![]() |
|
شماره 17- بروزرسانی:1/2/1384 |
|
آيا پولدار شدن ديگران؛ موجب فقيرتر شدن ما مي شود؟ نوشته : مازيار صالحي
آيا پولدار شدن ديگران موجب فقيرتر شدن ما مي شود؟ آيا بايد از ثروتمند شدن ديگران نگران باشيم؟ يا اينكه سرمان به كار خودمان باشد و فقر و ثروت ديگران تاثيري در زندگي ما ندارد؟ چرا بايد به رانت خواري و رانت خواران اعتراض كرد؟ چرا بايد به اينكه "فلاني توانسته مبالغ هنگفتي از درآمد نفتي و يا هر ثروت بلاصاحب[i] ديگري را نصيب خود كند" اعتراض كرد؟ چرا بايد "گنج يابي" را كنترل كرد؟ چرا بايد از " يكشبه پولدار شده ها" و همچنين از رواج " يكشبه پولدار شدن" در جامعه در هراس بود؟ چرا چرا چرا ... همة سؤالات فوق و همچنين سوالات مشابه حول اين نكته شكل مي گيرند كه در جوامع امروزي؛ حيات اقتصادي انسانها به يكديگر وابستگي شديدي دارد. علل و اشكال مشخص اين وابستگي به شيوة توليد مسلط در هر جامعة مشخص بستگي دارد. در بعضي از جوامع منافع مشتركي بين گروههاي مختلف وجود دارد. مثلا يك گروه به توليد كالا و ديگري به فروش آن كالا مشغول مي شوند به اين ترتيب هر چه بازار مصرف اين كالا گسترش يابد هر دو گروه از آن منتفع مي شوند هر چند كه ممكن است سهم آنها از اين انتفاع نه تنها مساوي نباشد بلكه بسيار هم متفاوت باشد. به همين ترتيب ممكن است كه بين گروههاي مختلف تضاد منافع وجود داشته باشد.في المثل اگر گروههايي به توليد و توزيع يك كالا و گروه ديگر به وارد كردن آن كالا از خارج از كشور مشغول باشند؛ پيداست كه منافع گروه اخير با گروههاي نخست در تضاد است. اما امروزه اشكال ديگري از وابستگي متقابل نيز در جامعة ما وجود دارد و آن عبارت است از وابستگي در مصرف كالاها و خدماتي كه عرضة آنها محدود است. علم اقتصاد به ما مي آموزد كه عرضة كالاهاي عادي با افزايش قيمت آن كالاها افزايش مي يابد اما هيچ تضميني وجود ندارد كه ميزان افزايش عرضه و افزايش قيمت كالاها برابر باشد. حتي ممكن است عرضة بسياري از كالاها ( و خدمات ) نسبت به قيمت بي كشش باشد يعني چه قيمت شديدا كاهش يابد و چه شديدا افزايش يابد عرضة كالاي مورد نظر تغيير چنداني نخواهد كرد. في المثل ميزان زمين مرغوب براي كشاورزي با افزايش قيمت آن چندان افزايش نمي يابد و يا اگر قيمت آنها به نصف كاهش يابد مسلما زمينهاي مرغوب شوره زار نمي شوند! نبايد اين نكته را از ياد برد كه بسياري از محدوديتهايي كه در عرضة كالاها و خدمات وجود دارد مانند مسئلة زمين ؛ طبيعي نيست بلكه ماحصل سازوكار جامعه است بنابراين درحيطة علوم اجتماعي قراردارد كه پرداختن به همة آنها خارج از چارچوب بحث اصلي ما است. آنچه كه در اين نوشتار به آن پرداخته مي شود رابطه اي است كه بر اثر محدوديت عرضة كالاها و خدمات در كشور ما بين گروههاي مختلف جامعه برقرار شده و موجب شده است تا افزايش مصرف هر گروه موجب كاهش مصرف ساير گروهها شود. اين حالت كه در نظرية بازيها به" بازي مجموع صفر" [ii]مشهور است در بسياري از مسائل روزمره به چشم مي خورد. مي توان براي توضيح اين مسئله حالتي را در نظر گرفت كه بايد يك نان بين چند نفر تقسيم شود. پيداست كه چنانچه هر يك از اين افراد سهم بيشتري دريافت كند به يك يا چند نفر ديگر سهم كمتري خواهد رسيد. مهمترين مشخصة اين حالت محدود بودن ثروت قابل تقسيم است. با توجه به اين حالت مي توان موارد ذيل را مد نظر قرار داد:
شايد بتوان گفت كه در شرايط اقتصادي ما نوعي از ثروتمند شدن افراد و يا گروهها وجود دارد كه نوعي هزينه را براي گروههاي ديگر ايجاد مي كند در حالي كه نفعي براي آن گروهها ندارد. متاسفانه اين شيوة كسب ثروت به شيوة آرماني در جامعة ما تبديل مي شود.
[i] اين حالت كه در اقتصاد به آن عوارض خارجي منفي negative externality نيز گفته مي شود از مواردي است كه ديگر رفتار آزادانة افراد نمي تواند جواب قابل قبولي ارائه كند و بايد عوامل غير اقتصادي دخالت كنند. [ii] Social Mobility [iii] در صورت علاقه به توضيحات بيشتر دراين خصوص مي توانيد رجوع كنيد به : "كاهش ميزان سود سپرده ها" ؛نشرية انديشة جامعه شماره 18-17؛ تير و مرداد 1380؛ [iv] به نقل از روزنامة اطلاعات مورخ پنج شنبه 20/12/1383-صفحة 18
|
|
فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |