شماره 164- بروزرسانی سه شنبه10/11/1386                             بازگشت به صفحه اصلی

تبعات سونامی سوهارتو


دیاکو حسینی

 
«او خدمات زیادی برای ملت انجام داد».این عبارتی است که "سوسیلو بان بانگ رودهیونو" رئیس جمهور اندونزی در تکریم ژنرال سوهارتو به کار برده است.تعجبی ندارد که از دیکتاتور اندونزی با وجود قتل عام سه میلیون نفر در طول مدت 32 سال به نیکی یاد کنند.او همانند بسیاری از کسانی که در تمام عمر مگر در راستای منافع عمومی و خیر جمعی قدمی برنمی دارند و در غایت به سخیف ترین تحقیرها دچار می شوند،فرزند زمانه خویش بود.در دوران سوهارتو میزان تورم از 600 درصد به 6.5 درصد تقلیل پیدا کرد و میانگین درآمد ماهانه از 70 دلار به 300 دلار افزایش یافت.دماسنج فقر از رقم 56 درصد کل جمعیت به 12 درصد سقوط کرد و موفق شد با وجود گستردگی نامتعارف جغرافیایی سیصد گروه قومی با دویست و پنجاه زبان و ده ها مذهب که درهفده هزار جزیره پراکنده شده اند را سازمان دهد و کشور اندونزی را از خرابه های استعمار به معنای واقعی بیرون بکشد.

این که چگونه دهقان زاده ای بی بضاعت با پشت سر گذاشتن دوران مشقت بار کودکی و کارنامه مجهول نظامی در صف نیروهای اشغالگر ژاپنی قرار می گیرد اما با سوار شدن بر موج استقلال که ناشی از شکست ژاپن در جنگ و محیط مساعد بین المللی بود،به استخدام قوای ارتش ملی گرفته می شود و مراتب ترقی را طی می کند،باید در متن حادثه و شاید به تعبیر بهتر در "فرآیند" تولد کشور اندونزی فهمیده شود. بال های عریض استعمار هلند که از قرن هفدهم تا استقلال اندونزی در 1950 گسترده بود، در حقیقت هیچگاه از تارک تاریک اندونزی کنار نرفت و مجمع الجزایر اندونزی هرگز نور آفتاب به خود ندید. این سرزمین غنی که با منابع سرشار طبیعی مانند نیکل،سرب،قلع و مهمتر از همه نفت که خاصه در جزیره "سوماترا" کشاکش های فراوانی را سبب شده،همواره مورد طمع قدرت های استعماری بوده است.قصد ژاپن در تصرف اندونزی اضافه بر موقعیت استراتژیکی این کشور در بازی سازی های جهانی،تسخیر منابع نفتی این منطقه بود.اما بر حسب تصادف حضور شرکت نفتی رویال داچ هلند و شرکت استواک آمریکا که از استخراج منابع نفتی سود سرشاری حاصل می کردند مانع از آن شد تا ژاپن که هنوز به ردیف قدرت های صنعتی نپیوسته بود طرفی ببندد.سرکوب شورش 1958 در جزیره سوماترا که با حمایت آشکار و پنهان آژانس اطلاعاتی آمریکا و برخی از ناراضیان نظامی و سیاسی رهبری می شد،بغض و خصم واشنگتن را به دنبال داشت که در نتیجه با افشای نقش آمریکا در دسیسه چینی های این تمرد،"جان اف کندی" برآن شد تا با تقویت مواضع نظامیان ضد کمونیست،قدرت را از دستان سوکارنوی فقید قبضه کند.بی تردید منافع گسترش طلبانه آمریکا که با پرستاری از صدور ارزان نفت گره خورده بود،اقتضا داشت تا سوکارنو که با دیدار برژنف از جاکارتا و سفر او به چین در عمل اردوگاه کمونیسم را برگزیده بود،از اریکه قدرت منتقل شود.ژنرال سوهارتو در کسوت فرماندهی ارتش در ظاهر موفق شد تا کودتای کمونیستی علیه دولت را در نطفه خفه کند.به این ترتیب مدتی بعد در تصویر قهرمانی هویدا شد که موظف بود تا اندونزی را از چنگال شوم استعمار برهاند.استراتژی ملی کردن صنایع که در دوران سوکارنو قدرت های غربی را به هراس انداخته بود به دستور ژنرال سوهارتو کنار گذاشته شد و خیل سرمایه های خارجی به سوی جنگل ها،چاه های نفتی و معادن استخراج مواد اولیه صنعتی روانه شد.در گذر مدت کوتاهی صادرات الوار از 15 میلیون دلار به 160 میلیون دلار رسید و بر اثر واردات بی رویه منسوجات، صنایع بومی این کشور که روزی در صدر تولیدات داخلی قرار داشت به کلی از صحنه اقتصادی آن محو شد.واردات برنج اندونزی تا چندی پیش به 25 درصد کل واردات برنج جهان می رسید. در حالی که تولید نفت در 1946 تنها 300 هزار بشکه را دربرمی گرفت ،هم اکنون از دو میلیون بشکه تجاوز می کند.نتیجه حراج منابع ملی این شد که اقتصاد حبابی اندونزی با بادهای بحران مالی 1997 به مرز انفجار رسید تا جایی که در ادامه بالا گرفتن اعتراضات مدنی و ناتوانی دولت سوهارتو در مرتفع ساختن عواقب بحران ژنرال تصمیم به استعفا گرفت.
نگاه زیربنایی و عمیق تر به ساختار سیاسی و فرهنگی اندونزی روشن می کند که چرا زمینه های پیدایش سوهارتو فراهم آمد تا سه دهه دموکراسی و آداب نخستین حقوق بشر در پهنه ای پهناور به استهزا گرفته شود.اندونزی را تنها کشور جنوب شرقی آسیا دانسته اند که با خشونت و خونریزی به استقلال رسید. معضل وحدت ملی بود که نظامیان را به حیطه سیاست کشانید و پیوند نظامیان با یکپارچگی سرزمینی از یک طرف و قلمرو سیاست که معمولاً در سرزمین های تازه استقلال یافته با مبارزات سیاسی در راستای استقلال کامل نهادهای اقتصادی و مراکز تجاری عجین است از سوی دیگر،برجسته شد.جغرافیای پراکنده و ضرورت های شکل بندی سیاسی علل اقتدار گرایی تحت رهبری نظامیان و یا گروه های شبه نظامی که داعیه ملی گرایی دارند را به دنبال دارد.در چنین شرایطی است که ایدئولوژی رهبران به سوی ملی گرایی رادیکال و یا مولفه های تمدن ساز مانند دین و مذهب و یا زبان سوق می یابد.اندونزی و دیگر کشورهای جنوب شرق آسیا متشکل از هویت های قومی و زبانی متعددی هستند که اجازه تجسم ایده های محرک ملی گرایی را نمی دهد و حتی متاثر از شرایط ، سد راه دولت سازی مدرن قرار می گیرد. با این توجه بدیهی است که چندپارچگی جغرافیایی در مجمع الجزایر اندونزی در وضعیتی که ایدئولوژی وحدت بخش و همگون کننده عینیت بیرونی ندارد و از قابلیت و کارایی بی بهره است،گرایش دکتر سوکارنو به اردوی چپ از نقطه نظر ذهنی و الزامات روانی دور از بصیرت منطقی اتخاذ نشده است.چنانکه چکمه های سوهارتو بر تابوت سیاسی سلف اش بیهوده گذارده نشده است.در لوای نظامی گیری و مواضع آفندی نظامیان است که ملتی تصنعی قوام می گیرد و در نبود عامل اصیل هویتی،برپا کننده هویت می شود.اما ورود نظامیان به قلمرو سیاست معمار بوروکراسی تنیده و متصلبی می گردد که در نهایت امر توسعه سیاسی را فلج می کند.این شکل از "اقتدارگرایی بوروکراتیک" با رسوخ در نهادهای دولتی و رسوب در بنیادهای حقوقی ، درون مایه تحرک اجتماعی را تهی می کند و توسعه از لایه های تحتانی جامعه را متوقف می سازد.توسعه آمرانه فرجام بی بدیل اینگونه از اقتدارگرایی است که به شرط توفیق نیز حتی،توسعه ناموزون و عارضه "آکرومگالی توسعه یافتگی" را سبب می شود که به زبان روشن انتهایی جز همهمه مطالبات سیاسی و ناکارآمدی در کلیت سیستم اجتماعی نمی توان برآن متصور بود.رشد سازمان دولت در اندونزی ملهم از درآمدهای ناشی از استخراج و فروش بی رویه منابع طبیعی و رشد اقتصادی کاذب که بدون سرمایه گذاری انسانی و تمرکز بر بخش آموزشی نتیجه می شود،به بزرگ شدن بدنه دولت و گسترش فساد اداری در بافت اصلی حکومتی یعنی نظامیان خاتمه یافته است.بسته شدن مجاری گردش نخبگان و خلاصه شدن نخبگان اداری به مجموعه گزینش شده حکومتی، امکان استفاده از سرمایه های اجتماعی را نابود می کند و قشر بندی های سیاسی را که باعث پویایی در سطوح سیاسی است،مانع می شود.مشارکت ناچیز دموکراتیک و جهان بینی ارباب رعیتی به مقوله سیاست، باید معلول همین بستر منجمد سیستمی تلقی شود.بررسی ها نشان می دهد که شریان حیاتی قاچاق چوب به چین که منشاء پسرفت جنگل ها در اندونزی که معادل یک چهارم کلیه جنگل های این کشور است و از جمله علل چندبعدی بزهکاری،تکدی گری و اشتغال زدایی روستاییان است،در دستان توانمند نظامیان و دولتمردان منتفذ جای دارد.انتخابات پرابهام که غالباً با حضور نظامیان تزیین می شود،مبین نقش فربه قوه قهریه در مناسبات سیاسی است.به هر جهت نباید پوشیده بماند که سه دهه حکومت استوار بر "قانون جنگل" به رهبری سوهارتو هم جنگلی از بی سامانی را میراث گذاشت و هم سامان را از جنگل های اندونزی زدود.اندونزی سرزمین سونامی خیزی است اما سونامی سوهارتو بزرگ تر و دوامش بیشتر بود. چراکه اشتباهاتش کم از کمالاتش نبود.با تمام این اوصاف در داوری پیرامون سوهارتو باید جانب احتیاط گرفت و به تاریخ مهلت داد تا که نسل ها و مورخان سده های پسین او را داوری کنند.آیندگان سوهارتو را یا باید در زمره
لی لی پوت های سیاسی بدانند و یا در جرگه مردان تاریخ ساز بخوانند.
 

فرهنگ توسعه - 1386 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید