها در چارچوب اصول جنبش عدم تعهد و گسترش روابط بين ملت ها و ارتقاء چند جانبه گرايی در راستای دموکراتيزه کردن روابط بين المللی نفرت طبقاتی دارند، چپ روها اغلب به آن رهبران احترام می گذارند و در ذهن خود در آرزوی روزی هستند که رهبرانی مانند آنها در جامعه ما ظهور کنند، سکان امور را در دست گرفته و آنچنان برنامه هايی را هم در کشور ما به اجرا بگذارند، و آنموقع هر هفته به آن کشورها رفت و آمد نموده و يا ميزبان رهبران آن کشورها باشند!
● برخلاف ليبرال ها که «مجاز» اند و از «امکان انحصاری رسانه ای» برخوردارند و کار تبليغاتی را خوب می دانند و «تاثير جدی بر افکار عمومی مردم ما می گذارند»، چپ روها غير مجاز يا نيمه مجاز اند، از حداقل امکانات رسانه ای برخوردار نيستند و بدتر از همه، قادر به استفاده بهينه از همين امکاناتی که در اختيار دارند هم نيستند. در نتيجه نه فقط تاثيری بر افکار عمومی مردم ما ندارند، بلکه اغلب در عمل همان کاری را می کنند که صدای آمريکا و ليبرال ها دوست دارند و می خواهند.
● مانند ليبرال ها که در تبليغات خود موضوع مهم گسترش روابط ديپلوماتيک و اقتصادی با آن دولت ها را به سطح گرايشات آمريکا ستيزانه احمدی نژاد و اطرافيانش تنزل می دهند و اين سياست را انحراف از سياست تعامل و تسامح با جهان و انحراف از سياست «نه شرقی نه غربی مورد نظر امام» معرفی می کنند، چپ روها زبان به شکايت گشوده می گويند «مدتی است که جذب شخصيت های سياسی مخالف بوش و دارو دسته نظامی گرای متحدش به سياست ثابت از طرف رئيس جمهور احمدی نژاد تبديل شده است».
● برخلاف ليبرال ها و صدای آمريکا که هميشه از خطر اتحاد عمل مسلمانان و مارکسيستها گفته اند، و در تبليغات فارسی زبان نسبت به مارکسيست شدن حزب اللهی ها هشدار داده و در تبليغات اسپانيايی زبان خود از حزب اللهی شدن چاوز می گويند، چپ روها می گويند بتازگی و در اوضاع کنونی جهان و بعد از فروپاشی «سوسياليسم اردوگاهی» است که ديگر دليلی برای اتحاد عمل مسلمانان و مارکسيست ها وجود ندارد و بر چنان اتحاد عملی، حتی در امر حياتی صلح و جنگ سودی مترتب نيست و بايد جبهه ای وسيع از سکولارهای مخالف جنگ و صلح طلب تشکيل داد و نگذاشت کس ديگری وارد آن شود.
● مانند ليبرال ها و صدای آمريکا که می گويند نزديکی با رهبرانی مثل چاوز، کاسترو، ارتگا و مورالس همخوان با سياست های کلان نظام اسلامی نيست، چپ روها می گويند آن نزديکی و رفت و آمد ها با سياست های کنونی رژيم همخوانی و نسبتی ندارد، و اگر اينها راست می گويند اول در همه موارد مثل آنها رفتار کنند.
● برخلاف ليبرال ها که به مردم می گويند رفت و آمد با مرکل، سارکوزی، بلر- بروان و حتی بوش می تواند موجب تغيير رفتار دولتمردان ما شود، چپ روها به مردم می گويند رفت و آمد با چاوز، کاسترو، ارتگا، مورالس موجب هيچ تغييری نخواهد شد، زيرا «نرود ميخ آهنين- از اين طرف- در سنگ» ولی «برود ميخ آهنين- از آن طرف- در سنگ».
● بر خلاف صدای آمريکا و ليبرال ها که بدون شرمندگی سياست خود را حتی در ارتباط با روابط دو جانبه ايران با هند و روسيه هم تبليغ می کنند- و تا جايی می روند که در جريان سفر اخير پوتين به ايران و موضوع خط لوله صلح رفتند، چپ روها هنوز کمی شرمگين اند و در آن موارد سکوت می کنند، چون اگر دهن باز کنند مچشان بدجوری باز خواهد شد.
● برخلاف صدای آمريکا و ليبرال ها که حرف دلشان را راحت می زنند و برايشان فرقی نمی کند از کدام کشور مثال بياورند، چپ روها در بد مخمصه ای گير افتاده اند: گاهی اوقات از ترکيه مثال می آورند و از دولت مسلمانی که گويا در دوران بعد از جهان دو قطبی با اين که عضو پيمان تجاوزگر ناتو است، مبارزه ضد آمريکايی می کند، و گويا برخلاف ميل آمريکا و استراتژی آن کردها را سرکوب می کند؛ گاهی اوقات از عراق مثال می آورند (و يا نمی آورند) که در آن کمونيستها و کردها و مذهبيون با اشغاگران همکاری می کنند؛ اگر لازم باشد حزب کمونيست ترکيه را در رابطه با کردهای عراق کشف می کنند، و اگر لازم باشد همان حزب را در رابطه با عراق تحت اشغال و مبارزه با اشغالگران و استعمارگران در کسوف مطبوعاتی قرار می دهند!!
● بر خلاف ليبرال ها که می گويند رهبران آمريکای لاتين می دانند چکار دارند می کنند، چپ روها از سر خيرخواهی می گوند آن رهبران بدجوری دچار آرمانگرايی شده اند و نمی دانند چهکار دارند می کنند.
● برخلاف ليبرال ها که از ظاهر آنها می شود تشخيص داد سياست خارجی شان «سفيد» و راست است، در مورد چپ روها بايد هشيار بود و در زير ظاهر سرخ تبليغات آنها، سايه روشن های واقعی سياست خارجی مورد نظرشان را تشخيص داد! http://www.farhangetowsee.com/119/119-6.htm
گرفته از دنیای ما: http://www.donyayema.info/articles_detail.php?aid=835
|
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |