شماره 170- بروزرسانی چهارشنبه 24/11/1386                             بازگشت به صفحه اصلی

  

پيروزي پردردسر در آستانه خشم ملي

 

اردشير زارعي قنواتي

 

 

جمهوري صربستان روز يکشنبه سوم فوريه با برگزاري انتخابات رياست جمهوري خود، بار ديگر خبرساز شد و فضاي خاکستري بالکان را با گمانه زني هاي متناقض کارشناسان امور بين الملل در خصوص آينده اين منطقه ژئوپولتيک بين المللي روبه رو کرد. پيروزي «بوريس تاديچ» رئيس جمهور کنوني و غربگراي اين کشور با 5/50 درصد آرا بر «توميسلاو نيکوليچ» نامزد ناسيوناليست هاي صرب با 47/8 درصد موجب شد اتحاديه‌ اروپايي به طور موقت نفس راحتي بکشد. آنان ظاهراً با اين تصور که پيروزي تاديچ حداقل براي يک دوره پنج ساله ديگر و در آستانه استقلال کوزوو، منطقه بالکان را تا حدود زيادي از چالش هاي قومي - جغرافيايي دور کرده است، از اين نتيجه با شعف وصف ناپذيري استقبال کردند. از اين زاويه که پيروزي تاديچ بر رقيب ملي گراي خود در جهت همسويي با نظم منطقه يي و تعامل با اتحاديه اروپايي است هيچ شکي نيست و به همين دليل اين ابراز شادماني مفهوم روشني خواهد داشت.

با توجه به سياست مورد نظر نيکوليچ مبني بر اعمال شدت عمل در مقابل استقلال کوزوو و نزديکي بيشتر به روسيه به جاي اتحاديه اروپا، اين زاويه نگاه در مقابل نتايج انتخابات رياست جمهوري صربستان کاملاً قابل درک است. رئيس جمهور صربستان در وضعيتي که شمارش معکوس براي اعلام استقلال ايالت کوزوو از سرزمين صربستان به صدا درآمده است و اتحاديه اروپايي و ايالات متحده نيز از قبل پشتيباني خود را از آن اعلام کرده اند، با مطالبات مردم صرب مواجه خواهد شد که بدون فدا کردن يک طرف از اين معادله هيچ راه حلي ندارد. اينکه «هاشم تاجي» نخست وزير کنوني کوزوو روز قبل از برگزاري اين انتخابات براي حمايت از آقاي تاديچ مي گويد که با پيروزي وي آنان اعلام استقلال را به تعويق مي اندازند، مطلقاً هيچ گرهي را از کار فرو بسته رئيس جمهور صربستان باز نخواهد کرد. مشکل کوزوو و دخالت معني دار غرب از استقلال آن، راه هرگونه مصالحه بينابين که بتواند احساسات ملي گرايانه مردم صرب را برآورده کند، مسدود کرده است. چنانچه تاديچ يا اتحاديه اروپايي فکر مي کنند در مقابل پذيرش استقلال کوزوو از طرف صربستان با امتياز جهت ورود بلگراد به اين اتحاديه مي توان ملي گرايان صرب و اکثريت اين جامعه را به مصالحه راضي کرد، يک خيال خام است که با واقعيات تاريخي منطقه بالکان همخواني ندارد. اينکه روس ها در آستانه اين انتخابات که به زعم اروپاييان انتخاب بين مسکو و بروکسل بوده است هيچ گونه جبهه گيري و حمايتي را از آقاي نيکوليچ انجام ندادند، دقيقاً در همين راستا قابل ارزيابي و نشانه دورانديشي رهبران مسکو بوده است. آنان مي دانند که رئيس جمهور صربستان به زودي بايد پاسخگوي ميليون ها صرب خشمگيني باشد که روند امور در منطقه و تجزيه کشورشان را برنمي تابند و بن بست ايجاد شده در اين قضيه غيرقابل عبور است

 

پروسه استقلال کوزوو حتي چنانچه نيکوليچ ملي گرا نيز پيروز مي شد توسط آلباني تباران آنجا و حاميان غربي آنان عملياتي مي شد که در آن وضعيت رئيس جمهور ملي گرا مي بايست با اين مشکل بغرنج برخورد کند. وي در اين وضعيت دو راه حل بيشتر در مقابل خود نداشت، يا مي بايست به استقلال کوزوو تمکين مي کرد که به منزله سقوط آرمان هاي ملي گرايانه وي بود يا اينکه با شدت عمل برخورد مي کرد که در آن صورت صربستان را درگير انزوا، چالش هاي منطقه يي و حتي جنگ هايي از نوع دهه 90 مي کرد. به همين دليل از يک ديدگاه و درک پراگماتيستي موضوع مي توان گفت که نيکوليچ بسيار خوش شانس بود که در اين برهه از تاريخ صربستان سکان هدايت کشتي به گل نشسته کشور را به دست نگرفت. پيروزي تاديچ در انتخابات رياست جمهوري از طرف ديگر شايد براي روسيه که هم اينک با اروپا و امريکا مشکلات عديده يي دارد نيز تا حدودي مناسب تر از پيروزي نيکوليچ بوده است زيرا مانع از ورود مسکو در تضاد حاشيه يي کنوني در مورد استقلال کوزوو به متن چالش شد. در آينده نزديک هيچ در باغ سبزي روبه روي صربستان باز نبوده و باز نخواهد شد و هر آنچه در ماه هاي آينده اتفاق بيفتد بهاي زيان معادله جديد بالکان براي آنان خواهد بود. در چنين وضعيت منحصر به فردي که صربستان با آن مواجه است رئيس جمهور تاديچ بايد مسووليت حوادث و وقايع آينده را به عهده گرفته و پاسخگوي افکار عمومي و منافع ملي کشور باشد. از سوي ديگر اتحاديه اروپايي نيز که در آستانه انتخابات صربستان نقش يک دايه دلسوز را براي مردم اين کشور جهت ترغيب آنان به راي دادن به تاديچ بازي کرده است بايد اعتبار اخلاقي خود را در تحولات مربوط به جايگاه صربستان، حمايت از منافع ملي و تماميت ارضي آن اثبات کند. مطمئناً نه رئيس جمهور صربستان و نه اتحاديه اروپا - امريکا هرگز با توجه به آنچه اتفاق خواهد افتاد نمي توانند اين نقش را به مدت زيادي بازي کنند و اين به مفهوم شکست واقعي تلقي خواهد شد. توميسلاو نيکوليچ در انتخابات شکست خورد ولي بوريس تاديچ در تاريخ تحولات پيش روي صربستان بازنده اصلي خواهد بود، فقط بايد به سرنوشت کمي فرصت داد تا به بازي بي رحمانه خود براي قرباني گرفتن ادامه دهد. نيکوليچ و ملي گرايان صرب «زمان حال» را باختند ولي تاديچ و غرب گرايان صرب «بازندگان آينده» خواهند بود.

 

 

فرهنگ توسعه - 1386 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید