شماره 193- بروزرسانی جمعه 6/2/1387                             بازگشت به صفحه اصلی

جهان دربهار87

 

سیامک طاهری

 

بهار سال 1387رادر شرایطی آغاز می کنیم که جهان به دوبخش تقسیم شده است نیمی از این دوبخش دربیم ونگرانی یک رکود بزرگ اقتصادی به سر می برد وبخشی دیگر درامید به دستیابی زندگی ای بهتر این روند شاید از زمانهایی نسبتا طولانی شکل غالب جوامع بشری بوده است وپدیده تازه ای نیست .آنچه که دراین میانه باگذشته متفاوت است جابجا شدن این بخش ها است این بار این جوامع موسوم به صنعتی هستند که دربیم از دست دادن زندگی مرفه خود در بیم ونگرانی به سر می برند بخش امیدوار جهان را هم کشورهایی تشکیل می دهند که تا چندی پیش دروضعیت چندان خوشایندی نبودند.

کشورهایی چون آمریکا ؛اروپا وتاحدی ژاپن همگی درشرایط اقتصادی نامناسبی قرار دارند سایه یک بحران اقتصادی سهمگین برفراز اقتصاد این کشورها درپرواز است این کشورها دو بار شرایطی را تجربه کرده اند که به بحران عمومی سرمایه داری موسوم شد وتنها راه برون رفت از آن شعله ور ساختن دوجنگ جهانی اول ودوم بوده است. البته برای چنین نتیجه گیری بدبینانه ای –یعنی مشابه دانستن بحران در پیش رو با بحران سالهای پیش از دو جنگ جهانی- بسیار زود است.درسالهایی که از عمر جهان سرمایه داری می گذرد بغیر از این دو بحران این سیستم چندین بحران کوچکتر را نیزپشت سر گذاشته است.کارشناسان اقتصادی خوشبین تر امیدوارند که باسازوکارهای معمول ومرسوم بتوانند این بار هم بدون آسیبی جدی وپرداخت هزینه ای نه چندان سنگین این بحران را نیز پشت سر بگذارند درمقابل دسته دیگری  در روزنامه لومونددیپلماتیک از به پایان رسیدن یک مدل اقتصادی سخن می گویند بیگمان سال آینده درنتیجه گیری در این مورد که حق با کدام دسته از کار شناسان است سالی بسیار مهم وشاید تعیین کننده است. بیشتر کارشناسان اقتصاد جهانی آغاز بحران را همزمان با بروز بحران مسکن در آمریکا ارزیابی می کنند. روند رکود بخش مسکن در آمریکا که از چند سال پیش شروع شد؛ بابحران وام مسکن شدت یافت. بخش مسکن یکی از بخش های مهم اقتصاد آمریکا در زمینه اشتغالزایی و درآمد زایی بشمار می رود و رکود آن تاثیر بسیار زیادی برافزایش شمار بیکاران و نیز کاهش رشد اقتصادی دارد آمریکا بزرگترین اقتصاد جهان است.-نزدیک به سیزده هزارمیلیارد دلار یعنی 25درصد تولید ناخالص جهان در اختیار این کشور قرار دارد.- درچنین شرایطی بحران داخلی تنها در داخل مرزهای این کشور باقی و محدود نمی ماند. به دیگر نقاط جهان سرایت می کند یعنی درست همان حادثه ای که در جهان رخ داد بانک های آمریکایی که به علل گوناگون (ازجمله بیکاری کارگران و بالا رفتن نرخ بهره )نتوانسته بودند بهره و حتا اصل پول خود را از وام گیرنده گان دریافت کنند خانه ها را مصادره کرده و به حراج گذاشتند. با بالارفتن شمارخانه های به حراج گذاشته شده قیمت مسکن سیر نزولی را پیمود با افزایش خطر برای بانک ها سپرده گذاران دراین بانک ها که به هراس افتاده بودند سپرده های خود را از این بانک ها بیرون کشیدند در نتیجه بانک ها با کسری پول مواجه شدند و ناچار گردیدند از منابع دیگری پول تامین کنند درنتیجه سهام های شرکت هایی راکه در تملک خود داشتند در آسیا واروپا به فروش گذاشتند و در نتیجه بورس ها در آسیا و اروپا سقوط کردند حاصل آن که بانک های مرکزی آمریکا و اروپا و ژاپن مجبور شدند در مدت کوتاهی صدها میلیارد دلار به بازار پول تزریق کنند.  بحران مسکن آمریکا بانک های مسکن اروپایی را نیز نگران کرد. از این رو آنان به چاره اندیشی پرداختند و راه حل چیزی نبود جز بالا بردن نرخ بهره بانکی واین درست عکس مسیری بود که ایالات متحده پیمود چراکه نرخ بهره دراین کشور پایین آورده شد. بالا بردن نرخ بهره باعث جذب سرمایه خارجی و پایین آوردن آن به فرار سرمایه منجر می شود. و این یعنی جنگ اقتصادی بین اروپا و آمریکا. حاصل این جنگ تا این جای کار باعث سقوط بازهم بیشتر دلار شده است. هم اکنون یک دلار آمریکا به کمتر از 5/1یورو سقوط کرده است و این یعنی مردم آمریکا 50درصد فقیرتر شده اند. چندی پیش پایگاه اینترنتی سی ان ان در گزارشی از عدم اطمینان سرمایه گذاران به فضای اقتصادی آمریکا سخن گفت و آقای هنری پاولسون وزیر خزانه داری ایالات متحده با اشاره به روند تضعیف ارزش دلار گفت من همواره از دلار قوی و رو به جلو حمایت می کنم واین مساله برای من بسیار با اهمیت است. اندک زمان کوتاهی پس از این سخن دلار بازهم سقوط کرد.

نقش دلار در اقتصاد جهان

پس از جنگ جهانی دوم دلار به سرعت نقش یک پول بین المللی را بر عهده گرفت ازخرید وفروش نفت و دیگر مواد اولیه تا کالای صنعتی همه وهمه بوسیله دلار انجام می گرفت و این عاملی شد تا دلار در همه جهان پخش گردد. در نتیجه آمریکا مقدار بسیاری دلار چاپ کرد.برای دریافت این دلارها کشورهای دیگر ناچار بودند که کالا به آمریکا صادر کنند به عبارت دیگر آمریکا پول چاپ میکرد و کالادریافت میکرد واین ازمزایا و یا رانت داشتن یک پول بین المللی است.حال اگر به هر دلیلی این دلارها به کشور مادر یعنی ایالات متحده بر گردند یک فاجعه اقتصادی برای این کشور رخ میدهد روند تضعیف دلار و در نتیجه پیدا شدن بی اعتمادی نسبت به دلار درست گامی در همین راستا است.در نتیجه بی اعتبار شدن دلار کشورهای گوناگونی همچون چین و روسیه به تبدیل کردن سبد ذخیره ارزی خود پرداختند ادامه این روند کار را به جایی کشاند که نزدیکترین متحدان آمریکا یعنی کویت؛ امارات؛ قطر و عربستان نیز این راهکار را دنبال کردند. اینک حتا در اپک زمزمه های تغییر واحد پول مبادله نفت هر روز بلند تر می شود. امری که اگر واقع شود ضربه سنگینی به اعتبار دلار وارد می آورد هم اکنون روسیه در مقابل نفت و گاز فروشی خود از مشتریانش روبل تقاضا می کند وهمین امر باعث تقویت ارز این کشور شده است درسال2006چین900/461میلیارد دلار ذخیره ارزی داشت این رقم درسال 2007به530000/1میلیارد دلار افزایش یافت واین یعنی افزایشی معادل3/43دومین کشور صاحب ذخیر ارزی در جهان کشور ژاپن است که درسال2007میزان ذخایر ارزی اش برابر با965 میلیارد و600 میلیون دلار و سومین کشور دراین زمینه روسیه است که474میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد وفقط در هفته اول ژانویه 8/7میلیارد دلار برذخایر ارزی اش افزوده شد.

اگر روزی این پول ها به هر دلیلی به آمریکا بازگردانیده شوند.یک زلزله غیر قابل تصور دراین کشور رخ میدهد.

سابقه بحران

همانطور که گفته شد بسیاری از کارشناسان معتقد به اقتصاد بازار سابقه بحران را به بحران مسکن آمریکا مرتبط می دانند.اما واقعیت این است که پس از جنگ جهانی دوم هم کشورهای سرمایه داری و هم کشورهای موسوم به سوسیالیستی از رشد اقتصادی بالایی برخوردار شدند این رشد در میانه دهه هفتاد کاستی گرفت و سود سرمایه کاهش یافت اما همچنان از میزان قابل قبولی برخوردار بود نزول اقتصادی کشورهای صنعتی پیشرفته تازمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ازشیب ملایمی بر خوردار بود با روی کار آمدن ریگان و گسترش جنون آمیز مسابقه تسلیحاتی از سوی او که به فروپاشی کشور شوروی منجر شد ناگهان این روند متوقف شد اما سرخوشی ناشی از این پیروزی چندان دوام نیاورد و علائم بحران زودتر از آنچه که همگان گمان می بردند ظاهر شد اولین کسی که آژیر های خطر را به صدا درآورد نویسنده کتاب جنگ تمدن ها بود او با اجتناب ناپذیر قلمدادکردن جنگ تمدن ها و ظهور تمدن های آسیایی خطر را به دنیای صنعتی پیشرفته نمایاند.

گسترش بحران

بنابه نوشته نشریه لوموند دیپلماتیک موسسات مالي مهمي مانند سيتي گروپ (Citigrop) و مريل لينچ (Merrill Lynch) در ايالات متحده ، نورتن راک (Northen Rock) در انگلستان ، سوئيس آر اي (Swiss RE) و يو بي ا س(UBS) در سوئيس ، سوسيته ژنرال (Société Générale) در فرانسه و... مجبور به اعلام زيان هاي عظيم خود شدند. براي جلوگيري از ورشکستگي بسياري از آنها مجبور به پذيرش سرمايه ها از صندوق هاي دولتي اي شدند که توسط قدرت هاي جنوب و پادشاهي هاي نفتي کنترل می شوند هيچ کس از ميزان واقعي ويراني آگاه نيست.

بااعلام ملی شدن اجباری سیتی بانک که جزیی از کنسرن عظیم سیتی گروپ بود بحران در جزیره ای که روزگاری آفتاب در مستعمراتش غروب نمی کرد پرتو افکند حزب محافظه کار خواهان استعفای وزیر اقتصاد این کشور به علت دولتی کردن این بانک شد. این عمل به هر دلیلی که باشد درخلاف جهت نولیبرالیزه کردن جهان که در سال های اخیر به شدت تبلیغ و اجرا می شد است . آنچه که از این واقعه یک طنز سیاسی می سازد این است که انگلستان اولین کشوری بود که در زمان مارگارت تاچر در آن روشهای نو لیبرالی پیاده شد – البته بدون درنظر گرفتن تجربه شیلی در زمان پینوشه.-

سیمون دیجانکوف اقتصاد دان ارشد بانک جهانی میگوید:رشد اقتصاد جهانی دیگر مدیون آمریکا نیست وی رشد اقتصادی جهان را از این پس در ارتباط با رشد کشورهای آسیایی سیمون دیجانکوف اقتصاد دان ارشد بانک جهانی میگوید: رشد اقتصاد جهانی دیگر مدیون آمریکا نیست وی رشد اقتصادی جهان را از این پس درارتباط بارشد کشورهای آسیایی آمریکای لاتین؛خاورمیانه وآفریقا می داند.وال استریت جورنال به نقل از گرین اسپات مشاور سابق دولت فدرال آمریکا که هم اکنون سمت مشاورنخست وزیر انگلستان را دارد؛ مینویسد:چین و هند درکنار روسیه قدرت های اقتصادی جدیدی شده اند؛ تنها راه باقی ماندن آمریکا درعرصه قدرت؛ت وقف جنگ افروزی و سیاسی کاری و توجه به افکار عمومی مردم جهان و حل مشکلات داخلی است. وزیر دارایی کانادا؛ علت کاهش مدام ارزش دلار را ضعف ساختارهای اقتصاد آمریکا می داند وی میافزاید؛ بسیاری از صنایع کانادا نیازهای بخش مسکن آمریکا را تامین میکنند و رکود بخش مسکن در آمریکا این صنایع را با مشکل مواجه می کند. براساس یک نظرسنجی که به وسیله سی ان ان انجام یافته است؛ شمار آمریکایی هایی که معتقد هستند وضع اقتصاد امریکا خوب است در ماه فوریه نسبت به ماه ژانویه 9درصد کاهش نشان می دهد .

 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید