![]() |
|
شماره 129- بروزرسانی: سه شنبه 22/8/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
داستان خونين خاورميانه بزرگ و تجزيه طلبان
مهدي رفعتي
زماني كه دولت صدام حسين توسط استعمارگران نوين سرنگون شد زمزمه "طرح خاورميانه بزرگ "از ميان رسانه هاي جمعي به گوش می رسيد . هر چند ديري نپاييد كه شورشيان سني به مقابله با نيروهاي ائتلاف بين المللي به رهبري امريكا پرداخت اما نظم نوين خاورميانه با زيركي خاصي در حال اجرا بود. تحولات عراق حلقه اي متصل به حمله هاي اسراييل به لبنان بود:" به باور دولتمردان آمريكايي رفع بن بست در روند صلح اسرائيل و فلسطيني ها، قاعدتا منجر به بهبود روابط اسرائيل با كشورهاي عرب خواهد شد و ايران و سوريه را در منطقه منزوي تر خواهد كرد. آمريكا و متحدانش اما تنها به منزوي كردن ايران و سوريه نمي انديشند و در پي اعمال فشار شديد بر اين دو كشور براي انطباق سياست هايشان با نظم تازه در خاورميانه هستند." (مقاله اي به قلم احمد زيدآبادي- پايگاه خبري فارسي زبان بي بي سي ) اما وقايع سالهاي اخير عراق و لبنان تنها حلقه هاي نمايان اين بازي خونين نيست.
جك استرا وزير خارجه وقت بريتانيا در مصاحبه اي كه در نوامبر 2002 (27 آبان 1381) انجام داد پرده از بخش هايي ديگر از اين سناريوي شوم بر مي دارد :" در اعلاميه بالفور كه در سال 1917 منتشر شد و بريتانيا در آن هم از ايجاد كشورهاي يهودي در سرزمين فلسطينيان اعلام حمايت كرده و هم به هر دو طرف تضمين هاي ضد ونقيضي داده است. آقاي استرا در مورد عراق نيز گفته بود: مرزهاي كشور عراق پس از پايان جنگ جهاني اول در لندن تعيين شده است." (ماهنامه خواندني –آذرماه 1381)
تحولات عراق پس از سرنگوني صدام حسين به سوي اهداف خاصي هدايت شد . اين مساله را مي توان در سخنان جرج بوش در انسيتو امريكايي اينترپرايز (26 فوريه 2003)تحت مقوله " ارزشهاي دمكراتيك " مشاهده نمود. در همان زمان ايگناتيف در مقاله اي در نيويورك تايمز به اين امر اشاره كرد:" ايالات متحده سلطه متعادلي است، ابزار اعمال اين سركردگي بازار آزاد جهانی، حقوق انساني و دموكراسي خواهند بود كه توسط قدرتمندترين نيروي نظامي كه جهان تا كنون به خود ديده اعمال مي شود."( لوموند ديپلماتيك- آوريل2004 ) سلطه ايالات متحده با چه توجيهي شكل گرفت؟ پاسخ اين پرسش را بايد در سخنان آبراهاميان جست. "بعد از جنگ جهاني دوم كه قدرت هاي ژاپن و آلمان نابود شده اند آمريكا فرصت ديگري يافت كه قدرت خود را به مناطق ديگر گسترش دهد و اكثر جهان را تحت سلطه خود گيرد. آنچه در واقع مانع اين هدف شد وجود نيروي متقابلي به نام شوروي بودکه حاصل آن، جنگ سرد شد. بعد از فروپاشي شوروي آمريكا فرصت دوباره اي يافت كه آنچه را ما هم اكنون در قرن بيست و يكم مي بينيم ، اعمال كند ...
خاورميانه به آن چيزي تبديل شده است كه اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم آمريكاي جنوبي و امريكاي مركزي بودند." اما طرح خاورميانه بزرگ كه در بر گيرنده آسياي ميانه ، جنوب غربي آسيا و شمال افريقا ست مي توانست با چه اهدافي صورت گيرد؟ 1- تامين منابع نفت مورد نياز آمريكا در دهه هاي آينده 2- كنترل شريان نفت به عنوان اهرمي براي مهار اروپا و شرق آسيا 3- حفظ امنيت اسراييل 4- ترويج دموكراسي هاي كنترل شده 5- زمينه سازي براي برتري تمدني 6- پروسه سازي ملت سازي 7- مقابله و مهار و اسلام گرايي 8- فرهنگ سازي ( مشروح كامل اين اهداف را مي توانيد در گزارش ويژه خبرگزاري فارس به تاريخ 14 مرداد 1385 مشاهده كنيد)
آيا شكل دهي طرح خاورميانه بزرگ يك توهم است يا يك طرح برنامه ريزي شده؟مجله نيوزيك سال گذشته در اين رابطه مقاله اي مفصل چاپ كرده بود كه خبرگزاري فارس خلاصه اي از آن را منعكس كرده بود . در دوران جنگ ويتنام يكي از افسران نظامي آمريكا با اشاره به ويراني هاي شهر بن تره در ويتنام گفت لازم است براي نجات اين شهر كل آن ويران شود . اكنون به نظر مي رسد برخي صاحب نظران صاحب نفوذ آمريكايي به همين روش در خاورميانه معتقدند و از ان جمله مي توان به رالف پيترز سرهنگ بازنشسته آمريكايي اشاره كرد. از نظر رالف پيترز مشكل اصلي در خاورميانه قدرت هاي استعماري اوايل قرن بيستم و شرق شناسان لندن و پاريس بودند كه مرزهاي كنوني در منطقه را به خاطر رفع نيازهاي دولتي و نه به خاطر مردم منطقه طراحي كردند و راه حل اين مساله اين است كه انگيزه هاي كاذب وطن پرستانه كردها، اعراب شيعي و بلوچ از بين برده شود و كشورهاي جديد در منطقه تشكيل شود.
در نقشه اي كه همراه با اين مقاله منتشر شده ، عراق تكه تكه خواهد شد كه البته اين عمليات آغاز شده است و كشورهاي پاكستان ، تركيه، عربستان و ايران نيز هر كدام به چند بخش تقسيم خواهند خواهد شد.از نكات جالب آن كه كويت و اسراييل ( حكومت هاي تشكيل شده از سوي استعمارگران نوين ) بدون هيچ تغييري در منطقه باقي خواهند ماند.( مقاله رالف پيترز در شماره نيمه ژولاي 2006 نشريه – AFJنشريه ارگان نيروهاي مسلح ايالات متحده آمريكا- همچنين كتاب Never Quit the fight كه به قلم ايشان نوشته شده است پرده از حقايق تكان دهنده اي بر مي دارد. ) محمد حيدري از روزنامه نگاران قديمي ايران در مقاله اي تحت عنوان The small is beatifull به نكاتي كليدي اشاره مي كند كه روشن مي كند اين طرح ويرانگر مدتها پيش در دستور كار استعمارگران قرار گرفته است:" در آن زمان ]دوران رياست جمهوري جان اف كندي و حتا پيش از آن [ برخي از روزنامه نگاران خبره و كنجكاو از ارايه طرحي از سوي دولت انگليس به دولت آمريكا با عنوان انگليسي آن The small is beatifull يعني كوچك، زيباست، آگاهی یافتند. اين عبارت استعاره اي براي القاي طرحي به دولت آمريكا انتخاب شده بود كه ادامه سياست سلطه جويانه وغارت گرانه ي كشورهاي آنگلوساكسوني بر كشورهاي عقب مانده اما ثروتمند با تقسيم كشور هاي بالقوه نيرومند منطقه خاورميانه به كشورهاي كوچكتر كه دائما با يكديگر نيز در حال جنگ و جدل باشند آسان و تضمين شده تر است.(براي آگاهي بيشتر به ماهنامه خواندني – شماره 34 مراجعه كنيد.)
بگذاريد ارتباط بين حلقه تجزيه طلبان ايران و طرح خاورميانه بزرگ را در مقاله "تجزيه طلبان از بغداد به دمشق نقل مكان كرده اند." به قلم دكتر هوشنگ طالع در ماهنامه خواندني شماره 22 بيابيم: در سال 1335 در دوران حكومت پادشاهي در عراق يعني در دوراني كه ايران و عراق هر دو عضو پيمان بغداد بودند نخستين سازمان دولتي با هدف هاي توسعه طلبانه و تجزيه خواهانه عليه ايران، در آن كشور پايه گذاري شد. اين سازمان به نام جبهه التحرير عربستان ( جبهه آزادي عربستان – نام جعلي خوزستان ) خوانده مي شد. در سالهاي بعد و در دوران جمهوري اين الگو، بارها از سوي حكام خودكامه عراق مورد تقليد قرار گرفت... حكومت بعث عراق با حفظ سازمان " الجبهه القوميه لتحرير عربستان " در سال هاي 69-1968دو سازمان ديگر ايجاد كرد. سازمان هاي مزبور عبارتند از : الجبهه التحرير الشعبي لتحرير الاحواز( جبهه آزادي بخش ملي براي آزادي اهواز) و الجبهه تحرير الحواز ( جبهه آزادي اهواز). با يورش دولت آمريكا و متحدان كشور مزبور به عراق و برافكنده شدن حكومت بعث در آن كشور، پاره اي از اين سازمان ها از سوي محافل تندروي عرب تجديد سازمان شده و اين بار از دمشق سر برآورده و آن كشور را مركز فعاليت هاي تجزيه طلبانه عليه ايران قرار دادند.
در انتها بايد پرسيد آيا مي توان بين عبدالمالك ريگي ، گروه پژاك، عرب هاي تجزيه طلب و تجزيه طلبان مورد حمايت دولت آذربايجان ارتباطي برقرار كرد؟ آيا تمامي اين گروهها در طرح خاورميانه بزرگ شركت دارند؟ آيا برخي رسانه هاي وطني و بين المللي كه رندانه اين طرح را تبليغ و ترويج مي كنند با برنامه ريزي قبلي دست به اين اقدام زده اند؟ آيا مستحكم تر كردن پايه هاي حكومت هاي استبدادي در منطقه براي هموارتر شدن اين طرح خونين است؟ و آيا... پاسخ به تمام اين پرسشها نياز به گذشت زمان دارد و بايد ديد استعمارگران نوين چگونه و به چه شكل گام بر مي دارند.
خبرگزاري انتخاب
|
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |