شماره 191- بروزرسانی شنبه 31/1/1387                             بازگشت به صفحه اصلی

 

 سالگرد شهادت بیژن جزنی و 8 تن از یاران

   

 

سالگرد قتل منادیان اتحاد تمامی نیروهاي مترقي، دموکرات و رزمنده ایراني

 

انوشه کیوان پناه

 

 

روز شنبه 30 فروردین 1354، شاه مجدداً دست به جنایت تازه اي زد و 9 نفر از زندانیان سیاسي، بیژن جزني، حسن ضیا ظریفي، عزیز سرمدي، عباس سورکي، مشعوف کلانتري، مصطفي جوان خوشدل، کاظم ذوالانوار، محمد چوپانزاده و احمد جلیل افشار، این رزمندگان انقلابي و فرزندان راستین خلق را به دست جلادان حرفه اي خود به قتل رساند.

 

این خبر که در ابتداء از جانب خبرگزاریهاي خارجي انتشار یافت، کمي بعد، از طرف مقامات رسمي دولت ایران نیز تصدیق شد.

 

مقامات دولتي ایران مدعي شدند که این گروه هنگام انتقال از زنداني به زنداني دیگر، قصد فرار کردند و بضربه گلوله محافظین به قتل رسیدند.

 

این دروغ بقدري مفتضح بود که نه تنها هیچیک از سازمان هاي مسئول بین المللي آن را باور نکردند، بلکه بر عکس توجه کردند که براي قتل این زندانیان توطئه اي در کار بود. از جمله سازمان عفو بین الملل از دولت ایران خواست، به این سازمان امکان دهد، تا یک گروه از پزشکان بیطرف را براي معاینه اجساد کشته شدگان و تشخیص این امر که این افراد به چه نحو کشته شدند به ایران اعزام دارد. لیکن دولت ایران به این تقاضاي رسمي سازمان عفو بین الملل پاسخي نداد.

 

البته با در نظر گرفتن سوابق رژیم شاه در انجام جنایاتي مانند این، هیچ انسان دموکرات و ترقي خواهي داستان جعلي رژیم شاه را باور نکرد و همه به این نتیجه رسیدند که این فرزندان رشید خلق طبق نقشه قبلي از طرف رژیم خونخوار و بفرمان شخص شاه بقتل رسیدند.

 

بیژن جزني و همرزمانش مدتها بود که در معرض کین حیواني رژیم شاه قرار داشتند. او و رفقایش پس از گذار از مراحل سخت مبارزه انقلابي به این نتیجه رسیده بودند، که یگانه راه غلبه بر رژیم ایران بر باد ده، اتحاد تمامی نیروهاي مترقي، دموکرات و رزمنده ایراني است. آنها منادي وحدت در مبارزه علیه رژیم براي سرنگوني آن شده بودند.

 

قتل آنها نشان وحشت بیکران رژیم شاه از این اندیشه و تحقق آن بود. بویژه با توجه به شرایط آن روز کشور و جهان.

 

در درون کشور مباني سیاسي و پایگاه هاي اجتماعي رژیم بیش از وقت دیگري متزلزل شده بود. اوضاع اقتصادي کشور نابسامان بود. تورم، گراني و بیکاري ناشي از این نابساماني اقتصادي عرصه را بر اکثریت مردم تنگ کرده بود و بر سر راه علاج بین محافل حاکمه ایران اختلاف بوجود آمده بود. انبان تمام عوامفریبي هاي رزیم نیز ته کشیده بود. سردرگمي در کشورداري به آنجا کشیده بود که شاه احزاب خود فرموده خودش را منحل کرد و تحت عنوان « حزب رستاخیز ملي» در صدد تبدیل کشور بیک زندان بزرگ زیر سایه فاشیسم نوع پهلوي برآمد.

 

وضع بین المللي براي شاه و رژیمش واقعاً وحشت انگیز بود. سرهنگان سیاه یونان، فاشیسم پرتقال، امپراتوري حبشه، وبدنبال آنها دو ژاندارم محلي، یکي لون نول در کامبوج و دیگري تیو در ویتنام جنوبي بزباله دان تاریخ افکنده شده بودند. امپریالیسم آمریکا به چنان روزي افتاده بود که دیگر نمي توانست ژاندارم هاي خود را حفظ کند، و این براي شاه ناقوس مرگ بود.

 

انقلاب مردم ایران در افق تاریخ در حرکت بود و شاه از بیم آینده خود و رژیمش دیگر هیچ مرزي در جنایتکاري نمي شناخت. او تصور مي کرد با محروم کردن جنبش از بخشي از رهبران انقلابي آن قادر خواهد بود، مانع حرکت چرخه تاریخ شود. چه تصور خام و عبثي...

 

ما در سي و یکمین سالگرد قتل بیژن جزني و همرزمانش، خاطره این منادیان اتحاد تمام نیروهاي مترقي، دموکرات و رزمنده ایراني را گرامي مي داریم، و وفادار به جهان بیني علمي و سمت گیري طبقاتي- تاریخي آنها، راه آنها در مبارزه براي دموکراسي، صلح و سوسیالسم را ادامه مي دهیم.

 

قطره هاي خون( بیاد حزني و همرزمانش)

بر روی آهنگ ترانه« الهه ناز» بنان

 

باز این دژخیم پلید

از گلستان خلق

گلهاي تازه رس

از هراسش ربود

 

باز موج خشمي عظیم

در دل خرد و پیر

جوشان گشت و به پیش

تازه تر رو نمود

 

آنها رفتند و دیگر از هر قطره خون

در بستان رزم خلق

زان پس تا کنون

هزاران گل شکفت

 

راه ما راه خلق است

دشمن سرنگون

پیکاري جان افروز و راهي بس گلگون

مملو از خیز و افت

 

در جهان به از این راهي بهر ما نیست

راه ما جز ره خلق چیست

 

آنها رفتند و دیگر از هر قطره خون

در بستان رزم خلق

زان پس تا کنون

هزاران گل شکفت

 

راه ما راه خلق است

دشمن سرنگون

پیکاري جان افروز و راهي بس گلگون

مملو از خیز و افت.

 

گرفته از دنیای ما:

  http://www.donyayema.info/articles_detail.php?aid=1054

 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید