شماره 19- بروزرسانی:20/3/1384

بازگشت به صفحه اصلی

كوبا : نظرية چپ آمريكا

نوشتة : پل سوييزي

ترجمة : مجيد مددي

بحران اقتصادي در اتحاد شوروي و فروپاشي رژيم هاي تحت كنترل كمونيست ها در اروپاي شرقي ، كوبا را در وضعيت مخاطره آميزي قرارداده است . دشمني ايالات متحده آمريكا و به ميزان كمتري ساير كشورهاي سرمايه داري اروپا با كوباي انقلابي ، اين كشور را واداشته بود كه براي تجارت خود و دريافت كمك ، در روابط تنگاتنگي با اتحاد شوروي و هم پيمانان آن كشور ، يعني كشورهاي اروپاي شرقي قرار گيرد . اين روابط اكنون ، با تحولات سياسي در اين كشورها ، نه تنها ضعيف و شكننده شده بكله حتي ممكن است در آينده اي نه چندان دور به كلي بگسلد كه اين وضع به معناي آن است كه آيندة‌كوبا در بهترين حالت ، با مشكلات فراوان و نا امني و عدم قطعيت رو به رو خواهد بود .

نظر عمومي در ايالات متحده آمريكا كه در رسانه هاي خبري آن كشور بازتاب وسيعي نيز داشته اين است كه كوبا هم در اصل و ساختاري سياسي اش ، مانند رژيم هاي شكست خوردة اروپاي شرقي يك ديكتاتوري كمونيستي است و پس از افول كاسترو كه تنها مسئله زمان است ، اين كشور در پاسخ به خواست مسلم مردم خود ، بازگشت به « خانوادة بزرگ » زير سلطة آمريكا را خوش آمد خواهد گفت .

اين نظر به دلايل زيادي كه همگي نيز با اهميت هستند ، به علت برانگيختگي رويدادهاي اخير ، فراموش نشده اند ؛ باطل و غير عملي است .

1-  اين كه انقلاب كوبا بر خلاف كشورهاي اروپاي شرقي ، انقلابي درون جوش بوده و نه صادراتي و ريشه هاي عميقي در مبارزات طولاني ملي عليه حكو مت هاي خودكامه داشته است ؛ 2- از آغاز ، ملي گرايي ، يعني مهمترين نيروي سياسي در جهان امروز ، انقلاب كوبا را درست بر خلاف تأثير آن در اروپاي شرقي ، استحكام بخشيده ؛ 3- ايستادگي در برابر آمريكا ، احساس هم دلي و هم نوايي همه كشورهاي آمريكاي لاتين و به ميزان كمتري ، ساير كشورهاي جهان سوم را با انقلاب كوبا برانگيخته كه عامل مؤثري براي ناكام گذاردن تلاش هاي آمريكا براي منزوي ساختن و آسيب پذير كردن كوبا در مقابل فشارهاي بين المللي بود و بالاخره 4- در مقايسه با معيارهاي جهان سوم كه معمولاً قابل استفاده براي اروپاي شرقي نيست ، انقلاب كوبا پيشرفت هاي چشم گيري براي مردم كوبا در زمينه هاي مخلتف مانند برابري هاي اجتماعي ، وضع تغذيه ، آموزش و پرورش و بهداشت ، به ارمغان آورده است . نا گفته نماند كه اين دست آوردها با كمك اتحاد شوروي ممكن گشته است ولي نكتة اساسي اين كه برخلاف اكثر كشورهاي دريافت كنندة‌ جهان سوم ، كوبا توانست با استفاده از كمك خارجي ، به جاي پر كردن جيب عده اي و افزايش قدرت گروه كوچكي دولت مرد ، ملت خود را نيرومند كند و سطح زندگي مردم را بالا برد .

عامل ديگري نيز وجود دارد كه كوبا را دقيقاً از كشورهاي شرقي متمايز مي كند . در دوران كنوني كوبا ، مانند اكثر كشورهاي نيم كرة غربي ، جمعتي از لحاظ نژادي مختلف دارد – كه در مورد اين كشور [ كوبا ] به ويژه ، اكثريت سفيدپوست از اعقاب مهاجران اروپايي اند و اقليت ، آفريقايي . در گذشته ، يعني پيش از انقلاب ، آميختگي نژادي و نيز قشر بندي اجتماعي شبيه وضعيتي بود كه در آمريكا وجود دارد . بدين معني كه سفيد پوستان همة مواضع اقتصادي و سياسي و ساختارهاي قدرت را در انحصار خود داشته و سياهان عموماً در مواضع پست تري قرار داشتند . اين وضعيت سي سال پس از انقلاب به گونه اي اساسي تغيير كرده است . مهاجرت تعداد زيادي تبعيدي سفيد پوست از طبقات متوسط و بالا و بهبود چشمگير شرايط زندگي طبقات پاييني ، چهرة آماري جمعيت كوبا را كاملاً دگرگون كرده است . اكنون تخمين زده مي شود كه جمعيت سياه پوست كوبا پنجاه و هشت درصد كل جمعيت اين كشور را تشكيل مي دهد و با برخورداري از سياست هاي انقلابي و نياز مبرم كشور به آموزش قشرهاي پائين جامعه ، به علت مهاجرت بورژوازي سفيدپوست كه پست هاي كليدي كشور را در دست داشتند ، سياهان در مواضع و پست هاي كليدي و مؤثر حكومت انقلابي در سرتاسر ساختار حاكميت تا بالاترين سطوح قرار گرفتند . اين موضوع به ويژه در نيروهاي نظامي كوبا كه پيوسته اين كشور در معرض تهديد تجاوز آمريكا قرار داشت صادق است كه همواره نيز بر اهميت آن در جامعة كوبا در دوران انقلاب افزوده مي شد . به علاوه ، موقعيتي كه ارتش كوبا در حمايت از آنگولا در برابر تجاوز ضد انقابي آفريقاي جنوبي به آن كشور نصيب اش شد ، در ارتش بيش از پيش افزايش يافت .

از آن چه تا كنون گفته شد ، غرض اين نتيجه گيري نيست كه انقلاب كوبا – بيش از كشورهاي اروپايي شرقي يا حتي خود اتحاد شوروي – الگوي جامعة سوسياليستي را فراهم آورده است . از نقطه نظر سوسياليستي بسياري چيزها را در جامعة كوبا مي توان به باد انتقاد گرفت كه مهم ترين آن عدم دموكراتيك بودن جامعه است كه پس از سي سال هنوز نشاني از حركت به سوي آن به چشم نمي خورد – دموكراتيك به اصطلاح دقيق ماركيستي آن ، يعني جامعه اي كه توليد كنندگان آن حاكم بر سرنوشت و زندگي خود باشند – در اين جا منظور ما تحليل نظام سياسي كوبا نيست ، كافي است گفته شود كه نظام [ سياسي ] موجود در كوبا گونة ديگري از حكومت خود كامة فردي ، يعني نهاد قديمي و شناخته شدة آمريكاي لاتين است كه در آن قدرت فائقه در دست رهبر با پيشوايي متمركز شده كه موقعيت خود را از راه سرپرستي و قيوميت و كنترل و نظارت تثبيت مي كند . و اين البته نوعي از حكومت است كه در جوامع نيمه مستعمره و عقب مانده وجود دارد كه در آن ها اكثر مردم در فقر و بيسوادي به سر مي برند . و اين در واقع وضعيت كوباي پيش از انقلاب بود و فيدل كاسترو هم پس از به دست گرفتن قدرت ، همان الگويي را دنبال كرد كه بارها در تاريخ آمريكاي لاتين از آن استفاده شده بود .

تفاوت البته در اين است كه دولت جديد كوبا كه با آرمان ها و جاه طلبي هاي انقلابي قرن بيستم ( انديشه هاي سوسياليستي ، ماركسيستي و مبارزة ضد امپرياليستي ) حركت خود را آغاز كرد ، از همان گام نخست به دگرگون كردن بنيادي و انقلابي دولت كوبا ، سوگيري هاي آمريكا و شوروي را سبب شد كه يكي در مخالفت و ديگري در حمايت از دولت جديد ، در پيروي از منافع جهاني خود ، آن هنگام كه جنگ سرد به مرحلة جديدي از شدت و حدت خود رسيده بود ، برآيند .

ديكتاتوري انقلابي كوبا در شرايط آشفته و پر تضاد داخلي و بين المللي [ آن زمان ] با تأثير پذيري از الگوي كمونيستي اتحاد شوروي و استفاده از شيوة امنيت ملي آمريكا ، هرچه بيشتر و عميق تر به دور خود حصار كشيده و حالت تهاجمي به خود مي گرفت . بر اين واقعيت مي بايد شخصيت خود فيدل كاسترو ، يعني فرهمند ترين ، موفق ترين و مقاوم ترين رهبر سياسي قرن بيستم را به عنوان وزنه اي مؤثر و انكار ناپذير بيافزائيم . كسي كه با جايگزين كردن شخصيت و شيوة عملكرد خود در ميان رهبران و پيشوايان كهن ، در رأس جنبش و ارتش چريكي قرار گرفت و در اوال ژانويه 1959 قدرت را قبضه كرد .

به اين ترتيب ، كوبا موردي معما گونه ارائه مي دهد : جامعه اي كه از جنبة اجتماعي و فرهنگي به چنان دست آورد و موفقيتي نايل آمده است كه به هيچ رو با وضعيت پيش از انقلاب و كشورهاي جان سوم قابل قياس نيست . در حالي كه شكل حكومت آن در اين سه دهه تغيير چنداني نكرده است . جامعه مدني ، در اصطلاح متداول امروزين آن ، پيش رفت زيادي كرده و افق ها و آرمان هاي توده هاي مردم به گونة فزاينده اي گسترش يافته است . ولي در عين حال آزادي عمل و امكانات آن ها براي بهره وري خلاق از توانايي ها و شرايط نويي كه پديد آمده ، تحت تأثير محدوديت هاي سياسي به شدت محدود شده و از كارايي باز مانده است . در نتيجه كوبا بدون ترديد از بيماري سختي ، البته نه از آن گونه كه اروپاي شرقي به آن دچار شده ، رنج مي برد . در كشورهاي اروپاي شرقي سرخوردگي از نتايج و پي آمدهاي حاكميت درازمدت كمونيستي ، شكل عمومي و همگاني به خود گرفته است و تمايل به رهايي از كنترل اتحاد شوروي و به دست آوردن استقلال ملي به شكل نيرومند است كه حتي تا ضرر بازگشت به وضع پيشين پذيرش نظام سرمايه داري پيش مي رود . بهره مندان اصلاحات اجتماعي مانند اشغال كامل ، آموزش مجاني و بيمة‌كامل اجتماعي تمايل چنداني براي مبارزه در راه حفظ اين دست آوردها ، نشان نمي دهند . ولي در كوبا ، در سوي ديگر ، با اين كه علاقه و دلبستگي به استقلال ملي حداقل به همان اندازة اروپايي شرقي است ، اما هر كس آگاه است كه فروپاشي حاكميت كمونيستي به معناي بازگشت عوامل فوق ارتجاعي تبعيديان ميامي است كه به مفهوم بازگرداندن كوبا به دامان آمريكا و در موقعيت مستعمره جديدي از آن كشور قرار گرفتن خواهد بود . اين وضعيت براي بسياري از مردم كوبا ، به ويژه براي اكثريت مطلق جمعيت سياه پوست آن كشور به مفهوم واقعي كلمه به معناي سرنوشتي بدتر از مرگ است . تحت اين شرايط است كه مي توان گفت احتمال اين كه رژيم كاسترو به وسيلة قيام داخلي سرنگون شود بسيار كم و ناچيز است. اما اگر تهاجم و تجاوزي از بيرون صورت گيرد چه بايد كرد ؟ در اين جا شايسته است به گفته هاي ويليام راپسبري نويسندة سياه پوست آمريكايي گوش فرا دهيم كه آخرين حرف را در اين زمينه بر زبان آورده است . او در مقاله 23 مارس خود نوشت : « هرگونه اقدامي از سوي آمريكا در تجاوز به كوبا قطعاً مصيبت بار خواهد بود ، نه به خاطر آن كه سياه پوستان كوبايي طرفدار كمونيست ها هستند . بلكه به اين دليل كه آن ها ملي گرا و نسبت به آيندة‌ خود در رژيم كنوني خوش بين اند . »

بر اين گفته مي توان اين عبارت را افزود كه كوبا برخلاف پاناما و گرانادا داراي نيروي نظامي قدرتمند و آزموده است و اين كه وقوع جنگي نظير جنگ ويتنام در درياي كارائيب عكس العملي شديد به دنيال خواهد داشت كه نه تنها سراسر آمريكاي لاتين بلكه خود ايالات متحد را نيز آشفته خواهد كرد .

فرهنگ توسعه - 1385 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید