شماره 153- بروزرسانی: جمعه 14/10/1386                            بازگشت به صفحه اصلی

پوتين از بستر تحقير روسيه متولد شد

   اردشير زارعي قنواتي

  

روسيه و تحولات شتابنده آن در طي چند سال اخير در كانون توجه محافل كارشناسي و جريان هاي سياسي نظام بين المللي قرار گرفته است. بعد از وداع شرمسارانه " بوريس يلتسين " رئيس جمهور سابق اين كشور در اواخر دهه نود ميلادي جوجه اي سر از تخم بيرون آورد كه به عكس سلف خود مرغ كركي نبود و بيشتر از جنس خروس جنگي مي توانست به حساب آيد. هر چند كه در آستانه شكست نيروهاي هوادار غرب در روسيه آنان با حمايت نيروهاي خارجي و همسو با خود " ولاديمير پوتين " را براي به عقب راندن حزب كمونيست و رهبر جوان آن " گنادي زوگانف " به صحنه آورده بودند ولي از يك نكته غافل بودند و آن اينكه شبه ليبرال هائي كه از درون نهادهاي امنيتي بيرون مي آيند هميشه مستعد بازتوليد حاكميت اقتدارگرا خواهند بود.

 ولاديمير جوان بسيار زودتر از آنچه همگان تصور مي كردند توانست خود را در هرم قدرت تثبيت كرده و در راس تمايلات ناسيوناليستي در حال ظهور مردم روسيه قرار گيرد. اين انتخاب فرد و ايده در مقابل حزب كمونيست هم زمان دو ارمغان متناقض را براي اوليگارشي مالي – سياسي دروني و سرمايه داري مسلط بر نظام نوين بين الملل در خارج از مرزهاي روسيه به همراه داشته است. از يك طرف ناسيوناليسم جديدي كه پوتين مظهر آن بود توانست يكي از دو ركن تبليغاتي و اعتقادي كمونيست هاي روسيه  كه مبتني بر شعار " اهداف جبهه ميهني " بود را تحت تاثير خود قرار داده و آن را به حاشيه براند. از طرف ديگر همين ناسيوناليسم خود به "پاشنه آشيل " ليبرال هاي روسي و حاميان خارجي آنان تبديل شد و از درون آن اقتدارگرائي و هويت يابي چالش برانگيز با نظام هژمونيك ايالات متحده در وضعيت جديد جهاني را موجب شد. رئيس جمهور روسيه در چنين بستري در طي سال هاي اخير تمام توجه خود را معطوف به ارتقاي جايگاه شايسته روسيه در ژئوپلتيك جهاني كرده است و در اين راه با توجه به واكنش منفي بين المللي نسبت به يكچانبه گرائي واشينگتن تا حدود زيادي در داخل و خارج موفق به تثبيت جايگاه فردي، ملي و بين المللي خويش گرديد. اينك كه وي آخرين ماه هاي رياست جمهوري خود را سپري مي كند به جهت همين علاقه بيش از حد به ماندن در راس هرم قدرت، شرايط خاصي بر عرصه تحولات روسيه حاكم شده است كه بعضا مي تواند براي كارشناسان گمراه كننده تلقي شود. انتخابات پارلماني كه در دوم دسامبر برگزار شد و در آن حزب مورد حمايت پوتين بيش از 64 درصد آراء را فقط به صرف انتساب به وي كسب نمود به همگان ثابت كرد كه بازيگر اصلي در سال هاي بعد نيز كسي به غير از ولاديمير شيفته قدرت نخواهد بود. بلافاصله بعد از اين انتخابات حزب " روسيه متحد " اعلام كرد كه اكثريت پارلماني اين حزب تحت رهبري پوتين و برنامه هاي وي نقش خويش را ايفاء خواهد كرد. هم زمان پوتين نيز ضمن طرح موضوع نخست وزيري خود در آينده، " دميتري مدويديف " معاون اول نخست وزير و يكي از متحدان قديمي خويش را به عنوان جانشين احتمالي براي كسب مسند رياست جمهوري آينده معرفي كرد. اين انتخاب كه سپس با تاييد كنگره حزبي نيز روبرو گرديد و فعل و انفعالات متعاقب آن در ميان سياستمداران و كارشناسان در حالي كه همگي آنان بر نقش تعيين كننده پوتين در آينده روسيه متفق القولند، گمانه زني هائي را موجب شد كه هر كدام از زاويه اي به موضوع پرداخته اند. اما نكته اي كه تاكنون به آن پرداخته نشده است اينكه چرا پوتين اقتدارگرا برخلاف پيش بيني صاحب نظران يك شخصيت معروف به ليبراليسم در هيات حاكمه روسيه را به عنوان جانشين خويش معرفي كرد و از بزرگان همسو با منش حكومتداري خود فاصله گرفت.

دليل انتخاب پوتين

ولاديمير پوتين بسيار زيرك تر از آن است كه جهان پيرامون خود و بافت سياسي – اجتماعي قدرت در روسيه را نشناسد. وي به درستي تجربه اي كه خود به كشورش عرضه كرد و تقريبا در تاريخ نيز اثبات شده بود مبني براين اصل كه شخصيت هاي ذاتا قدرتمند تا به آخر نمي توانند زير تاثير ارباب ديگري قرار گيرند، را هرگز در مورد آينده خويش تكرار نمي كرد. اينكه  در بين گزينه هاي مقابل خود براي انتخاب به جاي گرايش به " سرگئي ايوانف " وديگران كه در طي سال هاي اخير منش مشابه رئيس جمهور را از خود بروز داده بودند وي دست به انتخاب مدويديف ليبرال زد دقيقا در همين چارچوب قابل توجيه است. چرا كه از يك طرف پوتين ظهور شخصيت هاي ذاتا قدرتمند را به خوبي شناخته و مي دانست كه آنان را نمي شود همچون غول چراغ جادو براي هميشه در دستان خويش نگهدارد. از طرف ديگر او ليبراليسم روسي و اصولا ليبراليسم جهان سومي به خصوص آنجا كه از مادر ساختار امنيتي متولد شده باشند را نيز در محك آزمون تاريخ و تجربه شخصي خود به يادگار داشت. هر چند كه در غرب براي انتخاب مدويديف تا حدودي ابراز شادماني شد و آنان به زعم اينكه اين انتخاب مي تواند فضاي روسيه را ليبراليزه كند تا حدودي خشنود شدند، ولي اشتباه بزرگ آنان دقيقا از همينجا شروع مي شود. آخرين نظرسنجي هائي كه از طرف موسسات معتبر غربي و روسي انجام شده است نشان مي دهد كه مردم روسيه شخصيت هاي ذاتا قدرتمند و اقتدارگرا را به شخصيت هاي ليبرال و معتدل ترجيح مي دهند. يكي از اين نظرسنجي ها در مرداد ماه توسط مركز " لوادا " انجام گرديد كه نشان مي داد ايوانف با فاصله زيادي از رقباي احتمالي خويش پيش است و دليل آن هم وجهه كاملا مشخص مقتدارنه وي در برخورد با مسائل مورد توجه مردم روسيه ذكر شده است. داستان از همينجا شروع مي شود چرا كه ايوانف در مسند رياست جمهوري بعد از تثبت خود هرگز نمي توانست زيرسايه تزار جديد روسيه بماند و خيلي زودتر ازحد تصور سر به شورش برمي داشت، همانگونه كه پوتين بر عليه يلتسين انجام داده بود. مدويديف يك تكنوكرات است كه ريشه قوي در ساختار قدرت روسيه ندارد، چه در ارتش و چه در نظام امنيتي اين كشور وي نفوذ قابل توجهي نداشته و نمي تواند درشرايط بحراني و نبرد قدرت داخلي تزار جوان را تهديد كند. ريشه بسياري از ناكامي ها و شكست هاي غرب در خصوص درك وضعيت ملي، منطقه اي و بين المللي روسيه از همين زاويه شكل مي گيرد. البته غرب چنين اشتباهاتي را قبلا در خصوص حمايت از تروريست هاي مجاهد افغاني در مبارزه با شوروي انجام داده بود و هم اينك نيز با حمايت از شخصيت هاي غير موجه در پاكستان، گرجستان و اوكراين كه از مدعاي دمكراسي ليبرال تنها شراكت با غرب را آموخته اند، ادامه داده و سيستم سياسي مورد ادعاي خود را با پارادوكس روبرو مي كند. بدون هيچ شكي ولاديمير پوتين بازيگر دوره 4 ساله آينده و حتي بعد از آن هم است چرا كه در جلوي روسيه تنها دو گزينه وجود دارد، هوادارن اقتصاد آزاد يا بازگشت كمونيست ها، گزينه ديگري همچون آقاي " گري گاسپاروف " شطرنج باز سابق و چهره مورد حمايت غرب براي رهبري اپوزيسيون تنها براي خبرگزاري هاي بين المللي جذابيت خواهند داشت و گرنه در روسيه آنان قادر به تسخير آراي يك شهرك كوچك هم نيستند. اين موضوع تنها به روانشناسي روس ها براي انتخاب شخصيت هاي قدرتمند هم خلاصه نمي شود چرا كه كسب منافع ملي و ارتقاي وضعيت روسيه در داخل و نظام بين المللي در شرايطي كه غرب مسير تحقير اين كشور را در پيش گرفته است به راستي شخصيتي كاريزماتيك چون پوتين را مي طلبد.

  آفتاب يزد

فرهنگ توسعه - 1386 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید