شماره 197- بروزرسانی یکشنبه 15/2/1387                             بازگشت به صفحه اصلی

تهاجم در حاشيه – عقب نشيني در متن

 

اردشير زارعی  قنواتی

 

 

سفر يك روزه " رجب طيب اردوغان " نخست وزير اسلامگرا – محافظه كار تركيه در روز 26 آوريل به دمشق از اين منظر قابل اهميت است كه ميانجي گري صلح بين سوريه و اسرائيل توسط يك نيروي اسلامگراي منطقه اي دنبال مي شود. چنين تابوشكني در خصوص برقراري صلح در اين منطقه از خاورميانه كه هم اينك به نقطه كانوني منازعات منطقه اي در عرصه سياسي – امنيتي فلسطين، لبنان، عراق و تا حدودي موقعيت ويژه ايران تبديل شده است مي تواند وضعيت در كل منطقه را دگرگون كند.

 ورود سوريه به مدار صلح كه از مدت ها پيش با مذاكرات محرمانه دوجانبه و چندجانبه با دشمنان منطقه اي و بين المللي خود در جريان بوده است بار ديگر اين واقعيت را اثبات مي كند كه رژيم ها سكولار، انعطاف پذيري پراگماتيستي را بر دگماتيسم آرمانگرا ترجيح خواهند داد. البته هميشه دمشق چه در زمان زمامداري " حافظ اسد" رئيس جمهور قبلي و متوفي و چه در دوران بشار پسر خلف وي، كسب منافع را بر مبناي جانبداري و دلالي در بستر شكاف هاي منطقه اي آزموده اند. چنانچه در جنگ ايران – عراق با جانبداري از تهران، در جنگ اول خليج فارس در سال 1991 و اشغال كويت با جانبداري از ائتلاف به رهبري آمريكا و طي سال هاي اخير در جريان منازعه ايران – آمريكا، هميشه باج خود را از كيسه ديگران ستانده اند. اين كه فشارها بر دمشق چنان افزايش يافته است كه اين كشور خود به بازيگر اصلي ميدان منازعه تبديل شود و به جاي نقش بالانس كننده قبلي، پيكان تهاجم را به سمت خويش ببيند، وضعيت ناخوشايندي است كه هرگز در ساختار سياسي اين كشور قابل دوام نخواهد بود. از سوي ديگر نقش ميانجي گرانه اردوغان در برقراري صلح بين دمشق – تل آويو نيز گوياي يك واقعيت تاريخي است كه ديپلماسي ملي هر كشوري را بايد خارج از قواعد و اصول ايدئولوژيك و در چارچوب واقعيات پراگماتيستي مورد پذيرش و ارزيابي قرار داد. اينكه ساختاري برخلاف اين قاعده بازي براي آرايش عرصه بازي ديپلماتيك خود عمل كند، در نهايت نه تنها توان توفيق را از دست مي دهد كه حتي متحدين خود را نيز در اين بن بست تاريخي به موازات طي مراحل و تعميق بحران از دست خواهد داد. اسلامگرائي اردوغان هم به هيچ عنوان يك سياست ايدئولوژيك نيست بلكه يك محافظه كاري طبقاتي با رنگ و لعاب استفاده سياسي از مذهب براي كسب قدرت مفهوم داشته است. اينكه در طي سال هاي اخير سطح روابط بين رژيم اسرائيل با دولت اسلامگراي اردوغان نسبت به دوران زمامداري ملي گرايان سكولار در تركيه هيچ تفاوت ماهوي نداشته است نشان مي دهد كه اسلامگرائي ترك در متن انديشه و عملكرد خود از قواعد ديپلماسي سكولار تبعيت مي كند.

البته از هم اينك نمي توان نسبت به تحولات منطقه اي و نقش ميانجي گرانه آنكارا در روابط پر تنش دمشق – تل آويو، در ميزان موفقيت آن در كوتاه مدت حكم نهائي را صادر كرد چرا كه بر مبناي همان ديپلماسي عقلاني چانه زني و امتيازگيري پروسه اي مرحله اي و زمانبر مي باشد. هيچ كس نمي تواند اردوغان يا بشار اسد را براي شروع اين بازي محكوم كند چرا كه هر دوي اين زمامداران بر اساس منافع ملي خود، گريز از فشارهاي موجود و حداكثر سودمندگرائي بر اساس موقعيت سياسي و ژئوپلتيكي خود حركت مي كنند. بازگشت بلندي هاي جولان به سوريه بر مبناي قبل از جنگ اعراب و اسرائيل در سال 1967 در شرايط يارگيري هاي جديدي كه در منطقه انجام گرفته است و تل آويو را نيز به كشورهاي عرب نزديك نموده مي تواند غايت انتظار سوريه تلقي شود. اما در اين ميان يك نكته ديگري هم وجود دارد كه هر چند مستقيم به روابط دمشق – تل آويو مربوط نمي شود ولي ارتباط تنگاتنگ و اجتناب ناپذيري با موفقيت طرح صلح كنوني خواهد داشت. مسائل لبنان و نقش سوريه در اين حوزه نفوذ سنتي با توجه به تنش هاي كنوني كه بعد از ترور " رفيق حريري " نخست وزير سابق لبنان شروع گرديد به موازات مشكل جولان نمود واقعي خواهد داشت. اين دو موضوع هرگز قابل تفكيك نبوده و ارتباط ارگانيكي آن با همديگر روند كنوني را پيچيده تر خواهد كرد كه برخلاف گمانه زني هاي اكثريت تحليلگران هيچگاه يكطرفه نخواهد بود و بدون امتياز دادن به دمشق و پذيرش موقعيت نسبي اين كشور در لبنان از سوي آمريكا، تحقق نخواهد يافت. ديگر موضوعات همچون مسئله حماس در فلسطين، حزب الله در لبنان، شورش هاي عراق و نزديكي به ايران در پرونده سوريه، هر چند اهميت خاص خود را دارند ولي در همان ظرف دوجداره گفته شده جاي خواهند گرفت. اصولا در خاورميانه متفاوت از ديگر مناطق جهان هرگز نبايد معضلات منطقه اي را در موقعيت انتزاعي و مستقل تحليل نمود چرا كه در اين منطقه از جهان، حداقل در حوزه عربي آن، استقلال به مفهوم عام آن وجود خارجي ندارد. نمونه مشخص اين مسئله قرارداد كمپ ديويد بين مصر و اسرائيل بود كه چون برخلاف به اصطلاح اخوت مابين امت عربي تلقي شد نه تنها به روند صلح در منطقه كمكي نكرد كه سال هاي متمادي موجب انزواي مصر در جامعه كشورهاي عرب گرديد. اين مسئله به نوعي ديگر امروز در مورد سوريه نيز صادق است و آن اينكه بدون حل مسئله لبنان صلح بين دمشق – تل آويو پايان دهنده انزواي سوريه نخواهد بود. به هر حال سوري ها در وضعيت كنوني با ورود به جريان معاملات صلح با دشمن ديرينه خود، ديپلماسي انعطاف پذير خويش براي كسب منافع ملي و خروج از انزواي موجود را به نمايش گذاشته اند و ترك هاي اسلامگرا نيز با ميانجي گري در اين خصوص هويت متفاوت خود را به تصوير كشيده اند.

 8/2/87

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید