![]() |
|
شماره 191- بروزرسانی جمعه 30/1/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
هستی کره زمین تیره و تارتر خواهد شد، اگر...
اگر پرسان شود از من جواني كه در راه شـگرف زنـدگانـــي كه را سرمشق راه خويش سازم: بـدون مكث مي گويــــــم ارانـي! احسان طبری
مهندس سهراب مژده
تا هنگامهاي كه كاستي ازسياستمداران، از راه سياست، آزمندانه ثروت مياندوزند، آيندهي تودههاي كارگران و زحمتكشان، و هستي كره زمين، تيره و تارتر خواهد شد!
· سياست غالب، سياستمداران، و ويژگيهاي آنان
- سياست، نوعي فعاليت اجتماعي است كه از طريق آن يك سياستمدار، وظيفهي ادارهي يك كشور و يا يك نهاد اجتماعي را بعهده ميگيرد. انجام اين وظيفه بايد در خدمت جمع باشد تا سياستمدار بتواند بدرستي نقش نمايندگي تودهي مردم را در يك نهاد ايفا كند. - سياست قبل از اين كه به يك شغل و يا يك تخصص بدل گردد، بايد همراه و آگينه از ايمان و شوق (passione) بوده و در گوهر خويش آمال و آرزوئي را براي آيندهي بهتر بشر تضمين كند. - سياست بايد در جوهر خويش، اتيك و اخلاق را دارا باشد و سياستمدار بر اساس پرنسيپ هائي كه سوگند نامهي اخلاقي او را تشكيل ميدهد، عمل كند.
امروزه اغلب سياستمداران، رهبران سنديكائي (در كشورهاي رشد يافتهي سرمايه داري)، تكنوكراتها، وكلا، بانكداران، پرزيدنت شركتها، مديران بيمه، مهندسان و پزشكان، كشيشان و روحانيون كه به گونه اي با سياست آلوده شده اند، دانش خود را، همانند براترين وسيله، براي تسلط به توده هاي زحمتكش بكار مي گيرند، پديده اي كه ريشههاي عميق در تاريخ بشر داشته و هر روز وضعيت خطرناك تري را بخود ميگيرد.
آنچه نقش سياستمداران را در اين تراژدي اجتماعي برجسته مي كند، اينست كه اين گروه كه داراي ويژگيها و امتيازات كاستي است، بعلت قدرت و امكانات خويش، قادر است قشرهاي مختلف تكنوكراتها را نيز در مرداب فساد و آزهاي شخصي خويش فرو كشد.
اين سياستمداران غالبا، از طريق قدرت خويش در سه قوه ي مقننه، قضائي و مجريه، و با سيستم ارتباطي خويش با بانكها ، سيستم بيمه... و غيره به پديده هاي دوگانه و خطرناكي بدل مي شوند كه نيمي از پيكر خود را در تيرگي و نيمي ديگر رابا ظاهري مرتب و آراسته در معرض ديد به نمايش مي گذارند و جامعه را در عمق و سطح به فساد و تباهي بي بازگشتي مي كشانند.
مي توان بدين انديشه راه يافت كه از آنجائي كه اين سياستمداران براي حرص و آز خويش حدي نمي شناسند براي حفظ و بسط امكانات خويش به راههاي خشن نيز راه ميگشايند و در پايان در يك سيستم مافيائي كه كولاژي از قدرت، ثروت و خشونت است جاي خوش مي كنند.
براي روشن شدن مقولهي كاست سياستمداران، تنها كافيست به امكانات ويژه اي كه سياستمداران چپ و راست يك كشور نمونه، همانند ايتاليا، از طريق تصويب قوانين ويژه، براي خود قائل شده اند، توجه كنيم:
متن زير از يك سايت اينترنتي تحت عنوان" امكانات ويژه و امتيازات سياستمداران ايتاليا" ترجمه شده است:
در مقالهي كوتاهي از مجلهي اكسپرس آمده است كه در پارلمان ايتاليا باتفاق آرا تصميم گرفته شد تا حقوق سياستمداران 1135.00 يورو افزايش يابد. اين پيشنهاد در هنگامي مطرح شده است كه سياستمداران ايتاليا از قبل داراي امكانات زيرين اند:
- حقوق ماهانه 19000.00 يورو - حقوق پايه ماهانه حدود 9980.00 يورو - مخارج ماهيانه ي كيف كشان(portaborse) كه غالبا در چارچوب خانوادگي، سياستمدار را همراهي مي كنند 4030.00 يورو - مخارج ماهانهي اجارهي خانه 2900.00 يورو - خسارت مقام از 335.00 تا 6455.00 يورو - مخارج موبابل مجاني - مخارج سينما مجاني - مخارج تئاتر مجاني - مخارج اتوبوس و مترو مجاني - مخارج تمبر مجاني - مسافرتهاي داخلي مجاني - مخارج اتوبان مجاني - مخارج ورزشگاهها و استخرها مجاني - مخارج راه آهن مجاني - هواپيمائي دولتي مجاني - مخارج سفارتها مجاني - كلينيك ها مجاني - بيمه هاي تصادفات مجاني - بيمهي مرگ مجاني - ماشين هاي دولتي با راننده ي (ماشينهاي آبي رنگ) مجاني - رستوران مجاني ( در سال 1999 سياستمداران ايتاليا 1472000.00 يورو مجاني غذا خورده اند)
در مجموع مي توان گفت كه درآمد رهبران سياسي و بوروكراتهاي ايتاليا، حد اقل 200 هزار يورو در سال است، و در مواردي به بيش از 500 هزار يورو ميرسد، در صورتي كه در آمد 80% مردم ايتاليا حدود 16000 يورو در سال است.
اين كاست، علاوه بر آنچه گفته شد، تنها بعد از 35 ماه كار در پارلمان، از حق بازنشستگي بالا يرخوردار مي گردد، در صورتي كه توده هاي ايتاليا مجبورند در طي حدود 40 سال از عمر خويش ماليات به دولت بپردازند و زندگي لوكس سياستمداران را تامين كنند.
در ضمن بايد اضافه كرد كه نمايندگان در دورهي انتخابات بيش از 103000.00 يورو مخارج انتخاباتي از دولت مي گيرند.
آنچه گفته شد بخش هاي كوچك و قانوني امكانات سياستمداران ايتالياست. با كمي قدرت تخيل مي توان بخش غير قانوني امكانات آنان را نيز به تصوير كشيد.
اخيرا گروهي از شهروندان ايتاليا رفراندمي را در حال سازماندهي هستند تا از طريق آن بتوانند قدرت، امتيازات و امكانات ويژه ي اين سياستمداران خطر ناك را، كه همانند زالوئي خون توده هاي زحمتكش را مي مكند، از بين ببرند.
انسانها همانند درختاني مي مانند كه ميوه ميدهند، بيشك هر يك از ما تلخي ميوه هاي گروهي از درختان را چشيده ايم. گروه انسانهاي تلخ، به هر كجا كه برود فساد و تباهي كشت مي كند و اين فساد هر جا كه قدرت و ثروت هست لانه ميكند.
فساد و تباهي انسان رنگ و پرجم نمي شناسد. فساد، آگينه ي ويژگيهاي ژنتيك و طبيعت گروهي غالب از انسانست، بگونه اي كه تربيت در مقابل طبيعت ناپاك بسياري از اين انسانها، تسليم و به زانو مي نشيند. ما اين نطفهي نميراي فساد و قدرت و خشونت را چه در مدعيان چپ و چه راست و چه در موعظه هاي دروغين روحانيت و كشيشاني كه خداي را بي ابرو كرده اند، هر روزه شاهديم.
اگر دوستداران امروزين سياست، كه سياستمداران فردا خواهند بود، به راستي از راه شوق و آمال انساني به راه سياست كشانده شده اند و نه بخاطر امتيازات، بايد موازين اخلاقي و انساني زيرين را سر لوحه ي كار خويش قرار دهند:
- قبل از هر چيز، در صورت امكان، اين افراد بايد در راه و رشته اي غير از سياست به تخصص راه يابند تا سياست بتواند براي آنان بصورت نسبي، همانند شوق(passione) وآمال باقي ماند، و يك كار غير توليدي به وسيلهاي براي نان خورن بدل نگردد. نويسندهي اين خطوط هنگامي كه نفرت توده هاي زحمتكش ايتاليا را از سياستمداران فاسد ايتاليا حس مي كند از انسان بودن خويش خجول مي گردد و سعي مي كند هر چه بيشتر از آنان دوري گزيند.
- اگر در حالت استثنائي يك فرد تنها به سياست اشتغال دارد حقوق او بايد در حد متوسط افراد جامعه باقي ماند و امتيازات ويژه براي خويش قائل نشود.
- سياستمدار بايد از طريق تحقيق و قدرت قلم خويش، كه در نوشته هاي او ماديت مي يابند به آگاهي و دانش توده ها ياري رساند و از راه قلم خويش امكانات زندگي خويش را بهبود بخشد و بدين طريق از كار غير توليدي حذر كند.
تجربيات اجتماعي انسان، بويژه در قرن بيستم، نشان داد كه حضور احزاب سياسي و سنديكاها در رشد جامعه ي انساني از ديدگاه شناخت توان جمعي، رفاه اقتصادي، آگاهي طبقاتي، ادراك حقوقي و فرهنگي نقش بر جسته اي ايفا كرده اند. اما متاسفانه اين نهاد ها با تمامي دستاوردهائي كه داشته اند، هواداران و پيروان آنان قادر نبوده اند از فساد و آز و زياده خواهي و قدرت طلبي رهبران اين نهادها جلوگيري كنند. رهبران احزاب چپ و سنديكاهاي چپ كشورهاي پيشرفتهي غربي در شكل غالب خود از نظر منافع كاست سياستمداران با سياستمداران راست سرمايه داري همگام اند و اين "رهبران چپ" باعث شدهاند تا توده هاي زحمتكش به نوعي نفرت از سياستمداران و سياست و يا به غير سياسي بودن ((apoliticismo تسليم شوند.
بايد بروشني گفت كه اين رهبران احزاب و سنديكاها كه به قشري بوروكرات و مصرف كننده بدل شده اند ضربه اي شكننده به جنبشهاي مردمي وارد كرده و نه تنها باعث شكستن اتحاد زحمتكشان و پيدايش احزاب مختلف چپ شده اند، بلكه اميد تحولات مثبت را نيز در دل توده ها شكسته اند.
سياستمداران كشور ما نيز از آنچه گفته شد فاصله ي چنداني ندارند. وضعيت سياستمداران راست ايران كه به روحانيت ارتجاعي آميخته اند و بدنبال قدرت و ثروت اند و براي حفظ اين دو به هر نوع خشونتي دست مي يازند، چندان اختلاف پايه اي با سياستمداران ايتاليائي كه آگينه و آميخته اي از قدرت هاي مافيائي اند، ندارند.
سياستمداران چپ ايران نيز از سه ويژگي سياستمداران ايتاليا تنها قدرت و خشونت را در خود دارند، ويژگيهائي كه باعث شده است اين كاست نتواند در طي صد سال اخير باعث تحولي در ايران گردد و در بهبود وضعيت توده ها نقش توثري داشته باشد.
اين كه سياستمداران چپ ايران نتوانسته اند همانند همكاران غربي خويش داراي ثروت نيزباشند و نقش خويش را در كاست سياستمداران تكميل كنند، نه از پاكي آنان بلكه از دوري آنان از قدرت سياسي ناشي ميگردد.
براي جلوگيري از اين فاجعه كه روزي سياستمداران چپ ما نيز، همانند همكاران غربي خويش، بر اين بستر ننگين بيارامند، نويسنده ي اين سياهه تنها قادر است راهكارهاي زيرين را پيشنهاد كند:
بسيج توده ها از پائين، در نهادها ي اجتماعي آزاد و غير دولتي((ONG تنها راه محدود كردن قدرت كاست سياستمداران است
تعريف مقوله:
ONG، سازماني است كه از دولت ها و سياستهاي آنان مستقل است. اين مقوله براي اولين بار در سازمان ملل مطرح شد. اين نوع سازماندهي معادل PVO است كه به مفهوم سازمان هاي داوطلب خصوصي (Private (Voluntary Organizations مي باشد. اين نوع سازماندهي، بر طبق اصل 71 قانون اساسي سازمان ملل، برسمیت شناخته شده است.
برنامه هاي سازمانهاي غير دولتي(ONG) عمدتا عبارتند از:
از مهمترين فعاليتهاي سازمانهاي غير دولتي، عبارت از تربيت علمي(formazione) و نظارت تكنيكي( (assistenza tecnicaافراد در محل كار آنهاست.
ليست سازمانهاي غير دولتي در ايتاليا در سالهاي اول 60 همانند جنبش خود به خودي آغاز شد و درهمان سالهاي 60 از نظر حقوقي برسمیت شناخته مي شود. در شرايط فعلي سازمانهاي غير دولتي ايتاليا عبارتند از : CIPSI, FOCSIV, COCIS كه دو سوم آنها در سه فدراسيون جاي گرفته اند.
چگونه مي توان عمل كرد:
- تعيين اهداف اين نهاد ها از طريق برنامه اي تصويب شده با نظريات جمعي اعضاء؛ - تعيين اساسنامه براي عضوگيري در عرصه ي فعاليتهاي اجتماعي براي بهبود وضع توده های كارگران و زحمتكشان در عرصه هاي مختلف توليدي و فرهنگي؛ - انتخاب رهبري اين نهاد ها تنها براي يك سال و تعويض هر سالهي آن با راي اكثريت؛ - انتخاب كميسيون كنترل، براي زمان محدود، براي كنترل وجلوگيري از دور شدن رهبري اين سازمانها از اهداف تعيين شده؛ - جلوگيري از هر گونه امتيازات ويژه براي رهبران اين سازمانهاي اجتماعي؛ - جلوگيري از هر گونه فعاليت سياسي براي گرفتن قدرت سياسي؛ - هر عضو بايد زندگي خويش را از راههاي قانوني در بخشهاي مختلف توليدي اقتصادي – فرهنگي تامين كند و فعاليت اجتماعي به راهي براي دستيابي به منافع مالي و شخصي بدل نگردد.
29 فروردين ماه 1387 پايان
|
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |