![]() |
|
شماره 144- بروزرسانی: دوشنبه 26/9/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
فرهنگ توسعه؛ رسانه یا ارگان؟
از آنجا که تصورش را میکردم که آقای شفیق در پاسخ به مقالهی «گذری کوتاه بر نوشتهی شبح لیبرالیسم و دام ارتجاع» حتما دست به قلمفرسایی خواهند زد، به عنوان سردبیر سایت قدری تامل کردم تا پاسخ ایشان برسد و مواضع ایشان بیشتر روشن گردد. سعی میکنم از هر دو متن ارسال شده به فرهنگ توسعه و دیگر جراید اینترنتی، فحش و فضاحتها و اتهامات را بتکانم، استدلالها را بیرون کشم و به آنها پاسخ گویم و چند سئوالی نیز مطرح کنم. پیشاپیش باید بگویم روح حاکم بر هر دو مطلب ایشان بیشتر بهدرد منکوب کردن مواضع ارگان یک حزب میخورد؛ بهتر است بگویم کاری که ایشان در هر دو مقاله انجام دادهاند به هیچ وجه از پرنسیپهای یک نقد برخوردار نیست و بیشتر منکوب کردن یک جریان سیاسی را مد نظر دارد. به همین دلیل چون مقالهی مذکور از حداقلهای استانداردهای یک نقد برخوردار نبود از درج آن به صورت مستقل خودداری شد اما به دلیل احترام به خوانندگان فرهنگ توسعه و اساسا احترام به حق دانستن در انتهای جوابیهی آقای هادی پاکزاد (و نه جوابیهی فرهنگ توسعه) بهصورت لینک در اختیار خوانندگان قرار گرفت. دوست عزیز ما (که ما هنوز او را دوست و دلسوز چپ خطاب میکنیم) فرقی میان رسانه و ارگان قائل نیست. ما مانند VOA ادعا نمیکنیم که به دلیل رسانه بودن بیطرف هستیم، بازتاب دهندهی حقیقتیم و عمل اطلاع رسانی را به صورتی ناب و خالص انجام میدهیم؛ ما چنین ادعایی را مردم فریبی محض میدانیم، به همین دلیل در امر اطلاع رسانی و تحلیل، مشی خویش را مشخص کرده و خود را رسانهای که از منظر چپ موضوعات را مورد بررسی و تحلیل قرار میدهد معرفی کردهایم. تفاوت یک رسانهی چپ و یک ارگان چپ در این است که یک ارگان، خط مشی و دیدگاه خاصی را در درون چپ پیگیری میکند اما یک رسانه تلاش دارد کل طیف چپ را تا آنجا که خط قرمزها اجازه میدهند منعکس نماید. برخی از این خط قرمزها تحمیلی است و برخی خودخواسته، برای مثال این یک خط قرمز خودخواسته است که ما از درج متونی که به افراد و جریانات اتهام زده و فحش نثار میکنند و دست به جوسازی میزنند خودداری میکنیم اما اگر همان فرد اتهامزن با زبانی که مثالش همین مقاله است صرفا به درج دیدگاههایش بپردازد و خط قرمزهای تحمیلی را نیز درنظر گیرد برای بیان دیدگاههایش در سایت مانعی وجود ندارد. یکی از الویتهای سایت مسئلهی اطلاع رسانی است؛ درج آن مقالهای که این چنین حساسیت شما را برانگیخته در راستای همین اصل بوده است. مقالهی فوق در روزنامهی ایران درج شده است، همگان میدانند که این روزنامه در هر زمانی مواضع دولت را بازتاب میدهد چه امروز که دولت در دست آقای احمدی نژاد است و چه آن روز که دولت در دست آقای خاتمی بود. بنابراین ذکر منبع روزنامهی ایران در انتهای مقاله باید تکلیف را برای خواننده روشن کند. همچنین متن مقالهی مذکور کاملا گرایش نویسنده را مشخص میکند؛ او فردی کاملا ملتزم به نظام و مکتبی است. پس دیگر کنکاش در این که نویسنده مقاله کیست از اهمیت چندانی برخوردارنیست. توجه کنید که مقاله مورد نظر در زمانی درج میشود که آقای محمد قوچانی سردبیر هفته نامهی شهروند در مقالهی جنجالی خود از ائتلاف با جناح اصولگرا و سرکوب چپ سخن میگوید پس از او نیز اظهار نظرهای مشابهی شنیده میشود؛ در مورد مسئلهی دراویش در بروجرد و... مقاله مورد نظر اولین واکنش در روزنامهی رسمی دولت در قبال چنین پیشنهاداتی است. این منتقد عزیز باید بگوید که آیا چنین مقالهای از این منظر و در چنین شرایطی ارزش اطلاعرسانی دارد یا خیر؟!! آن هم در زمانی که تنها و فقط نیروهای چپ به این اظهارات تاختهاند و دیگر نیروهایی که به اصطلاح در خارج از حاکمیت قرار دارند از بیان هرگونه اظهار نظری در این مورد امتناع کردهاند. تصور میکنم با این استدلال اگر به رسانه بودن فرهنگ توسعه توجه شود و اگر مسئلهی اطلاعرسانی به مخاطبان این رسانه نیز در شرایط زمانی و مکانی مفروض، در نظر گرفته شود، توضیح کوتاه و اندک آقای هادی پاکزاد مبنی بر این که «فرهنگ توسعه فقط ادعا دارد که یک رسانهی چپ بوده و... و انعکاس بعضی از مطالب در آن نیز، نباید نمایانگر خطمشی آن تلقی شود» کافی بهنظر میرسد. آقای شفیق! اساسا نوشتهی شما درصدد یافتن جریانی در چپ است که به زعم شما بوی تعفن میدهد. در حقیقت نوشتهی شما درصدد جریان شناسیست و در این بین به فرهنگ توسعه نقش (لولا) میان دو سایت دیگر و افکار عمومی را اعطا کردهاید. شاید چنین نگاه جریان شناسانهای برای نقد مواضع یک ارگان حزبی تا اندازهای منطقی به نظر رسد آن هم به شرط استفاده از زبانی سلامت و نه لجنپراکنی علیه حریف. اما به هنگام بررسی یک رسانه، چنین برخورد جریانشناسانهای ره به خطا رفتن است. باید گفت که برخی از اعضای تحریریهی فرهنگ توسعه سابقهی بحثهای قلمی مداوم و دامنهداری با اعضای تحریریهی سایتهای نامبرده داشتهاند و همین امر تاکید مجددی است بر رسانه بودن فرهنگ توسعه. آقای بهمن شفیق مینویسد: «سایت فرهنگ توسعه با درج این نوشته و مخدوش کردن مرز بین اپوزیسیون و پوزیسیون در صف چپ تابویی را شکسته است که از دوران سالهای اولیهی دههی شصت به این طرف سابقه نداشته است.» این نگاه همان نگاه جریان شناسانهای است که از درک مفهوم رسانه و عمل اطلاع رسانی برای مخاطبان خود عاجز است. آقای شفیق! فرهنگ توسعه ارگان هیچ گروه، دسته و یا حزبی نیست. فرهنگ توسعه یک رسانهی چپ است و با این تعریف مجاز است برخلاف نظر شما بارها و بارها به اقدامی مشابه مبادرت کند. فرهنگ توسعه دغدغههای شما را که به بدترین شکل ممکن بیان شده است درک میکند. اما مشی شما را که همانا نگاه جریان شناسانه است و روش اتهامزن و فحاشانهی شما را به کل مطرود میداند. سایت فرهنگ توسعه و آقای هادی پاکزاد در قبال فحاشی و اتهامات شما روشی بسیار خویشتندارانه پیشه کردند. واقعیت این است که شما به دلیل اتهاماتتان شایستهی پیگرد قانونی (در لاهه و یا هر کشوری که در آن زندگی میکنید) هستید. اما ما معتقدیم که شما با شیوهای که اتخاذ کردید بدترین ضربهای را که ممکن بود به خود و اطرافیانتان وارد کردید. میتوانستید نظر خود را در مورد مقاله، با صراحت و درعین حال رعایت موازین ذکر شده جهت درج به سایت ارسال دارید. آیا این مسیر به جای ایجاد توهم نسبت به یک رسانهی چپ بهتر و سالمتر نبود؟ البته شما گفتهاید که «موضوع (یا بهتر بگوییم قصد) شبح لیبرالیسم و دام ارتجاع به هیچ وجه وارد شدن به مجادلهی اقناعی و دیالوگ با دستاندرکاران این سایت نبوده است» و به تبع این استدلال تمام توان براندازانهی خود را بهکار گرفتهاید تا ما را براندازید. با این استدلال، شما باید توجیه کنید که چرا در این زمان قصد براندازی سایتی را دارید که جبههای علیه رسانهی VOA گشوده است و همزمان به جبههی ضد جنگ پیوسته است. ما در این راستا تمام پرسشهای آقای پاکزاد از شما را در رابطه با ایالات متحده مجددا تکرار کرده و پاسخ میخواهیم و البته این در معنای آن نیست که ما خود در تحریریه پاسخی یکسان برای این پرسشها داشته باشیم. در انتها پیروزی، سربلندی، اندکی متانت و شرم را برای شما خواستارم. سردبیر |
|
فرهنگ توسعه - 1386 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |