شماره 203- بروزرسانی  شنبه 4/3/1387                             بازگشت به صفحه اصلی

 

 نتايج و عواقب سازش نيروهاي"چپ نو"ي ايتاليا،

 

 با سيستم  نئوليبريستي سرمايه داري

 

مهندس سهراب مژده    

sohrab.mojdeh@yahoo.it   

 

 

"چپ نو"، چه در لباس كهنه ي سوسيال دموكراسي، چه در قامت انديشه هاي توني بلر، و چه در شكل تازه ي آن در ايتاليا، كه پيرو فاسسينو(Piero Fassino) و والتر ولتروني((Walter Veltroni، نماينده آنند - و شما مي توانيد نظريات آنان را در سايت صداي مردم، در بخش مقالات نويسنده ي اين سياهه، در چندين بخش، تحت نام حزب دموكرات((PD بخوانيد -  نتايج زيانباري را براي توده ها به دنبال داشته است كه ما در اينجا فهرست وار مطرح مي كنيم.

 

قبل از هر چيز اشاره بدين نكته ضروري است كه، نزديكي برنامه هاي "چپ نو" يعني حزب دموكرات((PD به رهبري" ولتروني" و حزب آزادي(PDL) به رهبري "برلوسكوني"، يكي از سودجو ترين سرمايه داران ايتاليا، بگونه ايست كه نام رهبران اين دو حزب، به تمسخر، با يك نام تركيبي  ولتروسكوني"Weltrusconi، بيان ميگردد.

 

اين نتايج زيانبار عبارتند از:

 

-     نتيجه ي ايجاد اين حزب باصطلاح "چپ نو" كه ايدئو لوگ هاي آن سعي كرده اند سرمايه داران و كارگران را باهم به عضويت اين حزب در آورند، باعث شد كه نيروهاي چپ مدافع زحمتكشان امكان انتخاب شدن، در انتخابات سال 2008، را در پارلمان  از دست بدهند و در نتيجه  كارگران و زحمتكشان ايتاليا، بعد از 63 سال حضور پر قدرت خود در دوشاخه ي مجلس ايتاليا، دراين دونهاد بنيادين دموكراتيك، ديگر نماينده اي نداشته باشند. اين فاجعه درست زماني رخ داده است كه كارگران و زحمتكشان ايتاليا، در طي  بيست سال اخير، در مشكل ترين ، و بي سامان ترين موقعيت اجتماعي قرار گرفته اند. گسترش بيكاري و افزايش روز بروز قراردادهاي كوتاه مدت در كارگاهها و كارخانه ها، و بويژه در بخش راهها و جاده ها و تونل ها و يا پروژه هاي استرانژيك كه نقش تعيين كننده اي در بازار كار ايتاليا دارند، موقعيت زحمتكشان و كارگران ايتاليا را به وضع خطر ناكي نزديك ميكند. بايد توجه داشت كه شكل قرار دادي در زمان محدود و بدون آينده، تنها شامل كارگران نيست و تكنيسين ها، مهندسين و بخشهاي مختلف كارمندان را نيز در بر مي گيرد. يكي از مهمترين نتايج زيانبار اين نوع قراردادهاي بدون ضمانت هاي جنبي حقوقي- كه در اينجا وظيفه ي نيروهاي چپ در دفاع از حقوق زحمتكشان مطرح ميشود- ايجا جو ترس و شانتاژ از طرف كارفرما و يا مسئول پرسنل در محيط هاي كار است. اين نوع قرار دادها، كارگران وكارمندان را در موضع ضعف در مقابل كارفرما قرار داده و شجاعت و خصوصيات انساني آنان را تضعيف مي كند.  اين نوع قرارداد ها، عده ي زيادي را كه احتياج به تجديد قرارداد خود دارند به رفتارهاي مشمئز كننده اي چون چاپلوسي، خبر چيني براي كارفرمايان از محيط كار  مي كشاند وغرور و هويت انساني آنان را به خطر انداخته و جامعه را از ديدگاه اخلاقي به سقوط مي كشاند. علاوه بر اين معظل اجتماعي، اخراج كارگران از كار بعد از يك دوره ي كوتاه مدت، پديده ي خودكشي را در قشرهاي پائين جامعه افزايش داده است. سكوت "چپ نو" در اين موارد و پذيرش نسخه هاي سرمايه داران در محيط كار، بزرگترين ضربه هاي فرهنگي، روحي و تربيتي را بر پيكر زحمتكشان ايتاليا وارد كرده است؛

 

-     عدم حضور يك نيروي چپ مدافع كارگران و زحمتكشان باعث شده است كه نيروهاي راست در راه اهداف خويش با كوچكترين مانعي، از طرف نيروهاي "چپ نو" برخورد نكنند و هر قانوني را در آينده اي نزديك به تصويب برسانند. اكنون كه روز هاي نخستين  پيروزي انتخاباتي نيروهاي راست در ايتالياست، سخن بر سر عدم لزوم سنديكاههاست. اين سخنان دورنماي دموكراسي را در ايتاليا عميقا به خطر مي اندازد؛

 

-     "چپ نو" ، همكاري كشورهائي همانند ايتاليا را با آمريكا در اشغال وجنگ عراق، و ديگر كشورها با بي وقاحتي شرم آوري،  به عنوان ماموريت براي صلح ودموكراسي قلمداد مي كند؛

 

-     "چپ نو" ، بدين انديشه ي ليبريسم سرمايه داري تن داده است كه دموكراسي را مي توان با خشونت و جنگ قدرتمندان سرمايه، همانند كالائي به ديگر كشورها صادر كرد. نتيجه اينست كه "چپ نو" به تعيين سرنوشت توده ها ي يك كشور بدست نيروهاي خود اعتقاد ندارد؛

 

-     "چپ نو"، با تاثيرات خود بر روي سنديكاهاي كارگري سنتي، آنان را از اهداف خود دور كرده است. و اين بزرگترين نيروئي است كه در اين موقعيت، بعلت حضور بوروكرات ها و كاست مرفه سنديكاليست ها در اين نهاد هاي دموكراتيك، منافع زحمتكشان را به خطر انداخته است. اين مسئله باعث پيدايش تعداد از سنديكاهاي پايه اي شده است كه اتحاد و يا وحدت عمل زحمتكشان را با مشكلات جدي روبرو  كرده است؛

 

-     "چپ نو" كئوپراتيوهاي سرخ را كه در بخشهاي مختلف اقتصادي  نقش بسيار مهمي داشته و در رشد دستاوردهاي دموكراتيك ايتاليا در طي بيش از 60 سال گذشته نقش مهمي بازي كرده اند، دچار تحولي كيفي كرده است، بطوري كه ديگر اهداف اجتماعي گذشته را دنبال نمي كنند. تغيير ماهوي  سنديكاها و كئوپراتيوها، به بي اعتمادي توده ها، نسبت به نيروهاي باصطلاح چپ، دامن زده است. به مثالي در اين مورد بسنده مي كنيم. سالهاست كه يكي از مهمترين كئوپراتيوهاي سرخ ايتاليا كه به نام "كئوپراتيو متحد بناها"CMR، نام دارد در پايگاه آمريكائي "آويانو"Aviano با نيروي هوائي آمريكا همكاري دارد. در سال 2005 براي شركت در ساختن پايگاه نظامي جديد آمريكا، در شهر وي چنزا (Vicenza) سه كئوپراتيو سرخ به نامهاي " كئوپراتيو بناها و سيمان سازان"CMC، و "كئوپراتيو متحد بناها" CMR، و "كنسرسيوم كئوپراتيو ساختماني" بلونيا، در ليست مناقصه كاران شركت داشتند. در مواردي  اين كئوپراتيوها با مافيا((Mafia نيز، در انجام پروژه هاي زير ساختاري، در ارتباط نزديك  بوده اند. اينست نتيجه ي گذشتن از اصول. هنگامي كه اصول زير پا گذاشته مي شود، تنها پول است كه فرمان ميراند. و آنجا كه اين خداي سرمايه داري فرمان ميراند، ديگر  پرنسيپ هاي  ضد مافيائي و  انديشه هاي ضد نظامي جائي براي ارزندام ندارند. اينها همه حاصل تحولات آرام "چپ نو"، در دهه هاي اخير، در ايتالياست.

 

-     "چپ نو"، داراي يك تاثير تخريبي ديگر نيز هست، كه براي نشان دادن خويش به زماني نسبتا طولاني تر احتياج دارد، و آن تاثير رواني بر تودها ست. با سكوت"چپ نو"، در مقابل نيروهاي راست سرمايه داري،  كه بر تمامي هستي انسان، از خوراك ، از پوشش، از انديشيدن ، از نوشيدن و غيره تسلط دارند، در فضاي جامعه، پليدي در فكر و عمل بال مي گشايد و خود خواهي و فرد گرائي و به خود انديشيدن تمامي رشته ها ي اجتماعي را از هم مي گسلد.  تجاوز به حقو.ق ديگران ، انديشه هاي نژاد پرستانه و شبه فاشيستي قوت مي گيرد و خشونت به يك پديده ي عادي بدل مي گردد. در مدت كوتاهي كه راست در ايتاليا قدرت گرفته است، ما شاهد حوادث خشونت بار بيشتري كه جنبه ي ايدئولوژيك دارد، هستيم. بعنوان مثال، قتل يك جوان در  جشن اول ماه مه، حمله به  محل اقامت مهاجران روماني((Rum و به آتش كشيدن اين مكانها، كه بر طبق اسناد ارائه شده از طرف پليس ايتاليا، به روشني، به گروه هاي شبه فاشيستي تعلق دارند.

 

-     "چپ نو"  با سكوت خود، باعث مي شود كه در درون توده ها،  بر طبق خواسته هاي نيروهاي راست، مسائل غير عمده ، به عمده بدل شده و مسائل اصلي فراموش شوند. و افراد جامعه بدنيال دشمنان مصنوعي بگردند. علت عدم امنيت اجتماعي را، نه در بيكاري و تورم و مهاجرت سرمايه به بازارهاي سود آور، بلكه  گروهي از فقيران و حاشيه نشينان جامعه معرفي كنند. و در پايان  حاشيه نشينان و محرومان جامعه را بجان هم اندازند. اين مسئله با كنترل نيروهاي راست بر تلويزيون، روزنامه ها و ديگر  مطبوعات و رسانه ها  در كوتاه  مدت مي تواند به اوج خود برسد، و باعث گسترش در گيري هاي و خشونت در سطح جامعه گردد، و در آنجاست كه براستي امنيت اجتماعي به خطر واقعي نزديك مي گردد.

 

-     مسئله ي ديگري كه قابل توجه است، و نويسنده ي اين سياهه  به عمد در پايان از آن سخن مي گويد، ماهيت طبقاتي تئوريسن هاي "چپ نو" مي باشد. اين افراد ، از شخصيتهائي چون" توني بلر" گرفته تا  "ولتروني" و يا رهبران كئوپراتيوهاي سرخ و يا سنديكاها، به كاستي مرفه تعلق دارند كه ديگر  به مسائل زحمتكشان و كارگران، كه هر روز ابعاد تازه اي بخود مي گيرند، بهيچوجه توجهي ندارند.

 

 پايان سخن، به سنتز زيرين ميكشد:

 

 "چپ نو"، در مقابل قدرت سرمايه داري تمكين و كرنش مي كند، و اگر انديشه هاي  تعمير شده خويش را حتي در زرين ترين اوراق بپيچاند، نمي تواند مهمترين  ويژگي  خود را، كه دور شدن از منافع زحمتكشان، و نزديك شدن به سيستم فاسد سرمايه داري است، از ديدگان آگاه توده ها مخفي نگهدارد.

 

 30 ارديبهشت ماه 1387  

پايان

 

فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقاله‌ها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید