شماره 153- بروزرسانی: جمعه 14/10/1386                            بازگشت به صفحه اصلی

ليبراليسم، نئوليبراليسم و كارگزاران جهاني آن

 

حسین بهمنی

 

مقدمه: اقتصاد آزاد،اقتصاد بازار،ليبراليسم و نئوليبراليسم تماما داراي يك محتواي واحد مي باشند. در ليبراليسم كليه فعاليت هاي اقتصادي در بنگاه ها ،شركتها، موسسات و كارگاه هاي توليدي بر اساس رقابت  آزاد مي باشد، بدين صورت كه در جريان فعاليت هاي اقتصادي،بنگاه هاي اقتصادي آزاد هستند كه هر كالايي كه مي خواهند مي توانند توليد كنند و در هر جايي در يك كشور(كشور هاي ديگر) مي توانند ببرند و بهر قيمتي كه خواستند مي توانند به فروش برسانند،هيچ دولتي و هيچ حكومتي حق دخالت بهر شكل در اين رقابت ها را ندارند،بعبارت ديگركمك مستقیم و يا غير مستقيم دولت ها نه تنها نبايد صورت بگيرد بلكه اين عمل يك جرم محسوب مي شود.

مفهوم فوق از تئوري هاي بنيادي نظام سرمايه داري است كه توسط ايدئولوگ ها و اقتصاد دان هايي مانند آدام اسميت وريكاردو فرمول بندي شده است.

مسلما در جريان رقابت تقريبا تنازع بقايي بعضي از بنگاه ها اقتصادي بزرگ و بعضي از آنها كوچك و حتي نابود و ورشكسته مي شوند.

تاريخ نظام سرمايه داري نشان داده كه بتدريج تعداد معدودي از بنگاه ها باقي مي مانند و بقيه بر اثر رقابت فشرده نابود  شده اند ، حاصل اين عمل ايجاد بنگاه هاي بزرگ ابتدا بصورت كارتل ها وتراست ها وكنسرن ها ودر نهايت در اواخر قرن بيستم بصورت بنگاه هاي چند مليتي كنوني.

1)- عدم دخالت دولت در اقتصاد:يكي از اصول ليبراليسم مربوط به عدم دخالت دولت در امور اقتصادي است،به عبارت ديگر لازم است بخش خصوصي قدرتمند حاكميت مطلق داشته باشد.

2)-  تئوري دخالت مشروط و نسبي دولت در نيمه اول قرن بيستم: بحران ها دوره اي سرمايه داري در قرن 19و اوايل قرن بيستم به ويژه بحران اقتصادي دهه سوم قرن بيستم جهان سرمايه داري مخصوصا بحران اقتصادي 1929 در ايالات متحد امريكا( بيكاري،تورم،ركود توليد و) ،اقتصاد دانان و سياستمداران سرمايه داري را به اين نتيجه رساند كه تسلط بي در و پيكر بخش خصوصي نتيجه اش مي تواند همين باشد، بنابراين تئوري اقتصادي كينز كه معتقد به دخالت مشروط و نسبي دولت جهت تعديل بحران هاي تناوبي  بود شكل گرفت.

تئوري اقتصادي كينز دولت را موظف به دخالت در امور اقتصادي و سر و سامان دادن به اقتصاد از جمله بيكاري،گراني،ركود توليد ومي كند.

3)- نئوليبراليسم: در اوايل دهه 90 قرن بيستم،دوباره اين فكر قوت گرفت كه لازم است كه دوباره به ليبراليسم قرن 19 و اوايل قرن بيستم بازگشت كرد ودر واقع معتقد شدند كه ليبراليسم( بخش خصوصي قدرتمند) مي تواند مشكلات اقتصادي جهان از جمله  بحران هاي تناوبي سرمايه داري را سرو سامان بدهد،بهمين جهت اين مرحله را بنام(( نئوليبراليسم يا نو ليبرال)) ناميدند.

قبل از هر چيز بايد گفه شود نئوليبراليسم از نظر محتوا همان ليبراليسم مي باشد، مانند ليبراليسم معتقد به يك بخش خصوصي قدرتمند و عدم دخالت دولت در امور اقتصادي و واگذاري همه چيز ((از شير مرغ تا جان آدميزاد)) در يك كشور به بخش خصوصي و..

بخش خصوصي قدرتمند حاصل نئوليبراليسم بايد همه چيز جامعه- سياسي،اقتصادي، اجتماعي ، فرهنگي ،علمي ،هنري و- را تحت كنترل داشته باشد و در حقيقت اگر دولتي هم وجود دارد بايد در خدمت بخش خصوصي باشد، به عبارت ديگر دولت يعني همان بخش خصوصي ، يعني بايد از توده هاي مردم يك كشور كارگران، كشاورزان،توليد كنندگان، طبقه متوسط ماليات  بگيرد و آنها را بدون مضايقه در اختيار (( بخش خصوصي قدرتمند)) بگذارد، زيرا «بخش خصوصي قدرتمند» همان مسيح موعود مي باشد، دولت از مردم ماليات  بگيرد و آن را در خزانه دولت قرار دهد و سپس با آن جاده بسازد،فرودگاه بسازد، فضا را تسخير كند،سوبسيد به اير باس و بوئينك بدهد كه بخش خصوصي بتواند توليدات خود را به سراسر كشور و به سراسر جهان بفرستد و به فروش برساند.

4)-سوبسيد( يارانه):يارانه در حقيقت كمك اقتصادي به يك بنگاه اقتصادي است براي نجات از ورشكستگي ويا بالا رفتن پنانسيل رقابت اقتصادي در برابر بنگاه هاي ديگر.در اصل سوبسيد يك مفهوم ضد ليبرالي و ضد رقابت اقتصاد آزاد مي باشد،بنابراين ليبراليسم با پرداخت يارانه بهر شكل  به بنگاه هاي اقتصادي مخالف مي باشد.

5)- نئوليبراليسم در كشور هاي مختلف جهان: چگونگي پياده شدن نئوليبراليسم در كشور هاي مختلف جهان را مي توان به دو دسته تقسيم كرد:

5-1)- نئوليبراليسم در كشور هاي پيشرفته صنعتي:چنانچه گفته شد نئوليبراليسم بر گشت به ليبراليسم قرن 19 و اوايل قرن بيستم و بعبارتي حاكميت بخش خصوصي،مشخصات عمده آن در كشور هاي پيشرفته صنعتي بصورت زير مي باشد:

الف: خصوصي سازي: در دوران كينز، بنگاه هايي  دولتي چه بصورت ملي كردن بعضي از موسسات و چه بصورت سرمايه گذاري دولتي شكل گرفت.برنامه نئوليبراليستي، خصوصي كردن تمام بنگاه هاي بخش عمومي بطور كامل به ويژه بنگاه هاي سود ده به عبارت ديگر خصوصي كردن همه چيز از شير مرغ تا جان آدميزاد مي باشد، اين خط مشي همان سياستي است كه هم اكنون در كشور هاي اروپايي،ژاپن و.. در حال اجراست.

ب: بازگشت دادن تمام دستاور هاي اجتماعي و قانون كار ،كارگران در طي 50 تا 100 اخير:نئوليبراليسم خواستار باز گشت به قرن نوزدهم در مورد تمام دستاورد هاي كارگران از قبيل: ساعات كار،دستمزد،قرار داد هاي كار،بيمه، تامين اجتماعي، بازنشستگي و مي باشد، براي اين كار در اولين قدم لازم مي آيد قانون كار كه حاصل سال ها مبارزات طبقه كارگر در كشور هاي اروپا،امريكا،ژاپن و است يا كاملا ملغي شود و يا تبديل به يك قانون بي بو و بي خاصيت گردد.

در سال 2000 اتحاديه اروپا در پرتغال برنامه ليبرالي و نئوليبرالي خود را براي تمام كشور هاي عضو به تصويب رساند،مبارزه برلسكوني در ايتاليا بر عليه قانون كار و تغيير آن و مبارزه شيراك در فرانسه  بر عليه قانون كار و تكه و پاره كردن آن در روزهاي اخير همان برنامه نئوليبرالي گردش به راست در اروپا مي باشد.

5-1)- نئوليبراليسم در كشور ها عقب افتاده(باصطلاح جهان سوم):  اصول و پايه نئوليبراليسم در كشور هاي عقب افتاده به قرار زير است:

الف: خصوصي سازي بخش دولتي و بخش تعاوني(از شير مرغ تا جان آدميزاد) و تبديل بخش خصوصي به يك بخش خصوصي قدرتمند و يك كارفرماي بزرگ بدون هيچگونه نظارت ملي و مردمي.

ب:دروازه ها باز گمركي و بي در و پيكر و تبديل تعرفه ها به تعرفه هاي صفر در مورد تمام واردات.

پ:جلوگيري از تصويب قانون كار و يا تغيير قانون كار موجود به نفع بخش خصوصي و يا تبديل آن به يك قانون بي يال و دم و اشكم،ودرحقيقت جلوگيري از دادن امكانات تامين اجتماعي( بيمه، بازنشستگي و……)، استخدام قرار داد موقت نيروي كار،مانع ايجاد تشكل و پراكندگي كارگران و

ت:نابودي توليدات صنعتي و كشاورزي داخلي كشور ها و تصرف بازار اين كشور ها باستثناي صنايع استخراج مواد خام و مواد اوليه  صنايع كشور هاي متروپل و كشور هاي صنعتي مانند نفت و گاز و مس و قلع و

ث:عدم پرداخت سوبسيد:توصيه ميشود و دستور داده مي شود( اول توصيه مي شود و سپس دستور داده مي شود) كه دولت اين كشور ها حق پرداخت هيچگونه يارانه چه به مردم و چه به صنايع- ندارند، زيرا در اقتصاد آزاد رقابت عامل كليدي مي باشد.    

    

سازمان تجارت جهاني(WTO)   

سازمان تجارت جهاني، بانك جهاني، صندوق بين الملل پول از مهمترين كارگزاران نئوليبراليسم در كشور هاي مختلف جهان مي باشند.

توصيه ها و دستورات سازمان هاي فوق از كشوري به كشور ديگر تا حدودي متفاوت مي باشند اما تماما بر پايه سياست هاي استراتژيك سرمايه داري جهاني كه همان  نئوليبراليسم ( ليبراليسم) است خصوصي سازي،دروازه هاي باز گمركي و واردات با تعرفه صفر،مبارره با طبقه كارگرو زحمتكشان ديگر و نيروهاي ملي،نابودي توليدات داخلي( صنعتي وكشاورزي) باستثناي صنايع معدني و صنايع مواد اوليه مورد نياز كشور هاي امپرياليستي( كشور هاي متروپل) ،عدم پرداخت سوبسيد و. -  مي باشد.

من در اين مطلب عمدتا به سازمان تجارت جهاني كه بيشتر در بورس مي باشد مي پردازم:

1)- سوبسيد و سازمان تجارت جهاني: يكي از مسايل بسيار مهم در سازمان تجارت جهاني مسئله سوبسيد(پرداخت و عدم پرداخت آن) است.از آنجائيكه اساسنامه و مقررات سازمان تجارت جهاني بر پايه اقتصاد ليبرالي بنا شده است،لذا پرداخت سوبسيد بهر شكل و بهر نوع به شركت ها و بنگاه هاي اقتصادي ممنوع مي باشد،بنابراين اعضاي آن بهيج وجه حق پرداخت يارانه ندارند.

1-1)- پرداخت و عدم پرداخت يارانه توسط سازمان تجارت جهاني:حدود 150 كشور يا عضو سازمان تجارت جهاني هستند و يا در حال ورود ( از جمله جمهوري اسلامي ايران) به آن هستند.مسئله پرداخت و عدم پرداخت يارانه( گاهي تحت عنوان هدفمند كردن يارانه ها) تبديل به معضلي عظيم در داخل سازمان شده است.

كشور هاي پيشرفته سرمايه داري( اروپا،ژاپن، امريكا ، كانادا و) كه خود از بنيانگذاران سازمان تجارت جهاني هستند بر خلاف مقررات و اساسنامه آن مبالغ زيادي به توليدات كشاورزي و صنعتي شان يارانه پرداخت مي كنند(حدود 350 ميليارد دلار به بخش كشاورزي و دامداري و داميروري در سال و مبالغ متنابهي به صنايع از جمله  صنايع  هواپيمايي بوئينك- 35 ميليارد دلار- و اير باس 40 ميليارد دلار-  در سال)1.

اكنون بزرگترين چالش در سازمان تجارت جهاني ( از جمله در  كنفرانس اخير در هنگ كنگ) بين كشور هاي فوق و كشور هايي مانند برزيل،هندوستان، افريقاي جنوبي،مكزيك و تعدادي از كشور هاي غرب قاره افريقا( بنين،بوركينا فاسو و) مي باشد، كشور هاي اخير با پرداخت يارانه به توليدات كشاورزي و صنعتي از طرف كشور هاي سرمايه داري غرب مخالف مي باشندو مي گويند شما  كه بنيانگذار و پيش نماز سازمان تجارت جهاني هستيد چرا خلاف مي كنيد و در حقيقت با قلدري و گردن كلفتي داريد مارا استثمار و استعمار مي كنيد،در واقع حكم شتر مرغ را داريد، گاهي شتر هستيد و گاهي مرغ.

2)- تعرفه واردات و سازمان تجارت جهاني:يكي ديگر از چالش هاي مهم در سازمان تجارت جهاني مسئله تعرفه واردات مي باشد كه شباهت زيادي به مسئله يارانه دارد،در اينجا نيز طبق اصول  اقتصاد ليبرالي و بالطبع طبق اساسنامه و مقررات سازمان هيچ كشوري حق بستن تعرفه به واردات خود ندارد و در حقيقت تعرفه صفر مي باشد به عبارتي هر توليد كننده در داخل مجموعه سازمان تجارت جهاني مي تواند هر كالايي كه مايل بود توليد كند ودر هر نقطه از كشور هاي عضو كه مايل بود،بهر قيمت كه توانست و خواست بفروش برساند.

آيا اعضاي سازمان تجارت جهاني مقررات فوق را رعايت مي كنند؟

-    در گيري بين اروپا و امريكا در مورد تعرفه بسته شده به فولاد توسط امريكا و شكايت اروپايي ها از امريكا و محكوميت امريكا در اين رابطه.

-         چالش بين اروپا و چين بر سر واردات منسوجات چيني كه هنوز حل نشده.

-         تهديد هاي امريكا ها در مورد مبادلات بازرگاني( تراز بالاي بازرگاني چين نسبت به امريكا) چين و امريكا.

و موارد زياد ديگر نشان مي دهد كه خود كشور هاي صنعتي و بنيانگذاران اصلي سازمان تجارت جهاني خود اصولا تعرفه صفر را بر خلاف اصول سازمان مراعات نمي كنند.

 ايران و سازمان تجارت جهاني  چند سئوال در رابطه با سازمان تجارت جهاني مطرح مي شود:

اول:آيا ايران بهتر است داوطلبانه ويا با تقاضا از سازمان تجارت جهاني،به عضويت آن در آيد زيرا منافع زيادي را براي ما فراهم مي كند؟

دوم:آيا ايران به علل جبري بودن جهاني سازي، مجبور است بهر حال وارد سازمان تجارت جهاني بشود؟

سوم:به شرطي وارد سازمان تجارت جهاني شويم كه قانون جنگل كنوني كه در حال حاضر بر آن حاكم است از بين برود و اصلاح گردد.

چهارم:هنوز زود است بهتر است ابتدا زمينه هاي توليدي و صنعتي  آن فراهم شودو كشور به پيشرفت هايي در زمينه توليدات كمي و كيفي صنعتي برسد  كه بتوان در سطح جهاني  با كشور هاي ديگر  تا حدودي  رقابت كردو سپس در آن موقع ،وارد آن شويم.

چند نكته لازم: الف:اينكه سرمايه داري جهاني به گفته عزت الله سحابي ((دنياي صنعتي غرب براي حل مشكلات خود به جهاني شدن روي آورد )) 2 براي حل مشكل خود  سازمان تجارت جهاني را ساماندهي كرده است، به  قول معروف امامزاده اي نيست كه براي ما درست شده بلكه امامزاده اي كه مشكلات خودشان را بر طرف كند.

پ:  قوانين حاكم بر سازمان تجارت جهاني(قوانيني كه در عمل اجرا مي شود)  بيشتر به قوانين جنگل شبيه است  تا به قوانين دو طرف برابر حقوق، بر خوردامريكا و اروپا و ژاپن  بر خورد قلدر مابانه است، هر نوع سوبسيدي و به هر مقدار كه دلشان خواست به محصولاتشان مي دهند،هر در صد تعرفه اي كه دلشان خواست بر روي وارداتي كه به داخل كشورشان مي آيد مي بندند ، به عنوان مثال در كنفرانس هنگ كنگ قرار شده در سال 213 مسئله سوبسيد ها را حل كنند(بزك نمير بهار مي آيد كمبوزه و خيار مي آيد) ، شايد آنها را به شتر مرغ بتوان تشبيه كرد.

طرفداران ورود به سازمان تجارت جهاني در ايران: به نظر من طرفداران ورود به سازمان تجارت جهاني را مي توان به دو دسته تقسيم كرد، آنهايي آگاهانه عمل مي كنند و آنهايي كه ناآگاهانه عمل مي كنند و در حقيقت به دام گروه اول افتاده اند.

با گروه اول كه طرفدار پرو پا قرص ليبراليسم و نئوليبراليسم و استعمار و نو استعمار هستند كاري ندارم فقط مي توانم به گروه دوم بگويم اولا صادقانه به سئوالات فوق  در رابطه با ورود و يا عدم ورود به سازمان تجارت جهاني جواب بدهند ثانيا بدانند كه سازمان تجارت جهاني يكي از كازگزاران نئوليبراليسم جهاني است و به قول معروف امامزاده اي كه كور مي كند ولي شفا نمي دهد و يا بعبارت ديگر اصولا درست شده است براي كور كردن.       

1  ايالات متحد  و اقتصاد بازار آزاد- مجله آفتاب- شماره 33 اسفند 82- حسين رفيعي.

2 پيوستن به WTO بحران زاست،حهان اقتصاد،شماره 212-2949 ،عزت الله سحابي.

 

فرهنگ توسعه - 1386 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید