شماره 150- بروزرسانی:  شنبه 8/10/1386                             بازگشت به صفحه اصلی

معضل مسکن

 

سیّد محمّد صدرالغروی

sadrolgharavi@yahoo.com

 

 

از علل پیدایش معضل مسکن که در گذشته قابل جستجوست و بر شالوده آن بخش قابل ملاحظه ای از روستا، از زمین و وسایل تولید جدا شده و به شهرها برای جستجوی کار روی آوردند، جمعیت مازاد شهری است. با رشد جمعیت شهری به ویژه در شهرهای بزرگ، سرمایه داران بخش تولید مصالح و کالاهای ساختمانی و بخش تولید ساختمان، به طور قابل توجهی رشد کردند و حل مسئله مسکن به دست این گروه از سرمایه داران سپرده شد. بدین ترتیب تولید ساختمان همانند بسیاری از رشته های تولیدی دیگر مبدل به میدان تاخت و تاز سرمایه دارانی شد که شالوده کارشان را بر پایه جستجوی حداکثر سود گذارده بودند.

 مشکل مسکن در آن شرایط نتوانست به نفع مردم شهر و روستا حل شود. خریداران خانه ها و آپارتمان هایی که هر روز در گوشه و کنار شهر می روئید، به طور کلی از اقشار متوسط و کارمندان تشکیل می گردید که با دریافت وام های بانکی با بهره های زیاد، سالیان دراز اقتصاد خانواده خود را وابسته به بانک ها می کردند.

مشکل مسکن برای مهاجران روستایی لاینحل باقی ماند. بخش عظیمی از مهاجران شاغل یا نیمه شاغل حاشیه نشین شدند. محله های محروم به زودی مبدل به میدان هایی برای بروز عواقب تضادهای اجتماعی گردید. به دنبال عدم پیگیری به حل این مشکل، قیمت و اجاره خانه ها و آپارتمان ها با رشد نرخ تورم به سرعت افزایش یافته و فشار بیشتری به اقتصاد خانواده های کم درآمد وارد شد.

واقعیت زندگی این گروه از جمعیت شهری نشان می دهد که به علت ناچیز بودن درآمد و تعدد افراد خانواده، اکثرا فاقد نقدینگی هستند. ایجاد واحدهای مسکونی به کمک تعاونی های مسکن می تواند جوابگوی کمبودها و نارسائی هایی شود که در این زمینه وجود دارد. بجاست سرمایه گذاری های وسیع تری برای ایجاد شهرک های سازمانی در جوار واحدهای تولیدی انجام شود. زیرا ساختمان خانه های سازمانی مقرون به صرفه است و به علاوه در صرف وقت و هزینه رفت و آمد کارگران و در مجموع در وقت آزاد آنان تاثیری مثبت خواهد داشت. در کنار این شهرک ها و خانه های سازمانی صرفنظر از ایجاد فروشگاه های تعاونی مصرف، باید به ایجاد مراکز فرهنگی و هنری دست زد و ضروریست اداره آن ها به دست خود کارگران از طریق شوراهای محلی سپرده شود و سندیکاها در ساختمان و توزیع و خدمات، نقش داشته باشد.

عدم طرد ضوابط گذشته، حل مسائل مردم را پیچیده تر خواهد کرد. برای حل مشکل مسکن باید با تمامی معیارهای گذشته وداع کرد. حل نهایی معضل مسکن در ایران با توجه به نیازهای شدیدی که در سطح شهر و روستا دیده می شود، در طی برنامه های دراز مدت و کوتاه مدت قابل اجرا است. برای این کار باید اقدام های زیر به طور پیگیر دنبال شود:

 -تولید واحد های مسکونی، شهرک ها و خانه های سازمانی در جوار مجتمع های صنعتی و واحدهای تولیدی و کارخانجات با توجه به رشد جمعیت و نیازهای مجتمع های صنعتی به نیروی کار و تدوین برنامه جامع رشد اقتصادی.

 -ایجاد واحدهای مسکونی در شهرهای بزرگ و کوچک با توجه به رشد جمعیت کشور و تعیین ضوابط دقیق برای اجاره با توجه به ضرورت رشد کلیه استان ها و شهرستان ها.

 -ایجاد واحدهای مستحکم مسکونی در روستا با توجه به شرایط جغرافیایی و زلزله خیز بودن با توجه به رشد جمعیت روستایی و نیازهای توسعه اقتصاد کشاورزی.

 

 

فرهنگ توسعه - 1386 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید