![]() |
|
شماره 165- بروزرسانی جمعه12/11/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
نگاهي به روابط لندن و پکن
همه چيز به علاوه چيني ها
اردشير زارعي قنواتي
روز پنجشنبه 17 ژانويه سفر سه روزه «گوردون براون» نخست وزير بريتانيا به جمهوري خلق چين و مسائل مطرح شده حول آن به درستي نشان دهنده تغيير آرايش سياسي در ساختار اتحاديه اروپايي بوده است. درست چند سال پيش از اين، سفرهاي دوره يي گرهارد شرودر صدراعظم آلمان و ژاک شيراک رئيس جمهور فرانسه به چين، از روابط رو به رشد اين دو کشور با پکن حکايت داشت که بسياري از تحليلگران از آن به عنوان بهار روابط محور برلين- پاريس با شرق آسيا ياد مي کردند. خروج توني بلر نخست وزير سابق بريتانيا از خانه شماره 10 خيابان داونينگ استريت و همچنين ورود آنگلا مرکل و نيکلا سارکوزي به راس قدرت در آلمان و فرانسه که هر دو در طيف راستگرايان و متحدان نزديک واشنگتن تلقي مي شوند، منجر به تغيير آرايشي شده است که بازخورد آن را در سفر اخير براون مي توان به وضوح مشاهده کرد. بدون شک رشد سرسام آور اقتصادي چين در دو دهه اخير و تاثير انکارناپذيري که در عرصه اقتصادي جهان داشته هيچ ساختار مستقل ملي و منطقه يي را از وسوسه نزديکي به آن مصون نداشته است. در لندن نيز سياستمداران حزب کارگر به اين نتيجه رسيده اند که براي جلوگيري از عقب ماندگي نسبت به رقباي اروپايي خود و همچنين فاصله گرفتن از واشنگتن مي بايست نقطه اتکاي قابل اطميناني را براي خويش مهيا کنند که در شرايط کنوني، آنان غول بيدار شده آسيايي را بهترين گزينه در اين خصوص مي دانند. سفر کنوني براون به چين بسيار بيشتر از يک ديدار سياسي- اقتصادي اهميت خواهد داشت و به نوعي مي توان از آن به عنوان يک انتخاب و رويکرد استراتژيک در چينش فوقاني قدرت سياسي يا اقتصادي در جهان پيش رو ياد کرد. اهميت و نقش تعيين کننده چين در معادلات بين المللي را در مقايسه با سفرهاي متناوب مولفه هاي قدرت بين المللي به اين کشور که آخرين آن در هفته گذشته با سفر مان موهان سينگ نخست وزير هند به چين انجام شد، مي توان بهتر درک کرد. سخنان آقاي براون مبني بر اينکه بريتانيا انتظار دارد از اين پس شريک اول و کانون اصلي روابط اقتصادي با چين باشد، گوياي سرمايه گذاري بزرگ سياسي نخست وزير در روابط دوجانبه لندن- پکن است. حتي دعوت خود خواسته براون براي قرار گرفتن در جايگاه ميهمانان ويژه المپيک تابستاني پکن و عدم طرح مباحث مناقشه انگيز حقوق بشر در چين که مورد انتقاد بسياري در اروپا قرار گرفت، جاي شکي باقي نگذاشت که لندني ها در روابط با همتايان چيني خود جاي برليني هاي ديروزي را خواهند گرفت. هيات ارشد اقتصادي بريتانيا که در اين سفر نخست وزير را همراهي مي کردند اين نکته را اثبات مي کند که رهبران داونينگ استريت از اين پس قصد دارند در روابط في مابين اولويت را به حوزه اقتصادي داده و از تنش بر سر مسائل سياسي از جمله واقعه معروف ميدان «تيان آن من» دوري گزينند. موضوع حقوق بشر نيز که معمولاً در خصوص چين هميشه از سوي غرب به عنوان يک عامل فشار مطرح مي شود، در اين سفر کمترين اهميت را در ديدارها داشته است. چنانچه «ديويد ميليبند» وزير امور خارجه بريتانيا ضمن دفاع از براون براي نپرداختن به مشکلات حقوق بشري بر اين نکته تاکيد مي کند که «هر چند بريتانيا با چين در اين خصوص دچار اختلاف است ولي اين موضوع نبايد مانع از مبادلات تجاري و همکاري هاي زيست محيطي شود.»
اهميت سفر گوردون براون به چين بسيار بيشتر از گسترش روابط اقتصادي است و بدون شک در حوزه سياسي نيز تاثير تعيين کننده يي خواهد داشت. اينکه آقاي ميليبند با خط کشي بين اين دو حوزه اولويت مسائل تجاري را مطرح مي کند، بيشتر براي پاسخگويي به منتقدان در خصوص موارد مورد افتراق بوده است وگرنه لندني ها بهتر از همه مي دانند که هيچ روابط اقتصادي گسترده يي بدون نزديکي سياسي ممکن نخواهد بود. به همين دليل از اين پس مي بايست فايل جداگانه يي را در روابط بين دو کشور گشود که در آن جنبه هاي اشتراک بر افتراق فزوني خواهد گرفت. اين مساله براي چين نيز اهميت بسياري خواهد داشت زيرا با تغيير در رويکرد سياسي آلمان و فرانسه روابط گسترده چين با اتحاديه اروپايي مي توانست با چالش هاي اساسي روبه رو شود. دقيقاً رهبران بريتانيا نيز با شناخت و درک همين واقعيت شرايط را براي مانور و گسترش روابط بر اساس کسب منافع ملي در خصوص نزديکي به چين مناسب ديده اند. اين در صورتي است که سفر اخير براون به چين و ديدار با «ون جيا بائو» نخست وزير و «هو جين تائو» رهبر اين کشور و مباحث مطرح شده نشان مي دهد که بالانس قدرت و آرايش نيرو در جبهه اروپايي در خصوص روابط با پکن همچنان در وضعيت متعادل خود باقي خواهد ماند. آنچنان که از اظهارات مقامات بريتانيايي و رقباي آنان برمي آيد رقابت هاي اضلاع قدرت در اتحاديه اروپايي همچنان براي پکن اولويت خاص قائل است با اين تفاوت که تغيير جهت فرانسه و آلمان به سمت واشنگتن، اين بار بريتانيا را به ميهماني اژدهاي زرد فرستاده است. طي سال هاي آتي بسته به ميزان موفقيت روابط کلان بين قدرت هاي اروپايي با دو رقيب بزرگ ( امريکا- چين) مي تواند موازنه بين المللي يا حتي قطب بندي متفاوت تري را در عرصه معادلات جهاني رقم بزند.
|
|
فرهنگ توسعه - 1386 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |