شماره 152- بروزرسانی:  چهارشنبه 12/10/1386                            بازگشت به صفحه اصلی

 

صرب ها به راحتي از کوزوو نمي گذرند

 

اردشير زارعي قنواتي

 

بابانوئل در سال نو ميلادي در خورجين خود براي بچه هاي مسيحي هدايايي را به ارمغان مي آورد ولي به نظر مي رسد در ميان اين همه هديه رنگارنگ يک هديه باروتي به رنگ خاکستري هم وجود دارد که ظاهراً بايد نصيب مردم بالکان شود. داستان کهنه بالکان دوباره دارد تکرار مي شود و اين بار در قالب هوس هاي به ظاهر خيرخواهانه و دموکراتيک اتحاديه اروپايي و ايالات متحده در مورد استقلال کوزوو خود را به رخ مي کشد.

 طرح «مارتي آهتيساري» نماينده ويژه دبيرکل سازمان ملل متحد در امور کوزوو که بر استقلال اين استان شورشي از حاکميت و تماميت ارضي صربستان استوار است، از همان ابتداي طرح آن در درون جامعه بين المللي موجب ايجاد شکاف شد. از يک طرف امريکا و اکثر کشورهاي اروپايي از آن دفاع کرده اند و از طرف ديگر دولت صربستان، روسيه و تا حدودي چين، يونان، بلغارستان، روماني و اسپانيا به مخالفت آشکار يا تلويحي با آن برخاسته اند. اينکه حدود 90 درصد مردم کوزوو را آلباني تباران تشکيل مي دهند که به جديت با استقلال آن موافقند تنها يک سوي ماجرا است. در حالي که مخالفان اين ايده نسبت به تبعات منفي آن به خصوص در مورد رشد ملي گرايي و شروع منازعات قومي در اروپا، تغيير مرزهاي بين المللي برخلاف معاهدات و منشورهاي بين المللي و درخواست استقلال طلبي ديگر اقليت هاي نژادي در بعضي از کشورهاي اروپايي اشاره مي کنند، صرب ها و حامي اصلي آنان روسيه به موضوع قطعنامه 1244 شوراي امنيت استناد مي کنند که در آن با توجه به حفظ تماميت ارضي صربستان براي پايان بخشيدن به نسل کشي و درگيري هاي داخلي در اين استان، اداره آن به سازمان ملل و نيروهاي نظامي ناتو سپرده شده است. در اين قطعنامه بر تماميت ارضي صربستان و اينکه کوزوو به عنوان يک استان از اين کشور به طور موقت تحت حمايت سازمان ملل و اتحاديه اروپايي قرار مي گيرد، تاکيد شده است. به همين دليل رهبران کرملين که اين روزها منش برخورد از زاويه نزديک با واشنگتن و بروکسل را با ميل و رغبت انجام مي دهند به صراحت از حق وتو خود در شوراي امنيت براي عدم رسميت يافتن استقلال کوزوو در سازمان ملل متحد سخن مي گويند. به تازگي مسکو و بلگراد به اهرم ديگري نيز اشاره کرده اند که مي تواند به لحاظ حقوقي در آينده روابط بين الملل و محکوميت اروپا و امريکا در اين خصوص منجر شود. اين دو کشور گفته اند قصد دارند در صورت اصرار رهبران پريشتينا و حاميان غربي آنان جهت اعلام و به رسميت شناختن يکجانبه استقلال کوزوو به ديوان داوري لاهه شکايت کنند. اين موضوع با توجه به صراحت قوانين و منشورهاي بين المللي در مورد حفظ تماميت ارضي کشورها و عدم نقض مرزهاي بين المللي به صورت يکجانبه، مي تواند معضلات حقوقي بزرگي را براي اتحاديه اروپايي و امريکا ايجاد کرده و پرونده هميشه بازي را براي آنان در دادگاه هاي بين المللي به جريان اندازد. در روز يکشنبه 23 دسامبر نشست مهم وزراي امور خارجه سه کشور يونان، بلغارستان و روماني در خصوص تصميم گيري در مورد اتخاذ مواضع واحد در مورد بحث استقرار کوزوو که هر سه به صراحت با آن مخالفت کردند نيز گوياي شکاف در اتحاديه اروپايي تلقي مي شود. در شرايط کنوني موضوع استقلال کوزوو بيشتر از جنبه اخلاقي و به طور انتزاعي مورد توجه واشنگتن و بروکسل قرار مي گيرد در صورتي که همين مساله نيز در کلان بحث و تبعات منفي آن مي تواند جاي سوال و ابهام داشته باشد. شايد ساده ترين تعبير در اين خصوص را بتوان در مقاله «ايناسيو رامونه» استاد تئوري ارتباطات و مسوول نشريه معتبر لوموند ديپلماتيک يافت. وي مي نويسد؛ «مي توان از خود پرسيد به چه علت در فلسطين، براي تشکيل دولتي مستقل پنجاه سال هم کافي نيست اما بر عکس مشکل استقلال کوزوو را بايد هرچه سريع تر حل کرد؟ شتاب ديپلماتيک در کشورهاي بالکان معمولاً مترادف با فاجعه است. به ياد داريم تا چه حد عجله آلمان و واتيکان در به رسميت شناختن تجزيه کرواسي در سال 1991، باعث ويراني يوگسلاوي و به راه افتادن جنگ مابين صرب ها و کروات ها شد و جنگ بوسني نيز به دنبال آن آغاز گشت

 

بدون شک به رسميت شناختن استقلال کوزوو با توجه به مخالفت قاطع صربستان و حمايت صريح روسيه از اين کشور در شوراي امنيت سازمان ملل متحد به تصويب نخواهد رسيد، چنانچه در جلسه 19 دسامبر اين شورا نيز اعضا نتوانستند به توافق برسند. اينکه جرج بوش در سفر به آلباني به جامعه جهاني هشدار مي دهد «وقتي مذاکرات زياد طولاني شود بايد گفت کافي است» و از استقلال بدون مجوز شوراي امنيت سخن مي گويد، رويه خطرناکي است که در آينده مي تواند بي ثباتي در حوزه ميداني و حقوقي روابط بين الملل را نهادينه کند. چنانچه در عکس العمل نسبت به چنين برخوردي «ولاديمير پوتين» رئيس جمهور روسيه مي گويد؛ «اوضاع پيرامون مساله کوزوو که خواستار استقلال است بايد با رعايت پيمان هلسينکي در خصوص امنيت و همکاري در اروپا مورخ 1975 صورت گيرد که در آن اصول روابط بين المللي قيد شده است.» از اين منظر مي توان پذيرفت که استقلال کوزوو مستند حقوقي قابل اعتباري نداشته و در آينده اين بدعت ساختارشکن مي تواند به عنوان يک رويه حقوقي در مناسبات بين المللي مورد استناد ديگر مناطق تجزيه طلب قرار گيرد.

 

گرفته از: روزنامه اعتماد

فرهنگ توسعه - 1386 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید