![]() |
|
شماره 204- بروزرسانی دوشنبه 6/3/1387 بازگشت به صفحه اصلی |
|
كارگر كيست و طبقه كارگر كدام است؟
منوچهر بصیر
سرمايه داران اگر بتوانند، هوا را هم در شيشه كرده و به مردم ميفروشند. "مزاروش : فراسوي سرمايه"
بيشتر مردم فكر مي كنند، كارگران فقط كساني هستند كه در كارخانجات و كارگاه ها كار مي كنند. بهمين دليل است كه در روز جهاني كارگر، فقط كارگران كارخانجات، آْنهم با مشكلات خاصي در مراسم شركت مي كنند. در جامعه اي كه مفت خوري و پشت هم اندازي جاي كار را مي گيرد. كارگران از هويت، ارزش و رسالت خود خبر ندارند. دوست دارند، ميرزا بنويس فلان اداره و پادوي آْژانس املاك باشند، تا از رفاه و احترام بيشتري در جامعه برخوردار شوند. بعبارت روشن تر، كارگران از شغل خود خجالت مي كشند و از هويت خود غالبا فرار مي كنند. دليل اصلي اين مسئله اين است كه واژه كارگر خوب تعريف نشده. بدين ترتيب بايد بدون حاشيه رفتن بايد گفت: هر كس كه مجبور است براي امر معاش كار كند و حقوق بگيرد، كارگر است. بهمين دليل، از يك استاد دانشگاه گرفته تا يك رفتگر كارگر محسوب مي شوند. سر رايت ميلز، جامعه شناس ماركسيست آمريكايي، كارگران را به دو دسته يقه سفيدها (كارمندان) و يقه آبي ها (كارگران دستي) تقسيم مي كند. براي توضيح بيشتر مي توانيم بگوييم منظور از يقه سفيدان و يقه آبي ها، كارگران فكري و كارگران دستي است كه اكثر مردم بخاطر نفوذ فرهنگ طبقه مسلط از آن بي اطلاع هستند. بنظر من، اگر ما بجاي واژه كارگران، از واژه زحمتكشان استفاده كنيم مسئله روشن تر مي شود. چون يك كارمند، پرستار، حتي دكتر و مهندس هم، براي رسيدن به تخصص و هم كار پيداكردن و انجام وظيفه رنج فراواني را تحمل مي كنند كه كارگران دستي از آن بي خبرند. جان كلام اينجاست كه جامعه سرمايه داري منكر طبقات و مبارزه طبقاتي است. "لوكاچ" نظريه پرداز بزرگ ماركسيست، در كتاب ارزشمند خود: تاريخ و آگاهي طبقاتي مي نويسد: سرمايه داري اگر ماترياليست تاريخي را قبول كند، طناب دار را به گردن خود انداخته. بهمين دليل است كه هميشه بجاي استفاده از عبارت طبقه كارگر يا واژه طبقه از واژه هاي كلي مردم، وطن، وطن پرستي يا حقوق بشر موردنظر خود استفاده مي كند. او از انقلاب كبير فرانسه كه تولد بورژوازي است تا امروز مرتب شعار مي دهد كه "همه در مقابل قانون مساوي هستند". "رزا لوگزامبورگ" نظريه پرداز ماركسيست قرن نوزدهم مي گويد: آزادي بدون تساوي دروغ است. "جرج اورول" نويسنده طنزپرداز انگليسي هم معتقد است: همه در مقابل قانون مساوي هستند. اما بعضي مساوي ترند!! بطوركلي، در جامعه طبقاتي، طبقه مسلط براي تداوم سلطه خود به ارعاب و مغزشويي طبقات مسلط مي پردازند و بهمين دليل است زحمتكشان سعي دارند، با نوكري، جاسوسي، درس خواندن و كسب مدارج علمي و هر دوز و كلكي شده به طبقه بالاتر بروند. زنده ياد دكتر اميرحسين آريانپور هميشه مي گفت: در جامعه سرمايه داري روشنفكران و متخصصان را براي نوكري طبقه حاكم تربيت مي كنند. اهميت كار در زندگي انسان تا حدي است كه "انگلس" مي گفت: كار انسان را ساخت. بعبارت دقيق تر انسان تمام معلومات خود را مديون كار است. گذشته از نياز مادي، از نظر رواني هم انسان به كار احتياج دارد. بيكاري بجز از لطمات مادي، لطمات رواني هم دارد. بطوركلي در بيكاري و بيگاري يا انجام كارهايي در شان او، انسان تحقير مي شود و از نظر جسمي و رواني صدمه مي بيند. زماني كه يك ليسانس مديريت مجبور است مسافركشي كند، فشار شديد رواني را هم بايد تحمل نمايد. در پيشرفته ترين كشورهاي سرمايه داري به غير از لشكر انبوه بيكاران، مردم مجبورند به كارهايي دون شان خود بپردازند كه با صدمات جسمي و رواني شديدي همراه است. احساس اينست، خلاقيت و ارضاء شغلي يا لذت از كار از حقوق مشروع انساني است كه در جامعه سرمايه داري اثري از آن نيست. يك دلال و بسياري از مشاغل كاذب و انگلي ممكن است درآمد زيادي داشته باشند، اما بجز از ايجاد آسيب هاي اجتماعي، خود آنها نيز از شغل خود چندان راضي نيستند و غالبا احساس خستگي جسمي و رواني مي كنند. يك خياط، نانوا، نجار و مكانيك حتي يك سلماني چون حاصل كار خود را مي بيند و متوجه نياز جامعه به آن هم هستند سلامت روان و آرامش وجدان بيشتري از صاحبان ثروتمند مشاغل كاذب دارند. سرمايه داري فكر مي كند كه با سوء استفاده از پيشرفتهاي علم و فناوري مي توانند مبارزه طبقاتي را از بين برده يا كاهش دهند، در حاليكه تجربه نشان داده جايگزين كردن كامپيوتر و ربوت و غيره بجاي كارگران فقط لشگر بيكاراني كه ماركس از آنها بعنوان موتور مبارزه طبقاتي ياد مي كند، شدت مي دهد. جامعه اطلاعاتي كه امثال "بيل گيت" ثروتمندترين مرد دنيا چون بهشتي از آن ياد مي كند همين جهنمي است كه انسان را در معرض نابودي قرار داده. سرمايه داري جهاني هميشه چماق بيكاري را بالا سر زحمتكشان آماده دارد تا نيروي كار خود را به حداقل بهاء بفروشند. مثلا اصغر كارگر مكانيك محل ما، حداقل روزي ده تا دوازده ساعت كار مي كند و بعد هم بايد از گيشا به خانه خود در اسلامشهر برود. او هر وقت فرصت كند، نشريات ورزشي مي خرد و مي خواند. با كارگران ديگر در مورد فوتبال بحث مي كند. اصغر نه از حقوق كار خبر دارد، نه از روز كارگر و مسائل كارگري. بزرگترين آرزوي قهرماني تيم مورد علاقه اش است كه هر وقت مسابقه دارد براي تشويق به استاديوم مي رود. يكبار آنقدر داد زده و تيم را تشويق كرده بود كه صدايش گرفته بود. يكبار هم با هواداران تيم رقيب كتك كاري كرده بود و سر و صورتش زخمي شده بود. رضا كارگر افغاني و معتاد است. سواد كه ندارد هيچ شناسنامه هم ندارد. با عصبانيت مي گفت همه ما افغانيها را دزد و آدم كش و قاچاقچي مي دانند، مگر شما نداريد. خوب من هم مثل خيلي ديگر از شدت بدبختي و فكر و خيال معتاد شدم. بخدا يك كارگر ايراني من را معتاد كرد ... بطوركلي جنبش هاي كارگري تا امروز به اين دليل شكست خورده اند كه ابعاد جهاني نداشته اند. در حاليكه نظام سرمايه داري دقيقا يك شبكه جهاني است و جهاني عمل مي كند. اما انترناسيونال پرولتري هنوز تشكيل نشده و سرمايه داري جهاني از يك طرف با استفاده از ابزارهاي فرهنگي، فني، اقتصادي، سياسي حتي نظامي خود، نفوذ خويش را گسترش مي دهد از طرف ديگر به سركوب و تخريب جنبش هاي مردي مي پردازد. پيروزي راست افراطي در پيشرفته ترين كشورهاي سرمايه داري جهان چون آمريكا، انگليس، فرانسه و ايتاليا و فروپاشي اتحاد شوروي و بلوك او نمي تواند سرمايه داري را از بحران ساختاري خود كه مدتي است شروع شده نجات دهد. جنگ اول و دوم جهاني و ساير كودتاها و جنگ هاي منطقه اي كه هنوز ادامه دارد براي نجات سرمايه داري از بحران ساختاري خود است. سرمايه داري وحشي مدتي است كه دست به تهاجم گسترده اي براي نابودي دنيا زده، رهايي بشر همان است. مانيفست مي گويد: كارگران جهان متحد شويد. 8-2-87
|
|
فرهنگ توسعه - 1387 - لطفا مقالهها، نظرها و پیشنهادهای خود را به آدرس info@farhangetowsee.com بفرستید |