شماره 133- بروزرسانی: سه شنبه 29/8/1386                             بازگشت به صفحه اصلی

قانون اساسي كشور اتوپيان1

(1)

هادی پاکزاد

مقدمه: اگر تاكنون برآيند شرايط عيني و شعور حاصل از آن و تاثيرگذاري همين شعور بر شرايط عيني، به دلايل گوناگون، در رابطه با مناسبات اجتماعي انسانها نتوانسته است ساختاري آگاهانه و عملي ارایه دهد، اما همين مجموعهی شرايط و شعور رو به تكامل، در شروع قرن جديد، ضرورتي را پيش پاي انسانها قرار داده است تا مناسباتي كارساز و عادلانه بر روي ساختارهاي فروريخته گذشته بنا سازند. در شرايط امروز بايد پذيرفت كه نه حاكميت سرمايه خصوصي توانسته است پاسخگوي نياز بشريت باشد و نه سرمايه دولتي كه بخواهد با هر عنوان و ايسمي چنان رسالتي را برعهده گيرد.

در طول تاريخ، بشريت به دفعات درك و تجربه كرده است كه جايگزيني قدرتها كه بيترديد اكثر آنها خواستار استقرار عدالت بودند، هركدام با در دست گرفتن قدرت، به دليل نگرش ويژه خود در تحقق اهدافشان، دست به اعمالي زدهاند كه محصول برداشتِ مخصوص خودشان از اجراي عدالت بوده است. مطلق انگاري ساختار تفكر، با فراهم شدن ابزار اجرايي آن در دست نمايندگان قشر و يا طبقهی جديد حاكم، تا كنون نتايجي را ببار آورده است كه آن نتایج نتوانسته به آرمانِ نهادي و جوهري انسان كه همانا استقرار نظام عادلانهی فراگير باشد جامه عمل بپوشاند.

 كشور اتوپيان بنا دارد تعريفي جامع و فراگير از دموكراسي ارایه دهد كه در آن هيچ قدرتي در جامعه يكهتاز نباشد تا هيچ كس يا گروه و يا طبقهاي نتواند سلطهاش را اعمال كند.  بنابراين، ساختار بنيادي قانون اساسي كشور اتوپيان بر نفي مالكيت خصوصي كه بتوان با آن ديگر انسانها را به مزدوري واداشت، و نفي نظامي كه انسانها را از مالكيت باز ميدارد، و نفي تمركز قدرت به نام دولت و يا هر نوع حاكميتي استوار شده است. اميد است براساس شرايط موجودِ حاكم بر جهان، خردِ جمعي جهاني بتواند ساختار نويني از نظم عادلانه جهاني را تئوريزه و كاربردي گرداند.

 كشور اتوپيان که در محدوده جغرافيايي خود، به اين باور رسيده است كه از مليتها، اقشار و طبقاتِ گوناگون شكل يافته، بنا دارد تا مسير حركت بهسوي توسعه همهجانبهی پايدار را در رابطه با شرايط خاصِ درون كشوري و روابط جهاني، برپايهی اين قانون اساسي كه آزادانه توسط نمايندگانِ منتخب تمام مردم تهيه گرديد و در همهپرسي به تصويب اكثريت رسيد، طي نمايد.

نظام اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگيِ كشور اتوپيان كه حاصل تجربه تاريخي تمام كشورهاي جهان است، ادعا دارد گونهاي از روابط و مناسبات زندگي اجتماعي را در اين دورانِ آشفتگي جهاني ارايه داده است كه ميتواند پاسخگوي تنگناها و نيازهاي هر كشوري در شرايط كنوني زندگي ملتها باشد.

فصل اول ـ اصول كلي

اصل اول: نام كشور «اتوپيان» است كه براساس نظام «شورايي» اداره ميشود، پرچم خاص خود را دارد و تمام ساكنان آن عضو شوراي كشوري هستند.

اصل دوم: اعضاي شوراي كشوري در اداره امور كشور اتوپيان از حقوق برابر و يكسان برخوردارند.

اصل سوم: در كشور اتوپيان هيچ نهادي خارج از چهارچوبِ «شورا» رسميت ندارد، بنابراين تمام اعضاي شوراي كشوري، در شوراهاي گوناگونِ مربوط به خود نيز عضو هستند.اصل چهارم: كشور اتوپيان، تنها مالكيت شورايي بر وسايل توليد را به رسميت ميشناسد.

اصل پنجم: در كشور اتوپيان هر كس ميتواند از حاصل «كار» خود، به هر ميزان كه باشد، به طور بهينه بهرهوري كند و مالك دارايي خويش باشد. اما هيچ كس حق ندارد با دارايي و ثروت ـ كه ديگر اسم سرمايه را نميتوان برآن گذاشت ـ كسي را به مزدوري وادارد.

اصل ششم: ساختار ادره شورايي كشور اتوپيان به ترتيب ذيل است:

1. «شوراي نمايندگان كشورداري» ـ 2. « شوراهاي نمايندگان استانداري» ـ 3. «شوراهاي نمايندگان شهرداري» ـ 4. «شوراهاي نمايندگان بخشداري» ـ 5. «شوراهاي نمايندگان شهري بخشها» ـ 6. «شوراهاي نمايندگان روستا و يا دهداري»

 اصل هفتم: در كشور اتوپيان نبايد هيچ فرد آماده براي كار،  بيكار بماند و در يكي از شوراها عضو نباشد. تامين زندگي بيكاران احتمالي و سروسامان دادن به كار آنها، يكي از وظايف «شوراي كار و مديريت اقتصادي كشور» است.

اصل هشتم: شوراهايي كه نمايندگان آنها در «شوراي نمايندگان كشورداري» عضو رابط هستند به ترتيب ذيل ميباشد:

1. «شوراي نمايندگان آموزش كشور» ـ 2. « شوراي كار و مديريت اقتصادي كشور» ـ 3. «شوراي اموراستانداريها» ـ 4. « شوراي بهداشت و درمان كشور» ـ 5. « شوراي امور بينالملل و روابط سياست خارجي كشور»  ـ 6. « شوراي متخصصين و نخبگان توليد كارهاي فكري كشور» ـ 7. «شوراي انتظامات كشور» 8. «شوراي دفاعِ كشور» ـ 9. « شوراي امور روستايي كشور» ـ 10. ـ « شوراي حقوقدانان و قضات كشور» ـ 11. شوراي رسانههاي نوشتاري، شنيداري وديداري كشور» ـ 12. «شوراي كشوري حوادث غيرمترقبه» ـ 13. «شوراي قانونگذاري كشور» ـ 14. « شوراي آمار و اطلاعات كشور» ـ 15. «شوراي منابع و ذخاير كشور» ـ 16. «شوراي نگهداري و ترميم محيط زيست» ـ 17. «صندوق شورايي بودجه و خدمات عمومي كشور» ـ 18. « شوراي استاندارد كشور» ـ و...

اصل نهم: تمام اعضاي شوراي كشوري (كل جمعيت كشور اتوپيان) در ابراز عقيده مجازهستند و ميتوانند با وسايل غيرخشونتآميز افكار، عقايد، ايدئولوژي و خاستگاهشان را در قالب احزاب، گروهها و شوراها تبليغ كنند و راهكارهايي را كه بهنظرشان ميرسد به اطلاع عموم برسانند. نظر به اينكه قانون اساسي را ميتوان با آراي اكثريت نسبي اعضاي «شوراي نمايندگان كشورداري» و آراي دوسوم نمايندگان «شوراي قانون گذاري كشور» اصلاح و يا تغيير داد، از اين رو نقش احزاب، گروهها و تمام شوراها در كشور اتوپيان كاملا برجسته و ضروري ميباشد و بايد از حمايت تمام نهادهاي كشور برخودار باشند.

اصل دهم: تمام نهادهاي حزبي، گروهي و انجمنهاي مخالف و موافق نظام كشور اتوپيان بايد به شيوهی شورايي(دموكراسي) اداره شوند

فصل دوم ـ شورا

اصل يازدهم: تعريف شورا: جمعي با اهداف و منافع مشترك كه در پيوستگي ارگانيك با هم قرار دارند، اگر براي اداره امور خود و بهمنظور پيشبرد مقاصد و كارهايشان، با حقوق برابر از شيوه مشورت  استفاده كنند و همگان مجاز باشند كه آزادانه هر پيشنهاد و نظري را نسبت به راهكارهاي مطرح شده ارایه بدهند و راي اكثريت لازمالاجرا شود، آن جمع را ميتوان «شورا» ناميد.

اصل دوازدهم: «شوراي كشوري» كه تمام ساكنان كشور اتوپيان را پوشش داده است، تنها شوراييست كه تمام ساكنان كشور ميتوانند براي کاندیدا شدن وانتخاب کردن نمایندگان «شوراي نمايندگان كشورداري» در آن شركت كنند.

اصل سيزدهم: تمام احزاب، گروهها و شوراهاي گوناگونِ كشور اتوپيان ميتوانند كانديداهاي خود را براي نمايندگي در «شوراي نمايندگان كشورداري» معرفي نمايند. ـ زمان تبليغات براي كانديداها نامحدود است، اما بايد معرفي آنها به «شوراي انتخابات» كه وظيفه برگزاري انتخابات كشوري را به عهده دارد، تا دو ماه مانده به شروع دوره انتخابات جدید صورت پذيرد. ـ احزاب، گروهها و شوراهايي كه كانديد و يا كانديدهايي را به «شوراي انتخابات» معرفي ميكنند، بايد به شوراي انتخابات تضمين بدهند كه اشخاص معرفي شده ميتوانند حداقل پنج درصد آراي مردم را در سطح كشور به دست آورند. [چگونگی نوع تضمین را قوانین عادی مشخص میکند] ضرورت اين كار موجب ميشود تا نهادهايي كه كانديدا معرفي ميكنند با شناخت و دانايي نسبت به نفوذ خود، در ميان طرفداران واقعياشان، عمل كنند و بيجهت هزينه عمومي را بالا نبرند و به شعور و وقت مردم احترام بگذارند.

اصل چهاردهم: كشور اتوپيان براساس آمار جمعيتي خود، براي هر ده ميليون نفر، سه نماينده را براي ورود به «شوراي نمايندگان كشورداري» در نظر گرفته است كه در شرايط حاضر تعداد آنها پانزده نفر ميشود. انتخاب اين نمايندگان كه توسط تمام اعضاي«شوراي كشوری» (تمام اتباع کشور که به سن قانونی رسیده باشند) انجام ميپذيرد به صورت مستقيم و با راي مخفي است. اين شيوه (مستقيم و با راي مخفي) در مورد تمام انتخابات شوراها اجرا ميگردد.

اصل پانزدهم: «شورای استانی»، كل جمعيت استانها كه در شهرها، بخشها و روستاها اقامت دارند، شوراي استانها را تشكيل ميدهند. شوراي هر استان، تنها ميتواند «شوراي نمايندگان استانداريِ» خود را در يك همهپرسي عمومي انتخاب نمايد. ـ تعداد نمايندگان شوراي استانداري، در كشور اتوپيان، به نسبت هر يك ميليون نفر جمعيت، سه نفر ميباشد. ـ فردي كه بيشترين آرا را در « شوراي نمايندگان استانداري» كسب كرده باشد، به عنوان رابطِ استان با شوراي كشوري، عضو «شوراي نمايندگان كشورداري» نيز ميشود.

اصل شانزدهم: «شورای شهری»، جمعيت هر شهر، اعضاي شوراي شهري همان شهر را شامل ميشوند. شوراي هر شهر، تنها ميتواند «شوراي نمايندگان شهري» شهر مربوط به خود را انتخاب نمايد. ـ حداقل تعداد «شوراي نمايندگان شهري» در يك شهر نبايد از پنج نفر كمتر و حداكثر آن نبايد از پانزده نفر بيشتر باشد. ـ افرادي كه اكثريت آرا را در هر «شوراي نمايندگان شهري» آورده باشند، به عنوان رابط، عضو «شوراي نمايندگان استانداري» هاي مربوط به خود نيز ميشوند.

اصل هفدهم: «شورای بخش»، كل جمعيت بخشها كه مركب از تعدادي شهرهاي كوچك با آمار جمعيتيِ كمتر از يكصد هزار نفر و روستاهاي وابسته به آن را شامل ميشود، اعضاي شوراي بخشها را تشكيل ميدهند . ـ اعضاي شوراي هر بخش، تنها ميتوانند «شوراي نمايندگان بخشداري» مربوط به خود را انتخاب كنند. ـ تعداد اين نمايندگان نبايد كمتر از پنج و بيشتر از پانزده نفر باشد. ـ نفرات اول انتخابي در هر «شوراي نمايندگان بخشداري» عضو « شوراي نمايندگان شهريِِِ» مناطق پيوسته به خود نيز هستند.

اصل هيجدهم: «شورای شهری بخش»، جمعيت شهرهاي تحت پوشش هر بخش، عضو شوراي شهري بخش مربوطه ميباشند. هر شوراي شهري بخش،  «شوراي نمايندگان شهري بخشِ» خود را انتخاب ميكند. حداقل تعداد نمايندگان در «شوراي نمايندگان شهري بخش» پنج نفر و حداكثر آن پانرده نفر است. ـ نفرات اول اين نمايندگان، اعضاي «شوراي نمايندگان بخشداري»هاي مناطق مربوط به خود نيز ميباشند.

اصل نوزدهم: «شورای روستا»، اهالي يك روستا، جمعيت شورايي همان روستا را شكل ميدهند. هر شوراي روستايي، تنها ميتواند «شوراي نمايندگان دهداري» خود را انتخاب كند. ـ تعداد اين نمايندگان نيز ميتواند از پنج تا پانزده نفر باشد. ـ نفرات اول انتخابي در هر روستا، بايد عضو «شوراي نمايندگان شهري بخشِ» مربوط به خود باشند.

اصل بيستم: «ضرورت رابطه شوراها»، رابطه ارگانيك تمام شوراها، مهمترين ضرورت است. بنابراين علاوه بر ساختار ارتباطي ذكر شده در اصول چهاردهم تا نوزدهم كه بر ارتباطِ تمام شوراها، از كوچكترين تا بزرگترين شورا، تاَكيد داشته است ، بايد اين ارتباط را از بالا به پايين نيز  ]بزرگترين شورا تا كوچكترين[ برقرار نمود. در راستاي تحقق اين مقصود، اجراي موارد ذيل ضرورت دارد: 1. هر يك از شوراهاي نمايندگان كه در اصول چهاردهم تا نوزدهم آمده است، علاوه بر ايجاد ساختارهاي نهادي مربوط به خود كه خطوط كلي آنها را نيز قانون اساسي تعيين ميكند، بايد نهادهايي را تحت عنوان «شوراهاي سفيران داخلي» انتخاب كنند. ـ 2. اين شوراهاي سفيران داخلي با مجوز نهاد شورايي مربوط به خود، ميتوانند از بالا به پايين فرستاده شوند و در شوراهاي پايينتر حضور مشورتي داشته باشند. ـ 3. «شوراهاي سفيران داخلي» در هيچ يك از شوراهاي محل ماموريت خود حق راي ندارند و تنها ميتوانند مسايل، تنگناها، راهكارها و پيشنهاداتِ شوراهاي مورد ماموريتشان را جمعبندي كرده و به شوراي مرجع گزارش دهند. ـ 4. توجه به انتقادات، نظرات، افكار، راهكارها، اخبار، وجود مشكلات، تجربياتِ به دست آمده، و هر چيز ديگري كه احزاب، گروهها و شوراهاي گوناگون و تمام رسانههاي آزادِ نوشتاري، شنيداري و ديداري بازتاب ميدهند، بايد به مثابه يكي از مهمترين پلهاي ارتباطي، براي شوراهاي موضوع اصول چهارده تا نوزده مورد استفاده قرار گيرند.

اصل بيست و يكم: «مدت نمایندگی در شوراها»، دوره زماني تمام شوراهاي موضوع اصول چهارده تا نوزده، پنج سال ميباشد كه انتخابات آن بهتر است، در صورت امکان، همزمان در سراسر كشور انجام شود. ـ در كشور اتوپيان براي نمايندگي در شوراهاي ياد شده، انتخابات مياندورهاي برگزار نميشود. ـ در صورت از كارافتادگي، فوت و يا هر دليل قانوني ديگر كه نمايندهاي نتواند از عهده وظيفه نمايندگياش برآيد، جانشين او از ميان آخرين نفري كه در شوراي مربوطه بيشترين آرا را آورده باشد ولي در زمان انتخابات به حد لازم براي ورود به شوراي نمايندگان نرسيده بود، برگزيده ميشود. ـ دو دليل اساسي بر ضرورت اين كار اصراردارد: 1. جلوگيري از اتلاف وقت و هزينه عمومي كشور.  2. تحقق همسويي ساختار اداره كشور با هر دوره انتخابات. ـ سن انتخاب كننده و انتخاب شونده، كمتر از هيجده سال تمام نبايد باشد.

فصل سوم ـ  شوراهاي روستايي

اصل بيست و دوم: در كشور اتوپيان هر نهاد شورايي، براساس شرايط نهادي و بنياديِ مخصوص به خودش، خود گردان ميباشد كه شوراهاي روستايي نيز از اين قاعده پيروي ميكنند. « شوراي نمايندگان دهداري» هر روستا، مسئول اداره تمام امور همان روستا هستند. اين شوراها ميتوانند نهادهاي مورد نياز روستاهاي مربوطه را با برگزاري انتخابات درون روستايي، در هر زمان كه ضروري تشخيص دهند، به وجود بياورند و يا منحل نمايند. بعضي از كليترين مواردي كه هر «شوراي نمايندگان دهداري» بايد به آن بپردازد و آن را در دستور كار خود قرار دهد، در اينجا لحاظ شده است : ـ 1. برقراري شوراي آموزش كه اين شورا مسئول امور آموزشي روستاييان در حوزههاي سوادآموزي و فرهنگيِ ويژه همان روستا بوده كه روند آن بايد با زبان روستاييان و فرهنگ وآداب و رسوم آنها در انطباق باشد. ـ 2. ايجاد نهادهاي شوراييِ بهداشتي ـ درماني در روستا و امكانات حمل و نقل براي انتقال بيماران جديتر به شهرهاي وابسته به روستا. ـ 3. در دسترس قراردادن تمام امكانات رسانهاي در مكانهاي عمومي براي روستاييان، تا بتوانند از اوضاع كشور اتوپيان و ديگر كشورها مطلع شوند كه برآيند آن بالابردن سطح آگاهی و تقاضا در اهالي گردد. ـ 4. ايجاد نهاد شورايي حل اختلاف درون روستايي كه وظيفه آشتيدادن و حل منازعات روستاييان را به عهده داشته باشد. در صورت عدم موفقيت، شورا با تهيه گزارش از دعوا، دو طرف منازعه را به «شوراي حقوقدانان و قضات شهر» وابسته رهنمون سازد. ـ 5. سازماندهي و تلاش براي پركردن فاصله رفاهي شهر و روستا كه اين امر وظيفه تمام نهادهاي شورايي در سطح كشور اتوپيان ميباشد. متولي مستقيم اين كار «شوراي امور روستايي كشور» است كه يكي از نمايندگان آن در «شوراي نمايندگان كشورداري» عضويت دارد. ـ 6. ايجاد شوراي انتظامات روستا كه اين شورا زير نظر «شوراي نمايندگان دهداري» فعاليت و انجام وظيفه ميكند. ـ 7. برقراري شوراي حوادث غيرمترقبه روستا. ـ 8. تاَسيس شوراهاي تفريحي، پرورشي، ورزشي و نظاير آن...

فصل چهارم ـ  ساختار اقتصاد شورايي: ادامه دارد

گرفته از کتاب «جهان دیگری ممکن است»، ص91-101، نشر فروغ مهرگان

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید