شماره 200- بروزرسانی سه شنبه 24/2/1387                             بازگشت به صفحه اصلی

درد دل

غريب آشنا

 

با سلام، ببخشيد مطالب فرهنگ توسعه بسيار پربار و عالي است و مطلبي كه من مينويسم شايد قابل خواندن هم نباشد ولي با نام «غريب آشنا» برايتان مي‌نويسم و اميدوارم اشتباهات و معايبم را بگوييد.

البته معتقدم ساده و روان بايد حرف زد و اگر حرف از دل برآيد بردل نشيند پس خيلي ساده و بدون حاشيه حرف دلم را مي‌زنم هرچند شايد از حوصله شما خارج باشد. ولي اميدوارم به بزرگواري خود ما را عفو بفرماييد تا بتوانم چند لحظه از وقت شما را بگيرم آخر اين زمانه بايد ياد بگيريم چه جور حرف‌هاي دلمان را بخوريم نه اين‌كه برزبان جاري سازيم.

چون يا كسي حوصله شنيدن ندارد يا به زائقه ديگران خوشايند نيست و همه به طريقي بدنبال شنيدن حرف‌هاي دل چسب و ببخشيد مادياتي هستند و بقيه حرف‌ها را حوصله ندارند. دردي را كه حس مي‌كنيم دردي است كه مانند كرمي به جان ما، جامعه ما، درون ما افتاده و هر يك رااز درون مي‌خورد و پيش مي‌رود و ما هيچ كاري نمي‌كنيم چون گوش‌هايمان را بستيم چشمانمان را روي هم مي‌فشريم تا نبينيم و دل‌هايمان را قفل كرديم تا حس نكنيم و فقط مي‌گوييم بايدزندگي بگذرد اما چگونه؟ چطور؟ زماني برايمان مهم است كه بحث پول و ماديات وسط باشد ولاغير.

نسبت به مسائل پيرامون خود، آدم‌هاي پيرامون و د‌‌ل‌هاي پيرامون همه و همه بي تفاوتيم فقط يا در فكر گذراندن روزها هستيم و يا اين‌كه مي‌خواهيم آن‌گونه كه به نفع ماست روزگارمان بگذرد البته تا اندازه‌اي حق مسلم ماست اما ما فراتر رفته‌ايم،اگر كسي نظري بگويد اعتراضي بكند و يا سخني بر زبان جاري سازد در فكر اين نيستيم كه دردش را بشنويم، حال دارو دارد يا زهر بماند، فقط مي‌خواهيم بدانيم كه اين حرف را زده و دهانش را ببنديم اگر خطي بنويسد بدنبال دست خط او هستيم كه آن‌را بيابيم واصلا نمي‌خواهيم بدانيم چرا نوشته و شايد بتوانيم كمكش كنيم، ‌نه براي ما فرقي ندارد يا منافعي در برندارد پس اينطور بي‌تفاوت يا به نفع خود پر تفاوت. هدف چيست؟ نمي‌دانم شايد باورها شايداخلاقيات،انسانيت، درس‌هاي گذشتگان ما همه و همه اشتباه است و هدفي بجز ترقي و به قدرت رسيدن بيشتر و بيشتر نباشد. آري مي‌خواهند در جامعه فعال نباشي و سخني برزبان جاري نسازي اما چگونه مي‌توان؟ در حالي‌كه در كشورهاي پيشرفته دنيا و در كشورهاي مثل ژاپن و چين و... مي‌بينيم همه براي هدفي كار مي‌كنند و با كوشش و تلاش بسيار. اكنون به ما مي‌گويند يا درگير مشكلات باش و يا آنقدر پول و قدرت كسب كن كه به كسي يا چيزي ديگر فكر نكني، آخر پس چو عضوي بدرد آورد روزگار، دگر عضوها را نباشد قرار هيچ و هيچ... آه و صد افسوس آه چرا كه همه به صراحت مي‌گويند چشمانت را ببند و ساكت شو و... فكر مي‌كنم بيشتر از اين از حوصله شما نيز خارج شود و اميدوارم حق مطلب را بيان كرده باشم. باتشكر غريب آشنا.HH

 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید