شماره 170- بروزرسانی سه شنبه 23/11/1386                             بازگشت به صفحه اصلی

 

 

اگـر ژاله هـر قـطره ای دُرّ شدی

 

ا. م. شیزلی

 

 

اگـر ژاله هـر قـطره ای دُرّ شدی               چو خر مهره بازار از او پر شـدی

 

«شـیخ سعدی»

 

 

 

  

چندی پیش، آقای «ج- ط»، مقاله بلند بالائی در سایت اینترنتی «ایران امروز»، تحت عنوان در ورای٣٧سال، بمناسبت قـیام سیاهکل، سالگرد بنیانگذاری جنبش فدائیان خلق ایران، به رشته تحریر در آورده و تمام ارزش‌های انسانی و انقلابی را به زیر سئوال برده است. ما بر خلاف ایشان، بر این باوریم که قیام سیاهکل رد هرگونه تسلیم طلبی و عافیت جوئی بود و مبارزه برعلیه ظلم و استبداد. براین باور هم نبوده و نیستیم که، سرکوبی جنبش سیاهکل دال بر حقانیت سرکوبگر است.  این را نیز نیک می دانیم که، اگر بدنبال هر اقدامی، همه انسان‌ها بیدار شده و بسوی انقلاب روی می آوردند، امروز کار جهان  بدین‌جا نمی کشید وخصم نیز دست از کار می کشید  و در گوشه ای آرام می گرفت.

 

ایشان در این مقاله منهای سیاست های امپریالیسم، بانک جهانی و شاه همه آن‌چه را که در جهت مقابله و مبارزه ترقیخواهانه بود و هست، بباد انتقاد گرفته است. البته، ما قصد پاسخگوئی به آقای «ج – ط» را نداریم چرا که، در مرقومات ایشان اولاً؛ به هیچ موضوع جدیدی بر خورد نکردیم که شایسته پاسخگوئی باشد. همه نوشته ایشان، تکرار مکرراتی است که، سیاستگزاران، نمایندگان و ماموران سرمایه داری و امپریالیسم جهانی از ابتدای پیدایش این نظام اجتماعی- اقتصادی گفته و نوشته اند. ثانیاً؛ جواب همه آن‌چه را که ایشان بطور تکراری نوشته اند، بزرگان علوم سیاست و اقتصاد، تحلیلگران و کارشناسان، بارها و باره ها، بسیار دقیق و بر مبنای اصول علمی داده اند و لیکن آگاهان، مصداق مثل معروف؛ «نرود میخ آهنین برسنگ» را عملا مشاهده کرده اند.

 

در این‌جا، در جواب ایشان، ما تنها به حکایتی از شیخ سعدی، بسنده می کنیم. این حکایت هر چند با ٧ قرن تاخیر به  خدمت ایشان ارسال می گردد ولی، هنوز موضوعیت و فعلیت خود را حفظ کرده است:

 

«در تصانیف حکما آورده اند که، کژدم را ولادت معهود نیست، چنان‌که دیگر حیوانات. بل، احشای مادر را بخورند، پس شکمش را بدرند و راه صحرا گیرند و آن پوست‌ها که در خانه کژدم بینند، اثر آن است. باری، این نکته پیش بزرگی همی گفتم، گفت: دل من بر صدق این سخن گواهی دهد و جز چنین نتواند بودن...

 

بشوی، ای خردمند از آن دوست دست

 

که با دشـمـنانت بــــــود هـم‌نشـست».

 

***

 

و این تازگی ندارد که، جهان، بویژه میهن ما ایران، بخانه کـژدم تبدیل شده است. بگذار این کهنه فروشان، برای عرضه ”متاع“ مندرس خود، همچنان فریاد کـشند.

 

٢١/١١/٨٦

 

فرهنگ توسعه - 1386 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید