![]() |
|
شماره 184- بروزرسانی دوشنبه 5/1/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
روسپی بازیِ آقای فرماندار منیر طه
روسپی بازیِ فرماندار نیویورکSpitzer Eliot ، با مبارزۀ انتخاباتیِ امریکا در هم آمیخته و خورد و خوراک چرب و نرم خبرگزاری ها از جمله CNN را فراهم ساخته است و فرصتی پیش آورده تا بار دیگر زن بازی و مرد بازیِ دیگر دولتمردان امریکا از جمله آقای کلینتون دوباره به روی صحنه بیاید. بازگویی و یادآوریِ آن ماجرا ، شاید اعصاب خانم کلینتون را که این روزها سر جایش نیست جابجاتر کند تا فتواهای ضد و نقیض دیگری در حق رقیب انتخاباتی خود صادر فرماید. گرچه در گذشته از سر این رسوایی با سکوت درگذشته و خم به ابرو نیاورده است و امروز هم در وعد و وعیدهای خود کاری بکار اینگونه تجاوزها به حریم خانوادهها ندارد با وجود اینکه گردهمآیی انتخاباتیاش را بیشتر گروه زنان در برگرفتهاند . آنچه گفتنی است اینکه آقای فرماندار که از پشتیبانان و حامی مبارزۀ انتخاباتی هلاری کلینتون است بد موقعی را برای عیاشی انتخاب کرده است ولی از آنجا که اختیار پایین تنه بیاختیار دست خودش نیست موقعیت زمان و مکان از دستش در رفته است . در رابطه با بی اختیاری پایین تنه و سهام داری روسپیان وارداتی و ارتباط وزیر دلال محبت با فاحشه خانههای داخلی و خارجی، سهم اعلیحضرت همایونی گذشت و خم به ابرو نیاوردنِ علیاحضرت و عشق آتشینش به ساحت معلوم الحالش فراموش نشود. بار دیگر زنی مانند ملیون ها زن دیگر حرمت همسری و قدر و قیمت مادریش شلاق می خورد. این زنِ تازیانه خورده ، تازیانه ای که زخم و هیبت فرودش نامرعی است ، پهلو به پهلوی مردی که از بستر روسپیِ چاشنی سفر برخاسته می ایستد و عذر بدتر از گناهش را می پذیرد و آنچنان می نماید که گویی اتفاقی نیفتاده است ولی آزردگی و شکایتی که از چشم هایش به دامنش می ریزد ، دردی که عمق روحش را می کاود و هر آن می رود که قدرت و توان ایستادنش را بشکند خلاف این را میگوید چه کند که پناهی جز سکوت ندارد و می داند در کنار مردی ایستاده است که از بستر او برخاسته و فاحشه وار به بستر فاحشهای پیوسته است . آقای فرماندار به پی گیری در رفع فساد مالی و مبارزه با گروه های فحشا قول داده و معروف بوده است ولی او هم چه کند که خود گرفتار فساد مالی و مشتری شماره 9 این حلقهی فحشا است. روسپی بازی امروزینِ آقای فرماندار همزمان با روز عاشقان اتفاق افتاده و در کنار روز جهانی زن رو شده و آقای فرماندار این دسته گل روسپیانه را در این دو روز دوست داشتنی و مهم تاریخی به زن و فرزندانش هدیه کرده است. شوخی یک لا قبا و فارغ از ماجرا ، می رفت و می گفت : گر حکم شود که مست گیرند در شهر هر آنچه هست گیرند در پیَش دویدم تا قهر از قبایش بر گیرم ولی تند گفته و تیز رفته بود. ونکوور ، یازدهم مارچ 2008 ارسال از: چه باید کرد |
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |