شماره 131- بروزرسانی: جمعه 25/8/1386                             بازگشت به صفحه اصلی

 

كشيدن ديوار، بين جنبش داخل و خارج كشور، عملي داهيانه نيست!

 

مهندس سهراب مژده

sohrab.mojdeh@yahoo.it

 

 

سيري گذرا از ميان ايرانيان خارج از كشور

 

در خارج از ايران، در تمامي كشورهاي جهان، خوشبختانه، گروهي از ايرانيان زندگي مي كنند، و اينان به طبقات و قشرهاي مختلف متعلقند، و بر اساس اين پايگاه طبقاتي و همچنين شناخت و حساسيت اجتماعي، و تجربيات خويش در ميدان هستي، داراي گرايشات مختلف سياسي اند. اما دو ويژگي در ايرانيان خارج از كشور، به تائيد "كشورهاي مهماندار" برجسته است، يكي موفق بودن  ايرانيان خارج از كشور، نسبت به مهاجران ديگر كشورها، در عرصه هاي مختلف علمي، اجتماعي، هنري، آقتصادي و تجاري است، و ديگر ويژگي آنان ، سياسي بودن آنانست؛ يعني مشكل بتوان ايراني اي بدون انديشه ي سياسي يافت.

 

 پروفسور دانشگاهي نويسنده اين سياها، در روز اول كلاس درس تخصصي تونل بمن گفت، تو ايراني هستي، حتما سياسي هستي. من توانستم بخاطر شرايط ويژه، ماهها انديشه ي سياسي خود را از او مخفي دارم، اما بعدها  بعلت يگانگي انديشه مان به دوستي استواري گام نهاديم.

 

جنبه ي ديگري كه – در مورد ايرانيان خارج از كشور- نمي توان از آن سخن نگفت، اينست كه اين بخش از ايرانيان، و حتي جواناني كه به تازگي از ايران خارج شده اند، غالبا افرادي هستند تحصيل كرده، بسيار مغرور، كه براي موفقيت، به خود متكي بوده و سخت مي كوشند، و كوچكترين چشمداشتي از نهادهاي جمهوري اسلامي ندارند، در نتيجه گروه وابسته ، خارج از روابط و ضرورتهاي بوروكراتيك، براستي  قليل و انگشت شماراست.

 

ايرانيان خارج از كشور به چند گروه تقسيم ميشوند:

 

كساني كه به نسل اول مهاجران  سه دهه اخير متعلقند، و داراي دو مليت مي باشند، و در طي چندين دهه، بدلايل مختلف، در خارج زندگي مي كنند و با بافت اجتماعي كشور مورد نظر در آميخته اند؛ اينان را مي توان دو مليتي ناميد، اما هنگامي كه از فرهنگ و سنتها سخن بميان ميرود، اينان گاهي از ايرانيان درون كشور، بهتر به زواياي غير قابل رويت فرهنگ ايران آشنايند و هنگامي كه در روح و جان آنان رسوخ مي كني متوجه مي شوي كه آنان تنها ايراني اند و بس.

 

كساني  كه غالبا در دهه ي اخير، به علل و راههاي مختلف قانوني، به خارج آمده اند و هنوز درگير مشكلات كار و اقامت و تحصيل خويشند.

 

كساني كه در دهه ي اخير، بعلل مختلف، بويژه سياسي، از كشور خارج شده اند، و بدنبال كار هاي بوروكراتيك پناهندگي خويشند.

 

آنچه بايد در نظر داشت اينست كه گروه اول و دوم، غالبا در رفت و آمد مداوم با ايران اند و حتي رفت و آمد آنان و  ارتباط آنان با خانواده و آشنايان از هر زاويه اي كه بررسي شود، از ديدگاه نويسنده اين سياهه مثبت است، و حتي بخشي از آنان كه از نظر سياسي فعالند، براحتي مرز مصنوعي و ذهني بين ايرانيان داخل و خارج كشور را از ميان بر داشته اند.

 

در ميان ايرانيان، عده اي نيز دانشجو هستند كه بخشي از آنان در پايان تحصيل، به ميهن مان ايران، باز ميگردند و اين دوره از اقامت آنان در خارج، دوره ي كوتاهي از هستي آنانست.

 

هر انساني، سر نوشت ويژه ي خويش را دارد و بر اساس علاقه و حساسيت خويش به مسائل و نارسائيها و نا ملايمتي هاي اجتماعي و غيره، و بر پايه ي انتخاب فردي، وارد مبارزه اجتماعي-سياسي ميگردد. عده اي از انسانها نيز، درهر كجا كه باشند، در آرزوي ايجاد يك "جامعه اي انساني" چون شمعي مي سوزند و اين آرزو يشان مستقل از مكان است.  در نتيجه هيچكس، در هر لباس و منصبي باشد حق نفي راه و روش مبارزاتي ديگران را ندارد.

افرادي كه شروع به نفي ديگران مي كنند در واقع در پي اثبات خويش اند، اما اين انديشه ي خويش را در در حجاب كلام مي پوشانند.

 

كلامي چند در باره ي جنبش خارج از كشور

 

در طي سه دهه حاكميت جمهوری اسلامی، در آن هنگام كه حاكميت ابدي  مينمود، جنبش خارج از كشور، دانشجويان، سازمانهاي دموكراتيك، احزاب و افراد و نويسنده هاي  آزاد، توانستند، با امكانات بيشتر اطلاعات رساني، با سايت هائي كه جمهوري اسلامي امكان فيلترينگ آن را ندارد، شكست قدر قدرتي آن را باثبات برسانند. در رابطه با زندانيان و نجات آنان از زندان نقش سازمانهاي دموكراتيك ايران با همكاري جنبش هاي مترقي جهاني را نمي توان ناديده گرفت. اگر ايرانيان خارج از كشور تابحال توانسته باشند حتي جان يك نفر را در اثر افشاگري نجات داده باشند اهميت نقش خويش را نشان داده اند. بعنوان نمونه مي توان از زني ياد كرد كه  بايد سنگسار ميشد و همنام يك دختري ايراني بود كه يكي از برندگان مسابقات زيبائي در اروپا بود، فعاليت اين دختر در اروپا توانست همنامش را در ايران از سنگسارنجات دهد. تازه اين عمل يك دختر آزاده ي ايراني است كه شايد اصلا به سياست راهي ندارد.

 

بسيارند آناني كه سالها در خارج كار و تحصيل كرده ، و در پايان در شكنجه گاههاي رژيم، قهرمانانه جان سپرده اند، و بسيارند  آناني كه پرورش يافته ي جهان آزادند و در شرايط كنوني در ايران  مشغول مبارزه مي باشند.

 

بنيانگذاران جنبش چپ ايران همانند، علي موسيو، كه نقشي تاريخي در سازمانهاي غيبي مشروطيت داشت و يا انديشمنداني چون دكتراراني  كه پايه گذار حزب كمونيست و بنيانگذار اولين  جنبش هاي دانشچوئي  خارج كشود بود، تنها نمونه هائي از اين كاروانند.

 

 براستي هزاراني كه بعد از تحصيل در آلمان،  ايتاليا، فرانسه و آمريكا و ديگر كشورها، براي خدمت بدين آب و خاك، جان به كف به ميهن عزيزمان باز گشتند و براستي چه ها كه نكشيدند،  امثال  مهرداد فرجاد ها، كيومرث زرشناسها، كيانوري ها و طبري ها، اينان كافي اند تا ثابت كنند كه ديوار ساخته شده بين جنبش داخل و خارج كشور سازه اي است كه تنها ساخته ي ذهن است.

 

در لحظات بحراني كنوني، علاوه بر  فرزندان پاك اين خاك كه در داخل به سخت ترين مبارزه مشغولند، در خارج نيز بسيارند ميهن دوستاني، كه حتي در بد ترين شرايط زندگي و وضعيت مالي، لحظه اي از پاي  نمي ايستند و تمام نيروي خويش را وقت خدمت به ميهن خويش مي كنند. بايد اين فرزندان  پاك ميهن را، خارج از انديشه ي مكان، در آغوش گرفت، بدانان  نيرو بخشيد و به  آنان افتخار كرد.

 

جنبش اجتماعي- سياسي كشور ما، در راه ايراني فارغ از جنگ، آزاد  و دموكرات، ديوارهاي بسياري را بايد از جلوي راه خويش بر دارد، بعنوان مثال ما هنوز نميدانيم:

 

با چه ابزاري ميدان عمل ماجراجويان جنگ طلب را محدود كنيم.

چگونه  بايد رهبران  سازمانها و احزاب سياسي را، نه در سخن، بلكه در عمل، بسوي تشكيل يك جبهه سراسري، براي جلو گيري از جنگ و دفاع از  صلح و تماميت ارضي ميهنمان سوق دهيم.

 شكل همكاري ما با نيروهاي آزاديخواه و دمكرات مذهبي و يا روشنفكران ديني  دموكرات و چپ چگونه بايد باشد.

 چه بايد كرد، تا رهبران سازمانها و احزاب چپ ايران، بر اساس يك پلاتفورم پيشنهادي همكاري خويش را آغاز كنند.

ما نميدانيم چگونه بايد كلام را كوتاه كرد و به وحدت نيروهاي چپ راه يافت.

اينان همه ديوارها ئي هستند كه جلوي ديد ما را  گرفته اند و از قدرت عمل ما مي كاهند. اين ديوارها عيني اند و در خارج از ذهن وجود دارند.

ميهن دوستان عزيز

 تمامي نيروهاي خود را در راه بر انداختن اين ديوارها بكار گيريم، و در را خلق ديوارهاي ذهني، انرژي جنبش را بهدر نكشانيم!

با سپاس و درود قلبي

آبانماه 1386

 

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید