![]() |
|
شماره 151- بروزرسانی: سه شنبه 11/10/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
گرامی باد سالگرد انقلاب کوبا
این جامعه حتی یک فارغ التحصیل بیکار ندارد . ما هر آنچه داریم
بین خود تقسیم می کنیم و این سوسیالیسم است. این عدالت سوسیالیستی است: تقسیم
عادلانۀ هر آنچه داریم . اگر زیاد باشد زیاد تقسیم می کنیم و چنان چه کم داشته
باشیم همان را که داریم تقسیم می کنیم . ولی هیچ کس را به حال خود رها نمی کنیم
. گذري و نظري در کوبا
هاوانا، موزه زنده تاريخ
زهرا سترده
کمتر ايراني است که اسم کوبا يا رهبر آن فيدل کاسترو را نشنيده باشد. با اين حال اطلاعات در مورد اين کشور بسيار کم و پراکنده و تا حدودي مخدوش است. نوروز گذشته امکان سفر به اين کشور پيش آمد تا با مردم کوبا، زندگي در کوبا و شهرهاي آن تا حدودي از نزديک آشنا شويم. از اين رو تصميم گرفتم هرچند مختصر، برخي از ويژگي هاي به يادماندني از مردم و شهر را تحت مقاله يي مختصر تنظيم کنم.
کشور ماشين هاي 50 ساله
کشور کوبا با حدود 12 ميليون نفر جمعيت در قاره امريکا و يکي از جزاير درياي کارائيب است. پايتخت اين کشور هاوانا و داراي 2 ميليون نفر جمعيت است. فرودگاه بين المللي تا شهر حدود 20 کيلومتر فاصله دارد. فرودگاه نسبتاً کوچک است، اما مسافراني از اقصي نقاط دنيا خصوصاً از اروپا و کانادا به وفور در آن ديده مي شوند. فاصله فرودگاه تا شهر را محورهايي گاه عريض و بلوارمانند و گاه باريک و کم عرض به هم پيوند مي دهد. چيزي که در طول راه خصوصاً توجه شهروند ايراني را به خود جلب مي کند فضاهاي سبز و باز گسترده است. گستردگي فضا و گونه هاي گياهي خاص مناطق نيمه استوايي زيبايي بکر و نايابي را به جلوه درمي آورد که بي اختيار انسان را به خود جلب مي کند. گونه هايي با برگ هاي پهن، با قدهاي نه چندان بلند و نه خيلي کوتاه و توسري خورده که حاکي از چشم و دل سيري از آب و هوا و نوري است که فضاي متواضعانه يي را به شهر هاوانا بخشيده است.
در راه، بين فرودگاه و شهر ساخت وسازها نسبتاً کم و پراکنده اند. به تدريج که به شهر نزديک تر مي شويم ساختمان ها متراکم تر شده و رفته رفته چهره شهر نمايان مي شود. در طول راه عبور و مرور مردم و اتومبيل و وسايط نقليه محدود است. آنچه تعجب مرا برميانگيزد اين است که نه تنها از ترافيک خبري نيست بلکه حضور ماشين از حد معمول نيز کمتر به چشم مي خورد. گاه ماشين سواري از کنارمان رد مي شود که همگي را هيجان زده مي کند. ماشين هاي قديمي مدل 50 سال پيش که اگر در هر کشوري باشد در نمايشگاه هاي اتومبيل هاي قديمي به نمايش گذاشته مي شود. کم کم متوجه مي شويم که همه اتومبيل هاي سواري در کوبا همينطورند. بلوارهاي عريض و زيباي هاوانا محل جولان ماشين هاي فورد و کاديلاک ها و شورلت هاي قديمي امريکايي است. از سواري هاي آخرين سيستم در هاوانا خبري نيست. اما همين سواري ها بارها مکانيکي رفته، تعمير کامل موتور و رنگ شده و مجدداً مورد استفاده قرار مي گيرند. اکثر اين ماشين ها متعلق به دوران قبل از انقلاب کوبا هستند که با شاد ترين و زيبا ترين رنگ هاي متاليک در خيابان ها مي درخشند و چهره ويژهاي به شهر بخشيده اند که از همان نگاه اول بيننده توريست را غافلگير مي کنند. به تدريج ايستگاه هاي اتوبوس و صف هاي کشيده از مردم در انتظار، رفت وآمد بي شتاب مردم و عبور کند وسايط نقليه تصاوير تازه يي در ذهن مي نشاند. گويي همه چيز در جهت کاستن فشار از فضا است. کمي جمعيت، تراکم پايين ساخت وساز، گستردگي فضا، نبود ترافيک و ماشين هاي قديمي، سرسبزي محيط، بيکران گشوده دريا در پيش رو و صداي امواجي که به ساحل مي خورند، گويي همه دست در دست هم داده اند تا به ما بفهمانند که وارد سرزميني ويژه شده ايم.
ساختمان هاي کهنه و زهواردررفته
با نمايان شدن خيابان هاي اصلي و مرکزي شهر، به تدريج ازدحام و تحرک شهري افزايش مي يابد. اين بار چشم ها روي ساختمان ها ميخکوب مي شود. در بخش هاي مرکزي شهر خيلي از ساختمان ها فرسوده و زهوار دررفته به نظر مي رسد. گاه احساس مي کنم از شدت کهنگي و فرسودگي ممکن است همين حالا روي هم بريزد. اما انگار اينطور نيست. جالب اينکه درون همين ساختمان هاي ظاهراً زهوار دررفته است که تقريباً اکثريت مردم شهر ساکن هستند، يعني تقريباً در تمام اين ساختمان ها زندگي با حرارت و شدت زياد جريان دارد و به ندرت شاهد ساختمان خالي و متروکه هستيم. اين امر خصوصاً براي يک بازديدکننده ايراني که در زمينه مسکن شاهد پديده بساز و بفروشي است که هر ساختمان را هر چقدر هم باارزش، بعد از 30-20 سال با انگ کلنگي تيشه به ريشه اش مي زند و يک مجتمع مسکوني با حداکثر تراکم را جاي آن مي نشاند، بسيار تعجب برانگيز است. ديدن اين بافت فرسوده و کهنه که در عين حال نبض زندگي در آن مي تپد و صداي خنده و شادي و موسيقي از درون آن بي پروا خود را به کوچه و خيابان مي رساند، انسان را نسبت به کليت زندگي خود و نحوه نگاه کردن به جهان به تأمل واميدارد. با ديدن خانه ها و ماشين ها، احساس مي کنم هاوانا يک شهر نيست، هاوانا موزه يي است زنده به بزرگي يک شهر، به بزرگي يک کشور... تصويري زنده از رنج و درد، مبارزه و پيروزي، صبر و مقاومت و تسليم ناپذيري. تاريخي است زنده، مصور و گويا از سرنوشت يک ملت... موزه يي که غير از انسان هايش که از سرشاري زندگي نه تنها چيزي از ديگر کشورها کم ندارند بلکه شاداب تر، متواضع تر، مسالمت جوترند، ديگر ابزار، اشيا و وسايل زندگي اعم از ماشين، خانه، ميز و صندلي و... انگار تازه از بايگاني تاريخ بيرون کشيده شده اند.
ميوه هاي کوپني
هنگام بازديد از شهر به نظر مي رسد که فضاي شهر بين کاربري هاي مسکوني، معابر، فضاي سبز و خدماتي تقسيم شده است. از کاربري تجاري خبري نيست. در داخل محلات در ميان بافت به هم تنيده مسکوني، تک وتوک مغازه هاي خواربار، قصابي و نانوايي براي رفع نيازهاي محلي ديده مي شود. از فروشگاه هاي رنگارنگ، از سوپرمارکت هاي مملو از اجناس لوکس و تزييني داخلي و خارجي، از بازارهاي پر زرق وبرق و چراغ هاي رنگي چشمک زن خبري نيست. اجناس مغازه ها محدود و شامل چند قلم کالاي مورد نياز است که احتمالاً با کوپن خريداري مي شود. ميوه فروشي ديده نمي شود. ميوه ها در بازارهاي روز و به صورت کوپني عرضه مي شود. گاه به فروشنده دوره گردي برمي خوريم که ميوه يي را روي چرخ دستي براي فروش عرضه مي کند. زندگي تجملي و تشريفاتي در کوبا معني ندارد. همه چيز مختصر و در حد رفع نياز است، گويي کوبايي ها فقط با هسته زندگي سر و کار دارند. از لايه مياني و پوسته يي که روي آن را پوشانده باشد، خبري نيست. تفريحي به عنوان بازار رفتن آنطور که براي ايرانياني که به دوبي يا کيش مي روند نمي توان براي بازديدکنندگان از کوبا در نظر گرفت. با اين حال مي توان به بازارهاي روز که دو يا سه روز در هفته و در محلات مختلف برپا مي شود و اغلب صنايع دستي اعم از زينت آلات، پارچه هاي سفيد چلوار گلدوزي شده، نقاشي هايي که فضاي شهرهاي کوبا را نشان مي دهد و مهمتر از همه مجسمه هايي از مردم کوبايي تراشيده از چوب اشاره کرد.
ريتم کند زندگي
در اين بازارها مي توان ظرايف هنري کوبايي را به چشم ديد که البته در مقابل اجناس لوکس يا صنايع دستي کشورهاي صنعتي هنوز خيلي مختصر و بدوي مي نمايد. در کوبا بايد از بکر بودن زندگي تبعيت کرد و از آن لذت برد؛ از شاد زيستن، از روي باز و گشوده مردم که همه جا با موسيقي و رقص پذيراي مهمان ها هستند، از طبيعت زيباي گسترده در پيش رو، کران تا کران سواحل زيباي کارائيب و اقيانوس اطلس، از ريتم نسبتاً کند زندگي، از زندگي که ماشين، اجناس لوکس خريد و فروش، کامپيوتر، سرعت، تکنولوژي و دود آن را آلوده نکرده، از يگانه بودن فضا که مشابه آن را در هيچ کجاي دنيا نمي توان يافت، بايد لذت برد...
قطعاً اگر کسي به دنبال مقايسه پيشرفت هاي کوباي پس از انقلاب در عرصه تکنولوژي و صنعت و بهره مندي از امکانات زندگي و آخرين دستاوردهاي زندگي مدرن باشد، مأيوس خواهد شد، زيرا اقتصاد و سياست و فلسفه در کوبا چهره ويژه خود را دارد. کشوري که در هنگام انقلاب از ساختار مسلط اقتصاد کشاورزي برخوردار بود، پس از انقلاب و تحريم از جانب امريکا و ديگر کشورهاي متحد آن نيز ساختار اقتصادي را نشان مي دهد که همچنان صنعت در آن نقشي بسيار کم (11 درصد) داشته و ساختار کشاورزي نيز قادر به ايجاد آن چنان سطحي از توليد که بتواند درآمد لازم را براي کشور فراهم کند، نيست. کشوري که پس از انقلاب بسياري از سرمايه هاي خصوصي را ملي اعلام کرد و امروزه نيز سرمايه خصوصي نقش جدي در اقتصاد کشور ندارد. کشوري که صادرات آن به چند قلم توليدات محدود کشاورزي و واردات آن نيز عمدتاً محدود به اقلام ضروري مورد نياز توسط بخش دولتي است. در چنين شرايط خطير جهاني شدن سرمايه که همه بار گران به حرکت درآوردن چرخ اقتصاد به دوش دولت است، سيستم سياسي کوبا تلاش کرده است که درآمد ناچيز و امکانات محدود را به طور نسبتاً عادلانه بين کوبايي ها در شرايط فشارهاي شديد فرهنگي، سياسي، اقتصادي توزيع کند. کشوري که هنوز پس از 50 سال سعي مي کند به اتکاي مختصر منابع داخلي و با سرسختي رهبري پيرش و با انتخاب استراتژي توسعه توريسم از اين گرداب بلعنده که همه را به کام خود فرومي کشد، رهايي يافته و سمبلي از مقاومت و پايداري و استقلال را در برابر چشم جهانيان به نمايش بگذارد. کشوري که هنوز در آن از اقتصاد باز و بازار آزاد و رقابت انحصاري خبري نيست، درهاي خود را به روي هر بيننده غيرکوبايي توريست بازگشوده است تا کمبودهاي مالي را از طريق درآمدهاي توريستي جبران کند و شايد عاقلانه ترين و دورانديشانه ترين استراتژي است که اين کشور پس از فروپاشي شوروي در سال 1991 و ضرورت پيشبرد يک تنه کشور در دنياي تحت سيطره سرمايه جهاني اتخاذ کرده است. کشوري فاقد پشتوانه هاي قوي فاقد ارتباطات و مبادلات فعال اقتصادي.
زندگي با کمبود
در چنين شرايطي مردم چگونه زندگي مي کنند؟ کمبود يکي از بارز ترين عارضه هاي چنين شرايطي است. «کمبود» خيلي از وسايل و ضروريات اوليه زندگي.
هنگام قدم زدن در خيابان پيش مي آيد که زني تقاضاي صابون يا مواد شوينده بکند، يا جوان ترها خودکار، دفتر يا کلاه ها و عينک هاي آفتابي مارک دار را در ازاي سيگار برگ تقاضا مي کنند. هستند کساني که پيشنهاد مي کنند که راهنمايي توريست ها را در ازاي پاکتي شير يا وجهي پول کوبايي به عهده بگيرند. با اين حال به رغم اين همه کمبود، دزدي و کيف ربايي به هيچ وجه ديده نمي شود. اين در حالي است که حضور پليس نيز در شهر بسيار کم و نامحسوس است. گرايش به مهاجرت در بين جوانترها ديده مي شود. تب غرب با تمام مظاهرش که امروزه از طريق رسانه ها همچون اپيدمي در سراسر جهان شايع شده است، جوانان کوبايي را نيز بي نصيب نگذاشته است. اما مسن ترها که رنج و سختي دوره هاي قبل از انقلاب را ديده اند و شرايط کنوني را نيز مي بينند و مي سنجند، صبورانه تر با شرايط امروز و کمبودها کنار مي آيند. مصرف گرايي در فرهنگ کوبا واژه يي گنگ و نامفهوم است. اختلاف درآمد و دستمزد بين حداقل درآمد (250 پزو) تا حداکثر درآمد (1250 پزو) حداکثر 5 برابر است و اين هنوز ناچيزتر از آن است که بتواند اختلاف طبقاتي به وجود آورد. اتخاذ استراتژي توريسم کمک کرده است تا حدودي درآمدها خصوصاً اقشاري که با توريست ها سروکار دارند افزايش يابد.
شهرهاي قديمي دست نخورده
کشور کوبا به يمن حفظ و نگهداري بافت تاريخي و جاذبه هاي طبيعي امروزه در شمار يکي از پربيننده ترين کشورها قرار گرفته است. بافت اغلب شهرهاي بزرگ کوبا دست نخورده باقي مانده است. تاريخ تمدن و شهرنشيني در کوبا با ورود اسپانيايي ها از اواخر قرن پانزده و اوايل قرن شانزده آغاز مي شود. اين دوره از شهرنشيني (قرن 16 تا پايان قرن نوزدهم) بافت تاريخي شهرها را شکل داده است. بافتي که بيشتر متاثر از معماري اروپايي اسپانيايي است با کاخ هاي حکام، خانه هاي اربابي بزرگ، کليساها، بازار، معابر نسبتاً کم عرض و نامنظم با کف سنگ فرش. منازل مسکوني داراي حياط و فضاي سبز دروني. درون بافت، منازل يک يا دو طبقه با سقف هاي بلند و راهروهاي نسبتاً تاريک منازل مردم عادي شهر دوران استعماري را به نمايش مي گذارد. با اين حال بدنه اغلب منازل با پنجره ها و درهاي بلند با فضاي بيرون ارتباط مي يابد و فضاي خانه را براي عابرين به نمايش ميگذارد. فاصله فضاي خصوصي و عمومي را درها و پنجره هاي شفاف از هم جدا مي کند. در برخي از شهرهاي کوچک تر، به اندازه يک ايوان کوچک با دو صندلي راحتي خانه ها از خيابان فاصله گرفته اند تا حتي هنگام استراحت صاحبان خانه با فضاي عمومي پيوند داشته باشند.در خانه هاي دو طبقه پيشروي بالکن ها در فضاي عمومي و رخت هاي آويزان بر بندها تداوم همين گونه حضور را نشان مي دهد. زني در پنجره خانه ظاهر مي شود؛ نگاهي، لبخندي و سري تکان مي دهيم. حضور يکديگر را دريافته ايم.
بافت مياني شهر که همزمان با پايان يافتن استعمار اسپانيا و حضور تدريجي امريکاييان است متاثر از معماري مدرن اوايل قرن بيستم است. بلوارهاي سرسبز و وسيع، شبکه هاي شهري شطرنجي و منظم محلات ويلايي مرفه نشين، بناهاي مرتفع و شکل گيري محورهاي خدماتي و تجاري شهر را شامل مي شود. در اين بافت شاهد رواق هاي سرپوشيده در حاشيه محورهاي اصلي براي محافظت عابرين پياده از تابش سوزنده خورشيد هستيم. اين دو دوره بافت شهري در شهر هاوانا دست نخورده و حفظ شده است و ميراث ارزشمندي را براي شهر هاوانا و برخي از ديگر شهرهاي کوبا فراهم کرده که امروزه برخي از آنها را در ليست ميراث جهاني قرار داده و موضوع مورد علاقه هزاران توريستي است که از شهر ديدن مي کنند. با اين حال فرسودگي اين بافت ها بسيار جدي و کاملاً مشهود است. در حال حاضر بسياري از ساختمان هاي باارزش مثل کازينوهاي سابق، هتل ها و کاباره ها متعلق به دهه هاي آخر نيمه اول قرن بيستم بازسازي شده و به عنوان اقامتگاه هاي توريستي براي سيل گردشگران کوبا مورد استفاده قرار مي گيرد.
اما مرحله سوم توسعه شهر مربوط به توسعه هاي پس از انقلاب است. توسعه شهر خصوصاً پس از انقلاب آرام و کنترل شده است. به لحاظ کنترل توسعه شهر، از پراکنده رويي، شهرهاي با ساختار اقتصاد آزاد، حاشيه نشيني و اسکان غيررسمي در شهرهاي کوبا خبري نيست. اگرچه در عين حال نمي توان کمبود غيررسمي مسکن را ناديده گرفت، از نظر رسمي مشکل مسکن در کوبا به شکل حاد و به صورت يک معضل آن طور که در ديگر کشورهاي امريکاي لاتين مثل برزيل بروز مي کند، ديده نمي شود. ويژگي ساخت وسازهاي مسکوني اين دوره به صورت بلوک هاي برنامه ريزي شده و ساختمان هاي چندطبقه است. اين بخش از ساخت وسازها بيشتر خشک و کم روحيه هستند و گويي فقط براي رفع تکليف و وظيفه، رفع مشکل مسکن را به عهده دارند. به همين خاطر بيشتر متحدالشکل و فاقد روحيه و القاء حس زيبايي شناختي است. در حال حاضر دست اندرکاران شهرسازي در کوبا نسبت به اين شيوه برخورد خود به وضعيت مسکن پس از انقلاب نقد داشته و فضاهاي صميمانه تر و امکانات بيشتري را در ساخت هاي جديد رعايت مي کنند و تلاش دارند در طرح هاي جديد به جنبه هاي روانشناختي و زيباشناختي مسکن توجه بيشتري صورت گيرد. به هرجهت چيزي که حائز اهميت است و باعث خوشبختي شهروندان هاوانايي است اينکه ميراث دار تاريخ زنده يي هستند که هر آن مي توانند گوشه يي از آن را ببينند. يک کوبايي وقتي در شهر گردش مي کند مي تواند تاريخ شهر خود را از آغاز شکل گيري تا به امروز دنبال کند. هر اتفاقي در تاريخ چون سندي گويا و زنده خود را به رخ مي کشد. هيچ چيز مخدوش نيست، هيچ چيز گم شده و مفقود نيست. هريک از دورههابي آن که تجاوزي به دوره قبلي بکند در کنار دوره قبلي مي نشيند. حفظ همه اين بافت شهري شايد اساساً به دليل عدم توانايي در تغيير، نو شدن و دگرگوني باشد. روزنامه سرمایه
|
|
فرهنگ توسعه - 1386 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |