شماره 127- بروزرسانی: پنجشنبه 17/8/1386                             بازگشت به صفحه اصلی

لنین

 

 

 ساده ترین، انسان ترین، دورنگرترین و استوارترین بود

 

 بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

 

قسمت سوم

 

 

انقلاب فوریه 1917 روسیه

 

اولین قیام علیه تزاریسم، توسط کارگران پتروگراد، در نهم ژانویه 1917، در سالگرد یک شنبه خونین رخ داد. اعتصابات و اعتراضات مشابه در مسکو، باکو و نژنی نو گراد و غیره برگزار شد. از آن پس، حرکت انقلابی هر روز بیش تر از روز قبل در سراسر روسیه افزایش می یافت.

 

در فوریه 1917، با فراخوان حزب بلشویک، کارگران پتروگراد اعتصاب سیاسی بزرگی را سازمان دهی کردند که بیش از دویست هزار زن و مرد در آن شرکت داشتند. کارگران به سوی خیابان های پایتخت با شعار «مرگ بر استبداد»، «نابود باد جنگ»، «ما نان می خواهیم»، سرازیر شدند. کمیته مرکزی حزب، بیانیه ای مبنی بر فرخوانی ملت به منظور غلبه بر استبداد تزاری منتشر کرد: «برقراری دولت انقلابی موقت، استقرار جمهوری دموکراتیک، هشت ساعت کار در روز، مصادره املاک مالکین بزرگ و توقف جنگ.

 

انقلاب بورژوا دموکراتیک در روسیه پیروز شد. در جریان انقلاب «شورا کارگران و نمانیدگان سربازها» به وجود آمد، این دستاورد بزرگی بود. اما، منشویک ها و سوسیال - انقلاب ها که وارد شوراها شده بودند، به منافع کارگران پشت کردند و اجازه دادند تا دولت موقت توسط بورژوازی برپا و قدرت حکومت را کسب کنند. در چنین شرایطی، قدرتی دوگانه به وجود آمد: دولت موقتی که دیکتاتوری بورژوازی را نمایندگی می کرد و شوراهایی که نمایندگی قدرت کارگران و دهقانان را نمایندگی می کردند. بنابراین، انقلاب وضعیت متحولی را در کشور به وجود آورده بود. دیگر استبداد چندان قدرتی نداشت و تا حدودی آزادی های سیاسی به رسیمت شناخته شده بود.

 

از همان نخستین انقلاب فوریه، حزب بلشویک از کار و فعالیت زیرزمینی بیرون آمد و نیروهایش را تحکیم بخشید. بسیاری از رهبران برجسته حزب مانند یاروسلاوسکی، اورژانیکیدز، استالین، اسوردلف و دیگران از زندان و تبعید باز گشته بودند. چاپ پراودا نیز از سر گرفته شد.

 

لنین، در حالی که هنوز در سوئیس بود، پیشرفت رویدادهای انقلاب را در روسیه با کنجکاوی و حساسیت بیش تری دنبال می کرد. به محض اطلاع از پیروزی انقلاب فوریه، تلگرامی به بلشویک های روسیه فرستاد و «نامه های از دور» را نوشت که آن ها به تمام سئوالاتی که انقلاب پیش روی حزب قرار داده بود، به تفصیل پاسخ می داد. وی خاطرنشان کرد که این مرحله اول انقلاب بود که بورژوازی به قدرت رسید، پس نباید به دولت موقت اعتماد کرد، لازم است بدون هیچ اتلاف وقتی که بورژوازی بتواند موقعیت خود را مستحکم نماید، باید به برکناری آن از هر کوششی برای انتقال قدرت به شوراها و وارد کردن ضربه نهایی به نیروهای واپس گرا و آماده شدن برای انقلاب سوسیالیستی به عنوان یک وظیفه غیرقابل انعطاف، دریع نورزید.

 

لنین، کارگران روسیه را با درخواستی پر از احساس مورد خطاب قرار داد: «شما معجزه تهور و قهرمانی پرولتاریا را در سرنگونی استبداد سلطنتی تزاریسم به نمایش گذاشتید، در آینده ای نه چندان دور... شما بار دیگر، باید همان معجزه قهرمانی را برای سرنگونی حاکمیت بزرگ مالکان و کاپیتالیست ها به کار بندید...»

 

لنین، با تمام وجود در انتطار بازگشت به روسیه بود. او نوشت: «شما می توانید تصور کنید که برای همه ما در چنین زمانی، این جا بودن چه شکنجه ای است.» وی مصرانه در حستجوی راه ها و وسایلی بود تا بدون فوت وقت به روسیه باز گردد. کروپسکایا در خاطراتش می نویسد: «از لحظه هایی که اخبار انقلاب رسیده بود ایلیچ خواب نداشت. شب هایش صرف گردآوری مهم ترین طرح ها می شد

 

 

بازگشت لنین به روسیه، تزهای آوریل و قدرت دوگانه

 

با کمک سوسیال - دموکرات های سوئیس، لنین بالاخره موفق شد با مشکلات فراوان به اتفاق گروهی از بلشویک ها و دیگر مهاجرین به کشور باز گردد. در شب سوم آوریل 1917، بعد از تقریبا ده سال تبعید، لنین به پتروگراد رسید. روسیه انقلابی، رهبر بزرگ کشور را در میان احساسات پرشور و شوق غیرقابل وصف مورد استقبال قرار داد. هزاران کارگر مرد و زن و پیر و جوان که پرچم های سرخ را حمل می کردند برای دیدار او در ایستگاه فنلاند پتروگراد ازدحام کرده بودند. گروه های انقلابی سربازها و ملوانان گارد احترامی را سازمان دهی کرده بودند. در میان ابراز احساسات و فریادهای مستقبلین، لنین بر بالای یک زره پوش که در انتظارش بود ایستاد و برای کارگران، سربازان و ملوانان سخنرانی کرد. وی همگان را با دعوتی پر هیجان برای مبارزه ای جدید، انقلاب سوسیالیستی، برای سپردن قدرت به شوراها فراخواند.

 

لنین با ورود به پتروگراد، بلافاصله فعالیت هایش را آغاز کرد. در گردهمایی بلشویک ها در 4 آوریل، تزهایش را درباره وظایف پرولتاریای انقلابی قرائت کرد که آن تزها به عنوان «تزهای آوریل» معروف شد. این تزها، نقش سرنوشت سازی در تعیین مشی اصولی و صحیح حزب که موقعیت تاریخی جدیدی در پیش رویش قرار داده بود، ایفا کردند. در تزهای آوریل، لنین طرحی دقیق و واقعی تدوین کرده بود تا انقلاب بورژوا دموکراتیک که انقلاب قدرت را به بورژوازی سپرده بود، به انقلاب سوسیالیستی منجر می شد و قدرت به طبقه کارگر و دهقانان فقیر انتقال پیدا میکرد.

 

لنین، در آن لحظات سرنوشت ساز و حساس تاریخی، این شعارها را پیش کشید: «از دولت موقت حمایت نکنید!»، «پیش به سوی قدرت شوراها!» وی متقاعد کرد که تنها قدرت شوراها می تواند صلح را برای ملت، زمین را برای دهقانان و نان را برای گرسنگان تامین گرداند. در همین زمان، لنین نسبت به این ایده ها هشدار داد که هنوز لحظه فراخوانی سرنگونی دولت موقت فرا نرسیده است چون باید از حمایت شوراهایی برخوردار باشد که از اعتماد مردمی برخوردار هستند. وی تاکید کرد، زحمت کشان برای پیروزی باید با پشتکار و پیگیرانه تلاش نمایند، اکثریت را در شوراها به دست آورند و شوراهای بلشویکی برپا کنند.

 

لنین، وظایف حزب را در حوزه اقتصادی نیز تعیین کرد. این وظایف عبارت بودند از: مصادره دارایی های ملکی و ملی کردن تمام زمین ها، یعنی الغای مالکیت خصوصی بر زمین و انتقال آن به «شوراهای دهقانی و نمایندگان کارگران کشاورزی» لنین، ایجاد تشکیلات کارگری برای کنترل و اداره کارخانه ها و صنایع وابسته، کنترل و اداره تمام تولید اجتماعی و توزیع آن را پیشنهاد نمود. وی، همچنین ادغام تمام بانک های کشور در یک بانک ملی را مطرح کرد. لنین گفت، وظیفه عملی بلشویک ها و تمام مارکسیست های انقلابی برپایی انترناسیونال کمونیستی سوم است.

 

«تزهای آوریل» لنین، سند مهم و ارزنده ای بود که مسیر مبارزه انقلابی پرولتاریای روسیه را در شرایط تاریخی جدید روشنایی بخشید.

 

لنین، رهبری کمیته مرکزی حزب و سردبیری روزنامه پراودا را بر عهده داشت و امور تشکیلات بلشویکی پتروگراد را اداره می نمود. کنفرانس شهر پتروگراد و هفتمین کنفرانس حزب سوسیال دموکرات سراسری روسیه به رهبری وی تشکیل شد. کنفرانس شهر پتروگراد، اولین کنفرانس علنی بلشویک ها بود که در روسیه برگزار شد. لنین، با سخنرانی در این کنفرانس، برنامه و تاکتیک های حزب را همان طور که در تزهای آوریل طراحی کرده بود، توضیح داد. وی موضع اتخاذ شده از سوی کامنوف، ریکوف و طرفدارن اقلیت را مورد انتقاد قرار داد، کسانی که ادعاهای منشویکی مبنی بر این که روسیه هنوز برای انقلاب سوسیالیستی مساعد نشده را تکرار می کردند.

 

لنین، در سخنرانی افتتاحیه اولین کنگره نمانیدگان دهقانان سراسر روسیه، خواستار مصادره فوری زمین های مالکان شد و راجع به ضرورت وجود یک تشکیلات مستقل از کارگران و دهقانان فقیر کشاورزی صحبت نمود.

 

وی، به کارگران و سربازها خاطرنشان کرد، تنها با نابودی کامل قدرت و با شوراها می توان روسیه را از بن بست خلاص کرد، آن بن بستی که حاکمیت بورژوازی آن را به وجود آورده بود.

 

 

حمله به بلشویک ها و پایان قدرت دوگانه و خروج لنین از روسیه

 

در شب چهاردهم جولای، کادت های نظامی به دفتر پراودا شبیخون زدند. لنین، که نیم ساعت قبل دفتر را ترک کرده بود، خیلی شانس آورد. دولت موقت بورژوازی تمام قدرت را در دست گرفت. قدرت دو گانه در روسیه به پایان رسیده بود. دوره جنبش مسالمت آمیز انقلاب به سر آمده بود و نبردهای مسلحانه جایگزین آن شد.

 

دولت موقت، عملیات تهمت و افترا را علیه لنین و بلشویک ها آغاز کرد و برای دستگیری رهبری حزب دست به تلاش وسیع زد. لنین را یاغی نامید و اطلاعیه ای برای دستگیری وی منتشر کرد و تمام اقدامات را برای بازداشت و ترور او به کار بست. کرنسکی، رییس دولت موقت، برای هر کسی که می توانست برای دستگیری لنین اطلاعی بدهد، جایزه زیادی را وعده داده بود. روزنامه های بورژازی سر و صدای زیادی را علیه بلشویک ها برپا کردند.

 

با تصمیم کمیته مرکزی، لنین مخفی شد و برای بیش از سه ماه و نیم به طور زیرزمینی کار و زندگی کرد. چند دقیقه ای از روز را با ریسک دستگیر شدن توسط جاسوس های دولت موقت، بیرون می آمد. برای چندین روز در خانه های کارگران پتروگراد پناه گرفت و سپس در کلبه ای در ساحل دریاچه رازلیوف نزدیک پتروگراد، با چهره گریم کرده یک علف چین فنلاندی اقامت کرد. وی از کمک و نگهداری یملیانف، کارگر کارخانه سیسترورتسک برخوردار بود. برای لنین، داس، شن کش، قابلامه، تبر و هر چیز دیگری که به کار یک کارگر علف چین می آمد، تهییه شده بود. نزدیک کلبه گوشه دنج کوچکی در میان درخت های کوچک ساخته شد که لنین به شوخی آن را «مکان مطالعه سبز من» نامید. او، در آن جا کار می کرد و مقاله هایش را می نوشت و کتاب «دولت و انقلاب» را نیز در همان مکان آماده نمود.

 

لنین، در کتاب معروفش «دولت و انقلاب»، بر آموزه های مارکس و انگلس درباره دولت و دیکتاتوری پرولتاریا صحه گذاشت. او، نوشت: «پرولتاریا به قدرت دولت نیاز دارد، به یک تشکیلات نیرومند متمرکز. این کتاب لنین، به حزب و طبقه کارگر از چگونگی دولت کارگران و دهقانان درک روشنی ارایه داد. او، نشان داد، این شوراها هستند که شکل دولت را می سازند، اهمیت بسیاری برای احزاب کارگری کمونیستی همه ملل برخوردار است.

 

لنین، از همین مخفیگاه، ششمین کنگره حزب را که در پایان جولای 1917 در پتروگراد در شرایط نیمه مخفی برگزار شد، اداره کرد. تمام تصمیمات کنگره، حول محور آماده سازی طبقه کارگر و دهقانان فقیر، به منظور شورش مسلحانه برای پیروزی انقلاب سوسیالیستی تنظیم شده بود. این امر دقیقا برجستگی و اهمیت بیش تر این کنگره را در تاریخ حزب و انقلاب نشان داد.

 

در آگوست همان سال، لنین در پوشش آتشکار لکوموتیو به فنلاند رفت. در ابتدا در خانه یک کارگر فنلاندی در دهکده ای نزدیک هلسینگ فرس (هلسینکی کنونی) اقامت گزید و سپس به شهر نقل مکان کرد.

 

در این زمان لنین، مقاله ای با عنوان «فاجعه اجتناب ناپذیر و چطور باید با آن مقابله کرد» را نوشت. لنین، شرح داد، حاکمیت کاپیتالیست ها و زمین داران بزرگ، کشور را به سوی نابودی هدایت می کنند. آنان اعلام کرده اند که ادامه هرج و مرج اقتصادی را به خاطر گریز از شوراها و تمام دستاوردهای انقلاب، در دستور کارشان دارند تا قدرت بورژوازی به حال اول باز گردانده شود. لنین، راه خلاصی از این فاجعه را اجنتاب ناپذیر خواند و تاکید کرد، کشور تنها با برپایی سوسیالیسم نجات می یابد و در این جا هیچ راهی جز هدف سوسیالیسم نمی تواند وجود داشته باشد.

 

در این زمان لنین هنوز در فنلاند بود، اما در جریان تمام امور قرار می گرفت. حزب به پیشنهاد لنین، دوباره شعار «تمام قدرت به دست شوراها!» را مطرح کرد. اکنون، این شعار فراخوانی بود برای قیام مسلحانه علیه دولت بورزوازی و به خاطر استقرار قدرت و حاکمیت شوراها. بیش از 250 شورا، در تمام بخش های ککشور تحت تاثیر این شعار به وجود آمدند.

 

در نیمه سپتامبر، لنین که هنوز مجبور بود در فنلاند و در مخفیگاه باشد، طرحی برای قیام تدوین کرد که حاصل تلاش و تفکر عمیقی بود. این طرح در برگیرنده ارزیابی قدرت انقلاب و ضدانقلاب و تمام شرایط حاکم در آن زمان روسیه بود. وی بلادرنگ فرمان داد تا ستاد فرماندهی ویژه برای قیام سازمان دهی شود، نیروها مستقر گردند و بیش ترین واحدهای قابل اعتماد در نقاط کلیدی متمرکز یابند، بدین معنی که ساختمان های دولتی را محاصره کنند و مرکز تلفن و اداره تلگراف را تصرف کنند. توصیه کرد با تشکیل واحدهای رزمنده قوی می توان سربازهای ضدانقلاب را در خارج از پتروگراد متوقف کرد و دفاع از شهر را تامین ساخت.

 

کمیته مرکزی، طرح های لنین را برای سازمان دهی حزبی به مثابه دستورالعمل ارسال کرد. حزب برای قیام مسلحانه شروع به تهیه تدارکات لازم نمود. تمام سازمان های رهبری کننده حزب وظایف مشخصی را دریافت کردند. گروه های گارد سرخ (نیروهای مسلح کارگری در جریان انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر را گارد سرخ می نامیدند) تقویت شد. واحدهای جدید نیز متشکل شدند و دوره های آموزشی برای نهادهای نظامی در پتروگراد سازمان دهی گردید. بلشویک های بالتیک فلیت، ملوان ها را برای قیام آماده کرده بودند. سازمان های سربازهای خط مقدم جبهه وفادار به بلشویک ها، واحد جنگ را به قصد کمک به کارگران به وجود آوردند.

 

در اواسط سپتامبر، لنین برای این که به پتروگراد نزدیک تر شود، از هلسینکی به وای بورگ رفت. روزنامه لابوچی پوت (راه کارگر) مقاله های وی را که اصرار داشت تدارکات دقیق برای به دست گرفتن قدرت به وجود آید را چاپ می کرد. چرا که شمارش معکوس برای آغاز قیام مسلحانه به صدا درآمده بود. او، نوشت: «بحران به بلوغ رسیده است، تمام آینده انقلاب روسیه در معرض خطر است.»، از دست دادن لحظه ای فرصت به معنای از دست دادن همه چیز تمام خواهد شد. لنین، در نامه ای به تاریخ اول اکتبر 1917، برای کمیته مرکزی و کمیته های پتروگراد و مسکو و اعضای بلشویک های شوراهای پتروگراد و مسکو، خاطرنشان کرد که قیام نباید به بعد موکول شود: «ما باید فورا به قیام متوسل شویم.»

 

 

بازگشت لنین به روسیه و رهبری مستقیم انقلاب با شکوه اکتبر 1917

 

در هفتم اکتبر، لنین مخفیانه وی بورگ را به قصد پتروگراد ترک کرد تا  مستقیما ملزومات قیام مسلحانه را اداره کند و شاهد فعالیت ها از نزدیک باشد. در همان روز، نامه ای به «کنفرانس شهری» بلشویک ها فرستاد. در هشتم اکتبر در نامه ای به نمایندگان «کنگره شوراهای مناطق شمالی» تاکید کرد که لحظه عمل فرا رسیده است. لنین، نوشت: «تاخیر می تواند مصیبت بار باشد.» وی قاطعانه به قدرت حزب بلشویک و توانش برای رهبری توده ها ایمان و آگاهی داشت و می دانست چه انرژی و نیروی بی پایان از نیروی خفته در طبقه کارگر انقلابی روسیه وجود دارد که هنوز به کار گرفته نشده است. بنابراین، لنین به نتیجه پیروزی قیام مسلحانه مطمئن بود.

 

در دهم اکتبر، موضوع مبارزه مسلحانه در جلسه کمیته مرکزی به بحث گذاشته شد. لنین، گزارشی ارایه داد که در ان نشان داد لحظه در دست گرفتن قدرت توسط پرولتاریا و روستائیان فقیر فرا رسیده است. کمیته مرکزی، تصمیم تاریخی لنین درباره آغاز قیام مسلحانه را مورد تصویب قرار داد. کامنوف و زینویف، تنها کسانی از اعضای کمیته مرکزی بودند که با این تصمیم مخالفت کردند. دقتر سیاسی که تحت رهبری لنین بود، در این جلسه انتخاب شد تا رهبری قیام را در دست گیرد.

 

در شانزدهم اکتبر، لنین مجددا درخواست کرد تا جلسه ای فراگیرتر از کمیته مرکزی، به طور پیوسته با نمایندگان سازمان های کارگری تشکیل شود. وی، درباره شورش که فورا در شرف وقوع بود، تاکید کرد. اکثریت جلسه از لنین پشتیبانی کردند. «مرکز نظامی انقلابی» برای اداره شورش، در این جلسه انتخاب شد، اعضای «مرکز نظامی انقلابی» عبارت بودند از بونیف، دزرژینسکی، اسوردلف، استالین و یورتیسکی.

 

تحت رهبری لنین و کمیته مرکزی، آمادگی ها طبق برنامه برای قیام، در سراسر کشور شروع کرده بود. کمیته مرکزی نامه ها و دستورالعمل های قاطعی برای مناطق محلی می فرستاد. نشست های بلشویکی که در این ایام در پتروگراد و مسکو برگزار می شد، به تصمیمات لنین رای می دادند. تصمیم های مشابهی نیز در مناطق تازه تاسیس و در کنفرانس های ناحیه ای قرار می گرفت. اعضای کمیته مرکزی به مناطق محلی اعزام می شدند تا سازمان دهی حزبی را برای آمادگی به منظور قیام یاری رسانند.

 

حزب سوسیال دموکرات روسیه، اقدام خائنانه دو عضو کمیته مرکزی که مخالف قیام بودند، یعنی زینویف و کامنوف را که مرتکب شده بود، ناکام گذاشت. آنان در روزنامه منشویکی نوایاژیرن (زندگی نوین) بیانیه ای در خصوص عدم موافقت با کمیته مرکزی درباره موضوع قیام مسلحانه چاپ کردند که در نتیجه تصمیم مخفی حزب برای دشمنان افشا می شد. اما دولت موقت، دیگر فرصتی نداشت تا قدم های سریعی برای ممانعت از قیام مسلحانه بردارد. لنین، با عصبانیت آن دو نفر را خائن نامید و تقاضا کرد از حزب اخراج شوند. اما کمیته مرکزی کامنوف و زینویف را اخراج نکرد، اما آنان را در صحبت کردن از طرف حزب برحذر داشتند.

 

تروتسکی، علنا علیه کمیته مرکزی درباره قیام مسلحانه اعلام موضع نکرد، در عوض اصرار داشت آن را تا تشکیل کنگره دوم شوراها از دستور کار خارج سازد، که این امر معادل مسدود ساختن قیام بود. لنین، محکم با این نظر مخالفت کرد: «... صبر کردن تا کنگره شوراها می تواند بیانگر حماقت گوینده باشد، یا ریاکاری محض

 

لنین، درخواست کرد تا قیام مسلحانه قبل از افتتاح کنگره دوم شوراها آغاز شود - کنگره ای که طبق برنامه زمان بندی شده برای بیست و پنجم اکتبر در نظر گرفته شده بود - تا بدین ترتیب از نیروهای ضدانقلاب پیش دستی شود، ضدانقلابی که در آن زمان آماده شده بود تا ضربه کاری به انقلاب وارد سازد.

 

با دریافت اطلاعات مبنی بر این که دولت قصد داشت موانعی در امتداد نوا مستقر سازد و در نتیجه نیروهای انقلابی کارگران را پراکنده و چند پاره گرداند، لنین تصمیم گرفت به اسمولنی برود. در آخر شب 24 اکتبر، در بزرگ ترین ریسک زندگیش لنین از خیابان ها متروک پتروگراد، مسیرش را به طرف اسمولنی برگزید - آن مسیر توسط کولاک ها و کادت ها گشت زنی می شد - تا رهبری مستقیم قیام را به عهده بگیرد.

 

قیام با دقت و مهارت نظامی و براساس محاسبه کامل، طبق دستورالعمل های لنین پیش می رفت. واحدهای جنگجو با سازمان یافتگی سطح بالا، با انظباط و حساب شده عمل می کردند. در تمام طول شب، لنین گزارش های پیشرفت قیام را دریافت می کرد و دستورالعمل هایی صادر می نمود.

 

در صبح بیست و پنج اکتبر، مرکز تلفن، اداره تلگرام، ایستگاه رادیو، پل های در امتداد نوا، ایستگاه های راه آهن و تمام اداره های مهم دولتی پایتخت به تصرف کارگران، سربازها و ملوان های انقلابی درآمد.

 

در بامداد، کمیته نظامی انقلابی شورای نمایندگان کارگران و سربازان پتروگراد، بیانیه ای را که توسط لنین خطاب «به شهروندان روسیه» نوشته بود منتشر کردند. بیانیه اطلاع داد که دولت موقت سرنگون شد، قدرت حکومت به شوراها انتقال پیدا کرد و آرمان مردمی که به خاطر آن جنگیده بودند، پیروز گشت. در ساعت دو و نیم بعد از ظهر شورای پتروگراد گردهم آیی تاریخی اش را برگزار کرد. حضور لنین در سالن، احساسات پرهیجانی را برانگیخت. وی سخنان تاریخی درباره پیروزی انقلاب سوسیالیستی ارایه داد و وظایف پیش روی قدرت شورایی را برشمرد. او پیروزی سوسیالیسم در روسیه را نتیجه اعتماد به نفس کارگران و زحمت کشان ارزیابی نمود و گفت: «از این به بعد مرحله نوینی در تاریخ روسیه آغاز می شود و این، سومین انقلاب روسیه، الگوی پیروزی سوسیالیسم خواهد بود

 

در شب بیست و پنجم اکتبر، لنین دستور تصرف کاخ زمستانی را صادر کرد. جایی که وزیران دولت موقت در آن جمع شده بودند. پیام برای حمله به کاخ زمستانی، توسط شلیک تاریخی از رزمناو ارورا داده شد. واحدهای انقلابی با یورش سریع کاخ را تصرف کردند و آخرین حصار دولت بورژوایی را فرو ریختند.

 

انقلاب اکتبر، صرفا جا به جایی قدرت سیاسی نبود. انقلاب یک دگرگونی اقتصادی - اجتماعی عمیق در زندگی مردم روسیه بود که آغاز بازسازی انقلابی کشور را هدف داشت تا بن مایه جامعه سوسیالیستی نوین را نشانه گیرد.

 

در غروب 25 اکتبر، کنگره دوم شوراها در اسمولنی افتتاح شد. در این کنگره 650 نماینده شرکت داشتند که تقریبا 400 نفر از آنان را بلشویک ها تشکیل می دادند که از تمام بخش های کشور به آن جا آمده بودند. کنگره انتقال تمام قدرت به شوراها اعلام کرد که این امر یکی از بزرگ ترین رویدادهای تاریخی بود.

 

با پیشنهاد لنین، کنگره «فرمان صلح» را تصویب کرد؛ مهم ترین مسئله ای که موضوع نگرانی اذعان میلیون ها نفر بود. این اولین اقدام صلح جویانه دولت شوراها در سیاست خارجی محسوب می شد.

 

فرمان زمین، برای همیشه و بدون پرداخت غرامت، مالکیت بر زمین را الغا نمود و زمین را به مردم برگرداند. بیش از 150 میلیون هکتار زمین در اختیار دهقانان قرار گرفت. این رویای قدیمی که دهقانان برای رسیدن به آن جنگ ها کرده بودند، بالاخره به واقعیت رسیده بود. بنا بر فرمان لنین، مالکیت خصوصی بر زمین به مالکیت عمومی تبدیل شد.

 

تحولات اقتصادی و سیاسی بنیادی در مدت زمان کوتاهی در کشور انجام شد. یکی از اولین کارهای دولت شوراها، قبول مقررات تعیین شده توسط لنین برای معرفی کردن کارگران بر کنترل تولید و توزیع بود. به کارگزاران منتخب از کارگران و کارکنان دفتری، برای کنترل تمام فعالیت های موسسات مفروض اجازه داده می شد. این کار اولین گام به سوی مدیریت صنایع توسط طبقه کارگر بود.

 

فرامین انحلال ارتش قدیمی از تصویب گذشت، از جداسازی شهروندان به خاطر موقعیت های مختلف اجتماعی، رهایی حاصل شد و امتیازات طبقات دارا ملغا شد.

 

پیروزی انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر 1917، صفحه جدید در تاریخ انسان گشود و تاریخ افول سرمایه داری و پیروزی سوسیالیسم و کمونیسم را نوید داد.

 

دولت ها بورژوایی بریتانیا، فرانسه و آمریکا مذاکره صلح با آلمان را علی رغم درخواست های مکرر دولت شوروی رد می کردند. در این اوضاع و احوال، لنین به این نتیجه رسید که دولت شوروی گزینه ای جز مذاکره جداگانه برای صلح با آلمان ندارد. امپریالیست های آلمانی با مذاکره صلح موافقت کردند، اما شرایط غارتگرانه ای را تحمیل می کردند. آن ها اشغال بخش وسیعی از سرزمین شوروی را خواستار شدند.

 

در نوامبر 1917، لنین تقاضایی تحت عنوان «برای مردم» را مطرح کرد که در آن، تجدید ساختار همبستگی سراسری شوراها را، هم چون تنی واحد، خواستار شد تا مردم جسورانه زمام امور دولت را در کنترل خودشان بگیرند. در سخنرانی برای گردهمایی ها و اجتماعات، دایما توده ها را برای ساختمان زندگی نوین ترغیب می نمود و می نوشت: «سوسیالیسم نمی تواند از بالا فرمان دهد.» او تلاش خلاق توده ها را به مثابه مهم ترین فاکتور ساختمان سوسیالیسم مورد توجه قرار داد.

 

دولت شورایی در اسمولنی مستقر شد. در آن جا فعالیت شبانه روزی زنده در خلاقی جریان بود. بیانیه ها از این منتشر می شد و نمایندگان مردم از سراسر کشور در آن جا جمع شده بودند. کارگران، سربازان، ملوانان و روستائیان به اسمولنی می آمدند. نمانیدگان دهقانان از روستاهای دورافتاده به پایتخت سفر می کردند - مقدار پولی که برای سفرشان لازم بود، توسط مردم جمع آوری می شد - تا لنین را ببینند و با رهبر دولت شان گفتگو و تبادل نظر نمایند. لنین، هر کسی را که به نزدش می رفت، می پذیرفت و به سخنان هر یک با دقت گوش فرامی داد. تصمیمات قاطع می گرفت و به کارگران و دهقانان آموزش می داد و از آنان می آموخت. وی برای هر جنبه زندگی در جمهوری شورایی جوان رهنمود داشت.

 

در یازدهم مارس 1918، دولت به مسکو انتقال پیدا کرد و آن جا به عنوان پایتخت شوروی شناخته شد. شورای کمیساریای مردمی و کمیته مرکزی اجرایی سراسر روسیه نیز در کرملین استقرار یافت و اقامتگاه لنین نیز در آن جا قرار گرفت.

 

کنگره فوق العاده شوراهای سراسر روسیه در چهاردهم مارس 1918، در مسکو برگزار گردید، قطعنامه ای را به تصویب رساند که پیش نویس آن را لنین تهیه کرده بود. بخش معاهده صلح این قطعنامه، در برابر مخالفت خشمگینانه جناح سوسیال انقلاب های چپ به تصویب رسید. آنان بلوایی را علیه حاکمیت شوراها برپا کردند. اس ارها (سوسیال انقلاب ها) چپ در مسکو، میرباچ، سفیر آلمان را ترور کردند. بدین ترتیب، جمهوری شوراها، در وضعیت دشوارتری قرار گرفت. از این رو، حزب و دولت دریافتند که با قدرت، شورش ضدانقلابی اس ارها را بکوبند تا از شکست صلح جلوگیری شود. جنبش آزادی خواهانه در سطح جهان بعد از امضای معاهده صلح برست، رشد کرد و نگرش خردمندانه و پیش بینی علمی لنین را آشکار کرد. در نوامبر 1918، در آلمان، انقلابی به وقوع پیوست که در نتیجه، آن معاهده تجاوزکارنه و تحمیلی از اعتبار ساقط شد.

 

در تابستان 1918، کشور در چنگال یک بحران غذایی شدید قرار گرفت. کولاک ها و سودجوها، غلات را به امید از پا درآورن انقلاب از گرسنگی، احتکار کرده بودند. لنین نوشت: «این مبارزه، به نظر می رسد تنها برای نان است، اما در حقیقت امر، مبارزه به خاطر سوسیالیسم می باشد.» لنین نوشت: «رفقا، کارگران، به خاطر داشته باشید که انقلاب در شرایطی بحرانی قرار دارد! به خاطر بیاوید که فقط شما می توانید آن را نجات دهید. هیچ کس جز شما از عهده آن برنمی آید

 

ده ها هزار نفر از کارگران پیشرو، عمدتا از پتروگراد، گروه های آذوقه تشکیل دادند و در پاسخ به فراخوان لنین و حزب، عازم روستاها شدند. در ژوئن 1918، لنین دستور  ایجاد کمیته های «دهقانان بی چیز» را امضا نمود. این کمیته ها، تامین کننده نان شهرها و ارتش، سدی در برابر ستیزه جویی کولاک ها و محافظه دولت شوروی در جنگ بودند. این امور، شوراهای روستایی را پرتوان تر کرد و به دولت شوروی کمک نمود تا روستایی های متوسط را نسبت به آن نزدیک کند.

 

در جولای 1918، پنجمین کنگره شوراها، اولین قانون اساسی جمهوری روسیه را که در آن دستاوردهای انقلاب سوسیالیستی لحاظ شده بود، تصویب و قانون مند نمود. لنین، در این مورد گفت: «جهان هرگز یک چنین قانون اساسی را که ما داریم، سراغ نداشته است، این قانون تجسم تجربه تشکیلات و مبارزه کارگران، علیه استثمارگران چه در داخل و چه در خارج است

 

کنگره حزب در مارس 1918، در مورد تغییر نام حزب از حزب کارگر سوسیال دموکرات روسیه به حزب کمونیست روسیه (بلشویک) تصمیم گیری کرد.

 

 لنین، ساده نرین انسان ترین، دورنگرترین و استوارترین بود. قسمت دوم

 لنین،  ساده ترین، انسان ترین، دورنگرترین و استوارترین بود. قسمت اول

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید