شماره 200- بروزرسانی یکشنبه 22/2/1387                             بازگشت به صفحه اصلی

رانندگي در هواي مه آلود

 

اردشير زارعي قنواتي

 

صلح خاورميانه و عملياتي كردن مفاد مذاكرات آناپوليس در اواخر سال گذشته ميلادي با توجه به واقعيات منطقه اي بيش از پيش غير قابل دستيابي به نظر مي رسد. حداقل اينكه جورج بوش انتظار داشته است تا پايان سال 2008 اين موضوع پيچيده و مشكل هزارتوي سياسي، مذهبي، نژادي و فرهنگي منطقه اي به سرانجام برسد، با توجه به عملكرد نيروهاي تاثيرگذار داخلي، منطقه اي و بين المللي با ترديدهاي اساسي روبرو مي باشد. سفر هفته اخير " كاندوليزا رايس " وزير امور خارجه آمريكا به منطقه و مذاكرات فشرده وي در بيت المقدس و رام الله با مسئولان اسرائيلي و فلسطيني و سخنان وي در كنفرانس مطبوعاتي با خبرنگاران بيش از آنچه منعكس كننده واقعيات جاري باشد نمود يك تقلاي بي حاصل در ظرف زماني مورد نظر خواهد بود.

 خانم رايس در كنفرانس مطبوعاتي رام الله كه پس از مذاكره با " محمود عباس " رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين انجام گرفت گفته است " آمريكا باور دارد كه دستيابي به پيمان صلح بين طرف هاي اسرائيلي و فلسطيني تا پايان سال ميلادي جاري ممكن است ". اين در حالي است كه در اظهارات هفته هاي اخير مقامات اسرائيلي و فلسطيني و همچنين شكاف هاي دروني در دولت تل آويو و مناطق خودگردان، فضاي خاكستري و سرشار از ياس و نوميدي بر امور حاكم بوده است. در چنين شرايطي مقدمه چيني براي سفر جورج بوش به منطقه توسط رايس، هر چند كه مي تواند در پروسه صلح تحرك تازه اي را بوجود آورد ولي به همان دلايل داخلي، منطقه اي و بين المللي چشم انداز مورد نظر را سخت تر از پيش بيني هاي خوشبيينانه كرده است.            

وضعيت داخلي : در اسرائيل هم اكنون كابينه " ايهود اولمرت " در خصوص روند برچيدن شهرك هاي يهودي نشين و موقعيت بيت المقدس شرقي در طي توافقات نهائي صلح، دچار چند دستگي و اختلافات متعددي است. موقعيت نخست وزير در ماه هاي اخير به خصوص پس از ناكامي در جنگ 33 روزه لبنان و اتهامات مبني بر فساد مالي به شدت متزلزل شده است و تهديد بعضي از احزاب متحد افراطي در كابينه براي خروج كه مي تواند به سقوط دولت منجر شود، دست وي را براي تصميمات اساسي بسته است. شبح اپوزيسيون به رهبري " بنيامين نتانياهو " رهبر حزب ليكود هم اينك آن چنان بر سر اولمرت سنگيني مي كند كه نخست وزير را از ريسك يك تصميم بزرگ منصرف خواهد كرد. در عرصه سياسي فلسطين نيز اوضاع تقريبا همچون رقيب چندان پايدار نيست و شكاف كنوني بين دولت خودگردان و جنبش حماس كه به جدائي سرزميني و شكاف سياسي، اجتماعي منجر شده آلترناتيو تصميم گير در اين سوي ماجرا را نيز به محاق برده است. اينكه در فلسطين جنبش فتح " محمود عباس " با رقيب اسلامگراي خود جنبش حماس در قهر سياسي و درگيري نظامي قرار دارند هرگونه مصالحه اي را از مشروعيت و توان ملي تهي مي كند. شايد تنها نقطه اميد در قسمت فلسطيني ماجرا، مذاكرات تازه گروه هاي فلسطيني به ميانجيگري مصر در قاهره باشد كه به توافقات حداقلي در خصوص برقراري آتش بس با اسرائيل نزديك شده اند. اراده بيروني براي دستيابي به يك هدف معين و بنيادين بدون وجود بستر مساعد دروني هرگونه راه حل و تحرك اساسي در مورد تصميات بزرگ را متزلزل و تا حدودي غير قابل تحقق خواهد كرد.                                                                 

وضعيت منطقه اي : معضلات و مسائل منطقه خاورميانه به طور كامل با همديگر و محيط پيراموني ارتباط ارگانيك داشته و مي توان از آن به عنوان يك مجموعه به هم پيوسته در چارچوب " بحران هاي زنجيره اي " ياد كرد. فلسطين از دهه 50 ميلادي به نوعي كانون بحران هاي منطقه اي تلقي شده و اكثر رويدادهاي اتفاق افتاده تحت تاثير اين موضوع قرار داشته است. نقطه كانوني شدن فلسطين در بحران هاي منطقه اي خود به خود خصوصيت منحصر به فرد ديگري را نيز به موضوع افزوده است و آن اينكه تضادها و رقابت هاي منطقه اي در قالب دو گرايش حول مشكل فلسطين آرايش داده شده است. مذهب و نژاد دو عامل اصلي در اين ماجرا مي باشند كه واقعت بنيادگرائي منطقه اي و ناسيوناليسم عربي را در خود پوشش مي دهند. از يك طرف ايالات متحده و مجموعه غرب بواسطه نزديكي تمدني به رژيم اسرائيل و جبران تاوان جنايات گذشته در خصوص بي عدالتي بر عليه يهوديان در طول جنگ جهاني دوم تا حدود زيادي به طور يكجانبه منافع اين كشور را در مقابل منافع ناديده گرفته شده فلسطين و درخواست هاي منطقه اي ترجيح مي دهند. از طرف ديگر ميانه روهاي عرب كه هم اينك خود را پشت سر حمايت از محمود عباس قرار داده اند و اسلامگراياني كه فراتر از ويژگي عربي به عنوان اخوت ديني از حماس حمايت مي كنند دو بال اين پرنده مجروع بوده اند كه صلح خاورميانه را با بن بست روبرو كرده اند. در چنين وضعيت و آرايش نيروهاي منطقه پيراموني دستيابي به صلح بين اسرائيل و فلسطين در شرايط بحراني كنوني چندان قابل دسترس نمي باشد.                        

وضعيت بين المللي : شايد بتوان شرايط بين المللي را براي برقراري صلح در خاورميانه با توجه به تعميق بحران در اين نقطه از جهان و ارتباط آن با پديده هيولا وار تروريسم بين المللي، تنها نقطه مثبت در اين پرونده به حساب آورد. هر چند كه ايالات متحده همواره به عنوان بزرگترين حامي اسرائيل خود به اصلي ترين عامل عدم دستيابي به صلح منصفانه در اين ماجرا شناخته مي شود ولي به تازگي اين كشور نيز با وضعيت دگرگون شده اي روبرو مي باشد كه الزامات متفاوتي را ايجاب مي كند. قدرت و توانائي رو به افزايش بنيادگرائي و راديكاليسم منطقه اي كه به خصوص پس از حمله به افغانستان و عراق جهش دو چنداني يافته است بازيگران بزرگ بين المللي را به درك منطقي تري از بحران خاورميانه متقاعد كرده است. هر چند كه هنوز نيز واشينگتن و تا حدودي بروكسل با خط كشي دگم در مورد نيروهاي ذي نفع و تاثيرگذار از درك و شناخت واقعي مسائل دور مي باشند ولي بستر مساعد به صورت تئوريك براي پذيرش صلح منصفانه مهيا شده است. سفر ماه گذشته " جيمي كارتر " رئيس جمهور اسبق آمريكا و مذاكرات فشرده وي با تمام بازيگران دروني و پيراموني مسئله، بدون خط كشي هاي مرسوم ساخت قدرت در واشينگتن، به ميزان زيادي ميل و اشتياق به تفاهم حداقلي را افزايش داده است. به طور كلي با توجه به عمق بحران نمي توان با سخن امروز رايس و ديروز بوش در مورد دستيابي به صلح قبل از پايان سال ميلادي همراه بود. اما در اين ميان الزام حل و فصل مسائل و معضلات منطقه اي در نقطه كانوني آن در فلسطين و اسرائيل يك واقعيت غير قابل انكار است كه حداقل در طي سال هاي آتي مي بايست مورد توجه و تامل بازيگران داخلي، منطقه اي و بين المللي جهت پذيرش رويكردهاي پراگماتيستي قرار گيرد.

  16/2/87                 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید