![]() |
|
شماره 20- بروزرسانی:8/4/1384 |
پژوهش عملي مشاركتي براي توسعه اجتماعي و اقتصادينويسنده : ويليام فوت وايت William Foote Whyteمترجم : غلامحسين رهبري
امروزه در ادبيات پژوهش دانشگاهي توسعه ، واژه ” مشاركت ” به صورت تكيه كلام در آمده است . اكنون در اين مورد اتفاق نظر حاصل است كه براي برقراري يك فرآيند سالم توسعه كافي نيست كارشناسان صرفاً مردم را از نيازهايشان مطلع سازند و سپس در رفع اين نياز بكوشند . بلكه تنها در صورتي مي توان انتظار برقراري يك جريان مداوم و سالم توسعه را داشت كه انسانهائي كه قرار است به آنها كمك شود فرصت اين را بيابند كه در طراحي و اجراي راه حل مشكلاتشان مشاركت داشته باشند . بعلاوه چيزي كه به اين اجماع نظر كارشناسان حرفه اي نيرو مي بخشد عمل گرايي فزاينده مردمي است كه از ناميده شدن با عنوان ” گروه هدف ” سخت ناخشنودند و خواهان آنند كه بر سرنوشت خودشان كنترل بيشتري داشته باشند .
دامنه اين
مشاركت تا كجا بايد كشيده شود ؟ البته ما امروزه اين را امري مسلم مي دانيم كه
اعضاي هر اجتماع يا سازماني كه قرار است مورد كمك و ياري قرار گيرد ، بايد در طراحي
و اجراي طرح توسعه مربوطه دخالت داشته باشند . ولي سؤال اين است كه آيا حدود اين
مداخله مي تواند به پژوهشهايي كه به منظور هدايت طرح هاي تحول و توسعه انجام مي
گيرند نيز گسترش بيابد ؟ گرچه تا كنون مشاركت در پژوهشهاي عملي به ندرت اتفاق
افتاده ولي بهر حال در طول 30 سال گذشته تعداد موارد آن حداقل به اندازه اي بوده
سات كه اثبات كنـد آنچه من آنـرا ” پژوهش عملي مشاركتي
هدف من ارائه
يك روش تحقيق كاربردي است كه بخصوص براي پژوهشگران امر توسعه بايد مفيد و مناسب
باشد. البته اين روش شناسي اختراع من نيست . بلكه در گذشته توسط افراد مختلف و با
عناوين ديگر مورد عمل قرار گرفته است . مثلاً در يكي از نمونه هاي جالب پژوهش عملي
مشاركتي در دهه 1960 يك روانشانس اجتماعي به نام ترسرود
تعريف پژوهش عملي مشاركتيبنا به تعريف من ، پژوهش عملي مشاركتي نوعي روش تحقيق است كه در آن يك يا دو نفر از اعضاي سازمان يا اجتماع مورد مطالعه در همه مراحل فرآيند پژوهش از طرح پژوهشي و جمع آوري و تحليل اطلاعات گرفته تا تهيه گزارش و حتي به كارگيري نتايج در اقدامات مورد نظر ، مشاركت مي نمايند . اساس اين تعريف بر مسئله تقسيم كنترل فرآيند پژوهش و عمل ، بين محقق حرفه اي و عضو سازمان يا اجتماع مورد مطالعه ، قرار دارد . به منظور تعيين جايگاهي براي پژوهش عملي مشاركتي در چارچوب روشهاي مربوط ، من آنرا از دو روشي كه آنها را به ترتيب ” پژوهش عملي ” و ” پژوهش مشاركتي ” ناميده ام متمايز مي دانم . در پژوهش عملي ، هدف پژوهشگر حرفه اي اين است كه فرآيند تحقيق و خطوط اصلي اقدامات متعاقب آن را كنترل نمايد . البته با توجه به ضرورت جلب و حفظ تعهد و همكاري سازمان مربوط ، اين هدف در عمل لزوماً تعديل مي يابد ، ولي به هر حال پژوهشگر همواره سعي مي كند تا جائي كه ممكن است كنترل بيشتري را اعمال نمايد . پژوهش مشاركتي روشي است كه در آن پژوهشگر حرفه اي يك يا دو نفر از اعضاي سازمان مورد مطالعه را به عنوان همكار فعال پژوهش در كار تحقيقي خود درگير مي سازد . ولي در اينجا قصد آشكاري در مورد اقدام بر اساس نتايج پژوهش وجود ندارد . يعني پژوهشگر و اعضاي شركت كننده از سوي سازمان ، هر دو با اين اميد دلخوش هستند كه با انتشار گزارش تحقيق ، نتايج آن سرانجام يكروز مورد استفاده كسي قرار خواهد گرفت ، ولي چنين اميد مبهمي كافي نيست تا يك پژوهش مشاركتي را به پژوهش عملي مشاركتي مبدل سازد .
بسياري از مردم
شناسان اجتماعي و جامعه شناسان از روشي كه من آنرا ” پژوهش مشاركتي ” مي نامم
استفاده كرده اند . كساني كه درگير كار پژوهش ميداني مي شوند بزودي در مي يابند كه
همه آنهائي كه براي جمع آوري اطلاعات به آنها مراجعه مي كنيم ، يكسان خلق نشده اند
. بعضي از آنها تنها مي توانند نام ، سمت ، و شماره مسلسل و داده هاي ابتدايي و
آشكاري از اين قبيل را در اختيار ما بگذارند ، در حاليكه در نقطه مقابل اينها ،
افرادي وجود دارند كه نه تنها فرهنگ سازمان متبوع خود را عميقاً جذب كرده اند بلكه
افراد و رويدادهاي اطراف خود را نيز متفكرانه تحت نظر و مشاهده قرار مي دهند . اين
گروه از اعضاء يك سازمان مي توانند علاوه بر تأمين اطلاعات مهم و اساسي ، از طريق
عرضه انديشه هاي با ارزش و سازنده نيز به كار تحقيق و پژوهش كمك نمايند . خود من
وقتي روي كتاب ” جامعه گوشه خيابان ”
همكاران اصلي
من در اين كار مرداني بودند كه من آنها را داك و سام فرانكو مي ناميدم . بعدها من
در يك كار پژوهش مشاركتي ديگر با يك رهبر اتحاديه
پژوهش عملي
مشاركتي به لحاظ پيوندي كه بين فرآيند پژوهش و برنامه ريزي اقدامات بعدي برقرار مي
كند از پژوهش مشاركتي متمايز مي شود . اجازه بدهيد با شرح مختصري از سه كار تحقيقي
كه من با همكاري نويسندگان ديگر زيراكس و ACTWU
در اين كار
پژوهشي كه در اوايل دهه 1980 انجام گرفت يك روانشناس اجتماعي بنام پيترلازس
لازس حاضر نشد
غير قابل اجتناب بودن تعطيل كارگاه را بپذيرد و براي يافتن يك راه حل مطلوبتر به
رهبران اتحاديه و مديران شركت به بحث و مشورت پرداخت . اين مباحثات به نوآوري
اجتماعي مهمي منجر شد كه ما آن را گروه مطالعه هزينه
مأموريت گروه ، بررسي و مطالعه امكانات صرفه جويي در هزينه ها بود ، بنحوي كه از اين طريق بتوان با قيمت فروشندگان رقابت نمود و در نتيجه مشاغل را در داخل شركت حفظ كرد . گروه از 6 نفر از كارگران قسمت مهار سيم ، سرپرست آنها و يكي ديگر از مديران تشكيل مي گرديد . به اين گروه با پرداخت حقوق كامل 6 ماه فرصت داده شد تا مطالعات خود را انجام داده گزارش مربوط را تهيه نمايند . بعلاوه ، مديريت شركت نيز پذيرفت كه در صورت نياز ، در زمينه هاي عملياتي و حسابداري هزينه ها ، كمكهاي فني لازم را در اختياز گروه بگذارد . همچنين مديريت مذكور دفاتر شركت و ارقام مالي و حسابداري هزينه ها را بطور كامل در اختيار گروه قرار داد . لازس به همكاري با گروه پرداخت و آنها را در مورد روشهاي بحث گروهي و راههاي حل مسائل راهنمايي كرد . او در بعضي از جلسات بحث گروهي حاضر مي شد ولي تنها در مواقعي كه آنها به بن بست مي رسيدند در بحث مداخله مي كرد .
گروه قبل از
پايان فرصت 6 ماهه ، گزارشي تسليم مديرت نمود كه در آن رقم صرفه جويي قابل توجهي كه
از هدف 2/3 ميليون دلاري نيز كمي بيشتر بود ، مستنداً تشريح و توجيه شده بود . اين
نتيجه براي مديران شركت كه هدف مطالعه را دست نيافتني مي دانستند و صرفاً به اين
دليل به برنامه گروه مطالعه هزينه ادامه مي دادند كه نشان بدهند براي حفظ مشاغل در
كارخانه از هيچ تلاشي مضايقه ندارند ، يك شگفتي كامل بود . متعاقباً موفقيت گروه
مطالعه هزينه در قسمت مهار سيم در مطالعات مشابهي كه در سه قسمت ديگر كارخانه انجام
شد ، تكرار گرديد . در اين سه قسمت قبلاً مطالعات نشانگذاري رقابت آميز انجام گرفته
و نشان داده بود كه با سپردن كار آنها به پيمانكاران خارج از شركت ، صرفه جويي قابل
توجهي بعمل خواهد آمد . در اين مطالعات بعدي نتيجه كار گروه مطالعه هزينه ، يا
موفقيت كامل بود و يا حداقل آنقدر به هدف نزديك شده بود كه توانست مديريت را نسبت
به حفظ مشاغل در كارخانه متقاعد سازد . بنا بر تخمين شركت زيراكس ، اين نوآوري
اجتماعي توانست از تعطيل شدن بيش از 900 شغل در قسمت ساخت و مونتاژ جلوگيري كند .
موفقيت چشمگير گروه مطالعه هزينه در طرز فكر و رفتار مديران نسبت به اتحاديه و
كارگران تأثير عميقي گذاشت . حال مديريت با درك بسيار وسيعتري كه نسبت به توان دهني
و كمكهاي فكري كارگران پيدا كرده بود ، آنها را همراه با مهندسان و مديران شركت به
طراحي يك كارخانه صنعتي جديد برگماشت . همچنين مديريت ، برنامه تحقيق و توسعه خود
را تغيير شكل داد تا با از ميان برداشتن مرزهاي سنتي موجود بين قسمتهاي مهندسي –
طراحي و توليد ، كارگران را همراه با سرپرستانشان بعنوان كساني كه در ساخت محصولات
يا مدلهاي جديد نقش خواهند داشت ، در گروههاي طراحي و برنامه ريزي اين محصولات قرار
بدهد . بنابر برآوردهاي شركت زيراكس ، اين تغيير ، زماني را كه يك توليد جديد از
مرحله ميز رسم تا مرحله توليد طي مي كند به نصف تقليل داد ، و اين موفقيت در دوراني
كه سود يا زيان حاصل از ورود يك محصول جديد به بازار مي تواند بستگي شديدي به سرعت
عمل و كوتاه كردن فواصل زماني داشته باشد ، بسيار خيره كننده بود
در اينجا جا دارد به تقسيم نقش ها در اين پژوهش حرفه اي ، در كمك به طرفين براي طراحي نوآوري اجتماعي و هدايت بحران بحث در جهت انجام موفقيت آميز طرح ، نقشي اساسي بعهده داشت ولي بهرحال او در پژوهشي كه وجود امكانات صرفه جويي را مستنداً به اثبات رسانيد ، كوچكترين نقشي ايفا نكرد بلكه اين بخش مهم و حياتي پژوهش ، به تمامي توسط اعضاء كارگر و مديريت انجام گرفت .
مورد
تعاوني موند راگون
مورد اخير به
گروه فاگور
دانشمند رفتار
شناسي كه در اين مورد فعاليت داشت يك مردم شناس اجتماعي بنام ديويد گرين وود بود .
زماني كه من مشغول تحقيقات براي كتابي راجع به موندراگون
در اين پژوهش عملي مشاركتي ، كانون توجه و تحقيق ، فرهنگ سازماني گروه فاگور بود . در واقع اين آقاي گونزالس بود و نه گرين وود ، كه تمركز بر روي اين موضوع خاص را پيشنهاد كرد . هدف عملي طرح اين بود كه نقش ها و وظايف كاركنان فاگور از ديدگاه آنچه آنها در مورد فرهنگ سازماني گروه تعاوني خود فرا مي گيرند مورد بازنگري قرار گيرد .
اجراي طرح مدتي
بيش از دو سال ادامه داشت و قسمت عمده كار در طول ماههاي ژوئيه 1985 و 1986 انجام
گرفت . در اين مدت 15 نفر از اعضا اداره مركزي امور كاركنان فاگور ، يا اداره امور
كاركنان تعاني تشكيل دهنده آن ، با گرين وود و گونزالس همكاري كردند . در سال اول
توجه آنها بر روي تحليل اولگور در دومين ماه ژوئيه ، اعضاء گروه مطالعه ، در مورد چند موضوعي كه مورد توجه گروه برنامه ريزي طرح بود ، با عده اي از اعضاء و كاركنان كه از نظر سوابق تجربي و سطوح سازماني متفاوت بودند مصاحبه ها و جلسات بحث گروهي تشكيل دادند .
حاصل كار سال
اول ، يك گزارش تك نگاري 116 صفحه اي در مورد اولگار بود . مدير عامل گروه فاگور
بسيار تحت تأثير اين گزارش قرار گرفت و گروه را تشويق كرد كه مطالعه خود را در مورد
گروه فاگور نيز انجام دهد . اين اقدام نهايتاً به تأليف كتابي در مورد فرهنگ
سازماني فاگور منتهي گرديد
برنامه
خدمات عمومي پنسيلوانيا
اين مورد داراي
جنبه هاي خاص و متمايزي است . نخست اينكه پژوهشگران حرفه اي ، در ساير مواردي كه من
آشنايي دارم ، محققان علوم رفتاري بوده اند ، در حاليكه در اين مورد ، رهبري گروه
تحقيقاتي را عمدتاً تاريخ شناسان به عهده داشته اند . كمي پس از آنكه شلدون هاكني
نگرش جديدي كه توسط آقاي هاكني طراحي شده بود ، دانشگاه را در جهت همكاري با اجتماع محلي ياد شده قرار مي داد . اين نگرش جديد بر خلاف رفتار و نگرش پدر مئابانه اي كه در اجراي طرح هاي گذشته نسبت به اجتماع محلي اعمال مي گرديد ، خواستار آن بود كه رهبران اجتماع محلي ، در تهيه طرحها فعالانه مشاركت و با دانشگاه همكاري نمايند .
مسئوليت تعيين
نحوه اجراي اين نگرش به عهده آقاي ايراهاركاوي
هدف آنها اين بود كه هر قدر مي توانند ، تعداد بيشتري از دانشجويان دوره هاي كارشناسي ، كارشناسي ارشد و استادان دانشگاه را وادارند تا با استفاده از راهها و روشهايي كه مي بايست از طريق كنكاش و جستجو كشف مي گرديد در حل مسائل اجتماع محلي با اعضاء آن اجتماع همكاري نمايند . ابتدا برنامه خدمات عمومي پنسيلوانيا ، در نقاط مختلف شهر طرحهاي متنوع دانشجويي را به اجرا گذاشت . بزودي آشكار شد كه براي اينكه دانشگاه پنسيلوانيا بتواند در اجتماع تأثير مهمي بگذارد و نيز به منظور ايجاد تمركز در برنامه پژوهش و عمل دانشگاه ، لازم است فعاليتهاي مربوط به اجتماع محلي صرفاً به مناطق اطراف دانشگاه محدود شود . اين باعث شد كه عمليات مورد نظر در منطقه فقير نشيني كه 90 درصد ساكنان آن سياهپوست بودند متمركز شود . سپس برنامه خدمات عمومي پنسيلوانيا با يك سازمان محلي بنام سپاه ترقي فيلادلفياي غربي روابط همكاري برقرار كرد و بزودي ، بخصوص از طريق مدرسه متوسط ترنر ، به صورت يك پايگاه عملياتي محلي در آمد . از آن زمان تا كنون مدير و يكي از دبيران آن مدرسه در برپايي و هدايت فرايند پژوهش عملي مشاركتي ، نقش هاي رهبري و جلوداري را بعهده گرفته اند . هم اكنون دبيران مدرسه ترنر و رهبران اجتماع محلي ، از طريق يك رشته طرحهاي پژوهش كاربردي ، كه در حال حاضر به اجراي برنامه هاي مهم بهداشت محله منتهي شده است ، با دانشجويان كارشناسي و كارشناسي ارشد دانشگاه پنسيلوانيا بطور فعال همكاري مي كنند . اين برنامه با بررسي و ثبت وضعيت فشار خون اهالي كه جنبه اكتشافي داشت ، شروع شد و اكنون دارد در جهت اجراي يك تحقيقات و بررسي اپيدمي شناسي و ثبت وضعيت بهداشتي اهالي محل پيش مي رود . يك بررسي مشابه در آينده معلوم خواهد كرد كه برنامه هاي بهداشتي اجرا شده تا چه حد بر بهداشت و سلامت اهالي مؤثر بوده است . يكي از اساتيد دانشكده پزشكي در اجراي اين برنامه نقش اساسي بعهده داشته است . دانشجويان او ابتدا روش اندازه گيري فشار خود را به دانش آموزان مدرسه متوسط آموختند و سپس دانش آموزان به اندازه گيري ، ثبت و طبقه بندي فشار خون اهالي داوطلب شركت در اين آزمايش پرداختند . مشاركت فعال دانش آموزان مدارس ابتدايي در اجراي اين برنامه نمايانگر طيف وسيع مشاركت مدارس و اهالي در اين امر مي باشد . همچنين اين برنامه باعث رواج آموزش مسائل مربوط به بهداشت محله در مدارس شده است . اكنون برنامه در مرحله تأسيس يك مركز بهداشت محلي در منطقه فقير نشين است كه با همكاري دانشكده پزشكي و رهبران محلي امكانپذير شده است .
در دانشگاه ،
اين فعاليت اجتماعي محلي ، همكاريهاي بين دانشكده ها را در پژوهشهاي عملي ، در
زمينه هاي علوم اجتماعي و بخصوص در دانشكده ارتباطات آنن برگ
دستاوردهاي علميآنچه تا كنون گفته شد ، نتايجي بود كه عمدتاً در زمينه عملي ، از پژوهش هاي عملي مشاركتي بدست آمده است. حال ، خلاصه اي از فوايد علمي حاصل از اجراي اين طرحها ، كه به تدريج شاهد بروز آنها هستيم شرح داده مي شود . در طرح مربوطه به شركت زيراكس ، پژوهش عملي مشاركتي ما را واداشت تا با يكي از مسائل مربوط به رفتار سازماني ، يعني رابطه بين بهره وري و مشاركت ، كه موضوع مطالعات بسياري نيز بوده برخورد قوي تري بكنيم . روش متداول اينست كه بازده مستقيم كارگران را در طول دو دوره زماني متفاوت ، مورد سنجش قرار مي دهند ، گويي كارگران تنها عامل تعيين كننده ميزان بازدهي هستند . از آنجا كه بازده يا ستانده ، در هر كارخانه مورد بررسي ، بوسيله مجموعه منابع انساني و منابع مادي تعيين مي شوند و نيز با توجه به اينكه اين منابع به هزينه هاي قابل سنجش مربوط اند ، لذا روش واقع بينانه تر آنست كه هزينه ها را مبناي سنجش و اندازه گيري خود قرار دهيم . از آنجا كه مطالعات متداول در زمينه رابطه مشاركت / بهره وري نتايج ابهام آميزي بدست داده است ، ما مي توانيم نشان بدهيم كه مشاركت گروههاي مطالعه هزينه در مورد شركت زيـراكس ، در آنچــه اقتصاد دانـان " بهره وري مجموع عوامل " مي نامند ، يعني رابطه بين هزينه نهاده ها و ارزش ستانده ها ، بهبود و افزايشي بين 25% تا 40% ايجاد كرده است . پس از اينكه ما آموختيم كه هزينه هر محصول صنعتي خاص ، تا حدود زيادي مي تواند به نحوه تخصيص هزينه هاي غير مستقيم يا بالاسري بستگي داشته باشد ، اين امر ما را واداشت تا رابطه بين حسابداري هزينه ها و رفتار سازماني را مورد بازنگري قرار دهيم . ( براي شرح مفصل مورد زيراكس به كتاب وايت ، گرين وود ، و لازس ، 1988 و 1990 مراجعه كنيد ) . طرح فاگور به تأليف كتابي در مورد پژوهش عملي مشاركتي منتهي شد كه در خصوص مطالعه فرهنگ سازماني ، يك برخورد جديد ارائه مي كرد ( گرين وود ، گونزالس و ديگران 1990 ) . نويسندگان اين كتابي بين ارزشهايي كه اساساً بين اعضاء يك تعاوني رواج گسترده اي دارد و طيف وسيعي از تعبيرهايي كه در مورد بهترين نحوه حفظ اين ارزشها به عمل مي آيد ، تفاوت قائل شدند . اين نشان مي داد كه يك فرهنگ سازماني ماندني ، مي تواند بحث هاي بسيار قوي را در زمينه هاي عملي و در چارچوب قواد حل اختلاف در بر بگيرد .
در برنامه دانشگاه
پنسيلوانيا ، مدير طرح ، برنامه پژوهشي را در رابطه با موضوع مدرسه محلي ، كه چند
نسل قبل توسط جان ديوئي |