شماره 192- بروزرسانی پنجشنبه 5/2/1387                             بازگشت به صفحه اصلی

  آس هاي مسكو در پوكر بين المللي

 

 اردشير زارعي قنواتي

 

  

 

در طي هفته گذشته موضوع مورد منازعه ي آبخازيا و اوستياي جنوبي در پيامد برگزاري مجمع پيمان آتلانتيك شمالي ( ناتو ) در بخارست و همچنين قبل از آن پذيرش يكجانبه استقلال كوزوو توسط اين گروه از كشورها، به صدر خبرهاي بين المللي آمد. هر چند كه در نشست ناتو با فشار روسيه فعلا بحث عضويت اوكراين و گرجستان پذيرفته نشد ولي هم زمان مسئله پر مناقشه استقرار سيستم دفاع موشكي آمريكا در جمهوري چك و لهستان مورد حمايت اعضاي اين پيمان قرار گرفت.

 استقلال كوزوو نيز ماه ها قبل بدون در نظر گرفتن مخالفت صربستان و متحد استراتژيك آن روسيه توسط پارلمان و نخست وزير اين جمهوري خودخوانده اعلام و بلافاصله توسط واشينگتن و بعضي از دولت هاي اروپائي به رسميت شناخته شد. هر چند كه جنگ سرد ايدئولوژيك قبلي پايان يافته است ولي گسترش ميدان هاي منازعه بين غرب و روسيه نوك كوه يخي است كه بواسطه عدم انطباق منافع ملي اين گونه كشورها با همديگر به تازگي از زير آب بيرون آمده است. گسترش ناتو به سمت شرق و حوزه نفوذ سنتي روسيه و تجزيه سيستماتيك جغرافياي سرزميني متحدين اين كشور در كنار سياست هژمونيك ايالات متحده در تمامي عرصه  هاي ژئوپلتيك بين المللي به رهبران مسكو اين واقعيت را گوشزد كرده است كه سكوت و تمكين در چارچوب عقب نشيني در حالي كه پتانسيل واقعي مقاومت را دارا مي باشند، براي آنان زيان هاي غير قابل جبراني به همراه خواهد داشت. جنگ عراق و عدم موفقيت در افغانستان بدون شك جرقه اخلال در توانمندي بلامنازع آمريكا و ساختار غرب تلقي شد و اين پاشنه آشيل را رقباي بزرگ به عيان ديدند. همچنين عدم پاسخگوئي سياست تمكين يكطرفه در دوران واپسين روزهاي وجود شوروي به رهبري " ميخائيل گورباچف " و رهبري تاسفبار " بوريس يلتسين " در روسيه نوين، رهبران تازه و ملي گراي اين كشور را متقاعد به سياست بازدارندگي فعال كرده بود. در چنين اوضاعي شدت منازعه و برخوردهاي سياسي بين روسيه و آمريكا – اروپا در حوزه هاي متنوع ژئوپلتيك به عنوان يك ضرورت و الزام تامين منافع ملي اجتناب ناپذير تلقي مي شود. در چنين فضائي منازعه مسكو – تفليس در رابطه با رويكرد جديد رهبران كرملين بر سر طرح هاي اين كشور براي زمينه سازي جهت استقلال يا انضمام آبخازيا و اوستياي جنوبي به روسيه مطرح مي شود. اين دو جمهوري خودخوانده نيز به نوعي شرايط كوزوو را دارند و اكثريت مطلق مردم روس تبار آن بعد درگيري هاي سال 1993 در قفقاز روابط خود را با تفليس قطع كرده و به جهت انزواي بين المللي به صورت تقريبا دو استان نيمه مستقل در ساختار روسيه هويت يافته اند. چنانچه " ولاديمير پوتين " رئيس جمهور روسيه روز سه شنبه 9 مارس در ديدار با " آنگلا مركل " صدراعظم آلمان، ضمن ابراز ناخشنودي و تاكيد بر تحريك كنندگي گسترش ناتو به اين نكته هم اشاره كرد كه استقلال كوزوو مشوقي است براي تجزيه طلبي در اروپا. البته روس ها در اين سال ها از آلترناتيوهاي بازدارندگي متنوع ديگري همچون موقعيت خود در تامين انرژي اروپا و خروج از پيمان گسترش سلاح هاي متعارف در اروپا نيز استفاده كرده اند تا " نيش كبري را به پيتون عظيم الجثه " نشان دهند.                                        

طرح مباحث جديد در خصوص استقلال آبخازيا و اوستياي جنوبي از آنجا بار ديگر به اوج رسيد كه با دستور پوتين در 16 آوريل نسبت به تشديد همكاري و برداشتن موانع بر سر مناسبات با اين دوجمهوري خودخوانده، " ميخائيل ساآكاشويلي " رئيس جمهور گرجستان را به عكس العمل واداشت. مقام ارشد تفليسي با تقاضاي كمك از جامعه بين المللي، اتحاديه اروپا و آمريكا درخواست كرده است كه با محكوم كردن اقدام مسكو به اين كشور جهت حفظ تماميت ارضي خود كمك كنند. بلافاصله پس از اين درخواست " تري ديويس " دبيركل شوراي اروپا اعلام كرد كه برسي روابط مسكو – تفليس در اين شورا اجتناب ناپذير است و يك روز بعد " كاندو ليزا رايس " وزير امور خارجه آمريكا در تماسي تلفني با " سرگئي لاورف " همتاي روس خود در خصوص اين موضوع بحث كرد. هر چند كه رهبران روسيه در روزهاي گذشته گفته اند كه اين دستور به معناي تشديد منازعه با گرجستان تلقي نمي شود و مسكو همچنان متعهد به گسترش روابط معمول با تفليس است ولي آنچه به روشني قابل فهم مي باشد تشديد منازعه اي است كه بسيار فراتر از حوزه قفقاز خواهد بود. روسيه به رهبري پوتين از تشديد چنين منازعاتي در روابط منطقه اي و بين المللي خود هم زمان دو هدف مشخص را دنبال مي كند. از يك سو اين سياست در وضعيتي كه رقباي غربي آن حاضر به پذيرش جايگاه بزرگ اين كشور در كاست قدرت بين المللي نيستند براي منافع ملي روسيه الزام آور تلقي مي شود. از سوي ديگر پوتين در يك سال گذشته با تشديد اين منازعات و ساختاري كردن آن در روابط بين مسكو با محور بروكسل – واشينگتن سعي دارد تا " دميتري مدويديوف " جانشين آينده خود را در چارچوب يك سياست از پيش تعيين شده و استراتژي ابداعي خويش قرار دهد كه خروج از آن براي وي به راحتي مقدور نباشد. به هر حال دامنه اين منازعه به اين سادگي فروكش نخواهد كرد و سطح مناقشات به موازات اقدامات متقابل در قالب رقابت – همكاري بين المللي بين اضلاع قدرت جهاني تعيين مي شود و در اين ميان تفليس تنها يك قطعه از اين پازل خواهد بود.                 

 

                                                           

   31/1/87                

   

  

      

 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید