![]() |
|
شماره 191- بروزرسانی شنبه 31/1/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
آیا نتايج انتخابات ايتاليا حرفی برای گفتن دارد؟
مهندس سهراب مژده
نادانيها، ندانمكاريها، و عدم وحدت نيروهاي چپ ايتاليا، باعث پيروزي شكنندهي نيروهاي راست در انتخابات سياسي اين كشور شد ...و این عاقبت تمامی آن نیروهای چپ در سراسر دنیاست که سیاست زده شده و یا میشوند؛ طبقهی کارگر و دیگر زحمتکشان فکری و فیزیکی را که مدعی نمایندگی آنان بودهاند، قربانی شیوههای مزورانهی سوسیال دموکراتهایی میکنند که هم با پنبه و هم با گیوتین گردن می زنند تا سرمایه و امپریالیسم جهانی گوشه چشمی به خادمان آنان نشان دهد، غافل از این که ناگزیرند فنای خود را نظارهگر باشند تا جایی که نه نزد دوست جایگاهی و نه نزد دشمن پناهی بیابند! ... و چه درس آموز است که حزب دست راستی ابر سرمایهدار ایتالیا، برلوسکونی، در صدر میایستد اما تمامی احزاب چپ، با آن همه تاریخ...!! حتا در سایه هم جایی نمییابند!
همانگونه كه در شماي بالا ديده مي شود، هيجكدام از 6 نيروي چپ ايتاليا نتوانستند به مجلس راه يابند. در بين اين احزاب، حزب سوسياليست جلب توجه مي كند كه بعد از 116 سال مبارزه، حتي به 1% از راي نيز راه نيافته است. در ضمن دبير اول اين حزب بعلت اين شكست بسرعت از مسئوليت خويش استعفا داد.
علل اين شكست فاحش را مي توان چنين فهرست كرد:
- بحران عمومي كشور و حضور شرايطي كه ميتوان آن را بعنوان مرحله ي ركود اقتصادي شناخت. بيكاري، تورم شكننده، فقر روزافزون توده ها، و رشد پائين0.3% توليد ناخالص ملي، و قرض جهاني ايتاليا، بيانگر روشن اين بحرانند. در اين شرايط، نيروهاي راست ايتاليا به نمايندگي سيلويو برلوسكوني(Silvio Berlusconi)، همانند ناجي كشور از طرف توده هاي نوميد و بدون آينده رهبري كشور را بدست مي گيرند.
- بي اعتمادي توده ها به سياستمداران چپ، كه همگام با نيروهاي راست شكل يك كاست مصرف كننده، با امتيازات ويژه را گرفته اند و ديگر حامل پيامي براي آينده ي تيره ي آنان نيستند.
- شركت نيروهاي چپ در دولت گذشته و نداشتن كوچكترين دستاورد مثبت براي توده هاي زحمتكش و كارگران؛ همگام شدن چپ با راست در تصميماتي چون شركت در جنگ عراق و غيره تحت نام ماموريت صلح و شركت در تصميمات اقتصادي غير مردمي و يا نداشتن توان تقليل مالياتها بر روي حقوق كارگران و بازنشستگان، و در نتيجه عدم افزايش قدرت خريد توده ها،از علل برجسته ي اين شكست است.
- مخالفت چپ و سبزها با پروژه هاي استراتژيك همانند قطارهاي سريع السير(High speed) و ديگر پروژه هائي كه نقش تعيين كننده در ايجاد بازار كار دارند و جزئي از پروژه هاي سراسري ارتباطات اروپا را تشكيل ميدهند.
- نداشتن يك برنامه ي روشن اقتصادي- توليدي همه جانبه، كه بتواند نقش آلترناتيو را در برابر سيستم سرمايه داري و ليبريسم موجود ايفا كند، و در عين حال مخالفت سيستماتيك چپ با سيستم موجود بدون پيشنهاد راهكارهاي جديد، از علل مهم اين شكست است.
- اختلاف در سطح رهبري چپ و درگيري ها و اختلافات كودكانه اي كه ناشي از اختلاف بر روي برنامه نيست و تنها ناشي از ضعفها و منافع فردي است. همانگونه كه مي بينيد 6 حزب و يا سازمان، نام چپ راديكال و يا كمونيست و يا سوسياليست رابا خود دارند، اين دسته بندي ها باعث سردرگمي و نوميدي توده ها شده است.
- نوميدي زحمتكشان و نداشتن حزبي كه بتواند بگونه اي روشن از منافع و مشكلات روزمره ي آنان بگونه اي روشن دفاع كند. اين عامل باعث شده است كه بسياري از كارگران از سياست دست كشند و يا به نيروهائي همانند اتحاديه شمال(Lega Nord) راي دهند.عده اي از كارگران سنديكاي چپ ايتاليا(CGL چي جي ال ) نيز بصورتي برجسته به سازمان نامبرده راي داد ه اند.
آنچه نتيجه ي ساختاري اين انتخابات است، عبارت از پاي گرفتن يك سيستم دو قطبي( (bipolarismo در ايتالياست. اين پديده احتمالا به ثبات سياسي ايتاليا در دولتهاي آينده ياري خواهد رسانيد.
از ديدگاه نقش احزاب در سياست و اداره ي كشور، نتايج اين انتخابات عبارت از اينست كه احزابي كه كمتر از 4 در صد راي آورده اند، نمي توانند وارد مجلس((camera شوند، و همچنين احزابي كه كمتر از 8% راي آورده اند نمي توانند به سنا راه يابند. اين محدوديت ها باعث شده است كه نيروهاي چپ كاملا از دو شاخه ي پارلمان حذف شوند.
شانزدهم آپريل 2008- 28 فروردين 1387 |
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |