شماره 201- بروزرسانی  پنجشنبه 26/2/1387                             بازگشت به صفحه اصلی

  بزرگان حاشيه در جستجوي متن

 اردشير زارعي قنواتي

روز 7 مه 2008 مراسم آغاز به كار رئيس جمهور جديد روسيه " ديميتري مدويديوف " انجام گرفت و پسرك حرف شنو بالاخره به جاي رئيس و مراد خود پاي به كاخ كرملين گذاشت. اينكه با توجه به تفويض پست نخست وزيري به " ولاديمير پوتين " تقسيم قدرت و آلترناتيو واقعي قدرت در دولت آينده روسيه چه كسي خواهد بود بيش از هر چيز به ذات قدرت و توان اين دو نفر در ساختار متصلب حكومتي اين كشور ربط خواهد داشت. اما يك موضوع را به يقين در شرايط كنوني مي توان به آن تاكيد داشت و آن اينكه سياست راهبردي و رويكرد ژئوپلتيكي روسيه دچار تغيير اساسي نخواهد شد.

 اين چارچوب سياسي قبل از هر چيز به منافع استراتژيك مسكو و تثبيت هويت اين كشور در نظام نوين بين المللي مربوط است كه بسيار فراتر از جابجائي افراد و شخصيت هاي سياسي مفهوم مي يابد. تمايل به ايجاد موازنه در سيستم بين المللي و در صورت توان سمت گيري به طرف قطب بندي در چنين عرصه اي، الزام و ضرورت اجتناب ناپذير اين كشور و ديگر قدرت هاي در حال ظهور همچون چين، هند، برزيل و آفريقاي جنوبي خواهد بود. به همين دليل درست در همان روز اول رياست جمهوري مدويديوف ازسوي وزارت امور خارجه روسيه اعلام شد كه وي در روز 23 مه به چين سفر دو روزه اي خواهد داشت. مطمئنا اين سفر درشرايط آغاز به كار رئيس جمهورجديد حامل يك پيام آشكار به متحد استراتژيك خود و جامعه جهاني مي باشد كه نشانه اولويت بندي در سياست خارجي مسكو نيز تلقي مي شود. در كنار اين موضوع به گزارش خبرگزاري نووستي روسيه وزارت خارجه چين اعلام كرده است كه وزير خارجه اين كشور در روزهاي 14 تا 16 مه براي شركت در نشست مشترك روسيه، چين، هند و برزيل به مسكو سفر خواهد كرد. خبر اين نشست چهار جانبه هر چند كه در خبرگزاري هاي غربي انعكاس درخور توجهي نيافته است اما با توجه به شركت كنندگان در آن مي بايست بسيار مهم و قابل تامل به حساب آيد. اينكه در اين كنفرانس چه مسائلي مورد بررسي قرار مي گيرد يا چه توافقاتي حاصل مي شود اهميتي به مراتب كمتر از نفس پذيرش الزامات همسوئي قدرت هاي درجه دوم كنوني براي وحدت رويه و تبيين سياست هاي مشترك در نظام نوين بين المللي خواهد داشت. اين تركيب چهارجانبه دقيقا متناسب با واقعيت هاي ژئوپلتيكي و سهم خواهي در ساختار هژمونيك قدرت بين المللي در شرايط كنوني مي باشد.

دير يا زود نظام تك قطبي فعلي به جهت تناقض و پارادوكس هائي كه در كسب منافع كشورهاي قدرتمند متن – حاشيه و همچنين اكثريت جامعه جهاني در اين صورت بندي ژئوپلتيكي دارد، دچار شكاف و فروپاشي خواهد شد. اين موضوع نه تنها خواست و تمايل بسياري از اضلاع قدرت نابرخوردار و اجماع نظر اكثريت خاموش فعلي است كه بلكه به عنوان ضرورت تاريخي در ديالكتيك زمان و ميل طبيعي بشريت براي تسخير جايگاه هاي بالاتر نيز به شمار مي آيد. در حالي كه روسيه قدرت بلامنازع انرژي حداقل در اروپا بوده و ثروتمندترين كشور به لحاظ مواد اوليه در كنار برخوداري از زرادخانه عظيم تسليحات متعارف و غيرمتعارف بازمانده از ميراث شوروي مي باشد، دليلي براي در حاشيه ماندن و به بازي نگرفتن از سوي غرب براي آنان وجود ندارد. چين امروز با رشد اقتصادي بالاي 10 درصد، دارا بودن بزرگترين ذخاير ارزي به ميزان تقريبي 1300 ميليارد دلار، سهم تقريبي 13 درصدي از تجارت جهاني، جمعيت 3/1 ميليارد نفري اكتيو در حوزه اقتصادي و مشخصات ويژه ديگر وزني به مراتب بالاتر از سهم كنوني خود در آرايش مصنوعي قدرت بين المللي دارد. هند به عنوان بزرگترن دمكراسي جهان در طي ده هاي اخير به جهت جهش هاي اقتصادي و رشد بالاي 8 درصد اقتصاد، دستيابي به دانش و تكنولوژي مدرن و حساس الكترونيك در كنار جمعيت بالاي يك ميلياردي خويش، حق طبيعي خود مي داند كه در بازي بزرگان به عنوان يك ضلع قدرت جهاني به رسميت شناخته شود. برزيل به عنوان يك غول اقتصادي نوظهور، يكي از صادر كنندگان بزرگ اسلحه در قاره آمريكا و اعتبار خويش در تركيب بندي قدرت در اين قاره به سهم كنوني و حاشيه اي خود در عمود قدرت بين المللي هرگز نمي تواند بسنده كند. بنابراين اين چهار كشور بزرگ كه بعد از فروپاشي جهان دو قطبي توسط غرب در حاشيه نگاهداشته شده اند اين موقعيت متصلب فعلي قدرت بين المللي را درخور خود و قابل تحمل نمي دانند. به همين دليل آنان به صورت اجتناب ناپذيري به همسوئي منافع خويش توجه كرده و در جهت يك همگرائي فراگير بين المللي حركت مي كنند. در دنياي سياست هاي ژئوپلتيكي به خصوص در شرايطي كه نگاه و رويكردهاي ايدئولوژيك در اين عرصه به حاشيه رانده شده و حتي به تعبيري ايدئولوژي زدائي شده است، همسوئي براي كسب منافع در بازي ها و آرايش هاي سياست خارجي به يك اصل اجتناب ناپذير تبديل گرديده است. در چنين وضعيتي مي بايست نشست چهارجانبه مسكو بين روسيه، چين، هند و برزيل را بسيار با اهميت و تاثيرگذار در نظام مندي هاي آتي در عرصه بين المللي به حساب آورد. تصلب قدرت در هرم جهاني و شرايط ركود – تورم كنوني در كشورهاي گروه هفت يا به تعبيري جهان اولي ها به تلاش هاي قدرت هاي برتر حاشيه اي توان دوچنداني جهت شكستن اين كاست قدرت بخشيده و در آينده بدون هيچ شكي حاصل اين تلاش ها به بار خواهد نشست.

                                                 22/2/87

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید