![]() |
|
شماره 135- بروزرسانی: دوشنبه 5/9/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
با تمام توان جنگ را بایکوت کنیم
هادی پاکزاد
نباید تعجبآور باشد اگر آنان که صلح را زندگی و جنگ را مرگ و نابودی میدانند، به چند دسته تقسیم شوند! اما جای تعمق دارد که چرا هر یک از این جمعیتها خود را کامل، مطلق و بینقص دانسته و دیگران را، یا سازشکار معرفی کرده و یا آنان را به همسو بودن با جنگطلبان متهم میکنند. باید توجه کرد در چنین شرایطی که مرحله به مرحله بر طبل جنگ کوبیده میشود و میرود که فاجعهی یوگسلاوی، افغانستان و عراق، در کشور ما نیز، تکرار شود؛ همه نیازمند به یک جبههی متحد از صلحجویان هستیم که بتواند یکدل و یکپارچه در برابر جنگافروزان بایستد و از تمامی توان خود برای ناکام گذاشتن آنان استفاده کند. بدین کار موفق نمیشویم مگر آنکه به چندباره و به تکرار هم شده، جبههی صلح و طیفهای گوناگون آن را بشناسیم و حدود انتظار از هر حرکتی را متوجه شویم و بیسبب چوب تکفیر را بلند نکنیم و بهجای آن تلاش شود تا نیروهای واقعی همسو که نیاز مبرم شرایط کنونی است، پراکنده نشوند که این نیز تحقق نخواهد یافت مگر آن که بکوشیم تا هر چه بهتر هر خطی آشکار و روشن شود. این نظر بر این باور است که عمدهترین و شاخصترین این خطوط را میتوان به چند دستهی عمده طبقهبندی کرد:
بر این چند شماره، بسیار میتوان افزود. اما در این میان چه چیز از الویت و اهمیت نخست برخوردار است؟ مگر نه این است که باید اصل را فدای فرع ننمود و در بیراهه گرفتار نشد؟ امروز اصل کدام است؟ آنان که هر قسمت از موارد ذکر شدهی بالا را عمده کردهاند، بیتردید بازتاب بخشی از واقعیت موجود جامعه هستند که از این جهت نه باید و نه میتوان به آنها کم بها داد و نه بشود آنان را در حاشیه فرض نمود. با این وجود این انتظار نیز چندان غیر معقول نمیرسد که از هر یک از آنان خواست که خود را مطلق نکرده و به اطراف نیز نظری داشته باشند... که؛ در این صورت، پیدایی و رشد «جبههی صلح» عینیت خواهد یافت و خواهد توانست دستورالعمللی منسجم و کارا از خود ارایه دهد: «با تمام توان جنگ را بایکوت کنیم!» نیروهای استوار در حفظ پیکرهی اصلی جامعه که همانا تودههای مولد آن هستند، حاضر نیستند هر بهایی را برای اضمحلال و نابودی خود پرداخت کنند. بیتردید آنان حفظ کشور را در الویت نخست قرار میدهند و اعتقاد دارند که هیچ حرکتی نباید به بهای نابودی کل کشور تمام شود... و در اینجاست که هوشیاری همهجانبهی جبههی صلح ضرورت مییابد. بنابراین، اگر حفظ کشور و در امان نگاه داشتن آن، عمده و اصل باشد... باید هر حرکتی برای جبههی صلح با درنظر گرفتن آن اصل عمده قابل تعریف باشد. لذا اگر چنین تعریفی از جبههی صلح قابل پذیرش است، پس لازم است تا از هر حرکتی که به این امر یاری رساند، بدون هرگونه محافظهکاری و یا ملاحظهکاری، از سوی هر کسی که باشد، پشتیبانی کرد.
· سادهانگاریست اگر تصور شود آمریکا تشنهی جنگ نیست! |
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |