شماره 185- بروزرسانی یکشنبه 11/1/1387                             بازگشت به صفحه اصلی

دریا ‌‌دلان

ی. صفایی

 

مردمی خسته ز بیداد رژیم،

گرد هم جمع شدند نزد حکیم:

 

کی حکیم،

 روز نو آمده،

پس عدل، کجا؟

داد، کجاست؟

دلمان تنگ و چشمان خونین،

اعدام و شکنجه، شد یقین،

به که گوئیم از شام فقیرانه‌‌مان؟

 

حکیم، داد پاسخی اینچنین:

کی ای دریا‌‌ دلان،

بزنید دل دریا‌ی‌تان را به آب،

شکوه و خون دل نیست راه،

بر کنید ریشه ظالم را،

موج در موج،

همچو دریایی خروشان،

بیدار شده،

نجوا کنید،  

خواب از چشم پلیدان وا کنید،

سفره فقر را برچیده و  از جا کنید،

بند نافی کزان خون ریزد،  

ببرید،

نه به دریا،

خندقی کنده و

آنجا بکنید!

 

28 مارس 2008

 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید