شماره 128- بروزرسانی: شنبه 19/8/1386                             بازگشت به صفحه اصلی

توسعه اقتصادی جهان سوم و سلطه امپریالیسم

 

سیّد محمّد صدرالغروی

sadrolgharavi@yahoo.com

 

 

مساله مواد خام و توسعه اقتصادی، مساله اساسی مناسبات کشورهای امپریالیستی با کشورهای تحت سیطره امپریالیسم است. مساله ای که با استقلال و حمایت از ثروت های طبیعی، مبارزه علیه استثمار و توسعه اقتصادی رابطه مستقیم دارد. امپریالیسم با در دست داشتن انحصار تولیدات صنعتی، بر بازار جهانی تسلط دارد و بنا بر منافع خود، قیمت های بازار را تعیین می کند و از بهای مواد خام می کاهد و بر بهای محصولات صنعتی می افزاید. در حال حاضر با آن که بهای نفت به چند برابر ترقی کرده، باز هم این ترقی بها کمتر از افزایش قیمت محصولاتی است که از کشورهای صنعتی به خارج صادر می شود.

امپریالیسم با برقراری مبادلات نابرابر با کشورهای جهان سوم، مواد خام و مواد اولیه لازم برای صنایع خود را به بهای ارزان می خرد و با تبلیغات بسیار، محصولات خود را به قیمت گزاف می فروشد و از این راه کشورهای جهان سوم را همچنان در عقب ماندگی نگاه می دارد و روز به روز بر فاصله میان این کشورها و کشورهای صنعتی می افزاید. بدین ترتیب آن عامل اساسی که جلوی رشد کشورهای جهان سوم را می گیرد و آن ها را همواره در وضع عقب ماندگی نگاه می دارد، امپریالیسم است.

اگر هزینه ای را که مردم جهان سوم برای توسعه اقتصادی متحمل شده است با نتیجه ای که از آن برده است مقایسه کنیم، خواهیم دید که باز هم کشورهای صنعتی متنفع شده اند زیرا ماشین آلات فرسوده خود را با قیمت های گران فروخته اند. سرمایه خارجی که به کشورهای جهان سوم وارد می شود، فقط در پی سود حداکثر است و در شعبه ای از تولید به کار می افتد که سودهای کلانی برای صاحبان آن به بار آورد و طوری عمل می کند که به وضع انحصاری در بازار جهانی لطمه ای وارد نیاید. در نتیجه، اقتصاد کشورهای جهان سوم در آن جهتی سیر می کند که برای سرمایه گذاران سودآور باشد و نه در آن جهتی که مورد نیاز مردم خود است.

توسعه اقتصادی که با احتیاجات مردم و جامعه نمی خواند و صنایعی که بر اساس مونتاژ و یا مواد نیم ساخته پایه گذاری شده است، به هیچ وجه از مبادلات نابرابر جلوگیری نمی کند. اگر در گذشته واردات را محصولات مصرفی تشکیل می داد، اکنون در کنار محصولات مصرفی کالاهای واسط وارد کشورهای جهان سوم می شود. کالاهایی که چرخ صنایع این کشورها را می گردانند و بدون آن ها صنایع از تولید باز می مانند و بدین ترتیب شاهرگ های زندگی جامعه در دست امپریالیست ها باقی می ماند.

برای بیرون آمدن از عقب ماندگی تنها یک راه برای کشورهای جهان سوم وجود دارد: اتخاذ سیاستی مبتنی بر منافع توده های مردم در کلیه زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. تکیه بر نیروی خود و تدوین برنامه های صحیح برای بهبود شرایط زندگی مردم.

 

* کارشناس علوم سیاسی

 

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید