![]() |
|
شماره 163- بروزرسانی شنبه6/11/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
بازخوانی طرح نپ فریبرز رئیس دانا مقدمه (1)
من بازخوانی طرح «نپ» و تحلیل چندبارهی آن را از آن رو ضروری میدانم که بنای سوسیالیسم خردمندانه و انسانی را برای رهایی از توحش و بیعدالتی و سرکوب و برای رسیدن به آزادی ناگزیر میپندارم. در جهان زیر سیطرهی اقتصادی سرمایهداری قدرتمند و نیروی نظامی و سیاسی آن و با تسلط جهان مرکز بر فنآوری و دانش نمیتوان به گونهای آرزویی و مجزا و مستقل و با روش گسست کامل از جهان، جامعهی عادلانه و آزاد و سوسیالیستی را بنا کرد. اما جوامع بیسوگیری آگاهانه، داوطلبانه و آزادانهی سوسیالیستی نیز به بند نظام ستمگر سرمایه گرفتار میآیند. سوسیالیسم دستوری و دولتی دور تازهای از شکست و ناکامی و ناامیدی را نصیب میسازد. گذار به سوسیالیسم از راههای لیبرالی و نو لیبرالی همان قدر نامیسر است که با تکرار تجربههای غیر دموکراتیک و دستوری. دورهی رویارویی با نظم سلطهگرانه نوین جهانی، نه با گسست کامل و نه با تسلیم به این نظم عملی میشود زیرا هر دو به یک سرانجام میانجامند و آن بیسرانجامی دمادم است. بهطور کلی، تجربههای کشورهای نیمه پیرامونی قابل تعمیم نیستند و تجربهی شوروی نیز بینقد و تحلیل امیدی را برای تکرار برنمیانگیزد. سوسیالیسم باید دورهی سوگیری و گذار را برحسب شرایط تاریخی و اجتماعی و جغرافیایی و با نیروی خرد و با ارادهی مردمی تدوین و طی کند. برای این منظور بازخوانی و تحلیل طرحها، برنامهها و سیاستهای مردم، دولتها و جوامع هم ضروری و هم تفسیرپذیر میشوند. من کار را با طرح «نپ» شروع کردهام اما آن را با تجربههای چندی از شوروی و سایر کشورهای سوسیالیستی ادامه میدهم. *** 1- شرایط پیش از انقلاب اکتبر در سال 1913، امپراتوری روسیهی تزاری با همهی ضعفهایش، در مجموع و نه بهطور سرانه، پنجمین قدرت صنعتی جهان بود. در یک کتاب درسی شوروی که احتمال نمیرود قصد بزرگ جلوه دادن دستاوردهای تزاریسم را داشته باشد تخمینهای زیر عرضه شدهاند: در فاصلهی سالهای1910 ـ1860 تولیدات صنعتی جهان 6 برابر، انگلستان 2/5 برابر، آلمان 6 برابر و روسیه 10/5 برابر افزایش یافت(1) . با اینحال رشد اقتصادی امپراتوری روسیه در قیاس با دیگر کشورهای صنعتی بسیار کند و نامتوازن بود. این کشور از نظر اجتماعی و سیاسی در وضعیتی کاملا نامتعادل بهسر میبرد و جامعهی نیمه فئودالی آن زمان روسیه از هماهنگی با بخشهای پیشرفتهتر اقتصاد کشور بهکلی عاجز بود. کمبود سرمایه و کم توسعه یافتگی سیستم بانکی و بهطور کلی سطح نازل روحیهی تجاری مدرن، سبب شده بود که روسیهی تزاری برای پیشرفت اقتصادی خود به سرمایهگذاری خارجی تمایل و بعدها تمایل شدید نشان دهد. رشد سرمایهگذاریهای خارجی که بیشتر از سرمایهگذاریهای بومی بود، به اندازههای مختلف در بخشهای مختلف صنعتی تحقق مییافت و در حال گسترش بود. در سال 1913 در حدود 32 درصد از کل سرمایهی شرکتهای خصوصی به خارجیان تعلق داشت. آنان در صنعت نفت بیش از هر جای دیگر نقش مسلط داشتند و طبق گفتهی «لیاشچنکو» خارجیان همچنین 42 درصد سرمایهی صنایع کالاهای فلزی، 28 درصد سرمایه صنایع نساجی، 50 درصد سرمایه صنایع شیمیایی و 37 درصد سرمایه درودگری را تامین کرده بودند. (2) تاریخنگاران شوروی چنین استدلال میکنند که به رغم رشد صنعتی و افزایش میزان سرمایهگذاریها، با توجه به منابع طبیعی غنی این کشور، هنوز شکاف اقتصادی عظیمی میان آن کشور و سایر کشورهای اروپای غربی و آمریکا وجود داشت. ارقام جدول شماره 1 که در یکی از منابع شوروی ذکر شده، تولید روسیه تزاری را با آمار مربوطه به تولید آمریکا و انگلستان در زمینهی تولیدات پایهی صنعتی مقایسه میکند: (3) جدول شمارهی 1- مقایسهی اقلام پایهی صنعتی در سه کشور روسیه، انگلستان، آمریکا در سال 1913 روسیه انگلستان آمریکا الکتریسیته (میلیارد کیلووات ساعت) 2/0 4/7 25/8 ذغال سنگ (میلیون تن) 29/2 292/0 517/8 نفت (میلیون تن) 10/3 - 34/0 آهن خام (میلیون تن) 4/2 10/4 31/5 فولاد (میلیون تن) 4/3 7/8 31/8 منسوجات نخی (میلیارد متر) 1/9 7/4 5/7 از این جدول میتوان چنین نتیجه گرفت که رویهم رفته بهرغم رشد کندتر کشاورزی (حدود سه جهارم جمعیت روسیه در مناطق روستایی زندگی و کار میکردند) نسبت به رشد نامتوازن صنعتی، امپراتوری روسیه در سال 1913 در معرض دگرگونی سریع قرار داشت، صنعتی کردن کشور به خوبی در حال پیشرفت و کشاورزی نیز در حال دگرگونی و رشد بود. با این همه پیشرفتهای مزبور خصلتی ناموزون و بسیار ناعادلانه داشتند و موجب بروز تنشهای اجتماعی و سیاسیای شدند که به نوبهی خود ناآرامی در شهرها بهعلاوه عطش به زمین و بنابراین شورش در روستاها را پدید آوردند. در این حال، یک طبقهی متوسط روسی در حال پدید آمدن بود که از اقتدار و اعتماد بهنفس برخوردار نبود. بهجز چند مورد استثنایی، خدمتگذاران حکومت خودکامه از نظر قابلیت فردی، مردانی میان مایه بودند که در درون انبوهی از مشکلات فزاینده غوطه میخوردند و در مقابله با مسایل یک امپراتوری در حال رشد و دگرگونی ناتوان بودند. روشنفکران نیز که پیوسته درگیر بحث و تئوریزه کردن مسایل بودند، تقریبا جملگی نه تنها با حکومت استبدادی بلکه با روح سوداگری سرمایهداری نیز سر مخالفت داشتند. اینها همه نشانهی یک ترکیب قابل انفجار بود. (4) جنگ جهانی اول 1918- 1914 این «ترکیب قابل انفجار» را مشتعل ساخت. اقتصاد روسیه که با صنعت اسلحهسازی ضعیف و خطوط ارتباطی نسبتا فقیر، خود کشش لازم برای هماوردی با قدرت پیشرفتهتر آلمان را نداشت متحمل ورشکستگی و از هم پاشیدگیای شد که همراه با شکستهای نظامی، آن کشور را به سوی انفجاری اجتماعی- سیاسی سوق داد. لطمات و ضایعات بسیار سنگینی سالهای اول جنگ روحیهی ارتش را به شدت تضعیف کرده بود و ساکنان مناطق پشت جبهه نیز در وضعیتی نبودند که بتوانند محرومیتهای تحمیل شده در نتیجهی فشار جنگ و مشکلات مزمن تولید و حمل و نقل را بیش از این تحمل کنند. در این زمینه، به ویژه سنپترزبورگ (لنینگراد کنونی) در معرض انواع کمبودها قرار داشت زیرا با مناطق عمدهی تولید مواد غذایی فاصلهی زیادی داشت و همچنین ناگزیر از وارد کردن ذغالسنگ از فواصل بسیار دور به وسیلهی راه آهن بود. ذغال سنگ مورد نیاز این شهر از انگلستان وارد میشد اما به علت جنگ، راه ورود آن کاملا قطع شده بود. در واقع این کمبود تولید، آذوقه و سوخت در سنپترزبورگ بود که بالاخره کمر امپراتوری روسیه را شکست. سربازان ستمدیده از تیراندازی به سوی جمعیت انقلابی خودداری کردند و حکومت تزاری فرو پاشید. انقلاب روسیه جنبهای کاملا طبقاتی داشت و اکونومیسم قادر به تعیین آن نیست اما رهبری برجستهی این انقلاب به خوبی از تضادهای اجتماعی و اقتصادی و محرومیتها نیرو میگرفت. ترکیبی از عوامل اقتصادی- اجتماعی- سیاسی و نظامی همراه با فرسودگی و خستگی سیاسی رژیم و همراه با سرخوردگی مردم از دوام حکومت، بر اثر از هم گسیختگی اوضاع، تنها تحت رهبری توانا و هوشمند موجب درهم پیچیده شدن امپراتوری تزاری گردید. ادامه دارد |
|
فرهنگ توسعه - 1386 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |