شماره 128- بروزرسانی: شنبه 19/8/1386                             بازگشت به صفحه اصلی

 

لنین

 

 

 ساده ترین، انسان ترین، دورنگرترین و استوارترین بود

 

 بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

 

قسمت چهارم (پایان)

 

 

محاصره روسیه انقلابی توسط امپریالیست ها و ترور لنین

 

در بهار 1918، نیروهای آمریکا، بریتانیا و فرانسه، مارمانسک را به تصرف درآوردند. ژاپن، بریتانیا و سپس سربازهای آمریکایی در ولادی وستوک پیاده شدند. امپریالیستها، جنگ علیه کشور شوراها را به قصد درهم کوبیدن دولت سوسیالیستی نو پا، با نیروی مسلح آغاز کردند. بزرگ مالکان و کاپیتالیستهای سرنگون شده نیز به کمک مداخله گران خارجی، جنگ داخلی را به راه انداختند.

 

مردم روسیه و حزب کمونیست، در دفاع از جمهوریشان، بسیج شدند و در مقابل دشمنان انقلاب با جان و دل ایستادند. لنین، این دفاع را به مثابه عالیترین وظیفه انترناسیونالیستی نسبت به جنبش انقلابی جهان ارزیابی نمود که جمهوری شوراها باید سهم خود را نسبت به آن ادا کند. به پیشنهاد لنین، دوره های مخصوصی سازمان دهی شد تا سیستم آموزش نظامی برای فرماندهان ایجاد گردد. هسته اصلی این پرسنل فرماندهی از کارگران و دهقانان انقلابی شکل گرفت.

 

با وجود این هجوم نظامی و دخالتگری امپریالیست ها و مشکلات باور نکردنی کمرشکن، کمبود آذوقه، پوشاک، تسلیحات و مهمات، لنین قاطعانه اطمینان داد که در این پیکار، نظم اجتماعی نوین پیروز می شود. وی مردم را از اعتماد به نفس خود سرشار می نمود. اغلب، هر روز و بعضی اوقات به دفعات در روز، برای نشستهای انبوه کارگران و نظامیان ارتش سرخ سخنرانی می کرد و در کنگرهها، کارخانهها و موسسات، حضوری موثر داشت. کمونیست ها، در سراسر کشور از اراده پولادین و افکار انقلابی شفاف لنین آگاه بودند.

 

در این میان، ضدانقلابیون و دشمنان شوروی، که توسط امپریالیست نیز حمایت میشدند، آشکارا علیه دولت شوروی و برای ترور لنین و همکارنش توطئه چینی میکردند. در سی ام آگوست 1918، یک سوسیال انقلاب، به نام کاپلین، اقدام برای ترور لنین کرد. آن زن، از فاصله نزدیک به لنین شلیک کرد و وی را شدیدا مجروح ساخت. گلولهها عفونت به وجود آوردند و زندگی لنین به تار مویی بسته شد. دکترها شبانه روز در کنار بستر وی در کرملین مشغول مداوا بودند.

 

در دسامبر 1918، پراودا نوشت: «لنین با بیماری اش در حال جنگ است، وی آن را شکست خواهد داد! به خاطر آرزوهای بسیار پرولتاریا، حکم تقدیر چنین است

 

در دوازدهم سپتامبر، ارتش سرخ سیمبریسک را آزاد کرد و فرماندهان آن ارتش، تلگرامی با این مضمون برای لنین فرستادند: «ولادیمیر ایلیچ عزیز، ما انتقام یکی از جراحت های شما را با ازاد کردن شهر زادگاهتان گرفتیم و «سامارا» را نیز برای تلافی زخم های دیگرتان خواهیم گرفت.» در پاسخ، لنین پیام داد: «تصرف سیمبریسک، شهر خانه من، داروی تقویتی شگفت انگیزی بود، بهترین درمان برای جراحت هایم است، احساس می کنم زندگی و انرژی تازه ای پیدا کرده ام. تبریک به مردان ارتش سرخ برای پیروزی هایشان، و به نمایندگی از طرف تمام زحمت کشان برای تمام فداکاریهایتان تشکر میکنم.» لنین، به محض این که جراحت هایش بهبود پیدا کرد، رهبری حزب و کشور را مجددا آغاز کرد.

 

در زمستان 1919 - 1918، جنگ از نو و به شدت شعله ور شد. امپریالیست های آمریکایی، بریتانیا، فرانسه و ژاپن، نیروی گسترده ای را علیه روسیه شوراها مهیا کرده بودند. آن ها نیروها را در شمال ادسا و کریمه، در ترانس کوشیا، آسیای مرکزی و شرق دوباره پیاده کردند. بیش از یک میلیون سرباز تا دندان مسلح، از هر طرف، جمهوری شوراها را محاصره نمودند. امپریالیست ها، از ژنرال های گارد سفید و یکی از سرشناس ترین آنان به نام «کلچاک» کمک گرفتند. در بهار 1919، ارتش کلچاک شروع به تهاجم نمود.

 

فراخوان لنین، چنین بود: «به جبهه شرق کمک کنید!» بیست هزار کمونیست، چندین هزار نفر از اعضای انجمن کمونیست های جوان و بیش از 60000 نفر از اعضای اتحادیه کارگران به فراخوان لنین و حزب کمونیست پاسخ مثبت دادند و به خط مقدم جبههها رهسپار شدند.

 

یکی از مهم ترین ویژگیهای لنین این بود که واقعیت ها را نه تنها پنهان نمی کرد، بلکه رک و پوست کنده آن ها را را با مردم در میان می گذاشت. همیشه حقیقت را به مردم میگفت. کمونیست ها به کارخانه ها، معادن و روستاها می رفتند و با مردم درباره اوضاع بحرانی جمهوری جوان شوراها گفتگو می کردند و کارگران، دهقانان، سربازان و ملوانان را به دفاع و تقویت حاکمیت شورایی شان فرامی خواندند. آنان به خطرناک ترین قسمت های خط مقدم جبهه ها می رفتند و اعضای حزب کمونیست در این راه همیشه پیش قدم بودند.

 

لنین گفت، برای پیروزی در جنگ، جبهه قدرت مندی به وسعت کشور باید سازمان دهی شود. بهترین ارتش در جهان، اگر از حمایت مردم برخوردار نشود، منهدم میگردد. ارتش باید به سلاح، آذوقه و پوشاک مجهز باشد و این کار به عهده مردم کشور بود تا برای جبهه جنگ تهیه می کردند. لنین و حزب، همیشه کمک به ارتش در جبهه را طلب می کردند.

 

بدین ترتیب، جمهوری شوراها، مجبور بود به تنهایی علیه تجاوز چهارده کشور، از خود دفاع کند. ناچارا قوانین جنگ، در صنعت و حمل و نقل و همچنین در ارتش و نیروی دریایی به کار گرفته شد. برای تدارکات ارتش و کارگران، دولت شوروی مجبور از به کارگیری معیارهای سخت در توزیع ذخایر غذایی ناکافی کشور بود.

 

در اوج مبارزه علیه مداخله گران خارجی و ضدانقلابیون داخلی، کنگره هشتم حزب فراخوانده شد. کنگره در 18 مارس 1919، در سالروز کمون پاریس افتتاح گردید. پرولتاریای روسیه، به آن چه کموناردها آرزو داشتند و برایش جنگیدند، جامع عمل پوشانده بودند.

 

هشتمین کنگره، برنامه جدید حزب را تصویب کرد و سر و سامان دادن کارها را به کمیته ای تحت ریاست لنین واگذار کرد تا برنامه جدید و وظایف حزب کمونیست را در دوره انتقال از کاپیتالیسم به سوسیالیسم تعیین کند. لنین، در گزارش خود تاکید کرد، آن برنامه بر مبنای علمی استوار و واقع بینانه تدوین گشت. به طبقه کارگر و حزب به عنوان راهنمای عمل در برپایی جامعه سوسیالیستی خدمت کرد.

 

صحبت از اهمیت انترناسیونالستی برنامه جدید را لنین ادا کرد: «برنامه ما، هم چون ماتریال موثر فوق العاده ای برای تبلیغات و فعالیت، به کار خواهد آمد، سندی است که کارگران را رهنمون خواهد کرد تا بگویند، این جا رفقای ما، برادران ما هستند، آرمان مشترک ما، جامعه واقعیت به خود پوشیده است.» (11)

 

لنین، به دخالتگری زنان در همه امور اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تاکید میورزید. وی اصرار می کرد تا زنان سهم برجسته ای در دفاع از کشور و بنای حاکمیت سوسیالیستی به عهده بگیرند.

 

لنین، همواره جوانان را به مطالعه و یادگیری تشویق می کرد. وی خطاب به جوانان تاکید داشت که باید خود را به منظور برپایی کمونیسم، به دانش مجهز نمایند. به آنان می گفت، کمونیسم تنها بر پایه علم، بر پایه دانشی که توسط بشر اندوخته شده، می تواند بنا گردد.

 

لنین، به امر انترناسیونالیسم اهمیت ویژه ای قائل بود. برخی رهبران انترناسیوال دوم که به کمونیسم ضربه زده بودند توسط لنین شدیدا نقد شدند. او، کتابی به نام «انقلاب پرولتری و کائوتسکی مرتد» را در اکتبر 1918 نوشت.

 

لنین، در کتاب «انقلاب پرولتری و کائوتسکی مرتد»، می نویسد: «بزرگ ترین مصیبت و خطر برای اروپا این است که حزب انقلابی ندارد. فقط احزاب خائنین نظیر شیدمان ها، رنودل ها، هندرسن ها، وب ها و شرکا و یا افرادی با روح نوکر مآبی - چون کائوتسکی هستند، ولی حزب انقلابی نیست.» (12)

 

در ابتدای سال 1918، کائوتسکی، ایدئولوگ اپورتونیسم، رساله ای تحت عنوان «دیکتاتوری پرولتاریا» منتشر کرد که در آن، تئوری انقلابی مارکس و دیکتاتوری پرولتاریا را تحریف نموده بود، حکومت شوروی را نیز به باد تهمت و عمکردهای حزب بلشویک را لکه دار کرده بود.

 

 

تشکیل انترناسیونال کمونیستی سوم (کمینترن)

 

در نیمه 1918، احزاب کمونیست در آلمان، اتریش، فنلاند، مجارستان و رومانی شکل گرفتند. در ژانویه 1919، لنین کارگران اروپا و آمریکا را برای برپایی انترناسیونال کمونیستی سوم دعوت کرد. در مارس 1919، اولین کنگره سومین انترناسیونال کمونیستی در مسکو افتتاح شد که امور آن توسط لنین برنامه ریزی شده بود. این کنگره دستاورد بزرگی برای انترناسیونالیسم پرولتری به پیش گامی لنین بود.

 

لنین، در این کنگره طی نطقی گفت: «... هنگامی که جنگ در سال 1914 آغاز شد و طی چهار سال زمین را به خون کشید، جنگی که میان سرمایه داران بر سر تقسیم سودها، بر سر سلطه بر ملل کوچک و ضعیف بود، این سوسیالیست ها به طرف دولت های خودی گرویدند. آن ها به کارگران خیانت کردند، به ادامه کشتار کمک نمودند، دشمن سوسیالیسم شدند و به طرف سرمایه داران گرویدند...» لنین در ادامه نطق خود می افزاید: «حالا کارگرانی که به آرمان برانداختن یوغ سرمایه وفادار مانده اند، خود را کمونیست می نامند. اتحاد کمونیست ها در سراسر جهان گسترش مییابد. حالا دیگر حکومت شوروی در یک عده از کشورها پیروز گشته و چندی نخواهد گذشت که ما شاهد پیروزی کمونیسم در سراسر جهان خواهیم بود و شالوده ریزی جمهوری فدراتیو جهانی شوراها را خواهیم دید.» (13) در این کنگره نمایندگان 35 حزب و سازمان کارگری حضور داشتند.

 

این سخنرانی لنین، آشکارا نشان می دهد که بلشویک ها پس از پیروزی با جدیت به دنبال انترناسیونالیسم پرولتری و انقلاب جهانی بودند.

 

کنگره دوم کمینترن (شکل اختصاری انترناسیونال کمونیستی سوم)، در 9 ژوئیه 1920 با حضور بیش از 200 نماینده آغاز به کار کرد. یکی از بیانیه های کنگره اعلام می کرد: «انترناسیونال کمونیست راه روسیه شوروی را راه خود اعلام می کند. پرولتاریای بین المللی مادام که روسیه شوروی حلقه ای از زنجیر اتحاد جماهیر شوروی جهان نگردیده باشد شمشیر در نیام نخواهد کرد.» (14)

 

لنین، همچنین در کنگره دوم انترناسیونال سوم در 1920، کنگره سوم در 1921 و چهارم در سال 1922 شرکت داشت. در سال 1921، در کنگره دوم کمینترن، نمایندگان 67 حزب و سازمان از 37 کشور جهان شرکت داشتند.

 

عمدتا سیاست های احزاب ناسیونال رفرمیست اروپا، در راستای ناسیونالیسم و میهن پرستی بود و همین موضع آن ها، جنگ طلبی را بیش تر توجیه می کرد و کارگران را برای رفتن به جبهه های جنگ خانمانسوز بورژوازی تشویق می نمود. در حالی که کمینترن در مقابل این سیاست های ناسیونالیستی و میهن پرستی، مدافع منافع سراسری و جهانی کارگران مخالف جنگ بود.

 

اساس اهداف رفرمیسم سوسیال دموکراسی این بود که در چارچوب سیستم سرمایه داری و از طریق مجاری قانونی فعالیت های خود را پیش ببرد و از این طریق به بهبود وضعیت کارگران یاری رساند. در حالی که کمینترن، با وجود این که برای بهبود وضعیت کارگران تلاش می کرد، اما از طبقه کارگر می خواستا بورژوازی کشور خود را واژگون کنند، قدرت سیاسی را کسب کنند و از این طریق جنبش انقلابی کارگران جهان را تقویت کنند.

 

لنین، معتقد بود که ناکامی طبقه کارگر اروپا از سازمان دهی انقلاب اجتماعی سوسیالیستی، به دلیل این حقیقت بود که تحت رهبری سوسیال دموکرات های رفرمیسم قرار گرفته بود. احزابی که انقلابی نبودند. به عقیده لنین، انقلاب با احزابی به تحقق می رسد که به صورت حزب بلشویک تاسیس شده باشند.

 

انترناسیونال اول که توسط مارکس بنیان گذاری شده بود از سال 1864 تا سال 1872 به موجودیت خود ادامه داد. شکست کارگران قهرمان کمون پاریس، در حکم پایان موجودیت این انترناسیونال بود. انترناسیونال دوم از سال 1889 تا 1914، تا جنگ وجود داشت. این دوران تقریبا آرام ترین و مسالمت آمیزترین دوران رشد سرمایه داری و دورانی بدون انقلاب های بزرگ بود.

 

 

پایان جنگ و دوران سازندگی

 

در پایان 1919، ارتش سرخ تقریبا در تمام جبهه ها دشمن را شکست داد و کشور نفس راحتی کشید. لنین و حزب و شوراها، سهم بیش تری از امکانات کشور را بر روی توسعه اقتصادی متمرکز کردند که اوضاع اقتصادی کشور در اثر جنگ آسیب های فراوانی دیده بود. هر چند که امپریالیست ها شکست خورده بودند اما روسیه را به مخروبه تبدیل کرده بودند، به گفته لنین: «به نیمی از اهدافشان رسیدند.»

 

تولیدات صنعتی به یک هفتم رقم قبل از جنگ رسید. بدترین ضربه در مناطق تحت اشغال گاردهای سفید و متجاوزان خارجی، متوجه کارخانه ها شده بود. بیش ترین موسسات به خاطر نیاز به سوخت و مواد خام از کار افتاده بودند. راه آهن به طور کامل تخریب شده بود. کارگران در شهرها با گرسنگی دست و پنجه نرم می کردند. کشاورزی در وضعیت نابودی کامل قرار گرفته بود.

 

هنگامی که دوره سازندگی در کشور آغاز شد دهقانان که سیستم مازاد تقاضا را در دوره «کمونیسم جنگی» قبول داشتند این بار عدم ناسازگاری و نارضایتی خود را بروز دادند. دشمنان شوروی، از این نارضایتی دهقانان استفاده کردند و آنان را علیه حاکمیت شوروی تحریک کردند. ضدانقلابیون بخشی از دهقانان را به سوی خود جذب کردند. تا این که در مارس 1921، شورش ضدانقلاب در کرونستاد آغاز شد. در واقع سیاست اقتصادی جدید «نپ» که در حوزه کشاورزی توسط لنین مطرح شد، تکامل طرحی بود که بستر لازم را برای زیر ساخت اقتصاد سوسیالیستی فراهم سازد.  لنین، به جای سیستم «مازاد تقاضا»، مالیات بر جنس را پیشنهاد کرد. لنین، در برابر حزب، وظیفه «تجارت سازمان یافته» متناسب و تجدید سازمان تعاونی های اشتراکی را قرار داد. وی تشریح کرد که «نپ» گرایش به افزایش قدرت اتحاد بین طبقه کارگر و طبقه روستایی را دارد و حاکمیت شوروی را تحکیم می بخشد.

 

مجموعه معروف به سیاست جدید اقتصادی (نپ)، با تاکید ویژه ای بر امتیاز دادن به دهقانان، به تصویب کمیته مرکزی حزب رسیده بود تا لنین آن را به کنگره ارایه دهد.

 

لنین، به سیاست برگشت به تجارت خصوصی و استخدام خصوصی نیروی کار را که در چارچوب نپ پذیرفته بود، آگاه بود. شاید هم سیاست اقتصادی درستی در آن وضعیت ناگوار جنگی و قحطی و گرسنگی بود که چرخ زندگی اجتماعی را به حرکت درآورد. همچنین برنامه نپ، بی تجربگی بلشویک ها در عرصه اقتصاد را نیز به نمایش می گذارد. اما لنین آن را تنها یک برگشت موقتی در نظر گرفته بود. خطری برای سیستم شوروی در بر نداشت. زیرا صنعت، بانک ها، راه آهن، حمل و نقل رودخانه ای و دریایی از مالکیت خصوصی خارج شده بود و در نظارت دولت شوراها قرار داده شده بود.

 

دهمین کنگره حزب که در 1921 برگزار شد، پیشنهاد لنین را برای گذر به سیاست اقتصادی جدید مورد تصویب قرار داد. همچنین رای درباره اتحادیه های کارگری را از تصویب گذراند و نقش و وظایف آن ها را تحت شرایط جدید مشخص کرد. خط مشی لنین را در خصوص اتحادیه های کارگری، آن طور که وی ترسیم کرده بود، مانند مدرسه مجریان، مدرسه مدیریت، مدرسه کمونیسم، مورد حمایت قرار داد.

 

لنین، همواره نگران تحولات جدید درون حزب و بیرون آن بود. وی، در ژانویه 1922 نوشت: «من از تجدید سازمان ها، ترس کشنده ای دارم.»

 

در هر صورت با پایان سال 1923، دولت شوروی مقاومت ضدانقلاب را شکست و حاکمیت خود را در چارچوب مرزهای کشور تثبیت کرد. بدین ترتیب، از اوائل سال 1924، شوروی به تدریج حالت یک کشور عادی به خود گرفت و حالت اضطراری اقتصادی و سیاسی که پس از وقوع انقلاب اکتبر آغاز شده بود، سپری کرد. در فاصله سال های 1918 تا 1923 انقلابات کارگری در آلمان، بلغارستان، فنلاند و استونی به شکست کشیده شد. در ایتالیا جنبش شوراهای کارگری توسط فاشیست ها در هم کوبیده شد. همه این وقایع در عقب نشینی جنبش کارگری اروپا و به حاشیه رانده شدن طبقه کارگر روسیه تاثیر به سزایی داشت.

 

 

وخامت جسمی لنین و وصیت نامه او

 

وضعیت جسمی لنین، به دلیل فشار کار و تاثیر یکی از گلولههایی که هنوز در بدنش مانده بود، ناگهان وخیم تر شد. در دسامبر 1922، بار دیگر بیماریش عود کرد، اما تا اندازه ای در ژانویه و فوریه 1923 بهبود پیدا کرد.

 

یکی از آخرین نوشته های لنین به کنگره «نامه به کنگره» نام داشت که خطاب به نمایندگان سیزدهمین کنگره حزب در می 1924 نوشته بود. لنین در این نامه، نگرانی خود را از وضعیت حزب به دلیل قدرت گیری برخی از اعضای کمیته مرکزی از جمله استالین اعلام کرده بود که در مطلب قبلی در این مورد توضیح داده شده است و در این جا تکرار نمی کنم. فقط در این جا به نقل قولی از (ای. اچ. کار) اشاره می کنم:

 

«روز 4 آوریل 1922، یعنی چند روز پس از کنگره یازدهم، اعلام شد که استالین به سمت دبیرکل و مولوتوف و کوبی بیشف، به سمت دبیر منصوب گردیده اند. اعلام این موضوع برای هیچ کس معنا و اهمیت خاصی نداشت. استالین به عنوان یک مسئول سخت کوش، کاربر و متعهد حزبی عنصری سرشناس بود.

 

وقتی لنین پس از سکته اول به کار بازگشت از دیدن آن که چگونه استالین آرام آرام هم بر قدرت و هم بر اتوریته منصب رسمی خود افزوده، و مرتبه شخصی خویش را نیز ارتقا داده است (وی اینک برای نخستین بار بدل به یک چهره اصلی در حزب شده بود) آشکارا اندیشناک شد. هیچ یک از این دو تحول لنین را خوش نیامد. ذهن وی در این زمان سخت مشغول رشد بوروکراسی در دولت و حزب بود؛ و به شخصیت استالین شدیدا بدگمان گردید...» (15)

 

«در پاییز 1922، توجه لنین به حوادث گرجستان، جائی که روند امور داخلی به ادغام این جمهوری در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی با مقاومت سرسختانه کمیته حزبی گرجستان مواجه گردیده بود، جلب شد. کمیسیونی به ریاست دزرژینسکی در ماه سپتامبر از گرجستان دیدار کرد و با دو رهبر مخالف به مسکو بازگشت. در این مرحله لنین مداخله و نظر استالین را که مسئول رسیدگی به مسئله بود مردود اعلام کرد و خود بر این باور بود که توانسته است سازشی را تامین کند. اما موضوع را دنبال نکرد و روابط با گرجستان دوباره تیره شد. حال اوردژونیکیدزه از تفلیس دیدار کرد و، پس از پیشبرد مبارزه ای توام با خشونت، رهبران متمرد را اخراج و کمیته حزبی را مجبور به پذیرش پیشنهادات استالین کرد... او (لنین)، رویدادهای اخیر را به عنوان نمونه ای از «شوونیسم روسیه کبیری» محکوم کرد، از «تندخوئی، و زودخشمی اداری» استالین سخن به میان آورد و او، دزرژینسکی و اوردژونیکیدزه را با ذکر نام مورد انتقاد و سرزنش قرار داد. سپس در 4 ژانویه 1924، بدگمانیش نسبت به استالین بار دیگر شدت گرفت، و بعدالتحریری بر وصیت نامه افزود که حالا در آن می گفت استالین «بسیار بی نزاکت» است، و باید از سمت دبیرکلی برکنار و فرد دیگری که «صبورتر، وفادارتر، مودب تر، و نسبت به رفقا با توجه تر، کم تر دمدمی... و الی آخر» باشد جایگزین او شود؛ و به عنوان انگیزه این توصیه یک بار دیگر خطر انشعاب و رابطه استالین و تروتسکی، را ذکر می کرد. و سرانجام، در اوایل مارس، به مناسبت برخوردی میان استالین و کروپسکایا (همسر لنین)، که گفته می شد طی آن استالین به کروپسکایا (که احیانا مانع دیدار او از لنین شده بود) توهین کرده است، نامه ای به استالین نوشت و طی آن «روابط رفیقانه» اش را با او برید. لنین سه روز بعد دچار سکته سوم شد و حیات فعالش پایان گرفت.» (16)

 

در 21 ژانویه 1924، در ساعت شش و نیم بعد از ظهر، لنین به علت خونریزی مغزی در سن 53 سالگی چشم از جهان فرو بست و آثار و یادگارهایی ارزنده ای که از خود برجای گذاشت همیشه در تاریخ مبارزه طبقاتی کارگران و برپایی جامعه سوسیالیستی از طریق یک انقلاب اجتماعی راهنمای مهم و موثری است.

 

 

منابع:

 

11- گذری کوتاه بر زندگی ولادیمیر ایلیچ لنین، برگردان هادی پاکزاد 177 و 178؛

12- از کتاب لنین، درباره انترناسیونالیسم پرولتری، بنگاه نشریات پروگرس، مسکو، ترجمه به فارسی سال 1984، ترجمه از ع. بیات و م. پورهرمزان، ص 125؛

1-13همان منبع، صص 148 و 149؛

14- از کتاب «ای. اچ. کار»، انقلاب روسیه از لنین تا استالین (1929 - 1917) مترجم، کسری برومند، انتشارت نیما، سوئد، ص 25؛

15- از کتاب «ای. اچ. کار»، انقلاب روسیه از لنین تا استالین (1929 - 1917) مترجم، کسری برومند، انتشارت نیما، سوئد، ص 90؛

16- همان منبع، صص 91 و 92

یازدهم آبان 1386 - دوم نوامبر 2007

 

 لنین، ساده ترین، انسان ترین، دورنگرترین و استوارترین بودقسمت سوم

 لنین، ساده نرین انسان ترین، دورنگرترین و استوارترین بود. قسمت دوم

 لنین،  ساده ترین، انسان ترین، دورنگرترین و استوارترین بود. قسمت اول

 

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید