![]() |
|
شماره 124- بروزرسانی: شنبه 12/8/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
مواضعی که روشن تر می شود احمد سپیداری گویا چند مطلب اخیر اینجانب در انتقاد به سیاست های موجود، دیگرانی را هم به عرصه بحث کشیده و باعث شده نقطه نظراتی را بشنویم که کمتر گفته می شوند. بد نیست توضیحاتی را برای روشن شدن مطلب بدهم، تا ابهامی باقی نماند و به سر کار نوشتاری خود برگردیم. 1- من درست بدین دلیل پاسخ مطلب آقای کیوان پناه "چپ روها و ليبرالها: شباهتها و تفاوتها" را ندادم که پر از حتاکی و اتهام زدن است، اما ایشان مطلب دیگری از بنده را که جنبهی عام دارد و هیچ اشاره ای هم به نوشتهی ایشان ندارد، بهانهی حملهی مجددی به اینجانب قرار داده اند. نمی دانم با این حتاکیها چه باید کرد (منفعل، تسلیم طلبانه و گورباچفی، رله تبليغات مخدوش، پرونده سازی، چپ رو، لفاظیهای آتشین، یوغ بردگی قدرت ها را به گردن مردم انداختن، خاک پاشیدن در چشم مردم، چپ های راه سومی، واعظ غیر متعض، موعظهگر، آلوده کنندهی محیط بحث و...) آیا باید پاسخ داد؟ منظور من همین بود که به جای حتاکی نقطه نظرات مخالف خود را بگوئیم تا دیگران استفاده کنند. ( مقالهی اخیر، "هر گردی گردو نیست" در کنار همان شیوه قدیم گفتهها، نظرات بسیار روشنگرانهای دارد که جای خوشبختیست). 2- آیا وقتی مقاله ای با نام مشخص و موضوع مشخصی مورد نقد قرار میگیرد، درست است که چندین نفر دیگر با چندین دیدگاه مختلف را با آن تلفیق کنیم و همه را کنار هم بگذاریم و خلط مبحث کنیم؟ این کار نگاهی را در ذهن مخاطب الغا میکند که واقعی نیست. اگر ناآگاهانه باشد اشتباه و اگر آگاهانه باشد تحریف است. 3- مقالهی جنگ و صلح نقدی بر نوشتهی کسی نبود، بلکه یک دیدگاه را مطرح میکرد. به نوشته آقای محوی هم تنها اشاره ای داشت (مقالهی 15 صفحهای ایشان نکات درست و غلط بسیار دارد). هیچگاه هم کسی را آمریکایی یا... نخوانده بود، من هر چه در مقاله گشتم چیزی نیافتم و نفهمیدم چرا نویسندهی آن مقاله که خودش به سادگی حجم عظیمی از آدمها و تقریبا کلیه نیروهای سیاسی خارج از کشور را نوکر مستقیم و غیر مستقیم آمریکا خوانده، به دیگری اگر هم چنین جسارتی کرده باشد، اجازهی همان برخورد را نمیدهد و چنین شوکه شده است. 4- آن مقاله تقویت پدافند هوایی را هم مورد نقد قرار نداده بود (هرچند در قضیهی عراق ناکاراییاش را نشان داد)، بلکه می خواست بگوید دیدگاهی که برخی و از جمله آقای کیون پناه امروز از آن دفاع میکنند، خطر واقعی جنگ و فاجعهای که از آن ناشی می شود را آنطور که باید و شاید درک نمیکند و متوجه نیستند که نباید به آنچه گفته می شود دل خوش داشت. به عبارت دیگر تقویت نظامی برای یک جنگ "ناهمطراز" راه بازداری از جنگ نیست و برخلاف نظر صریح و روشن ایشان باید به دولت برای نرمش و بکارگیری دیپلماسی فشار آورد و عدم نقد سیاستهای جاری و دفاع از آن نهایتا به جنگ میانجامد. 5- کسی در مقالهی شباهتها و تفاوتها نگفته که چرا با سران جنبش عدم تعهد ارتباط قویای ایجاد و با دولت ونزوئلا میلیاردها دلار تفاهمنامه امضا شده (از این اطلاع شما هم که معامله شده و اینکار هم بدون هرگونه رشوهای صورت گرفته، خوشحال شدم)، اینجانب به گواهی نوشتههای بسیار مدافع جدی انقلابیون آنسوی اقیانوس بوده و هستم. منظور من دقیقا و به صراحت این بوده که اگر کسانی چون شما تفاوتهای جدی دو سوی این معامله را درک نکردهاند و فکر میکنند، ما هم در حال ونزوئلائیزه شدن هستیم، در اشتباهند و هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد این نشست و برخاستها به سمتی که شما تصور میکنید برود. برای آشنایی با دیدگاههای اینجانب در مورد صلح میتوانید به آرشیو فرهنگ و توسعه که به کوشش دوستان منظم شده رجوع کنید. مطالب زیادی برای نقد وجود دارد. به اینکه به تنهایی بنشینم و برای همهی مسائل متنابه هم مانیفست بنویسم موافق نیستم، هرچند به نظر پیشنهاد شده احترام میگذارم. می شود به مقالات پیشگفته نیز برگشت و آن چیزی را خواند که واقعا میگوید و آنگاه با آن مخالف یا موافق بود. نوشتههای مدافعان سیاستهای موجود نیز در دست است و قابل ارزیابیست. این دیگر خوانندگانند که قضاوت خواهند کرد. تنها یک نکته را نفهمیدم: اینکه چرا اقای کیوان پناه که با برحذر دادن از هرگونه انتقاد به سیاستهای خارجی موجود، ما را به "انسجام" با نیروهای حاکم دعوت مینمایند، برای توجیه ضرورت بخشیدن به لنینی بودن سیاستهای حزبی به جا ماندهی خود، بحث فعالیت مخفی و نبود شرایط مناسب – "بخشاً به حق و بخشاً به ناحق" - را پیش میکشند. من با خواندن مواضع ایشان یکی دو روز است تلاش میکنم هنوز آنها را مواضع یک نیروی اپوزیسیون بدانم و نه پوزیسیون...
|
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |