شماره 186- بروزرسانی سه شنبه 13/1/1387                             بازگشت به صفحه اصلی

 

خبر مهمی که در هیاهوی انتخابات گم شد

 

بابک پاکزاد

در زمانی که رسانه های دولتی و جناحی بر طبل انتخابات می کوبیدند و برخی رسانه‌های اینترنتی نیز تمام توش و توان خود را جهت مانیتور کردن وقایع انتخاباتی و ارایه‌ی راه کار برای حضور حداقلی صرف می کردند، چهار صد تن از کارگران و کارمندان شرکت «آلوم‌تک» وارد نبرد مرگ و زندگی شده بودند.

خبر از این قرار بود:

"با اعلام عرضه‌ی 3/23 درصد از سهام مدیریتی شرکت «آلوم‌تک» به شکل بلوکی در مزایده بورس از طرف سازمان خصوصی سازی، چهارصد تن از مجموع چهارصد و سی نفر کارگران و کارکنان این شرکت نگران هستند که سرمایه داران با خرید این کارخانه به منظور استفاده‌ی تجاری از زمین کارخانه، آن را به تعطیلی کشانده و پس از فروش ماشین آلات و مواد اولیه، آنان را بیکار نمایند. کارگران و کارکنان در اقدامی مستقل و متشکل با فروش وسایل زندگی و مایملک خود و تشکیل یک تعاونی خواهان خرید این سهام شدند، بدین منظور نمایندگان آن‌ها در روز پانزده اسفند هشتاد و شش در محل بورس حضور یافتند. به گفته‌ی یکی از نمایندگان کارگران این شرکت: هیچ کس به اندازه‌ی نیروی کار یک مجموعه‌ی تولیدی که سال‌ها با رنج و تلاش خود بر ارزش افزوده، محق و لایق تملک آن به نفع جامعه نمی‌باشد. بدین منظور ما کمیته‌ای مستقل از تمامی کارگران و کارکنان تشکیل دادیم تا با تاسیس یک شرکت تعاونی اقدام به خرید سهام ارایه شده در بورس نموده و با این اقدام حداقل مالکیت بخشی از این مجموعه‌ی تولیدی را به صاحبان اصلی آن بازگردانیم.

وی همچنین اعلام داشت: بسیاری از کارخانه های واگذار شده به بخش خصوصی در شهرک صنعتی قزوین از جمله پوشینه بافت، مه نخ، ناز نخ، قوه پارس، پس از مدت کوتاهی اعلام ورشکستگی کردند و نه تنها تولیدات آن‌ها متوقف شد بلکه صدها تن از کارگران و کارکنان آن‌ها به خیل عظیم بیکاران افزوده شد و تنها منبع درآمد خانواده هایشان قطع گردید. ما امیدواریم با این اقدام جلوی این روند را گرفته و خود و کارخانه را نجات دهیم.

در آخرین لحظه ی تنظیم این گزارش از طریق نماینده کارگران اطلاع داده شد که امروز نیز رقابت شدیدی بین نمایندگان کارگران و گروه های وابسته به سرمایه داران برای خرید سهام جریان داشت و تا پایان امروز بالاترین قیمت برای هر سهم از قرار هزار و سه و هشت دهم تومان از طرف کارگران داده شد. با این وجود نتیجه نهایی باز هم از طرف ناظرین بورس، که از چنین رقابتی در شگفت بودند، اعلام نشد و فردا دوباره این رقابت ادامه خواهد یافت. طی این دو روز نمایندگان کارگران از طرف رقبای وابسته به مراکز قدرت و مافیای اقتصادی تهدید شده اند."

پس از خواندن این خبر در اینترنت ماجرا را پی گیری کردم و اطلاع حاصل شد که کارگران نهایتا موفق به خرید سهام شده اند. طبقه کارگر ایران از زمانی که سیاست‌های خصوصی سازی در دستور کار قرار گرفته با معضلات بی شماری دست و پنجه نرم کرده است اما رفتارهای این طبقه اغلب واکنشی بوده و حرکت های کنشگرانه و مبتکرانه با افق دید بلند مدت کمتر شکل گرفته است. البته تحرکات واکنشی خود حاکی از طی شدن کمیت ها برای رسیدن به اقدامات کیفی است. به نظر من آن‌چه در آلوم‌تک رخ داده یک ارتقای کیفی در مبارزات کارگران ایران محسوب می شود. در آلوم‌تک یک مبارزه مطالباتی در جریان نبوده است و بحث بر سر حقوق، دستمزد، عیدی، پاداش و معوقه‌ها نیست. آنان از تجربه های کارگران کارخانه های مجاور (پوشینه بافت، مه نخ ، ناز نخ، قوه پارس و ...) و مبارزاتشان دریافته‌اند که فرآیند خصوصی سازی و سپس توقف تولید (سناریویی که در بسیاری از   کارخانه ها رخ داده است) را نمی توان با اعتصابات مقطعی برای حقوق و دستمزد متوقف کرد. درک نابسامانی موجود به عنوان یک فرآیند و خلق فرآیندی آلترناتیو (جایگزین) در برابر آن چه با استفاده از ابزارهای قانونی، چه با فراتر رفتن از آن ابزارها، آگاهی ذی قیمتی است که کارگران و کارمندان آلوم‌تک به آن نایل گشته‌اند. تجربیات گذشته به کارگران آموخته که تجمع در برابر مجلس و به اصطلاح پیگیری مسائل خود از طریق پارلمان و ایفای نقش سنتی کارگر بنا به تعریف بورژوازی نوع ایرانی، راه به جایی نمی برد، به همین دلیل آنان با مانیتور کردن (نظارت کردن به شیوه فعال) وضعیت کارخانجات شهرک صنعتی قزوین و دیدن فرآیندهای مشابه در کل کشور اقدام مستقیم و فرا پارلمانی خود را سازمان دادند آنان با فروش مایملک خود، سرمایه ای به هم زدند و به تعاونی‌ای شکل دادند و با ابزار سرمایه داری به جنگ مافیای پول و سرمایه رفتند و خود را در جنگ نابرابر برای مرگ  و زندگی درگیر کردند. البته نظر من این است که این حرکت نمی تواند به یک الگو بدل شود زیرا در تحلیل نهایی نمی توان از ابزارهای سرمایه داری برای مبارزه با سرمایه داری استفاده کرد. از آن‌جا که این ابزارها (پول،بورس و...) از آن  سرمایه داری است، سرمایه داری ماهرانه تر از این ابزارها استفاده کرده و به تمام زیر و بم‌ها و ترفندهای آن آگاه است و از سوی دیگر در این عرصه، نبرد نابرابر است و میزان پول و ثروت کارگران و سرمایه داران عملا غیر قابل مقایسه است. همه این‌ها یک طرف ماجرا است، سویه دیگر ماجرا این است که روش اتخاذ شده برای حفظ شغل، کارخانه و تولید که همانا خرید سهام است در دراز مدت می تواند شکافی میان کارگران سهامدار و کارگران غیر سهامدار ایجاد کند به بیان دیگر اگر منطق و دلیل سهامدار شدن کارگران که همانا حفظ شغل، کارخانه و تولید است در دراز مدت حفظ نشود در بهترین شکل ما با یک اشرافیت کارگری مواجه خواهیم شد. در حقیقت کنشی که چارچوب‌های منطق بورژوازی را نشکسته باشد امکان دارد بسیار آسانتر و سهل الوصول‌تر به بورژوازی رجعت کند .

آن چه در این حرکت بسیار بدیع و قابل دفاع است این است که کارگران دریافته اند تنها راه برای توزیع عادلانه دست بردن در فرآیندهای تولیدی و مدیریتی است. بحث آن‌ها دیگر چانه زنی برسر سهم‌بری بیشتر از خروجی نیست آن‌ها سهم بیشتر را نتیجه منطقی مشارکت در تصمیم گیری‌ها پیرامون فرآیندهای تولیدی و مدیریتی می‌دانند و این خود یک ارتقای کیفی در مبارزات کارگران محسوب می شود. واقعیت امر این است که بحرانی وجود دارد و طبقه کارگر به تناسب امکانات پیش آمده و تجربیات گذشته برای خلاصی از بحران دست به اقداماتی می‌زند و همین اقدامات رنگین کمانی از شیوه های مختلف مبارزه با افق های گوناگون را خلق می کند. این که  طبقه کارگر باید در مالکیت و مدیریت سهیم شده و نقش داشته باشد ایده ای است فرا روییده از شرایط واقعی و به سرعت فراگیر خواهد شد. این که خواست مذکور از طرق قانونی یا فرا قانونی پیگیری شود بسته به شرایط زمانی و مکانی دارد. البته تجربه های مشابهی در دنیا در این زمینه موجود بوده و هست که از جمله می توان به پدیده کنترل کارگری کارخانه‌ها در آرژانتین یا به اشکال متنوع مالکیت در ونزوئلای تحت حاکمیت چاوز اشاره کرد. وارد شدن به این فاز جدید امکانات، موانع و مخاطرات خاص خود را دارد. بر روشنفکران است که به جای درگیر شدن در فرآیندهایی نظیر انتخابات که عملا اثر گذاری ناچیزی بر آن خواهند داشت به تحولات عمیقی که در بطن جامعه در حال وقوع است توجه کنند و توش و توان فکری خود را در راستای هرچه بارورتر کردن تحولات مذکور صرف کنند.

 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید