![]() |
|
شماره 179- بروزرسانی سه شنبه 14/12/1386 بازگشت به صفحه اصلی |
|
منافع ژئوپلتيك سبد تعارفات سياسي نيست
اردشير زارعي قنواتي
كمتر از دو دهه پس از خاتمه جنگ سرد و انحلال پيمان ورشو كه شرق اروپا را به اتحاد جماهير شوروي در مقابله با غرب پيوند مي زد، اكنون روسيه به عنوان بازمانده خاكسترهاي شوروي بار ديگر مي خواهد ققنوس ابرقدرتي و ميراث دار اين تاريخ باشد. پشت سر گذاشتن دوران اسفبار " بوريس يلتسين " رئيس جمهور اسبق اين كشور و بازآفريني قسمتي از قدرت گذشته توسط " ولاديمير پوتين " سردمداران كرملين را در طي سال هاي اخير همواره در تقابل با غرب و پيمان آتلانتيك شمالي ( ناتو ) قرار داده است. هلال كشورهاي شرقي اروپا كه قبلا جزئي از شوروي سابق بوده اند يا اينكه در قالب پيمان ورشو در اتحاد با مسكو قرار داشته اند، هم اينك با توجه به تغيير و تحولات جديد در عرصه بين المللي به اصلي ترين معضل امنيت ملي روسيه تبديل شده اند. به همين دليل رهبران مسكو بيشترين تنش را در حوزه روابط منطقه اي و بين المللي با چنين كشورهائي داشته اند كه گرجستان، اوكراين و لهستان در كنار سه قلوهاي بالتيك نقطه اوج اين تقابل منطقه اي بوده است. به دليل موضوع استقرار سيستم دفاع موشكي آمريكا در اروپا كه موجب ايجاد پايانه هاي موشكي در لهستان و نصب ابر رادار اروپائي سيستم سپر موشكي خواهد شد از همان زمان شروع اين بحث در محافل سياسي – امنيتي روسيه به عنوان بالاترين درجه از تهديد براي منافع و امنيت ملي تلقي گرديد. هر چند كه توجيه رهبران واشينگتن ظاهرا بر دفع تهديد خطر موشك هاي بالستيك كره شمالي و ايران استوار بوده است ولي روس ها به درستي واقعيت تهديدآميز آن را براي كشور خود درك كرده اند. بلافاصله بعد از شكست " ياروسلاو كاچينسكي " نخست وزير قبلي ورشو در انتخابات پارلماني 2007 كه نسبت به روابط با روسيه چهره بسيار متخاصم و ستيزه جوئي داشت، به نظر مي رسيد كه روابط بين اين دو كشور تا حدود زيادي به سمت تنش زدائي برود. با پيروزي " دونالد توسك " نخست وزير ليبرال كنوني و به دست گيري قدرت توسط وي اين مسئله تا اندازه زيادي طبق پيش بيني ها به وقوع پيوست و دولت جديد ورشو سعي در بازسازي روابط مثبت با همسايه شرقي خود كرد. از همان ابتدا آقاي توسك اعلام نمود كه وي قصد دارد به موازات گسترش روابط با اتحاديه اروپا – آمريكا به تنش زدائي در روابط با مسكو و همچنين تعميق روابط با آنان نيز بپردازد كه تا به امروز نيز در همين چارچوب حركت كرده است. جنگ اقتصادي بين دوكشور بر سر ممنوعيت واردات گوشت از لهستان به روسيه و همچنين بلوكه كردن قرارداد همكاري هاي بين روسيه و اتحاديه اروپائي از سوي ورشو با حاكميت دولت جديد پايان گرفت و اين دو كشور وارد فصل جديدي از روابط هنجارمند گرديدند. اما سير تحولات و تغييرات به وجود آمده در لهستان بعد از پيروزي توسك موجب حدس و گمان هاي اشتباه و ساده لوحانه اي بين بعضي تحليلگران شد كه اين دريچه مي تواند " آغازي بر پايان " تمامي مسائل مورد اختلاف بين مسكو – ورشو باشد. در حالي كه اصولا منافع و ضروريات ژئوپلتيك سرزميني روسيه و لهستان حداقل در كوتاه مدت به هيچ وجه بر همديگر منطبق نيست و در موارد متعدد و رويكرد كلان امنيت ملي در اصطكاك قرار داشته و تغيير دولت ها فقط مي تواند در جهت تعديل وضعيت شكلي موثر باشد . روسيه هم اكنون در شرايطي قرار گرفته است كه به واسطه ظهور دوباره قدرت هژمونيك اين كشور در حوزه منطقه اي اروپاي شرقي، آسياي ميانه، قفقاز، خاورميانه، جنوب و شرق آسيا و حتي آمريكاي لاتين مفهوم يك تهديد بزرگ را براي غرب و به ويژه ايالات متحده به همراه داشته است. در چارچوب همين واقعيت عيني است كه مي بايست تحركات منطقه اي و بين المللي روسيه را در معادلات جهاني مورد توجه قرار داد و نسبت به آن اظهار نظر كرد. اينكه هم زمان با نزديكي دولت جديد لهستان براي تعديل مواضع ستيزه جويانه قبلي با مسكو و ايجاد موازنه در روابط خود با روسيه و غرب، جهان شاهد سياست تنش زدائي بين دو كشور است و در مقابل آن با واشينگتن هم براي استقرار سامانه دفاع موشكي در اين كشور به توافق نزديك شده است، دقيقا در راستاي همين موضوع است. در شرايطي كه ولاديمير پوتين روز جمعه و در آستانه استقبال از " دونالد توسك " نخست وزير لهستان نسبت به مسابقه جديد تسليحاتي در جهان و ناديده گرفتن منافع و نگراني هاي روسيه از سوي ناتو هشدار مي دهد اثبات كننده برتري منافع ملي و ژئوپلتيك بر تعارف در حوزه ديپلماتيك است. روس ها به طور اصولي نفوذ ناتو به سمت شرق و همچنين استقرار سيستم دفاع موشكي آمريكا در اروپا را تهديد براي منافع ملي و موقعيت ژئوپلتيكي خود مي دانند و در اين نگرش هم كاملا محق بوده اند چرا كه اكثر كارشناسان مستقل و معتبر اعتقاد دارند كه اين سيستم دفاعي بر عكس ادعاي واشينگتن كنترل روسيه را در دستور كار خود دارد. از طرف ديگر مقامات ورشو نيز در شرايطي قرار گرفته اند كه براي امتياز گيري از قدرت هاي بزرگ پيراموني از جمله آمريكا و روسيه در موقعيت نيروي سوم و بالانس كننده مي باشند. اين موقعيت منحصر به فرد دامنه مانور سياسي، امنيتي و اقتصادي را براي مقامات ورشو فراهم كرده است كه هم زمان با مذاكرات راهبردي با واشينگتن به مهماني كرملين نيز دعوت شوند. اصولا لهستان در ژئوپلتيك اروپائي هميشه وضعيت منحصر به فردي داشته است و تنش هاي اضلاع قدرت چه در بين قدرت هاي امپرياليستي و چه مابين جناح غرب و شرق در خصوص جايگاه و موقعيت اين كشور حائز اهميت بوده است. حتي يكي از دلايلي كه در طي سال هاي اخير جايگاه حزب كمونيست و به طور كلي جناح چپ در لهستان و كشورهاي مشابه مثل گرجستان نسبت به بقيه همتايان شرقي خود كمتر بوده است دقيقا مربوط به همين موقعيت ژئوپلتيكي آنان نسبت به رقابت هاي منطقه اي مي باشد. مذاكرات در چارچوب وضعيت فعلي از دو سو يعني مذاكرات مسكو – ورشو و همچنين واشينگتن – ورشو در نقطه اي از مفهوم منافع ملي قرار مي گيرد كه عنصر سيال و ژلاتيني بودن در مورد مناسبات منطقه اي دليل اصلي تصميم گيري هاي سياسي را به همراه خواهد داشت. به هر حال اين بازي چند جانبه به خصوص براي ضلع سوم كه ضعيف ترين حلقه اين زنجير نيز مي باشد مي تواند بسيار حساس و براي منافع كلان و جايگاه منطقه اي آينده آنان تعيين كننده تلقي شود. 12/12/86 |
|
فرهنگ توسعه - 1386 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |