![]() |
|
شماره 198- بروزرسانی سه شنبه 17/2/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
مطلبی که به استاد نگفتم صادق شکیب از وقتی درس و مشق را نیمه کاره رها کردم همدیگر را ندیده بودیم . دورادور شنیدم تحصیلات عالیه دارد و گویا در دانشگاهی درس میدهد. در خیابان سینه به سینه شدیم. پس از گذشت آن همه سال بلافاصله یکدیگر را شناختیم. سلام و علیکی کرده خواستم بروم . اصراراً به چای خانه ای در آن نزدیکی ها دعوتم کرد. خود را خوشحال مینمایاند. از ته دل بود؟ گمان نکنم . خاطرات دوران تحصیل در ذهنم به طور مبهم و سایه روشن چرخید. در آن ایام هیچگاه رابطه ی خاصی با هم نداشتیم جز در یک کلاس نشستن. احساس بدی هم نسبت به وی نداشتم . ولی امروز نمیدانم چرا زیاد تحویلم گرفت. در حین نوشیدن چای بی وقفه حرف می زد. از شغل خوب و رفاه زندگیاش پشت سر هم سخن میراند. در برابر این پرسشم ، بیش تر برای آن که حرفی زده باشم ، اوقات بی کاریات را چگونه می گذرانی؟ مثل آن که مننظر این پرسش باشد با خوشحالی بلافاصله توضیح داد هیچ گاه وقت بی کاری ندارد. از درس دادن و کارهای روزمرهی زندگی فارغ که میشود، مشغول مطالعه برای تدوین کتاب میگردد. می گفت عمیقاً به پژوهش و تحقیقی دامنه دار دست یازیده تا در کتابش به خوانندگان ثابت کند حزب توده و فدائیان خائناند. دنبال سند و مدرک می گشت. تا اثبات نماید چپ انحرافی است در تاریخ بشری و سوسیالیسم رویای دست نیافتنی عده ای عقدهای... با آرزوی آن که در کارش توفیق یابد! از حضور جناب استاد مرخص شدم . نکاتی که به آن استاد و همگنانشان بایستی گفت: پیش از شما با دلیل و مدرک مستند و خیلی خیلی علمی، ساواک در نوشتههای فوق العاده پر جذبه همهی این مسائل را اثبات کرده است. دوباره کاری چرا؟ آن دستگاه جهنمی سرکوب مگر در این مورد تألیفات کمی دارد. به جای آن همه وقت صرف کردن برای به اصطلاح تحقیق و تتبع، کتابهای آنها را بلاواسطه چاپ و منتشر کرده خیال خود و مردم را و چپی ها را به یک باره راحت نمایید. (مثلاً کتاب هایی چون سیر کمونیسم در ایران، یا کتاب سیاه و...) دوستی می گفت: همین کار را هم میکنند. منتها امثال آن آقای استاد دانشگاه لازم است امروزیترش کنند. با تعویض اسامی و تغییر زمان و تفسیر امروزین روی داد ها... راستی این چپ چیست هم در عزا سرش را می برند هم در عروسی. ولکناش نیز نیستند. تازه چندی است موج چپ ستیزی بیشتر شده. کدامین علت باعث این موج گشته؟ مگرنه این است که انگلوار به حساب دیگران چریدن و مردم را به خاک سیاه نشاندن، لازمهاش حفظ منافع و موقعیت خود به هر قیمتی است. در سیر تاریخ با مبارزات بی امان مردمی، مفت خوران روزی دستشان از تمامی امتیازات ناعادلانهاشان بریده خواهد شد. به همین دلیل در خلوتشان هم از تصور آن لرزه بر وجودشان میافتد. به عبث برای طولانی کردن وضعیت موجود به هر حیلتی در چپ ستیزی دست مییازند. ولی همهی نیرنگشان در تداوم تاریخ آب در هاون کوبیدن است و لاغیر. خود و جیره خواران رنگ و وارنگشان بدانند: وای اگر از پس امروز بود فردایی...
|
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |