شماره 131- بروزرسانی: شنبه 26/8/1386                             بازگشت به صفحه اصلی

 

درس از مبارزه‌ي نيروهاي چپ اسپانيا

 

مهندس سهراب مژده

sohrab.mojdeh@yahoo.it

 

 

سالهاي بين 1975 -1977، سال‌هاي بسيار زيبائي براي اسپانيائي ها بود، زيرا ديگر مردم اسپانيا، بعد از چندين دهه مبارزه، در جاروب كردن حكومت فاشيستي ژنرال فرانكو مصمم بودند.  سال 1975 مصادف با سال مرگ فرانكو است و در اين زمان، خوان كارلوس(Juan Carlos)  به تخت پادشاهي مي نشيند. در اين زمان هنوز نهاد‌هاي دمكراتيك اجازه‌ي فعاليت نداشتند و جشن اول ماه مه نيز غير قانوني بود، اما مردم اسپانيا براي تغييرات راديكال آمادگي كامل داشتند، هر چند ساختار نيروهاي نظامي عميقا بر اساس ايدئولوژي راست و فاشيسم ژنرال فرانكو استوار بود.

 

سال 1975 از طرف نيروهاي چپ، جشن اول ماه مه در مادريد، بطرز جالبي سازمان يافته بود و من با چهار نفر از دوستانم در اين تظاهرات ويژه شركت داشتيم، البته تنها بعنوان توريست به مادريد رفته بوديم. من بيست و دوساله بودم و ما در ايران، در دو دهه ي ديكتاتوري شاه، تجربياتي در باره ي تظاهرات بزرگ كارگري نداشتيم.

 

دو مسئله در سازماندهي اين تظاهرات قابل توجه بنظر ميرسيد:

 

اول، اين‌كه كارگران سنگ‌هاي كوچكي  در دست داشتند و با بهم زدن آن‌ها، يكنوع همنوائي و موسيقي زيبائي را در خيابان‌ها، همانند يك اركستر، ايجاد مي‌كردند؛

 

دوم، اين‌كه اين تظاهرات طوري سازماندهي شده بود كه، در هنگام حمله‌ي پليس- چيزي كه ما بعد از دستگيري و زمان"آرامش" در زندان درك كرديم- در يك لحظه، طوري افراد شركت كننده در تظاهرات، در كوچه پس كوچه ها ناپديد شدند، كه گوئي اصلا تظاهراتي در كار نبوده است.

 

نكاتي چند در باره ي دستگيري ما

 

ما نيز بي تجربه، شاهد تظاهرات بوديم و از شادي  خود را فراموش كرده بوديم. بصورت غريزي ما نيز كه در كناره ي صف ايستاده بوديم و با "صداي سنگ" با تظاهر كنندگان هم‌صدا شديم.

 

بي خبر بوديم از آن‌چه اتفاق خواهد افتاد. يك‌باره پليس بي‌رحم و فاشيستي فرانكو حمله كرد. شايد به دقيقه نكشيد كه هيچ‌كس در خيابان ديده نمي‌شد و همه ناپديد شدند. اين نوعي سازماندهي تظاهرات بود كه بنظرم جالب آمد. البته ما دستگير شديم، و به عنوان مسخره‌ي سازمان دهندگان تظاهرات و فرستاده شده از طرف حزب كمونيست ايتاليا، به زندان افتاديم. البته اين بهترين وسيله‌ي تبليغاتي بود در دست پليس فرانكو ، كه همانند ديگر ديكتاتورها، هميشه سعي مي كنند نشان دهند كه نا‌رضايتي از خارج مي آيد و مسئله ي دروني نيست.

 

در هر صورت حادثه ي كميكي كه مازيستيم تقريبا شبيه فيلم معروف چاپلين بود، بدين گونه كه پرچم خطري  از پشت يك كاميون مي‌افتد و درست در لحظه اي كه  چاپلين پرچم سرخ را از زمين بر مي‌دارد، تظاهراتي  از كارگران در پشت او در حال حركت است، در نتيجه  پليس او را به عنوان مسخره ي سازمانده تظاهرات دستگير مي كند.

 

درس همبستگي در زندان

 

گروه ما مداوم، در ساعت‌هاي مختلف زير شكنجه قرار مي گرفت، بويژه در  شب‌ها، و تك تك ما با لباس‌هاي خونين به جمع اسپانيائي هاي مبارز در اطاق جمعي زندانيان مي‌پيوستيم. رفقاي اسپانيائي در درون زندان سازماندهي  بسيار كارایي داشتند. آن‌ها سريع، زخم‌هاي ما را چه پر مهر تيمار مي‌كردند و لباس‌هاي ما را عوض مي‌كردند و لباس‌هاي تازه و تميز به‌ ما مي پوشانيدند. به‌ ما از نظر غذائي مي‌رسيدند و ما در آن‌جا هيچ احساس بيگانگي نمي‌كرديم. روحيه ي آن‌ها بسيار بالا بود و همبستگي آن‌ها براستي قابل توجه، و براي ما جذابيت خواصي داشت. تازه من در سن بيست و دوسالگي، براي اولين بار، مزه  و زيبائي همبستگي انسان‌ها را درك مي كردم و هر روز بر ايمان خود مي افزودم.

 

در پايان رفقاي زنداني با نفوذ خود توانستند براي ما وكيل بگيرند و ما را بعد از مدتي از زندان و پليس فاشيستي اسپانيا نجات دهند.

 

در هنگام آزاد شدن از زندان بسيار لاغر شده بوديم و  بياد دارم كه پر از نامه براي مادران و زنان زنداني‌ها بوديم. در موقع خروج از زندان خانواده‌ي زندانيان از ما چه پر عاطفه استقبال كردند.

 

درسي ديگر از جنبش توده اي اسپانيا

 

در آن زمان زندان‌هاي اسپانيا مملو از مبارزان بود. حمله به رژيم شكلي توده‌اي داشت، بدين مفهوم كه تظاهراتي آغاز مي‌شد، تعدادي بيشمار دستگير مي‌شدند و بعلت پر بودن زندان‌ها، باجبار، تعدادي از شركت كنندگان تظاهرات گذشته آزاد مي‌شدند. آزاد شدگان، از نو، تظاهراتي تازه را سازمان مي‌دادند. اين روند سيكليك بگونه اي دوام يافت كه پايه هاي رژيم را سست كرد  و توانست سيستم فاشيستي شكل گرفته در سه يا چهار دهه را از پاي بيندازد. سر انجام سيستم فاشيستي  مجبور به عقب نشيني شد، و در طي چند سال بعد دموكراسي و آزادي‌هايی در كشور اسپانيا نهادينه شد و اين كشور توانست در طي سه دهه تحولات چشمگيري را بخود اختصاص دهد.

به امید آزادی به مفهوم نفی هرگونه استثمار انسان از انسان

                                                                        پايان

       

   24 آبانماه 1386

 

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید